ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

سكس سامان با زن همسايه

داستان قديميست؛؛؛من سامانم و دانشجو معماريم.داستانيو كه ميخوام واستون
تعريف كنم برميگرده به 2 هفته پيش.ما يه همسايه داشتيم تازه خونشون اومده
بود تو محله ما يه زن و مرد كه يه دونه پسر بچه هم داشتن.از همون اول كه
زنرو ديدم خيلي ازش خوشم اومد. هيكله خيلي قشنگي داشت ولي شوهرش زياد
قيفه نداشت چند بار بهش اشاره دادم هيچي نمي گفت. خلاصه هر روز ميرفتم دم
خونشون نگاش ميكردم. يه روز فشن كرده بودم برم بيرون ديدم داره نيگام
ميكنه منم يه چشمك بهش زدم ديدم كسي محل نبود منم شمارمو بهش دادم اولش
نمي گرفت گفتم زنگ بزن كارت دارم. اون روز گذشت زنگ نزد صبحش ساعت10 بود
زنگ زد گفتم ديشب چرا زنگ نزدي گفت شوهرش خونه بوده.اسمشو پرسيدم گفت
اسمش نسرين 32 سالشه بهم گفت ديروز فشن كردي كجا رفتي؟ گفتم با دوستام
قرار داشتم گفت به من دروغ نگو.چند تا دوست دختر داري؟گفتم زياد.بهش
ميخورد اهل حال باشه.ازش خواستم برم خونشون قبول نكرد منم گوشيو قطع كردم
بازم زنگ زد باهاش بد حرف زدم گفت الان ميتوني بياي؟جا خوردم. گفتم شوهرت
چي؟ گفت خونه نيست.گفتم درتون باز بزار الان ميام.واقعا دوست داشتم
بكنمش.مدتها تو كفش بودم.وارد خونشون شدم ديدم خودش اومد.گفت چرا گوشيو
قطع كردي؟هيچي نگفتم گفت بيا تو از پشت بدنشو ديد زدم خيلي رديف بود اصل
جنس بود رفتيم تو اتاق بهم گفت تا حالا با كسي خوابيدي؟گفتم يه بار با
دوست دخترم سوگند اونم از عقب.يه لبخند زد گفت نميخواي شروع كني؟گفتم
نسرين شوهرت كجاست؟گفت فعلا نمياد يه لب ازش گرفتم گفت خوب بلدي سامان
جووون.اينو گفت يه جوري شدم. شهوت داشت تو اتاق موج ميزد. كيرم راست شده
بود يه لب اساسي ازش گرفتم بعد لباساشو درآورد يه سوتينه سفيد تنش بود با
يه شورت قرمز.بهم گفت بازش كن منم سريع سوتينشو باز كردم گفت تو نميخواي
لخت شي؟منم كه خداييش كف كرده بودم لباسامو درآوردم نسرين از رو شرت
كيرمو گرفت گفتم واسم ميخوري؟ يه كم نيگام كرد گفت پرو نميشي؟گفتم هرجور
دوست داري.كيرمو از تو شرت درآورد شروع كرد به خوردن.آروم به نكوش زبون
ميزد خيلي با حال كيرمو ميخورد انصافا خيلي قشنگ ساك ميزد ميگفت خيلي
وقته كه اينجوري كير نخورده.گرما و خيسي دهن نسرين كيرمو داغ داغ كرده
بود.ديگه داشتم از حال ميرفتم بهش گفتم بزار كستو بخورم.گفت جون
بخور.چشمم كه به كس نسرين افتاد كف كردم يه كس سفيدو گوشتي كه قشنگ از
لاي پاش زده بود بيرون با دستم لاي كوسشو باز كردم زبونم رو گذاشتم لاي
كوسش يه ليس زدم ديدم ناله نسرين بلند شد لبه هاي كوسشو از هم باز كردم و
زبونمو رو لبه هاي كسش مي مالوندم زبونمو از پايين كوسش كشيدم رو به بالا
حسابي بهش حال دادم هي ميگفت بخورواسم.يه دفه تمام تنش لرزيد فهميدم ارضا
شده. پاهاشو بلند كردم كيرمو فرستادم تو كوس نسرين.كوسش انقدر خيس شده
بود با اينكه كوس تنگي داشت و كير منم به اندازه كافي كلفت بود تمام
كيرمو بلعيد نسرين جيغ كشيد. شروع كردم به تلمبه زدن كه نسرين داد ميزد
محكمتر.تندتر؛بهش گفتم اجازه ميدي از عقب بكنمت؟ گفت نه به شوهرمم از عقب
ندادم؛؛كلي التماسش كردم ولي نذاشت.منم هي كيرمو تو كوسش عقب و جلو
ميكردم.نسرين حسابي كيف ميكرد ميگفت: آآآآآآخخخخخخ سامان كوسمو پاره
كننننن.گفتم بلند شو كه الان آبم مياد.گفت بريز توي كوسم؛منم همشو خالي
كردم تو كوس خوشگلش.ديگه حال نداشتم؛ولو شدم رو زمين؛بعدشم چندتا لب ازش
گرفتم لباسامو پوشيدم كه بيام نسرين جلومو گرفت.گفت: ناراحت شدي؟گفتم
چطور؟ آخه از عقب بهت ندادم؛گفتم مهم نيست گفت آخه هيكلم خراب ميشه؛بوسش
كردمو خداحافظي كردم اومدم از خونش بيرون؛بايان