ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

لز مامان با دختر خالم

من با اينکه پسرم علاقه شديد و زيادي به لز خانمها دارم.هميشه از عشقبازي دختر يا زن خيلي حال ميکنم مخصوصا اگه طرف مقابلمو بشناسم.يکي از اين ماجراها مربوط ميشه به مامان و يکي از دخترخاله هام که الهی خودم قربونش برم.اسمش نداست اين ندا خانم ما الان 20سال داره دختر خيلي باحالي خيلي هم بانمکه من هميشه از اون خوشم ميومد.همه جوره با مرام و با حاله مامانم از بين تموم بچه هاي خالم اين یکی رو خيلي دوست داره.از نظر قيافه خيلي به مامانم شبيه اون براي اينکه تو بعضي از درسهای دانشگاه مشکلداره گاهي مياد منزل ما تا مامانم به اون کمک کنه توی درسهاش .من يک روز دانشگاه بودم دانشگاه من توي يکي از شهرهاي مجاور و بعلت نزديکي مسافت راه من شبها برميگردم خونه اونروز قرار بود من اونجا بمونم چون فرداش تو دانشگاه يه کار مهم داشتم زنگ زدم به مامانم گفتم که من امشب ميمونم فردا تا قبل ازظهر ميام خونه کار دارم بعد از اينکه حرفامون تموم شود ديدم يه صداي داره از اونطرف خط مياد به مامانم گفتم که کسي خونست؟؟؟؟ گفت اره ندا اومده. گفتم جدي؟؟؟ گفت اره اون 2 سال از من کوچيکتره و منم که خيلي از اون خوشم مياد خدايش خيلي گله.اون دانشگاهش از شيراز دوره و اکثرا ميمونه همونجا و اخر هفته يا 2هفته 1بار مياد.مامانم گوشي رو داد به ندا.بعد از سلام و احول پرسي يکم سر به سرش گذاشتم قرار شود بمونه خونه که مامانم هم تنها نباشه خلاصه فرداش من کارمو کردم صبح ساعت10 نشده خونه بوديم رفتم تو ديدم ماشين مامان خونست از کفشهاي دم در فهميدم که ندا خانم هنوزم همينجاست.رفتم داخل خونه ديدم کسي توی حال نيست؟؟؟ داشتم دنبالشون ميگشتم ميخواستم صداشون کنم که يه صداي اه ه ه ه اووووووووف از اتاق مامانم اومد؟؟؟ رفتم طرف در اتاق که باز بود.خوشبختانه تخت اتاقش يه جوري که ميشه قشنگ بطوريکه ديده نشي روتخت روببيني.بله مامانم و ندا خانم افتادن به جون کوس و کون و سينه هم؟؟؟؟ من قبلا ندا رو تو لباسي باز و لخت ديده بودم ولي نه به اين شکل خيلي قيافه خوشگلي داشت.ندا و مامانم بصورت 69 روي هم بودن و داشتن کوس همدیگه رو ميخوردن.وووااااااییییییییی منکه کيرم داشت ديگه بيدار ميشد نميدونستم چيکار کنم؟؟؟ برم يا بمونم نگاه کنم؟؟؟خلاصه ايستادمونگاه کردم چه حالي ميداد؟؟خوب که کوس همو خوردن مامان پاشد وندا رو خابوند روتخت وبا يه کير مصنوعي که خيلي کلفت نبود افتاد بجون کون ندا؟؟ با خودم گفتم مگه من مردم که اينو ميکني تو کوووووون نداااااااااا؟؟؟ گاهي هم کوسش رو ميخورد و انگشت ميکرد توشششششششش تا ندا ارضا شد و ابشو خالي کرد.بعد نوبت مامانم بود که خودشو خالي کنه.هنگامي که ميخواستن جاشونو عوض کنن البته بعد از يه حدود5 دقيقه که ندا حالش اومد سرجاش چون منم خيلي به دراتاق نزديک شده بودم مامانم منو ديد و يک لحظه جا خورد؟؟؟؟؟ البته من ميدونستم مامانم اهل لز هست و قبلا هم ديده بودم که با چند نفر لز کنه ولي گاهي اينجوري نبود ديگه خلاصه مامانم به روي خودش نياورد منم سريع خودمو قايم کردم که ندا منو نبينه.از دوباره مشغول ديد زدن شدم مامانم هم گه گاهي منو ميديد ولي فقط من ديدم که داره لذت ميبره تا دستم ميرفت روکيررررم که قشنگ از زير شلوار معلوم بود چوب شده مامانم چشم قهري ميرفت البته به شوخي واااااااايیییییییی از صحنه کون ندا اون کون خوش فرمش که جلوم تکون ميخورد داشتم ديوووووووووونه ميشدم.اونمکه داشت حسابي با کير مصنوعي و دست و دهنش کون و کوس مامانمو سرويس ميکرد تا اينکه مامانم آبش اومد و ارضا شد./. منم سريع رفتم از خونه بيرون بعد از يک 10 دقيفه برگشتم انگار اصلا اتفاقي نيفتاده بود و من مامانمو با ندا نديده بودم.مامانم اومد يه بوس داد و رفت يه نيشخندم زد بعدم ندا اومد انگار حسابي با اين سکس سرحال اومده بود.حسابي سربه سرهم گذاشتيم تا شب هرسه باهم رفتيم خونه مامان بزرگم.شب موقع برگشتن به خونه همش ندا با اون هيکلش جلو چشم بود.پایان