ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

سکس با مامانم

اینم داستان قدیمی از آویزون......خاطرهای را که میخوام بگم از 2 سال پیش شروع میشه وقتی 20 ساله بودم پدرم که 68 سال داشت مرد از اون زمان من با مامانم با هم زندگی میکردیم دریک خانه کوچک 1 اتاقه مامانم تازه از دست کتکهای بابام راحت شده بود مادر من 31 ساله بود و در سن 9 سالگی ازدواج کرده بود اختلاف سنی من با مامانم 11 ساله به همین دلیل من با مامانم خیلی راحت هستیم بیشتر مثل 2 تا دوست هستیم 6 ماه از مرگ بابام گذشت یه شب زمستون از خواب بیدار شدم که برم آب بخورم که نگاهم به مامانم افتاد که پتو از روش پس رفته و من تمام هیکل ناز مامانم را دیدم به سرم زد که برم بغلش کنم ولی حیف که نمیشد از اونشب همش تو فکر مامانم بودم وقتی میرفت حموم از بالای پنجره نگاهش میکردم سینه های بلورین هیکل ناز کووووووون خوش فرم یه شب یه فکری به سرم زد و قاطی قرصهاش 3تا قرص خواب قوی که از دوستم توکه داروخانه کار میکردخریده بودم دادم وقتی خورد نیم ساعت بعد خوابید وقتی صداش کردم هیچ صدایی نشنیدم انگار مرده بود ولی نفس میکشید من هم دست به کار شدم و رفتم بغلش خوابیدم تا می تونستم مالوندمش و لیسش میزدم انگار دنیا را به من داده بودند وقتی دیدم کاملا بیهوش ه شورتش را تا زانو زدم پایین کم کم تو کونش کردم وقتی آبم اومد تمام اون را روی کونش ریختم. بعد از چند دقیقه با دستمال کونش را پاک کردم شورتش را بالا کشیدم صبح از ترس نمیتونستم از خواب بیدار شم وقتی پا شدم رفتارش مثل همیشه بود منم از این پیروزی خوشحال.چند وقتی کارم همینن بود ولی دیگه میخواستم علنی کنم به یکی از دوستام گفتم میخوام دوست دخترم را بکنم ولی نمیدونم چه جوری حشریش کنم اونم از من40000 تومن گرفت و یک قطره برای شهوت بمن داد وقتی اومدم خونه اون را برداشتم روش نوشته بود برای زنها20 و برای دخترها 15 قطره ولی من حدود 35 قطره تو یک لیوان شربت ریختم و آماده اومدن مامانم از سرکار شدم.وقتی اومد لباسهاش را در آورد و یه لباس بندری پوشید چون هوا گرم بود لباس تا زیر باسنش بود و من نگاهم به رونهای مامان سلام کردم و مثل همیشه من بوسید من هم شربت رو دادم مامانم خورد کلی تشکر کرد وگفت تو این هوا میچسبه چند دقیقه بعد گفت سرم گیج میده و بدنم کوفته شده من هم از فرصت استفاده کردم و گفتم بزار مشت ومالت بدم و بعد رفتم رو کونش نشستم و کمرش را مالیدم کم کم لباسش را بالا زدم دست به پهلوهاش کشیدم اونم هیچ عکس العملی نشون نداد منم جرات پیدا کردم دستم را بردم تو شرتش و کونش را دست میکشیدم وقتی برشگردوندم دیدم کاملا حشری شده من هم سریع لباس را از تنش بیرون آوردم و افتادم روش اونم من را بغل کرد و میبوسید من هم سریع لخت شدم و شروع کردم کوس نازش رو لیس زدن اون هم از شدت حال از خود بیخود شده بود و داد میزد بعد بلند شدم و کیرم و گرفتم جلوی دهنش یه نگاه بمن کرد که من خجالت کشیدم ولی بعد کیرم رو گذاشت دهنش و مثل حرفه ای ها ساک میزد من حس کردم ابم میخواد بیاد سریع کشیدم بیرون و رفتم به اسپری زدم و برگشتم مامانم روی زمین افتاده بود و با خودش ور میرفت و از شدت حشر بودن اه و اوه میکرد من هم سریع رفتم سراغش و کیرم که از شدت بزرگی داشت میترکید را فشار دادم تو کوووووووووسش اون هم جیغغغغغغغغغغ بلندی کشید من هم شروع کردم به تلمبه زدن و با سینه هاش بازی میکردم بعد ازش جواستم به پشت بخوابه تا تو کوووووووووونش بکنم اما اون گفت هیچوقت از پشت به بابام نداده بوده. ولی من وحشی شده بودم این چیزها حالیم نبود به پشت خوابوندمش و کیرم را روی کونش گذاشتمم هر چی فشارررررررر میدادم تو نمیرفت در سوراخ کوننش توف کردم و سر کیرررررررر خودم هم لیز کردم و با تمام قدرت فشاررررررررررر دادم که صدای جیغغغغغغغغغغغغغغ مامانم بلند شد دیگه از زور درد میخواست گریه کنه من هم بی تفاوت به کار خودم ادامه میدادم و مامانم هم بیشتر جیغ میزد تا زمانی که حس کردم ابم داره میاد کیرم را بیرون کشیدم و مامانم از شدت شهوت داشت دیوانه میشد کیرم رو محکم گرفت و گذاشت تو دهنش من هم خودم را ول کردم و تمام ابم را تو دهنش خالی کردم هر دوتامون بیحال افتادیم منم تو بغل مامانم و2 ساعت خوابیدیم وقتی از خواب بیدار شدم فکر میکردم خواب میدیدم ولی خواب نبود دیگه من شوهر مامانم شدم و هر شب تو بغل هم میخوابیم.حالا هروقت اراده کنم میتونم مامانم رو بکنم و باهم سکس داشته باشیم هرشب از بابام تشکر میکنم که همچین ارثی را برام گذاشته.پایان

2 نظرات:

ناشناس گفت...

امیر جون خوب بود چند سال پیش این داستانو خونده بودم خاطرات رو زنده کردی ممنون

ایرانی گفت...

امیرعزیز!داستان قشنگ و جذابی بودوهماهنگی خاصی بین عناصر آن وجود داشت یعنی نوعی اعتدال بین سکس وهیجان و رابطه بین پسر ومادر.نکته مهم آموزشی خارج از متن داستان این که امیدوارم اشاره ای که به ماخذ داستان نموده ای درسی باشد برای رونوشت بردارانی که توجهی به این مسئله ننموده به اختلافات دامن می زنند.باتشکر ..ایرانی