ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

سکس با زن عمو سیمین

این داستان قدیمیه.اسم من سعيد و ۲۳ سالمه داستاني رو كه ميخوام براتون تعريف كنم از بچگي من شروع ميشه و تا الان هم ادامه داره ما يك فاميل مذهبي داريم و همه در فاميل ما با حجاب هستند اما زن عموی من كه اسمش سيمين بود بي حجاب بود و عموي من تو كانادا با اون آشنا شده بود من تابستونها ميرفتم خونشون و با پسر عموم كه اسمش كامي بود بازي ميكردم بعضي شبها هم اونجا ميموندم.شبها كامي لخت مي خوابيد و سيمين بمن ميگفت كه منم لخت بخوابم چون هوا گرم بود.صبحها هم معمولا تا عصر ديگه لباس نمي پوشيديم و منو كامي با همديگه خيلي ور ميرفتيم.شبها هم بعد از اينكه همه مي خوابيدند ما با همديگه توي تخت بقول خودمون دودول بازي ميكرديم يكبار صبح كه بيدار شديم رفتيم آتاري بازي كنيم سيمين اومد پيش ما نشست و دست كرد توی شورت كامي و گفت صبح بخير دودول طلا من برگشتم و گفتم دودول طلا ديگه چيه؟/؟ اونم زد زير خنده كامي پا شد و شورتشو كشيد پايين و گفت خوب دودول طلا اينه ديگه.سيمين مال اونو بوسيد گفت اییییییییي قربون پسرم برم.منم براي اينكه كم نيارم كشيدم پايين و گفتم خوب منم دارم ديدم سيمين و كامي با تعجب به مال من نگاه ميكنن.سيمين با خنده گفت ديگه اين دودول طلا نيست.من گفتم پس چيه؟/؟ گفت به اين ميگن كيرررررررررر بعدش گفت همه از اينها ندارند مثلا دخترها كير ندارند.ما دوتايي گفتيم پس چي دارن؟؟/؟؟ اونم گفت هيچي كامي به مامانش برگشت گفت یعني تو هم كير نداري؟/؟ اونم گفت نه.من گفتم اگه راست ميگي نشون بده ببينيم.اونم بي گفتگو كشيد پايين و به ما كسشو نشون داد كه خيلي هم تر و تميز بود اما نذاشت دست بزنيم بعدشم گفت ولي شما اين حرفها رو به كسي نگين هااااااااا از اونروز به بعد ما هر وقت كه با هم بوديم هي از اين سوالها از سيمين ميكرديم و اونم بيشترشو جواب ميداد با هم استخر ميرفتيم و شورتهامون رو در مياورديم.يكبار سيمين هم اومد توی استخر و با ما بازي ميكرد ما گفتيم چرا با لباس اومدي توی آب؟/؟ تو هم لباسهاتو دربيار.وقتي تي شرتشو درآورد منو كامي مات و مبهوت به پستونهاش نگاه ميكرديم آخه خيلي درشت و چاق و چله بود بر عكس خودش كه خيلي خوش اندام و لاغر بود.وقتي هم كه با ما بازي ميكرد ما پستونهاشو فشار ميداديم و نيشگون ميگرفتيم اونم يواش يواش داغ شده بود.كامي رفت زير آب و شورتشو كشيد پايين كه يهو جيغ زد.منم گفتم چيه اونجاتو وشگون گرفته كه جيغ ميزني؟/؟ افتادم به جون پستونهاش.ما بچه بوديم و نميدونستيم چه جوري ميشه به سيمين حال داد ولي خودش بعد از اينكه از استخر اومديم بيرون توی خونه مثل ما لباس نپوشيد بعد از چند بار ديگه لخت بودن ما عادي شده بود ولي ميدونستيم كه اينكار توی فاميل عادي نيست و ازش حرف نميزديم.صبحها وقتي فيلم ميديديم كامي ميرفت توی بغل سيمين و كيرشو ميچسبوند به شكم مامانش سيمين هم روی كاناپه دراز ميكشيد.هي كامي رو جابجا ميكرد تا كيرش بره روی كسش بعد منو هم بغل ميكرد و مياورد روی خودش و با دودول هر دومون بازي ميكرد.تقريبا همون سال اولي كه ما شروع كرده بوديم اينكارها رو كردن عموم با خونوادش رفتن كانادا تا ۷ سال كه من ۱۶ ساله شده بودم.اونموقع اونها بخاطر مشکلات توی اونجا تصميم گرفتن كه سيمين با كامي بيان تهران اما عموم بخاطر كاري كه داشت چند ماه بعد بياد.من دوباره ياد خاطرهام افتادم.ميرفتم خونه سيمين و با كامي دوباره شروع كرديم به صحبت ديدم كه كامي ديگه علاقه اي به اون كارها نداره اما سيمين هموندفعه اول بعد از خوش و بش گفت دودول طلات چطوره؟/؟ فهميدم كه اونم طالبه گفتم سلام ميرسونه و خنديديم.از خودم پرسيد و اينكه دوست دختر دارم يا نه و اينكه ميكنمش يا نه؟/؟ بعدشم گفت اگه خواستي دوستتو بكني خونه ما در اختيارته و كليدم بهم داد گفت يكم اين كامي رو هم توی كارهات بازي بده چون اونجا خيلي حال ميكرده و از وقتي اومده اينجا حالش گرفته شده من به شوخي گقتم تو كه اصلا حال نميكردي؟/؟ خنديد و گفت بيشتر با همين كامي و دوستهاش يک ناخونكي ميزديم ميخوام ببينم تو هم مايه شو داري يا فقط بلدي حرف بزني؟/؟ گفتم حيف كه كامي اينجاست وگرنه ميگفتم اون دودول طلاي كوچولو چه هيكل و بازويي بهم زده و چی به روزگارت مياره.اونم كم نياورد و گفت الان مي فرستمش دنبال نخود سياه.كامي بعد از ۵ دقيقه رفت و ما شروع كرديم به لخت كردن همديگه و توی همين حين لب ميگرفتيم خيلي داغ بود هي خودشو ميماليد و ناله ميكرد پستونهاشو كه از بچگي چشمهام روش مونده بود و آرزوي خوردنشو داشتم فشار ميدادم هنوز همونجوري ترگل و ورگل و جون دار بود.دستشو انداخت دور گردنم و يك پاشو آورد قلاب كرد پشتم منم برگردوندمش و بلندش كردم با كيرررررررم فشارش ميدادم به ديوار و از روي شلوار تلمبه ميزدم تا حشري بشه ناله هاش ديگه بلند شده بود دست انداختم و پستونهاش رو كردم توی دهنم و حسابي خوردم هم ميماليدم و ميخوردم.دستمو گرفت و دو تا انگشتم رو برد طرف كوووووووسش گفت بكنننننن توشششش توی همون حالت كه ميكردمش خودشو كشوند طرف كاناپه و خودشو انداخت روی كاناپه و پاهاشو داد بالا من ديوانه وار با كسش بازي ميكردم و همه جاي كسش رو هم زبون ميزدم و همينطور بالاتر ميومدم و سينه اش رو هم مي ليسيدم سر سينه هاشو گاز ميزدم و مي چلوندم چند دقيقه كه اينكار رو كردم برگشت گفت بكنننننننن توش وگرنه ميميرممممممممممم من تازه شورت و شلوارم رو درآوردم وقتي كيرمو ديد گفت من از بچگيت ميدونستم كه آينده ات خوب ميشه كيرم رو گرفت توی دهنش چرخوند و بعد توف كرد روش و گفت بكن تو كسم منم يهو كردم كه جيغ بكشه و ناله كنه كيرم خورد به ته كسش و جيغ بلندي كشيد كسش خيلي تنگ نبود معلوم بود اونجا خيلي داده ولي پر آب بود برگشت گفت كسم پاره شددددددددد خيلی بي انصافي آدم دفعه اول عزيزشو اينطوري ميكنههههههههه؟؟/؟؟ دردش گرفته بود درآوردم و يكم ماليدمش و دوباره كردم تو كسش پاهاشو دورم حلقه كرده بود و فشار ميداد جوريكه راحت نميتونستم تلمبه بزنم از همه ی زورم استفاده ميكردم ديدم كيرم داغ شده و ممكنه آبم زود بياد درآوردم و گفتم بشين روش پشت به خودم كردمش تا وقتي كيرم رو تو كسش ميكنه بخوره به ديواره جلوي کسش تا زودتر ارضا بشه بعد دوباره همون حالت افتادم روش و ايندفعه پاهاشو گذاشتم رو شونه هام كه نتونه زياد تكون بخوره و كيرمو با قدرت تمام ميزدم به ته كسش ديگه يک تيكه همينطور جيغ ميكشيد يهو كيرم خيس شد فهميدم كه ارضا شده اما من هنوز جا داشتم خوشحال بودم كه اون اول خالي شده بي توجه به اون باز تلمبه ميزدم تقريبا چند ثانيه بعد داشت آبم ميومد گفتم كجا بريزم؟؟/؟؟ گفت بريز توش توی كانادا راهش رو بستم من روش خوابيدم و كيرم رو آنچنان فشار ميدادم و داد ميزدم كه زير من دست و پا ميزد بعد از اينكه خالي شدم منو انداخت پايين كاناپه و گفت اگه يكم ديگه طول ميكشيد خفه ميشدم وقتي يكساعت بعد كامي اومد همه چيز رو براش تعريف كرد منم قضيه اون يكي زن عمومو تعريف كردم تا اونم بياد تو جمع ما تا اومدن عموم ما يک چند ماهي با هم بوديم و پارتي داشتیم و سكس دسته جمعي داشتيم.پایان