ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

تمنای تمنا 4

واقعا نمی دونستم که دفعه بعد که فینال کار بود و باید آخرین قدمو بر می داشتم چگونه این کارو انجام بدم . فکر می کردم خیلی ساده هست . با این که شعیب منو گاییده بود ولی هنوز یه حجب و حیا و احترام خاصی بین ما حاکم بود پرده حیایی که به این سادگی پاره نمی شد . تو حال و روز خودم نبودم . همش در این فکر بودم که چطور می تونم به هدفم برسم . هر نقشه ای که به ذهنم می رسید جز دور زدن دور خودم چیز دیگه ای نبود . بعد از ظهر شنبه بود . برای پرستار کاری پیش اومده بود و زودتر رفته بود . منم سریع یه رسیدگی به وضع شعبان کرده وکولرو رودرجه سردتر گذاشتم دواهاشو بهش دادم . این داروها حسابی خوابش می کرد . وقتی که مطمئن شدم خوابه رفتم سراغ شعیب -پسرم با درسات چطوری ؟/؟-خوبم مشغولم -بهداشتو رعایت می کنی ؟/؟-آره مامان ولی یه بار دیگه باید تیغ زدنو به من یاد بدی .-موهای زائدت که به این زودی بلند نشده ؟/؟-نه مامان اگه فکر می کنی که باید اصلاحش کنم بگو . هر چی فکر کردم دیدم دو سه روز نمیشه که کیرشو تمیز کردم -شعیب جون دستم درد می کنه نمی تونم پشت و کمرمو لیف مالی کنم بیا با هم بریم حموم این کارو واسم انجام بده متوسل شدم به یک نقشه قدیمی و ماجرایی که در دهها داستان سکسی خونده بودم . حموم رفتن لیف زدن و بعد آنچه که باید بشود . حالا من باید در این فکر می بودم که آن چه که باید بشود چگونه بشود . فوقش اگه نتونستم جریانو طبیعی کنم یه جوری موضوع دیشبو پیش می کشم . مثلا میگم قطره های منی روی پاهام دیدم . پدرت که کاره ای نبود و مرد دیگه ای هم که این دور و برا نبود.  این جوری خوبه وقتی که دارم نرم میشم این موضوع رو پیش می کشم و توپو میندازم تو زمین اون یعنی یه جوری نشون میدم که شروع کننده اون باشه و من یه مادر ایثار گر باشم . باهم رفتیم حموم .. به روی شکم و دمر دراز کشیدم -پسرم دستت درد نکنه می تونی شروع کنی .یه خورده هم اگه ماساژم بدی بد نیست مخصوصا کونمو یه خورده بالاتر آورده که وسوسه انگیز تر و بر جسته تر شه . یه سری حرفای الکی هم می زدم -پسرم اگه بالغ شدی بگو واست دستور غسل جنابتو بنویسم .ا گه غسل گردنت باشه انجام ندی گناه می کنی قربونت برم من . داستان قدیمی شروع شد . یکی از اون شورتای استریپ تیزی رو پوشیده بودم که می دونم تا حالا کیر شعیبو تیز کرده بود . با دستای پسرونه اش واسم لیف می زدو ماساژم می داد -پسرم جوابمو ندادی یک آن رومو برگردوندم کیرش مثل یک کوه تو زمین شورتش سر بلند کرده بود . فرم داستانو عوض کرده بودم . توی بیشتر داستانها وقتی دست به لای پای زن می رسه جرقه و شعله شروع میشه و من مسیرو تغییر داده بودم . شورت شعیبو از پاش کشیدم پایین . کیرشو گرفتم تو دستم . ببین تو یه مرد شدی مرد . باید مواظب خودت باشی . من مادرتم . هر کمکی از دستم بیاد واست دریغ نمی کنم . من دوست دارم پسرم پاک باشه و از این دوران بحرانی به سلامت بیرون بیاد . دوست دارم پسرم حرف راستو به من بزنه . هر چی میخواد به من بگه یه سری احتیاجاتیه که در ساختمون بدنی هر زن و مردی وجود داره و من اگه نتونم کمکت کنم پس نباید اسم یه مادرو رو خودم بذارم . همین جور که کیر شعیب تو دستم بود و طوری چسبیده بودمش که انگار یه زندانی فراریه و باید مراقبش باشم که در نره ادامه دادم -پسرم دیشب یه مشکلی واسم پیش اومده نمی دونم چیکار کنم کاریه که شده . ببینم تو که مثل من قرص خواب نخورده بودی . ؟/؟سرو صدایی چیزی نشنیدی ؟/؟-نه مامان من همش خواب و بیدار بودم . حواسم به بابا بود که اگه چیزی خواست بهش بدم -عزیزم تو پسر منی و من باید یه سری مسائلو واست روشن کنم . زرد کرده بود . فکر کرد درجا می خوام رسواش کنم . ببین یه مرد وقتی بالغ میشه در اثر هوس زیاد یه مایع چسبناک شیری رنگ از پشت کمرش حرکت می کنه و از راه شومبولش که حالا باید رودر واسی رو باهات بذارم کنار و بگم کیر می ریزه بیرون .. راههای زیادی واسه تخلیه این آب که بهش میگن منی وجود داره . یکی این که با دستات این کارو کنی . فکر کنی که با یه جنس مخالف طرف شدی و آبتو بیاری . یا این که اونو فرو کنی تو یکی از سوراخای کوس یا کون زن یاتو دهنش یا به یه جاش بمالی . حرف من اینه . من دم صبح یه لحظه بیدار شدم و دیدم چند قطره از همین آبا داره از کوسم می ریزه بیرون . بیرون کوسم می سوخت . پدرت که نمی تونست این کارو باهام کرده باشه .دزد که نیومده خونه مون . همه طلاهام سر جاشه . فقط شکم به اینه که کار تو باشه . اگه این کارو کردی راستشو بگو نذار فکرم هزار تا راه بره . و نتیجه ای نگیره . من آبرو دارم نمی خوام دست هر نامحرمی به من برسه . اگه می خواستی یه جوری خودتو تخلیه کنی و کردی بگو من ناراحت نمی شم . درسته که در ظاهر کار غلطیه و آدم بامامانش از این کارا نمی کنه .. راستش ازبس خودم فک زده بودم خسته شدم . آخوند بالا منبر این همه روضه نمی خوند که من واسه پسرم داستان سرایی کردم . سر آخر هم گفتم من مادر بد ذاتی نیستم . اهل تنبیه هم نیستم . یه پسر دارم درکش می کنم . اگه کار خودت بود راستشو بگو . پا شدم کیرشو ول کردم . شورت و سوتین خودمم در آوردم تا سکسی سکسی بشم و بیشتر تحریکش کرده دلشو ببرم . مثل مادرایی که عاشق صداقت و تربیت بچه هاشون هستن پشت به شعیب کونمو قمبل کرده لاپامو طوری باز کردم که سوراخ کوس خیس کرده ام مشخص شه -این آخرین مهلتته شعیب !من همین جور تا چند دقیقه وای می ایستم اگه کار خودت بود و نمی خوای چیزی بگی یک راه خوبی پیش پات گذاشتم . فقط اینو بدون من می خوام تو هرزه نشی و کمکت می کنم  . کیرت نماینده زبون و دلت باشه . باهام روراست باش وکیرتو همونجور که با اون سختی و ترس و لرز فرو کردی تو کوسم و منو گاییدی دوباره بذار تو کوسم تا من از نگرانی در آم . قلبم به شدت می تپید . صورتم داغ شده بود . یعنی پسرم این قدر شجاعت داره که با یه حرکت هم خودشو هم منو به فیض برسونه ؟/؟می دونم که اون دیشب طعم کوسو چشیده و لذتشو برده و بازم تو فکرشه ولی یه خورده شرم و حیا داره . هیجان داشت منو می کشت . به زور جلو لرزیدن خودمو می گرفتم . دوست داشتم خیلی بی خیال نشون بدم . خودمو آماده کرده بودم که ورود رسمی کیرشو به کوسم جشن بگیرم .. داشتم نا امید می شدم . یهو حس کردم یه چیزی با کوسم تماس گرفت و در ضرب بعدی تا آخرش رفت داخل . ضرب بعدی همچین بود که دستمو به لوله دوش که سمت راستم بود و چند سانتی با دیوار فاصله داشت گرفتم تا با کله به کاشیهای دیوار روبروم نخورم .. ادامه دارد .. نویسنده .. ایرانی 

1 نظرات:

matin گفت...

اخر داستان این خیلی ردیف هست مرسی