ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مادر فداکار 9

پس از چند روز که استراحت کرده بود یه کوس تازه و جوون حسابی اونو سر حال می آورد . مچ دستای سوسنو گرفت و روی زن دایی داغ و هوس انگیزش سوار شد -سوسن جون از کجات شروع کنم -از هر جا که دوست داری از هر جا که شروع کنی کیف و حاله . عشق و صفاست -می میرم این صفا رو . کی میره این همه راه رو -پس امیر خان چیکاره هست -قربون زندایی ایرونیش میره . امیر جون مگه دوست داشتی به جای ایرانی خارجی ببینی -کاش همه مث تو تر و تازه بودن -اوه اوه اوه اوه عمرا اگه بذارم بهم دست بزنی .چی گفتی ؟/؟مگه غیر من چند تای دیگه زیر سرت داری ؟/؟ -واییییی سوسن جون ببینم تو ناراحت نیستی که به دایی امیدم خیانت می کنی ؟/؟ -خوشم میاد فوری رو ده من آس رو کردی . کارتو بکن پسر الان خواهر شوهرم سر می رسه -بابا گفتم کاریت نباشه مامان از خودمونه .-ای ناقلا ببینم آدم که یرشو تو کوس زن دایی فرو کنه یه دست گرمی میشه واسه این که بعدا ننه شو بگاد راستشو بگو با مامانت هم آره ؟/؟ -سوسن جون مادر فرق می کنه -آخه تو کدوم کتاب و رساله نوشته که میشه زن دایی رو گایید . ننه هم همین طوره دیگه . حالا بعدا می خوای این کارو بکنی بکن .-راستش هنوز بهش فکر نکردم ولی عشق مادری فرق می کنه و اصلا هم دوست ندارم در باره اش فکر کنم -پس بیا به من فکر کن . دستاشو باز کرد و امیر خودشو انداخت رو سوسن -آهههههه عزیزم عشق من امیر از سکست لذت ببر باهام حال کن هر جوری دوست داری و عشقته از تن و بدنم لذت ببر . نوک سینه هامو میک بزن . تمام تنمو . زیر گلومو شونه هامو . فقط حواست باشه میکم که می زنی فوری لبتو ورداری که کبودم نکنی . کارتو استاندارد انجام بده . بهم حال بده خیلی کلکی امیر .. می دونستم منو میخوای .از نگات از حرکاتت معلوم بود که تشنه منی . منم می خواستمت و می خوامت -چطور حس کردی که می تونم بهت حال بدم -اوووووففففف من می میرم برای بدن ورزشکاریت اون دفعه ای که تو و مامان اومدین خونه ما متوجه نبودی که یه چند ثانیه ای زل زده بودم تو جایگاه کیرت . همون یه نگاه از پشت شلوارت کافی بود که متوجه شم یه کیر کلفت و کاری داری . شاید باور نکنی از اون وقت تا حالا همش در این فکرم که چطور می تونم خودمو بسپرم به اون نگاه حریصت که هر کاری که دوست داری باهام انجام بدی و هر جوری که می خوای منو بکنی .شاید باور نکنی یه شب خواب کیرتو دیدم . خوای دیدم که اومدی سراغ من و می خوای منو بکنی -خب ناراحت که نشدی -نه اتفاقا خیلی هم خوشحال شدم و می خواستم خودمو تسلیمت کنم -کلاس که نذاشتی -نه چه کلاسی تازه یه خورده خجالت می کشیدم -اوه سوسن جون از این حرفا دیگه نزن -چیه حالا که تسلیمت شدم داری خودتو می گیری ؟/؟ -بقیه خوابتو تعریف کن ببینم -لزومی داره بگم . حالا که تو بیداری زیر کیرتم . تو دو تا پاهامو به دو طرف باز کردی و کیر کلفتتو فرو کردی تو کوسم . نمی دونی چقدر حال کردم -خب اون کیر با این کیری که الان می بینی شباهتی داره یا نه ؟/؟-اگه بهت بگم که دو تایی شون تقریبا یه اندازه ان دروغ نگفتم . ولی این امید دیوونه از خواب بیدارم کرد و گفت که نیاز داره . منم شدم برج زهر مار و اصلا بهش حال ندادم . عصبی شده بودم . ترجیح می دادم بخوابم و خواب تو و کیر تو رو ببینم تا این دایی نسناست بیاد سراغ من .-این جوری در موردش حرف نزن خیلی دوستش دارم -معلومه چقدر به دایی جونت وفاداری وتا چند لحظه دیگه می خوای کیرتو فرو کنی تو ی کوس زنش .-تو خواب که ندیدی امیر کوستو بخوره که -نه -پس حالا تو بیداری ببین . کوس غنچه ای زندایی جونشو گذاشت تو دهنش و شروع کرد به میک زدن اون . دهن و درازای لبای امیر بزرگتر از کوس سوسن بود و خیلی راحت اونو می لیسید -واییییی نهههههه چه با حال می خوری بخور بکن منو . عزیزم حال بده من کشته مرده این جور میک زدنم . اوخ نمی دونم چیکار کنم . این جوری که تو داری بهم حال میدی رو هر حرکتی کلی باید زوم کنی . من دارم دیوونه میشم . می خواستم تا اومدن المیرا تمومش کنم . نههههه نههههه آتیشم نزن . خواهش می کنم -تو که منو کشتی دیوونه چقدر موهای سرمو می کشی .-امیر خوشم میاد دست خودم نیست . اگه زیاد حرف بزنی کچلت می کنم -سوسن جونم گفتم مامان از ماست . خجالت نکش -نه نه نمی خوام بهونه دستش بدم . اگه یه خورده فکر کنی می فهمی که در واقع اون ما رو با هم جور کرده و خودتو و من هم راضی بودیم -راست میگی حق با توهه تازه دارم به پسرش حال میدم به غریبه که حال نمیدم که خواهر شوهر بازی در بیاره ولی خب دیگه چیکار میشه کرد کوسم دیگه به هوس اومده  و شرم و حیا حالیش نمیشه . امیر دستشو گذاشت زیر کمر زن دایی و اونو آورد بالا و بعد بر عکسش کرد و این بار ازش خواست که واسش قمبل کنه . لای کونشو باز کرد و سوراخ کون و کوسشو با هم می لیسید -همه اینا رو بذار به حساب بدهی من که ..-اووووووفففف سوسن سوسن سوسن جون من از خوردن سوراخ کوس و کونت سیر نمیشم . می خوام همه شو خودم بخورم . هیچی واسه دایی جون نذارم -بخور بخور همه شو بخور همش مال تو هیچی واسش نذار . تو که الان این قدر حریصی وقتی که کیرتو بذاری توش چطور دلت میاد درش بیاری -سوسن جون من دارم فکر می کنم این کوست تحمل کیر منو داره یا نه . کون و سوراخ کون پیشکش -من که آرزومه هر دو تا سوراخمو بکنی .امیر گفت آماده ای عزیزم -عشق من من هفته هاست که آماده ام پس بگیرش که اومد .. خیسی کوس سوسن کیر امیر رو به طرف کوس تنگ فرستاد و امیر حس کرد در یه دنیایی سیر می کنه که هیچ غمی توش وجود نداره .. ادامه دارد .. نویسنده .. ایرانی 

8 نظرات:

jemco گفت...

داداش عزیز
یک کلام خیلی دوست داشتنی هستی

پاینده باشی.....

ایرانی گفت...

از نهایت لطف توست که چنین مطلبی را عنوان می کنی .فقط همین را می دانم که من شما دوست داشتنی ها را بسیار دوست می دارم ..ایرانی

جيبر گفت...

عالي بود خسته نباشي

ایرانی گفت...

تشکر جیبر عزیز .امروزبازی داریم .امیدوارم ببریم .اگه دماغ سوخته شدیم صداشو در نمیارم ..ایرانی

mehdi گفت...

Khaste banashi Dost aziz.be nazare man dastanet On garmi o HAVASE aval dastano nadare .hamishe Moafagh bashi

ایرانی گفت...

سلام مهدی جان .خسته نباشی .داستان هم مثل ماجرای زندگی آدم می مونه. فراز و نشیب داره سلیقه ها و بر داشت ها هم متفاوتند .هنوز ماجراهای زیادی تا پایانی که هنوز ننوشتم باقی مونده (وجود داره ).سربلند باشی ..ایرانی

matin گفت...

خیلی عالی و زیبا مرسی

ایرانی گفت...

ممنونم ازت آقا متین دوست داشتنی .پیروز باشی ..ایرانی