ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

سكس امير و دختر دايي مينا

من ۱۷ سالم بود و تا اون مو قع با کسی سکس نداشتم و از شوبولی (کیرم) فقط برای شاشیدن استفاده کرده بودم. البته راهای استفاده از شوبولی رو بلد بودم اما موقعیت مناسبی پیش نیومده بود.یادمه که اون سال بعد از امتحانات خرداد و گرفتن کارنامه ها بابام گفت که قرار بریم مسافرتو کم شروع کردن به فراهم کردن مقدمات سفرکردند.. اینطور که بوش میومد مثل همیشه اول میرفتیم شمال وبعد یه دور شمسی قمری میزدیم و بر میگشتیم.یادم نیست که جمعه بود یا شنبه....قرار بود فردا راه بیوفتیم. شب بود که بابام به داییم تلفن زد و برنامه سفروبه داییم اینا گفت.. نمیدونم چی شد که داییم هم هوس سفر کرد. بنابر این مسافرت ما چند روز عقب افتاد.چون قرار شد ما با داییم وبچه هاش بریم. داییم هم در به در دنبال مرخصیمن که کلی دلمو صابون زده بودم که فردا راه میوفتیم حسابی ریده شد به اعصابم و شروع کردم با خودمغرغر کردن و به دایی فحش دادن ، شوبولی رو حواله زن و بچش میکردم که یهو یاد دختر داییم افتادم اسمشو از این یه بعد میزارم مینا که یه دختر خوشکل و تپل و سفید بود...هر چی از خوشگلی اون بگمکم گفتم.... خودمونیم چند بار دنبال یه فرصت بودم که بکنمش اما نشد یهو چراغ مغزم روشن شد وبا خودم گفتم که شاید توی این سفر یه موقعیتی پیش بیاد که شاید بشه از خجالت شوبولی در بیایم و یه حالیبهش بدم.. کلی خوشحال شدمو واسه خودم نقشه میکشیدم که چه جوری بکنمش .تا اینکه اون روز کذایی رسید و ما راه افتادیم. من وسط راه رفتم تو ماشین داییم تا یه کم رو مخ مینا کار کنم.منو مینا از بچگی با هم همبازی بودیم و داییم هم زیاد آدم گیری نبود و کاری به کار ما نداشت. منو مینا وبرادرش که 6 سالش بود عقب نشسته بودیم (پسر داییه کونده اومده بود وسط ما دوتا) تا اونجا کلی با مینا ازگذشته و حال و آینده و هر کسو شعر دیگه که به ذهنم رسید حرف زدیم. شب بود که همه رسیدم لب دریا وبابام و داییم با هزار بدبختی یه ویلا گیر اوردن. دقیقا کنار دریا بود شب همه خسته بودن و میخواستن بخوابن.قرار شد فردا هم یریم یه گشتی بزنیم و خرید کنیم دایییم و زن داییم رفتن توی یه اتاق ، مامان و بابای منهم رفتن یه اتاق و منو برادرم که از من ۳ سال کوچیک تره اما از من زرنگتر و دختر باز تره ، (و از همهکارای من معمولا با خبره و هیچی هم به کسی نمیگه) داشتم میگفتم..قرار شد ما بچه ها هم همه باهمتوی هال بخوابیم.. مینا رفت روی کاناپه که اونور هال بود خوابید ، منو برادرم و پسر داییم هم رویزمین و کنار هم خوابیدیم.من که توی کل این مدت فقط دنبال یه فرصت بودم روضاع رو مناسب دیدم و با خودم گفتم خودمو به خوابمیزنم تا همه بخوابن بعدش یه کاری میکنم. بالاخره چشمامو بستم که مثلا من خوابم..... بدفعه چشماموباز کردم و فهمیدم که خوابم برده حدود ۱ ساعت خوابیده بودم. گفتم چه بهتر الان که همه خوابن..اما بازم پاشدم و یه سرو گوشی آب دادم..دیدم همه خوابیدن. یه نگاه به مینا انداختم...وای نمیدونید چیدیدم یه فرشته ناز که یقه لباسش یکمی باز شده بود و سینه های گرد و خوش تراشش دیده میشد...تازه کونش هم کاملا وحتی توی نور کم چراغ خواب به زیبایی دیده میشد.تا حالا مینا رو اینقدر سکسی ندیده بودم.. شوبولی (کیرم) عین تیر چراغ برق قد علم کرده بود و آمپرشزده بود بالا و حسابی داغ شده بود....آرومو بی سرو صدا رفتم کنار کناپه که مینا روش خواب بود نشستم.دلم میخواست که سینه هاشو چنگ بزنم و لباشو بخورم.... اما ترس از بیدار شدن مینا نمیذاشت.بدنم داغ شده بود و قلبم عین موتور دیزلی صدا میداد .....مونده بودم چیکار کنم...آروم یه دسته کوچیکی بهپاش زدم اما ترس ورم داشت زود پریدم توی رخت خوابم... بعد از چند دقیقه با خودم گفتم کسخل تا کی میخوای از کیرت فقط واسه شاشیدن و دکور استفاده کنی...از طرفی ممکن بود دیگه همچین موقعیتی پیش نباد براماین بود که دو باره پاشدم و دست یه کار شدم..... تمام فکرم این بود که مینا بیدار نشه و من هم حالمو بکنمتازه اگه باباش بیدار میشد چی ؟؟؟ بکونم میزاشتن...پس زیاد وقت نداشتم...دلو زدم به دریا.... مینا به پهلو و رو به من خوابیده بود...منم دست راستمو گزاشتم روی کونش و تکون نخوردم که بیدار نشهکم کم جرات پیدا کردمو با دست دیگم آروم سینشو میمالیدم...توی حال خودم نبودم که احساس کردم مینا بیدارشد. کیرم که تا چند دقیقه قبل یه کلفتی و سفتی درخت چنار بود از ترس شده بود مثل یه مداد کوچیک.....مینا هم یهو بلند شد و نشست..احساس کردم میخواد داد بزنه..هم من هم اون از ترس ریده بودیم....من زود با دست جلوی دهنشو گرفتم تا مغزش آنتن بده و منو بشناسه و داد نزنه....بعد دستمو برداشتم...اشک تو چشماش جمع شده بود.بهم گفت داشتی چیکار میکردی ؟ گفتم هیچی به خدا ( آره اروای عمت) به گه خوردن افتاده بودم...فقط خواهش میکردم که ساکت باشه و گریه نکنه...دستشو گرفتم و بردمش توی اتاق زیر شیرونی.... (البتهبا کلی ترس و لرز و کس لیسی کردن مینا) که با من بیادو صداش درنیاد تا براش توضیح بدم.جای کوچیکی بود با سقف کوتاه..چراغ وروشن کردم..مینا دوباره گفت چیکار میکردی با من پسره بیشعور ؟گفتم هیچی..فقط ساکت باش..اما ول کن نبود. خلاصه گفتم که دست خودم نبود و نمیخواستم ناراحتش کنم...که پقی زد زیر گریه. منم دلم براش سوخت و توی دلم هر چی فحش بلد بودم یه خودم دادم...مینا داشت گریه میکرد و من نیدونستم چیکار کنم..واسه اینکه آرومش کنم بغلش کردم. اما با تعجب دیدم کهاونم منو همراهی کردو منو بغل کرد. باورم نمیشد....کم کم صدای گریه هاش هم قطع شد.....منم حشرم کم کم زد بالا و دوباره سعی کردم دست به کار شم...اینبار دیگه مینا مخالفتی نمی کرد و منم ریتممالوندنم تند شده بود. از سر تا نوک پاشو میبوسیدم و همه جاشو ماساژ میدادم. بعد از چند دقیقه دیدممینا هم حشری شده و تحریک شدنو از نگاهش میشد فهمید...من بر اساس چیزایی که توی فیلم های سکسی دیده بودم و توی سایت ها خونده بودم شروع کردم به لب گرفتناز اون. مینا هم با من همکاری میکرد بعد یدفعه مثل وحشی ها لباس مینا رو از تنش در اوردم و سوتینش بازکردم.. عین آدم های قحطی زده شروع کردم به خوردن سینه هاش...واییییییییی..... خیلی خوش مزه بود..چه بویی میداد..سفید و گرد وسفت...زیاد بزرگ نبودن اما خیلی ناز بودن..نوک سینه هاشو گاز میگرفتمو میمکیدم. کم کم نفسهای مینا تبدیل شده بود به آه و ناله هایی که منو بیشتر تحریک میکرد ...یواش و آروم اومدم پایین تر و شکمشو لیس میزدم... بهش گفتم شلوارتو در بیار که دارم میمیرم.اما مینا فقط اه و ناله میکرد و خودشو میمالید و گاهی هم موهامو چنگ میزد.... جوابمو نداد.اما بعد از چند دقیه آروم و یواش گفت خودت اینکارو بکن...منم زرتی شلوارو شرتش و باهم کشیدم پایین واز پاش در آوردم..که دیدم مینا خودشو جمع کرد و با یه لبخند کوچکی گفت پسره ی خل..شلوار خودتو گفتمتازه نگاهم به خودم افتاد..شوبولی توی شلوارم خیمه زده بود و منم تمام لباسم تنم بود....نفهمیدم چه جوریاما در عرض ۱۰- ۱۲ ثانیه لخت لخت شدم.... دیدم مینا هم خودشو شل کرد منو کشید روی خودش...شایدمی خواست با اینکار بدن سفیدو نرمشو از من پنهون کنه...منم حسابی مینا رو بغل کرده بودمو به خودمفشارش میدادم...اما یادم افتاد که من هنوز بهشت مینارو از بس که حول شدم ندیدم...با یه حرکت جایخودمو با مینا اوز کردم و با هر مکافاتی بود یه حالتی شبیه 96 لاتین درست کردیم... چشمم به کسش افتاد...چه ناز بود..از لای پاش زده بود بیرون و خیس خیس شده بود ...شروع کردم به لیسیدنش...تمام کسشو بازبونم تمیز کردم...بوی خوبی هم میداد و معلوم بود که تازه تروتمیز شده بود...صاف صاف بدون یه لاخ مو... مینا هم داشت کیر منو ساک میزد برام عجیب بود که چطور یه دختر برای اولین بار ایقدر با مهارتساک میزنه....کیرمو تا ته میکرد تو دهنش و میکشید بیرون و سرشو میک میزد...انگار داره آبنبات میخوره..یواش یواش احساس میکردم داره آبم میاد...به مینا گفتم که بسه...داره میاد...اما ول کن نبود و همین طورکله شوبولی تو دهنش بود...منم دیدم این کس کش شاید بخواد اینطوری کارو زود تموم کنه و سر شوبولی بی کلاه بمونه.....از رویخودم کنارش زدم و هر جوری بود خودمو شوبولی رو نجات دادم....این بار پوزیشن رو عوض کردم و منرفتم روی مینا... پاهامو انداختم دو طرف پاهای مینا و با این کار سعی میکردم که پاهای اونو بهم نزدیککنم تا بیشتر لذت ببریم...شوبولی رو فرستادم اون وسط مسطا که هر کاری دلش خواست بکنه.... تا ۳ یا ۴بار تلمبه زدم دیدم مینا ناخون هاشو تو پشت من فرو کرد و نفسش بند اومد و یکمی لرزید ....فهمیدم که ارضاءشده..چند ثانیه بهش مهلت دادم که حالش بیاد سر جاش و دوباره خواستم شروع کنم که دیدم پاهاشو باز کرد وگفت : بکن توش...بکن...دارم میمرم...تعجب کرده بودم.. گفتم مگه اپنی..با سر اشاره کرد که آره....آقامارو میگی تو کونمون عروسی شد وبزن وبرقصی راه افتاد...منم که ناشی بودم یه دفعه همه شوبولی روفرستادم توش..که مینا یه داد خفیفی زد و دوباره آه و ناله شروع شد.... کسش آب انداخته بود و حسابی خیسو داغ بود...شروع کردم به تلمبه زدن...مینا هم هی در گوشم زم زمه میکرد... ) اییی... تند تر..آخ و.... (کم کم احساس کردم آبم داره میاد...زود گشیدم بیرونو آبم اومد و شوبولی حسابی شکم مینارو خیس کرد...تا ۵دقیقه بیحس روی مینا بودم و حال تکون خوردن نداشتم..بعد بلند شدیمو خودمونو تمیز کردیم.... رفتیمخوابیدیم.... فرداش از مینا پرسیدم کی افتخار افتتاح کس نازتو داسته... گفت : علی پسر عمه دیگه مینا وبه عبارتی پسر خاله خودم اینجا بود که فهمیدم اون مهارت در ساک زدن از کجا آب میخوره....از اون بهبعد هر وقت فرصتی پیش بیاد باز هم با هم سکس میکنیم و از سکس با هم لذت میبریم.پایان

سكس امير و سيمين

يكي از همكارام يه عمل جراحي انجام داده بود و خونه بستري بود روز پنجشنبه غروب تصميم گرفتم برم عيادتش حدود ساعت 7 عصر بود رسيدم خونشون تو عظيميه كرج بعد از ورودم به داخل و سلام و احوالپرسي با خانم دوستم رفتم كنار دوستم و روبوسي كرديم و نشستم كنار تختش خانمش هم روي مبل نشسته بود روبروي ما يه چند دقيقه اي گذشت و كه ديدم از آشپزخونه يه هوري با يه سيني شربت اومد بيرون يه زن 28 / 29 ساله قد بلند سفيد چشم و ابرو مشكي با آرايش زياد سلام كرد.من هم جوابش رو دادم تعارف كرد شربت برداشتم براي خانم دوستم هم شربت گذاشت و كنارش نشست كه دوستم گفت سيمين خانم خواهرخانمم بعد رو كرد به من گفت آقاي مهندس... از دوستان و همكاران خوبم به اين وسيله من و سيمين خانم با هم آشنا شديم حدود يك ساعت من خونه دوستم بودم ديگه ميخواستم خداحافظي كنم برگردم خونه كه ديدم سيمين خانم هم حاضر شده و ميخواد جايي بره فكر كردم ميره خريد به دوستم گفتم اگر چيزي لازم دارين برم تهيه كنم گفت نه مرسي و چون متوجه فكر من شده بود گفت سيمين خانم ميخواد بره خونه خودشون بعد مثل اينكه چيزي يادش بياد گفت فقط اگر برات زحمتي نيست تا مترو سيمين خانم رو برسون البته اگر جايي نميري گفتم نه جايي نميرم ميرم خونه خلاصه بعد از خداحافظي به همراه سيمين خانم از ساختمون زديم بيرون در ماشين رو باز كردم ديدم سيمين خانم اومد جلو نشست راه افتاديم بهش گفتم منزلتون كجاست با ناز گفت شما كجا تشريف ميبرين گفتم من ميرم سعادت آباد گفت من بايد قبل از خونه برم جايي تو آرياشهر بعد ش ميرم شهرك غرب خونه گفتم خوب ميخواين من برسونمتون گفت مزاحم ميشم گفتم خواهش ميكنم تو راه يه كم با هم حرف زديم من از كارهام و زندگيم گفتم سيمين هم از زندگيش و فهميدم كه از شوهرش جدا شده و تنها زندگي ميكنه و در تدارك كارهاي رفتن به خارج از كشور و الان هم ميخواد بره پيش وكيلي كه داره كارهاش رو درست ميكنه رسيديم آريا شهر چند دقيقه رفت و برگشت و گفت وكيله نيست راه افتاديم سمت شهرك غرب تو راه گفت حتما الان خانمتون منتظرتونه گفتم من ازدواج نكردم گفت پس پدر و مادر منتظر هستن فهميدم داره زير زبون كشي ميكنه گفتم من تنها زندگي ميكنم و الان فقط تختخواب منتظرمه گفت به اين زودي ميخوابين منم براي تلافي گفتم خوب ديگه آدمي كه نه پدر مادرش منتظرن نه خانمش و نه حتي دوست دختري داره كه منتظرش باشه بايد چيكار كنه غير از خواب ديدم زد زير خنده گفت خوشم اومد گفتم از چي گفت از زرنگيتون گفتم خوب ديگه بعد هر دو زديم زير خنده بهش گفتم خوب من تكليفم روشن شد شما چي كسي منتظرتون هست يه آهي كشيد و گفت نه من هم مثل شمام هيچ كس نمونده كه بخواد انتظارم رو بكشه پدر و مادرم كه عمرشون رو دادن به شما شوهرم كه الان معلوم نيست كجا پاي بساط نشسته گفتم پس اگر اجازه بدين امشب شام رو در خدمتتون باشم گفت باعث افتخاره سريع گردش كردم سمت فرحزاد جاتون خالي يه شامي خورديم حسابي با هم خودموني شده بوديم اون به من امیر ميگفت و من به اون سيمين موقع كشيدن قليون سيمين كنار من نشسته بود و سرش روي شونه من بود آروم داشت با موهاي دستم بازي ميكرد كم كم داشتم به هم ميريختم دستش رو تو دستم گرفتم و با انگشتاش بازي ميكردم باور كنيد يادم نيست چي به هم ميگفتيم سيمين طوري به من تكيه داده بود كه آرنجم ميخورد به پستونش و حسابي راست كرده بودم كير بدبخت داشت تو شلوار لي داغون ميشد بلند شديم دست تو دست هم راه افتاديم سمت ماشين گفت امیر جون امشب به من خيلي خوش گذشت اما حيف كه داره تموم ميشه گفتم خوب اگر دوست داري بريم با هم يه چرخي تو خيابون بزنيم گفت بريم اونشب تا ساعت 1 تو خيابون ميچرخيدم و دستمون تو دست هم بود رفتم سمت شهرك كه برسونمش انگار يه نفر بهم ميگفت دعوتش كن خونت يه دفعه بهش گفتم سيمين امشب مياي خونه من يه نگاهي كرد و گفت چه زود گفتم چي چه زود يه خنده كوتاه كرد و گفت بگذريم بعد با حالت بچگونه اي گفت مامانم گفته هر كي دعوتت كرد يه كم براش ناز كن بعد بگو آره گفتم پس OK با خنده گفت تو كي ديگه همه چيز حل بود گاز ماشين رو گرفتم و حركت به سمت خونه ساعت 2 بود وارد آپارتمان من شديم شانسي من چند روز قبلش همه جا رو مرتب كرده بودم وارد كه شد اولش يه كم از سليقه من تعريف كرد بعد بهش گفتم مانتو رو دربيار با لبخند و همون اداي بچگونه گفت شيطوني نكنيا گفتم قول نميدم ولي سعي ميكنم خنديد گفت باز خوبه تو راستش رو ميگي بلند شد مانتوش رو درآورد زير مانتو يه تاپ يخه باز تنش بود كه خط سينه هاش قشنگ معلوم بود با يه شلوار برموداي تنگ بهش گفتم چي ميخوري برات بيارم چاي - قهوه - نسكافه خنديد گفت ودكا نداري گفتم ودكا نه ولي ويسكي چرا من هميشه تو خونه مشروب دارم گفت چه عالي پس اگر ميشه يه كم بيار بخوريم البته اگر خوابت نمياد گفتم باشه سريع رفتم تو آشپزخونه يه كاسه ماست موسير و يه كم چيپس و دو تا پيك با يه شيشه ويسكي آكبند آوردم نشستيم به مشروب خوردن من كه بيشتر از ديد زدن سيمين مست شده بودم تا از مشروب چون كلا مشروب رو من زياد اثر نميكنه ولي سيمين حسابي داغ كرده بود.چشماش حسابي شهلا شده بود با هر پيكي كه ميرفت بالا من چيپس و ماست تو دهنش ميذاشتم سيمين ديگه نميتونست بشيبنه يه ببخشيد گفت و دراز كشيد سرش رو گذاشت روي پام من هم آروم آروم داشتم با موهاش بازي ميكردم ديدم خيلي ساكته آروم گفتم خوابي با حالت مستي گفت دوست داري بخوابم ناقلا خنديدم دستم رو از روي صورتش سمت گردنش كشيدم و آروم آروم بالاي سينه اش رو ماليدم ديدم مخالفتي نيست آروم انگشتام رو پائين تر هدايت كردم تقريبا تا وسط پستوناش رفته بود كه ديدم دستش رو گذاشت روي دستم گفت پيمان گفتم جانم گفت ميشه بريم تو اتاق خواب من خيلي خوابم گرفتمه تو دلم گفتم بيا مست كرد حالا ميخواد بخوابه گفتم باشه بلند شو بريم بلند شد نشست من ايستاده بود دستش رو دراز كرد گفت دستم رو بگير بلندش كردم افتاد تو بغلم با خنده گفت بغلم ميكني يه دست زير گردنش يه دست زير كونش بغلش كردم تو سينه خودم دستش رو انداخت دور گردنم و لبش رو جمع كرد منم يه لب اساسي ازش گرفتم و بردمش تو اتاق خواب روي تخت يه نفره خودم خوابوندمش نشستم كنارش چشماش به زور باز ميشد يه نگاهي به من كرد گفت تا صبح ميخواي نگاهم كني گفتم چيكار كنم گفت من الان در اختيار تو هستم هر كاري دوست داري بكن گفتم مطمئني تو الان حالت دست خودت نيست فردا گله نكني بگي من رو مست كردي به هم تجاوز كردي خنديد گفت نترس من مست نيستم ميخواي برات حرف بزنم گفتم چي ميخواي بگي تعداد تموم پيكهايي كه خورده بود رو گفت بيشتر حرفاي از غروب تا اون موقع رو يادش بود بعد گفت باز هم ميترسي گفتم نه دستاش رو باز كرد گفت پس شروع كن ديگه مردم خم شدم روش لبم رو گذاشتم روي لباش و شروع كردم لب گرفتن و لب خوردن كه ديدم زبونش رو كرد تو دهنم زبونش رو تو دهنم ميچرخوند دستم رو گذاشتم روي پستوناش و آروم ميماليدمشون تاپش رو دادم بالا يه كرست سورمه اي بسته بود از اين توريها كه جنسشون نرمه از روي كرست كه پستوناش رو گرفتم كلي حال كردم بلند شدم تاپ و كرستش رو درآوردم پستوناش شل نبود سفت بود و سر بالا با يه حاله قهوه اي كم رنگ نوكشون خودم هم پيرهن و زير پيرهنم رو درآوردم و خوابوندمش خودم افتادم روش و شروع به خوردن پستوناي خوشمزه اش كردم دست سيمين توي موهام بود و سرم رو به پستوناش فشار ميداد يه دستم رو گذاشتم روي كسش يه كم ماليدم بعد بلند شدم شلوارش رو درآوردم شرت با كرستش ست بود از روي شرت يه كم كسش رو بو كردم و ليسيدم بعد از كنار شرتش گرفتم اون رو هم كشيدم پائين كسش مثل گل بود تميز و قشنگ سفيد خم شدم كه كسش رو ليس بزنم با دستش سرم رو گرفت گفت تو هم لخت شو من هم كامل لخت شد كيرم رو كه ديد گفت آخيش چقدر دلم كير ميخواست دستش رو دراز كرد كيرم رو گرفت فشارش ميداد گفتم حالا ميذاري كس قشنگت رو بخورم گفت به شرطي كه اول من هم رو بخورم من هم از خدا خواسته رفتم روي سينه اش نشستم يه كم سرش رو بلند كرد كيرم رو آروم كرد تو دهنش چند مك محكم زد از دهنش بيرون آورد با آب دهنش كيرم حسابي خيس شده بود يه كم با دستش ماليد بعد آب دهنش رو انداخت روي كيرم يه كم ديگه ماليد دوباره كرد تو دهنش آب دهنش از زير تخمهام داشت ميريخت بهش گفتم بسه حالا نوبته منه گفت صبر كن من اول بايد آبت رو بخورم بعد گفتم بدت نمياد گفت نه من عاشق اين مدل سكسم اونقدر با كيرم بازي كرد و ساك زد كه داشت آبم ميومد گفتم سيمين جوووووووووون آبم داره مياد گفت بريز تو دهنم بعد دوباره شروع كرد ساك زدن كه ديگه نتونستم تحمل كنم تموم آبم رو تو دهنش خالي كردم تا آخرش رو خورد بعد با زبونش لباش رو پاك كرد گفت حالا لب ميخوام لبم رو گذاشتم روي لباش حالم داشت بهم ميخورد اما زود عادت كردم بعد به حالت 69 خوابيديم سيمين كسش رو به صورتم فشار ميداد و خودش هم كير من رو كرده بود تو دهنش اونقدر خورد تا باز هم بزرگ و سفت شد كسش رو روي صورتم ميچرخوند گاهي هم كيرم رو از دهنش بيرون مياورد ميذاشت لاي پستوناش و كسش رو فشار ميداد تو دهن من ميگفت بخورش بدجوري هوس يه مرد كرده بودم كه كسم رو بخوره كه كيرش رو بخورم قشنگ بخور كسم رو كسم داره حال مياد منم هر چي تجربه تو كس ليسي داشتم روي كس سيمين انجام ميدادم كه ديدم داره كسش رو روي صورتم ميماله و ناله ميكنه يه مرتبه صورتم داغ شد و تموم آبش رو ريخت روي صورت و دهنم چند ثانيه به حركت موند بعد بلند شد پشت به من نشست روي كيرم و آروم آروم كردش تو كسش آخخخخخخخخخ بعد شروع كرد بالا پائين كردن همونطوري كه كيرم تو كسش بود چرخيد سمت من منم پستوناش رو گرفتم تو دستم سيمين روي كيرم بالا پائين ميشد و حرف ميزد بكن جرم بده كسم رو داغون كن با اين كيرت چه حالي داره ميكنه كسم با كيرت كسم كيرت رو قورت داده هيچي ازش نمونده پستونام رو بمال خوشم مياد بهش گفتم بيا يه حالت ديگه بشيم گفت باشه بلند شد گفت چطوري گفتم چهار دست و پا شو از پشت بكنمت انگار ترسيد گفت از كون نه گفتم از پشت ميكنم تو كست گفت باشه آماده شد منم كيرم رو با كسش ميزون كردم با يه فشار تا ته دادمش تو گفت آخيش چه حالي ميده پستوناش رو تو دستم گرفتم تو كسش تلنبه ميزدم خودش هم چوچولش رو ميماليد ميگفت محكم بزن تو منم موقع تو كردن با ضربه ميزدم تو لرزه هايي كه به كونش ميافتاد دلم رو ميبرد هر چي اصرار كردم از كون بكنمش قبول نكرد چون يه بار آبم اومده بود ميدونستم حالا حالا ها نمياد بهش گفتم بخواب من بخوابم روت گفت يه كم ديگه ادامه بده اين حالت رو دوست دارم با چند تا ضربه ديگه يه واييييييييييييييييي گفت و براي بار دوم اورگاسم شد به كمر خوابيد منم خوابيدمم روش و كيرم رو كردم تو كسش ازش لب ميگرفتم هنوز دهنش بوي آب خودم رو ميداد سيمين من رو محكم بغل كرده بود و من هم تند تند تو كسش ميكردم كه حس كردم داره آبم مياد گفتم سيمين آبم داره مياد گفت نگهش دار من دارم ميشم منم يه كم خودم رو كنترل كردم تا ديدم سيمين داره پشتم رو چنگ ميزنه فهميدم با يه ضربه محكم سيمين فرياد كشيد بازم آبم اومد آخيششششش بعد منم يه كم ديگه كردمش و كيرم رو كشيدم بيرون و تموم آبم رو روي شكمش خالي كردم چند دقيقه بي حال افتادم روش بعد بلند شديم دوتايي رفتيم حموم حسابي شستمش خودم رو هم شستم برگشتيم تو اتاق خواب ساعت 6 صبح بود هر دو لخت تو بغل هم خوابيديم چشمم رو باز كردم ديدم ساعت 1 ظهر سيمين نيست بلند شدم اومدم ديدم تو آشپزخونه نشسته داره چاي ميخوره تا من رو ديد با خنده گفت ساعت خواب گفتم كي بيدار شدي گفتم نيم ساعت پيش نهار رو با هم خورديم بعد از نهار هم يه بار ديگه با هم سكس داشتيم غروب كه سيمين رفت من انگار ديگه نا نداشتم بدون شام خوابيدم تا موقعي كه سيمين از ايران رفت حدود شش ماه طول كشيد و تو اين مدت ما حسابي با هم سكس داشتيم.پایان

نامه دختری عاشق

من چون شما رو از هرکس ديگه ای بخودم نزديکتر مي بينم، ميخوام موضوعی رو براتون تعريف کنم،خواهر يکی از دوستام که در آستانه جدایی از BF خودش هست از من خواست که وقتی ميرم تهران اين نامه رو شخصاً به دست BF (که يکی از دوستان صميمی بنده بود و هست برسونم).وقتیکه با يکی از دوستان رفتم خونشون نامه رو بهش دادم،ميدونی قبل از اينکه نامه رو بخونه چکار کرد؟...اونو پاره کرد و گفت بهش بگو که ديگه تل و نامه نده.چون آقا ديگه هالشو کرده و ديگه به اون احتياجی نداره حالا عاشق یه دختر تهرونی شده.هيچوقت فکر نميکردم سرنوشت اين 2 نفر که هميشه به عشق اونها حسوديم ميشد اينجوری بشه،حالا فهميدم که عشق اين رفيق ما فقط بخاطر هوسش بوده نه بخاطره عشقش.به بهانه ازدواج زندگيشو تباه کرد.بعد از اينکه نامه رو پاره کرد نشستم تموم تکه هاي کاغذ رو کنار هم گذاشتم تا بتونم متنشو بخونم.الان هرچی فکر ميکنم که چطوری موضوع رو براش (برای دختره) بگم به نتيجه نميرسم شايد شما بتونی کمکم کنی؟ولی فکرکنم الان ديگه فهميده باشه چون تا حالا از جواب دادن به اون طفره رفتم.موقعی از اين ديوانه تر شدم که متن نامشو خوندم.آخه آدم چقدر ميتونه پست باشه که به اين صورت از احساسات يه دختر سواستفاده کنه،الان که با برادرش صحبت ميکنم ميگه که يه بار خواهرش ميخواسته خودکشی کنه که جلوشو گرفتند.ميدونی براي چی؟بخاطر اينکه اون ديگه يه دختر نيست اون.....ميخواستم علت خودکشیش رو به برادرش بگم ولی جراتشو پيدا نکردم ،آخه اونا نميدونن که دخترشون BF داشته...حالا نميدونم چکار کنم.نميدونم اين همه ذوق و سليقه رو از کجا آورده که انقدر قشنگ حرفشو بيان ميکنه شايد هم از نوشته هاي ديگران براي بيان حرفش استفاده کرده باشه ولی روی هم رفته خيلی خيلی سوزناک و دردآوره.اينم متن نامه دوستم...........نميدونم از کجا بايد شروع کنم،از احساسات مشترکمون بگم يا از جايی که ديگه مشترکاتی ديده نميشه.از روزهای حساس بگم که باهم اشک ميريختيم و باهم عاشق بوديم و باهم آهنگهای عاشقانه گوش ميداديم:(بردی از يادم، دادی بر بادم، با يادت شادم... ).يا روزهایکه ديگه عاشق بودن همش بهانه بود.نميدونم از کجا شروع شد،يک جورايی ديگه به هم اعتماد نميکرديم،نه من به اون و نه اون به من.اين سوءظن بزرگ و بزرگتر شد.طوریکه ديگه نميگذاشت ما باهم آهنگ بخونيم،ديگه صدای بردی از يادم... دادی بر بادم... شنيده نميشد.ديگه اشکهامون باهم نميومد.اشکهامون موقعی ميومد که دورشدن همديگه رو ازهم ميديدم.دوست داشتم پيشت بودم.يادته هميشه ميخواستم بيام و بغلت بشينم.عشق بازيمون رو باورت ميشه که از ته ته قلب بودن؟عشقمون رو دوست داشتم.خيلی خوب و پاک و خالص بود.برای من يک نوع جديد از عاشق شدن بود.من که ديگه قدرت عشق رو باور نداشتم يکبار ديگه قدرت عشق تکونم داد.نميدونم بايد چی بگم.سعی ميکنم احساس تو رو نسبت به خودم بفهمم.حتی لحن نوشته هام عوض شده، نميدونم چی، ولی يک چيزی حرارت عشقمون رو کم کرده.نميخوام آتيش عشقمون خاموش بشه.ميخوام خودم و تو رو نجات بدم.گرمای عشقمون هميشه به من جون ميده که زندگی کنم ولی نميدونم چرا داريم سرد ميشيم.اصلا چرا هوا سرد شده؟من سردمه.داره پاييز ميشه.پاييز عشقمون داره از راه ميرسه.هيچ ميدونستی از پاييز بدم ميادی ازش ميترسم.از برگهای خشک و از رنگهای پاييز بيزارم.بزار دوباره بيام کنارت.توی اين سرما فقط اون حرارت با تو بودنه که بدنم رو دوباره گرم ميکنه.ببينم......تو سردت نيست؟؟؟به من بگو که عشمون زنده است.بگو که ميتونم خودم و تورو نجات بدم.اين دوريها عجب بد درديه.کاش ميشد پيشت بودم.کاش ميتونستم رو زانوهات بشينم و تو با موهام بازی کنی.کاش باهم درمورد چيزهای بزرگ زندگی حرف ميزديم.يادته هميشه زياد سوال ميکردم؟ يادته؟ يادته تا صبح با هم حرف ميزديم؟ يادته از باهم بودن سير نميشديم؟ پس چی شد؟ کجا رفت اون نزديکی؟؟؟؟؟بهش بگو که برگرده،بهش بگو که ميخواد دختر خوبی باشه.مگه بهت نگفته بود که پای همه چی واميسه.مگه نگفته بود يا کاری رو شروع نميکنه يا اگه شروع کرد تا آخرش ميره.راستی يادته يک امانتِ کوچولو پيشت گذاشت؟ دلش رو پيش تو امانت گذاشت و گفت تو رو خدا امانتدار خوبی باش.من ديگه بدون اون امانت زنده نيستم.ای کاش قبل از مرگم دوباره صدات رو ميشنيدم يا دوباره شعرمون رو باهم ميخونديم.ميخواد بهت بگه که هنوز دوستت داره با اينکه بهش گفتی که ديگه نميخوايش و ميخوای بندازيش دور.گفت که اصلا گريه نکرد،آخه بقول خودش بزرگ شده، خانم شده، آدم که بزرگ بشه که ديگه گريه نميکنه.مگه نه؟؟؟؟؟ولی يواش کنار گوشت گفت که بدجوری بغض کرده.داشت توی دلش گريه ميکرد ولی خواست که قوی باشه و اشکش جاری نشه.آخه يک قولی بهت داده بود.ميخواست فقط با تو گريه کنه و با تو بخنده.هميشه به خود باورانده ام که بزرگتر از آنی که بتوانم حرفهای حقيرم را بر ذهنت بنشانم... ولی با اين وجود کلامم را تقديمت ميکنم و اگر خواستار باشی نفسم را هم... و برايت میگويم... میگويم از محبت... دوستی و عشق... عشقی که باوراندنش به مردمان برای هر دوی ما کاريست بسی مشکل...عزيزم...به من بگو چگونه می توانيم به دوستان بفهمانيم والا بودن ارزش عشقمان را تا برهانيم يکديگر را از تمسخرها... گوشه و کنايه ها و همه موانعی که راهمان را سد میکنند...چگونه می توانيم خواستار اين باشيم که تفاوت عشقمان از باقی درک کنند...ميدانم يکديگر را در اين راه ياری خواهيم رساند... ولی آيا ممکن است؟...فکر ميکنی آماده گی اش را دارند؟...امیدوارم....ولی عزیزم باز هم مهم نیست...مهم ماییم که باور داریم عشق...روح و وجود یکدیگر را...مهم ماییم که عشقمان را با منطق به وجود آوردیم...و مهم ماییم که می کوشیم برای پرورش دادنش...پس ایمان داشته باش به این عشق پاک و فراموش کن هرآنچه را که در اطرافت تو را می آزارد.اون حتی به خودش اجازه نداد که حداقل در پاکت نامه رو باز کنه.دلم داره میسوزه.آخه چرا ؟؟؟؟؟؟؟
از شما بازدیدکنندگان محترم و دوستان عزیزم میخوام که جواب سوال این دوستمون رو بدید با نوشتن مطلبی هرچند کم.راستی بنظر شما دختره چند درصد توی این قضیه مقصره؟؟خوشحال میشم نظرات شما عزیزان رو در این مورد بدونم.با تشکر.امیـــــر ســکـســــی.

لطفا دقت كنيد

سلام به همه دوستان عزيز و بازديدكنندهاي محترم؛لازم بود يكسري موارد رو مجددا يادآوري كنم؛دوستانيكه شماره تماس خودشون يا آدرس ايميلشون رو در قسمت نظرات داستانها ميذارن لطف كنن فقط در قسمت *** ارتباط جهت سكس ***اينكارو انجام بدهند؛زيرا در غير از محل فوق شماره تماس يا آدرس ايميلتون رو بذاريد نظرتون حذف ميشه؛نكته بعد اينه كه بارها تكرار كردم دوستانيكه در خبرنامه عضو ميشند بعداز تاييد عضويتشون كه به آدرس ايميلشون فرستاده ميشه حتما با آدرس ايميل خودشون يك ايميل به آدرس ايميل من بفرستند تا در ليست ارسال عكس و فيلم و..... قرارشون بدم و ايميلهاي دريافتي از خبرنامه رو بركشت نكنيد كه براي قرار دادنشون در ليست ارسال بيفايده است؛نكته آخرهم اينه كه داستانهاي درخواستي خودتون رو در همين قسمت مطرح كنيد درصورتيكه داستان درخواستيتون رو در آرشيوم داشتم حتما براتون ميزارم؛تعدادي داستان قديمي دارم از جمله آنجلينا؛بهشت؛من بجه ميخوام؛بازنده؛مهناز خانم؛و..... با تشكر* امير سكسي *

فيلتر شكن

http://hideitnow.com

http://prox-5.info

http://www.pokerrr.net

http://www.proxzi.info

http://www.proxyprone.com

http://www.proxc.org

http://undeadwarrior.info

http://trollshaman.info

http://imtricky.com

http://letmethink.info

http://snipeproxy.com

http://weeklylist.info

http://taurenwarrior.info

http://prox-1.info

http://switchmyip.info

http://purplebutton.info

http://foxcloak.com

http://www.dancenowweb.info

http://bypas.info

http://www.anonymousproxy.cn

http://www.findthru.com

http://camopad.com

http://www.apbiology.info

http://www.eyk.biz

http://prox-2.info

http://vaaa.info

http://trollmage.info

http://www.jabroni.info

http://safecrack.info

http://www.theunblocksim.info

http://neutronic.info

http://www.letsgetyou.in

http://www.rowling.us

http://dadscar.info

http://tools.cleverbytes.net/myproxy

http://yellowbutton.info

http://snesproxy.info

http://hidemeonline.info

http://xjetx.com

http://www.chemistryidea.com

http://socialengine.info

http://historyisfun.info

http://www.hidehalo.info

http://www.lockstop.info

http://www.roxiez.info

http://kakasurf.info/

http://www.squidtactics.com/

http://1.assban.com/

http://popeproxy.com/

http://www.asiastuff.info/

http://www.atschoollive.info/

http://kittenproxy.com/

http://www.blankbrowse.com/

http://www.mp3airtime.com/

http://www.atschoolonline.info/

http://breakcode.info/

http://www.webshield.info/

http://www.easilysurf.info/

http://smallwall.info/

http://www.atschoolsite.info/

http://apeseek.com/

http://www.qsurfer.info/

http://www.seenoblock.info/

http://www.switchsurf.info

http://www.esurfers.info/

http://www.humsurfer.info

http://sneakbuddy.info/

http://www.proxy4browsing.com/

http://www.freesurfs.info/

http://www.fastwebproxy.net/

http://break-rules.info/

http://avoidfilter.net/

http://www.visit4free.info/

http://apesurf.com/

http://www.getinscool.info/

http://www.heart2.info/

http://sendby.info/

http://sitepass.org/

http://www.mesotheliomaproxy.info/

http://proxiter.com/

http://www.wegetyou.in/

http://www.planetx5.com/

http://www.unblockm.com/

http://www.unblockerx.com/

http://www.filter.li/

http://www.iil.be/

http://www.perfecthosting.biz/proxy/

http://www.bypass007.net.ru/

http://www.toplinkscript.com/

http://www.bestunblockers.info/

http://warez4free.info/proxy/
http://www.mroxi.info

http://www.beatblocking.info

http://www.blockinfo.info

http://www.bestmyspace.info

http://www.mangoshake.info

http://www.enterscool.info

http://www.filterblast.com

http://aproxy.cn

http://www.yroxi.info

http://instantbypass.info

http://www.foxied.com

http://www.probedeep.info

http://www.fastproxe.info

http://www.bestmyspace4u.info

http://www.iproxy.in

http://unblockip.cn

http://www.joople.info

http://www.proxyhulk.com

http://www.durban.cc

http://banola.info

http://bypass2u.info

http://www.spaindating.net

http://picxworld.com

http://atschoolsite.info

http://www.1proxsite.com

http://www.9y2.net

http://secureproxy4you.info

http://atschoolwork.info

http://me-drive.com

http://deadirony.com

http://www.bestmyspace4you.info

http://gothru.info

http://www.zorg-proxy.com

http://www.9r4.net

http://hiddencherry.info

http://www.topprox.info

http://www.7n4.net

http://www.aidinternet.com

http://www.bestyoutubelive.info

http://www.deblocker.net

http://www.mycoolcars.info

http://falln.com

http://anonymous.hu.tl
http://montanamedicare.org

http://www.atworklive.info

http://www.edexel.info

http://www.picxworld.com

http://ww1.unblock2surf.info

http://www.warez-directory.com

http://www.hidemyorigin.info

http://www.canttouchme.info

http://ww1.powerproxi.info

http://sydvegas.com

http://www.atworksite.info

http://iyou.info

http://bestatwork.info

http://www.bestatschool.info

http://www.pulob.com

http://www.bestatwork.info

http://www.getbynow.info

http://www.scradi.com

http://www.proxier.info

http://www.actionsurf.info

http://www.keepip.info

http://www.stopunblocker.info

http://www.openbrowser.info

http://www.go-hide.com

http://uaaa.info

http://www.unblockland.com

http://www.pro-surf.info

http://www.unbloxx.com

http://www.stopblocker.info

http://www.terrysbookmarks.net

http://www.joesurfer.info

http://hosteazy.org

http://www.blockid.info

http://www.fast-web.info

http://religionisfun.info

http://www.terrysbookmarks.net

http://www.myoxy.info

http://www.myproxe.info

http://www.surfiplock.info

http://www.hide1.info

http://www.hidesta.info

http://www.iciclebox.net

http://www.ghostmyip.com

http://www.hackspeed.in

http://www.drinxi.info

http://www.fuckblock.com

http://mathisfun.info

http://www.k12planet.info

http://www.easyprxe.info

http://proxy-list.co.uk

http://creamcheat.info

http://www.facebookonschool.info

http://www.snesproxy.com

http://www.prxehome.info

http://www.securebypass.com

http://hiddenblueberry.info

http://www.vpsolution.com

http://www.newprxe.info

http://www.webtracks.in

http://www.hackspeed.in

http://proxyroxy.info

http://www.oxproxy.com

http://qblogue.com

http://www.stealthbypass.net

http://www.litehide.info

http://www.cloakbuddy.com

http://www.myspaceskool.info

http://phproxies.info

http://www.creditspy.info

http://www.privasee.net/

http://www.downwithblocks.com

http://www.stashme.info

http://www.YourDailyProxy.com

http://www.anonu.com

https://www.secure-tunnel.com

http://www.nolearn.info

http://www.skenk.com

http://www.ProxyProxie.info

http://www.proxy69.eu

http://www.fatass-proxy.com

http://www.uproxy.co.uk

http://xunblock.us/

http://www.proxalize.com

http://www.ipcloak.org

http://www.ipconcealer.com

http://www.fastass-proxy.com

http://www.dotcomproxy.com

http://delprox.com/

http://dubaiproxy.com/

http://263proxy.com/

http://cubeproxy.info/

http://www.safeanonymizer.com/

http://www.untracable.org/

http://a-8.info/
 

ابزار وبمستر