ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

‏نمایش پست‌ها با برچسب مامان بخش بر چهار 33. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مامان بخش بر چهار 33. نمایش همه پست‌ها

مامان بخش بر چهار 33

حالا دیگه می تونستم با کمی خم کردن سر خودم  کیر پسرامو بهتر ببینم . افشین دستشو کشید کنار تا ته تغاری منم بتونه با هام ور بره . هر سه تا مون نمی دونستیم چه جوری به راهمون ادامه بدیم . راهی که می دونستیم مقصدش کجاست . -پسرا بیکار نشینین . اشکان اومد و یه پامو از وسط  خم کرد و با دو تا دستاش مالوندن منو شروع کرد . اون طرف افشین همچنان با کسم مشغول بود . کاملا سست شده بودم . سه تا آدم لخت در کنار هم .. باید یواش یواش یک قدم جلو تر می رفتم . باید در نمایشی که اونا رو هم بازی می دادم شرکت می کردم . طاقباز کرده دستمو گذاشتم روی کسم . به پسرام گفتم که این قسمت خیلی درد می کنه و نمی دونم که چیکار کنم . خیلی بی حسه .. افشین اومد جلو .. کف دستشو گذاشت روی کسم .. از اونجا رفت زیر ناف -مامان اینجات  درد می کنه ؟/؟ -آره تا زیر نافم درد می کنه . می خواستم کاری کنم که بگه با یه نیروی قوی میشه اونو ردیفش کرد . مثلا یه کیری که وارد کس شه و حالشو جا بیاره . اشکان هم واسه این که سرش بی کلاه نمونه کف دستشو گذاشت رو شکم و مثلا داشت منومعاینه می کرد . -شما مردا راحتین از این دردا ندارین و خوب باهاش کنار میایین . هر چند هفته در میون هم چیزی به نام پریود شما رو اذیت نمی کنه دچار ضعف بدنی نمیشین . -مامان تو هم اگه خوب با این شرایط کنار بیایی و مدارا کنی دچار مشکل نمیشی .. کیرافشین درست روبروی کسم قرار داشت و سر کیرش به سوراخ کسم چشمک می زد . انگاری داشت به من تعظیم می کرد . -مادر این دردی که تو داری باید از درون گرم شی . باید یه چیزی اون قسمت شکم و زیر شکمت رو گرم کنه .. اون داشت کس شر می گفت و منم کس شر می شنیدم . افشین خودمو میگم . -حالا بیا منو کاملا بغلم بزن خودتو بهم بچسبون شاید این جوری گرم شدم . همین کارو هم انجام داد ولی این بار کیرشو به بدنم چسبوند .دلم می خواست ناله کنم و بگم زود باش پسر زود باش من دیگه نمی تونم صبر کنم تحملشو ندارم . مادر شما کیر می خواد..ولی اینجا هم مثل زمانی که با اون دو تا پسرام بودم دلم می خواست که اونا خودشون پیشقدم شن .  من طاقباز شده بودم . افشین کف دستشو گذاشت رو شکمم و گفت مادر همین جات درد می کنه دیگه . مشکل دیگه ای که نداری -تمام تنم درد می کنه که تو و داداشت دارین منو سر حالم می کنین ولی این قسمت داخل بدنه .. -یه راهی داره . من نمی دونم شاید حالا پریود هستی این درد رو داری -نه عزیزم این درد روقبل از پریود و بعد از اون هم  دارم . همیشه دنبالمه .. -از کی شروع شده .. -راستش تا وقتی که بابات پیش ما بود این درد رو نداشتم . از وقتی که واسه عیاشی های خودش رفت امریکا منم یه مدت بعد این درد هام شروع شد . -مادر راستش چاره اش  اینه که ازدواج کنی ولی ما پسرا نمی تونیم تحمل یه مرد غریبه رو در این منزل داشته باشیم و تحمل دوری از مامان گلمونو هم نداریم . البته مادر امید وارم متوجه منظورم شده باشی که برای چی من گفتم که باید از دواج کرد . -آره عزیزم دوزاریم افتاد . از این که این جور با نزاکت و مودبانه مسائلو مطرح کردی خیلی خوشحالم و نشون میده که پسرای گل من چقدر خوب تر بیت شده و فر هنگشون بالاست . پس به نظرت باید چیکار کرد که درد در این ناحیه خوب شه .. -خب مامان آب در چشمه و ما تشنه لبان می گردیم . باید به بعضی مسائل از دید گاه درمانی اون توجه داشت .. فقط به خاطر در مان ..-میشه روشن تر بگی .. -خب مادر من خودم به تنهایی می تونم  در مانت کنم . -داداش !  منو فراموش نکن . منم هستم . منم می خوام یه کمکی به مادر جونم کرده باشم . تازه تو تنهایی خسته میشی و من دوست ندارم این جور شه .. اشکان هم اومد کنار افشین قرار گرفت . حالا دیگه راحت تر از هر زمانی زبون همو می فهمیدیم . کیر دو تایی شون کاملا شق القمر شده بود . آماده ورود به کس من بود . افشین : مادر خیلی سخته گفتنش-بگو نترس ..دستشو ته آلتش لول کرد و در حالی که کیر کلفتشو به رخ من می کشید گفت مادر این باید بره توی بدنت .. باید داغ در مانی بشه . تماس این قسمت از بدن من با قسمت داخلی بدن تو حرارتی ایجاد می کنه که درد ها رو تسکین میده و به مرور زمان در مان می کنه .. اشکان : داداش پس از درمان نمی تونی ولش کنی . اون وقت بیماری بر می گرده ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی 
 

ابزار وبمستر