ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

هر کی به هر کی 229

-خیلی خوشت میاد نه ... می بینم خیلی لذت می بری داری حال می کنی . من اینو از توی چشات می خونم و می بینم . خیلی داره بهت مزه میده - تو از کجا داری این حرفو می زنی .. -من مار خوردم و افعی شدم . می دونم که باید کی و کجا به مسائل توجه داشته باشم .. می دونم روش نمی شد بگه که به  اندازه کافی کیر ساک زده و می دونه که این کیر ها هر کدوم چه حس و حالی به آدم میدن .. اینو هم می دونم که کیر تو در یه حالتی قرار داره که می تونی بیش از هر وقت دیگه ای منو بکنی . به من حال بدی .. بیا .. بیا تا حالا هیشکی عفت بسیجی رو این قدر  معطل نذاشته . اگه بدونی عفت چقدر تو رو می خواد . تن و بدن اونو توی فلسطین و لبنان و حتی میون بر و بچه های بسیجی همه می خواستن -و تو هم به اونا می دادی -چیکار می کردم . تو که نمی دونی این کار چقدر ثواب داره .. اونا در جبهه های حق علیه باطل دستشون به جایی بند نبود . ولی حالا که اومدم میون جمع شما خیلی چیزا رو فهمیدم .. بیا کارت رو بکن که صحبتا خیلی گرمه و اون نگهبانای ما هم حوصله شون سر اومده و می دونم که دیگه اعصابشون خرد شده ..  دستمو گذاشتم  زیر کمر عفت  و اونو کمی بالاترش کشیدم و کیرمو فرستادم تا ته کون عفت خانوم . -جوووووووون چه مزه ای می داد . از این بامزه تر نمی شد . خیلی حال کردم . هر چی هم که اونو می گاییدم آبش نمیومد .. عفت که تا حالا بهمون می گفت خیلی مراقب باشیم و سر و صدا نکنیم خودش جیغ و داد کردن رو شروع کرده بود و ول کنمون هم نبود . -عفت جون الان میگن اینجا چه خبره ! نه کسی نمیاد بذار حالمو بکنم . تو به اندازه کافی رنگ و وارنگ می کنی خوبه ؟ حالا که به ما رسیده ما باید ساکت باشیم و دست نگه داشته باشیم ؟ ولی جیغ و داد های عفت به اندازه کافی جمعیت رو به سوی ما کشونده بود .. عارف سراسیمه اومد نزدیک ما .. -اوخ مامان چی شده .. چی شده من ترسیدم که به تو حمله ای شده باشه .. یک شیری درنده ای .. عفت خندید و گفت پسرم شوخیت گرفته ؟ اینجا شیر نیست ولی کیر هست .. همه یکصدا زدند زیر خنده . به در خواست عفت بیشترا از دور و بر ما دور شدند ولی آنیتا همچنان ایستاده بود و نگاهمون می کرد . این جور نگاه کردن های اون سکس ما رو زهر ماری کرده بود و اصلا نمی تونستم این وضعو تحمل کنم . -دختر من چند بار باید بگم که خودت رو باید با شرایط اینجا هماهنگ کنی ولی کو گوش شنوا .. خسته ام کرده بودند .. ولی عجب جمعیت با حال و با مرامی هم بودند . با این همه سکس و دور هم بودن و یکنواختی عملیات گایشی بازم هر بار که می خواستن دور هم جمع شن هیجان داشتن و این من یکی رو که خیلی خوشحال می کرد و از این که روابط فامیلی تا این حد مستحکمه خیلی خوشحال بودم . دستمو رو کون سفت و چاقالوی عفت می کشیدم و وقتی اونو به دو طرف باز می کردم و کیر کلفتو می دیدم که با چه هیجانی راحت میره تا ته کس و بر می گرده به خوبی متوجه می شدم که این کس واقعا چقدر کار کرد داره . معلوم نبود این عفت کنار کدوم شیر پاک خورده ای نشسته بود از همون هم سن و سالای خودش که از تنگ کردن کس براش گفته بودند . البته این به گوش من رسیده بود .. چون خود عفت نمی خواست که این خبر جایی درزپیدا کنه . فکر کنم می خواست وقتی که کسشو تنگ کرد بقیه فکر کنن که این جوری بوده و به اصلش بر گشته . امان از دست این زنا . ولی خب ما مردا هم گاهی همین جوری میشیم . مثلا بعضی وقتا که ناتوانی کیر به آدم دست میده با خوردن یک قرص کیر شق کن میشه رفت به جنگ مشکلات . -عفت جون اگه بدونی این کیر کلفت من توی کست چه حالی میده .. -گشاد نیست ؟ من می خوام یه ورزشهایی بهش بدم که تنگ شه ..توی دلم گفتم اونجای بابای دروغگو . تو گفتی و منم باور کردم . به همین نون و ماستها کوس تنگ می شد؟ .. زهی خیال باطل ! خلاصه به روش نیاوردم که یکی تو رو پیش من لو داده ولی تا می تونستم گاییدمش این بار تا رفت جیغ بکشه و به همه اعلام کنه که ار گاسم شده جلو دهنشو گرفتم . .. -عفت می خوام بکنم توی کونت -نه کون نه درد داره . حالتو کردی .. با سینه هام ور برو دوباره کسمو بکن .. ببین چقدر هواتو دارم .میگم امروز چند بار کیرت دوشیده شده و دیگه دلشو ندارم که بازم آبتو خالی کنی و ضعیف شی .. باشه می ذارم کونمو بکنی .. یه شرط داره .. الان از رو موبایل یه آهنگ عربی می ذارم برات می رقصم هر وقت هم بهت گفتم  میای جلو کنارم و تو هم با من می رقصی و بعدا می کنی توی کونم . -عفت دیرمون میشه و حسرت به دلم می شینه .. البته این حرفم خنده دار بود چون دیگه از بس کس و کون ریخته بود که نمی دونستم کدومشو جمع کنم . .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی 

مامان بخش بر چهار 71

-با این که دوست دارم جنده دست اول بکنم ولی با این حال حاضرم تو رو بکنم . -ببینم پسره پررو کاری نکن که تو رو تحریم الکس بکنم . جنده دسته اول دیگه چه صیغه ایه . ما رو جنده کردی حرفی نزدیم . حالا پاک ما رو جنده دست دوم هم کردی ؟ جنده دیگه دست اول دست دوم نداره . خندید و گفت . منظورم اینه که ما دوستان که میریم جایی  جنده ای باشه همیشه من اول جنده می کنم . چون اگه یکی دیگه اونو بکنه  و من حضور داشته باشم به من نمی چسبه که دست خورده یکی دیگه رو بکنم -مجبور نیستی می تونی منو هم نکنی .. عجب پررویی بود این پسره .. -نه ولی تو فرق می کنی . تن و بدنت یه چیزی داره که انگاری جنده تازه کاری . -پسر تو چقدر جنده جنده میگی این قدر . طوری از اونا حرف می زنی انگاری که اونا از مریخ اومده باشن . اونا هم آدمن دیگه دل دارن . احساس دارن . این قدر که نباید اونا رو از آدمای دیگه دور دونست . خوب نیست زشته . .. ولی خوب موقعی هم رسیده بود درست یه وقتی هم اومده بود که پسرام منو در یه حالت خماری ول کرده رفته بودن . اگرم این جوری جنده بار اومده بودم باید یقه این بچه ها رو می گرفتم که منو توی خماری و به حال خودم ول نکنن و نرن . دیگه نباید از اونا انتظار زیادی می داشتم . فوتبال رو بر من تر جیح داده بودند . تازه شایدم راستشو نگفته باشن . من چه می دونستم . ممکن بود دارن با یه دختری عشق و حال می کنن . فعلا که حواسم به این پسره مستعان بود .. -آقا مستعان تو از کدوم طرف اومدی .. ما تا چند صد متر اون طرف تر که خونه مونه ای نداریم و یکی دو تا باغ هست که انتهاش سیم خار دار هم هست .. -اتفاقا داستان من درازه .. یعنی زیاده ولی کوتاه کنم این که من و دوست دخترم که خونه ویلایی اونا چند صد متر با اینجا فاصله داره  توی همون باغ خلوت کرده بودیم .. یهویی سر و صدای باباش پیچید و من که تازه رفته بودم یه حالی بکنم با ترس و لرز فرار رو بر قرار تر جیح دادم . هیچ راه فراری نداشتم تا  از این سیمها رد شم .. بیچاره راست می گفت . شلوارش همه جر خورده بود .. -پسر مطمئنی کسی تعقیبت نکرد -نه .. اصلا متوجهم نشدن . قبل از این که بابای دختره بیاد و منو ببینه من در رفتم .. ولی وقتی تو رو دیدم دونستم که تو برای من رسیدی . اون جا حالم گرفته شد که نتونستم با دوست دخترم حال کنم ولی این سمت تو اومدی واسه من . -ببینم تو خجالت نمی کشی با دوست دخترت از اون کارا می کنی ؟ -اونم دلش می خواد دیگه .. -بیشتر دخترا واسه این که دوست پسراشونو ناراحت نکنن دلشون می خواد . بیا این چک تضمینی رو بذار توی جیب همون شلوار پاره ات که کنار درخت افتاده .. اینجا راستی راستی شده بود جنده خونه صحرایی .. با شورتم کس و کونمو تمیزش کردم تا اگه چند قطره ای از آب کیر اون دور و برا مونده اثرش محو شه و این جناب بدش نیاد .. هر چند می دونستم طعم  ترش و بوی کس و کون و کیر  لاپای منو حسابی تحت پوشش خودش قرار داده . ولی اون چه با لذت داشت همون قسمت رو می چشید و میکش می زد .. --آخخخخخخخخ مستعان پسر گل چقدر با حالی .  تو حالا باید به دنبال زنایی باشی که عبورشون آزاده . یعنی ورود ممنوع ندارن . نه اون جور دخترای خطرناک .. بخور بخور کسمو بخور .. نوش جونت .. تا حالا کس کردی ؟/؟ در حال خوردن کس گفت .. نه اولین بارمه ولی فیلمشو زیاد دیدم .. باید چیکار کنم ؟/؟ .. -خیلی کس خلی پسر .. این همه فیلم دیدی و می دونی چی به چیه و اون وقت از من می پرسی باید چه جوری کس بکنم ؟/؟ همینی که آویزونش کردی و داره تکون تکون می خوره اونو می کنی توی کسم . .. تو هم شوخیت گرفته ها .. آخخخخخخخخ پسسسسسر بخورررررشششششش . خوب داری حال می کنی .. ولی حالم میدی ها .. گوشی موبایلو گرفتم دستم و یه زنگی زدم به بچه ها که مطمئن شم نکنه یه وقتی مسابقه شون لغو شه . یا طوری شه که برگردن و بیان و  شاهد یه گند کاری دیگه باشم . جای شکرش باقی بود که اونا رسیده بودن تهرون و گفتن مامان شب که بر گشتیم جبران می کنیم .-من کیر می خوام . کیر می خوام . زود باش اونو بفرست اون داخل .. کیرشو گرفت دستش و اونو به قسمت وسط کس و همون ناحیه ای که جا باز می کنه و کیر رو از خودش رد میده فشار داد .. -همین طرفه ؟ -نه می خوای از راه دهنم بفرست .. فشار بده بره . ما رو گیر آوردی ها .. -تا حالا از این کارا نکردم ولی کون زیاد کردم .. -هوس کون منو نکنی که درد زیاد داره . -آخخخخخخخخ چه کیر داغی داری .. تند تر محکم تر بزن .. خوبه .. چه کمری داری چه کیری .. خوبه که آبتو هنوز خالی نکردی . .. -پشت درختا که داشتم نگات می کردم یه سرویس جق زدم .. -نوش جونت .. .. وااااااااایییییی  ..کمال اینجا چیکار می کرد . چند قدمی من . .انگاری این از راه خونه اومده بود این جا .. سر مستعانو گرفته به طرف صورتم کشونده زیر گوشش گفتم بهش نمیگی که چی دیدی وگرنه از کس خبری نیست و همین حالا می کشم کنار خودمو . ... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی 

بابا بخش بر چهار 63

-اووووووهههههه بابا بابای گلم .. اوووووووفففففف جووووووون .. بابا لباتو .. زبونتو قربون .. بخورر بخورررررر کسسسسسمو بخور . دستامو گذاشتم رو سر و صورتش مثلا می خواستم نازش کنم . -عزیزم چرا این قدر داغ کردی . چرا این قدر داری می سوزی .. بابا از هوسه .. از عشق توست .. یه چیز دیگه -چیه دخترم بگو .. -من خجالت می کشم . روم نمیشه .. سختمه .. سختمه .. آخه من این جوری نبودم . سختمه این حرفا رو می زنم . نمی دونم چرا .. بابا بابا ..من دختر بدیم ؟-اگه من بابای بدی هستم تو هم دختر بدی هستی . چرا این حرفا رو می زنی . من وتو که کار بدی نمی کنیم . بعضی بد دونستن ها رو خود ما هستیم که درست می کنیم . ولی اگه بری توی بحرش می بینی که نه تنها بد نیست بلکه آروم کننده هم هست . دیگه نخواستم حرفی بزنم . فقط ادامه دادم و تا می تونستم کسشو میک زدم .. این دیگه آخرش بود که تونسته بودم این قدر راحت با اون باشم . پا هاشو از دو طرف یه صورتم می فشرد . کاملا خیسم کرده بود و دستاشم گذاشته بود روی سرم . -اووووووووووخخخخخخخ باااااباااااا همون کاری رو که با اونا می کنی با منم باید بکنی . من نمی خوام دختر باشم . منم می خوام مثل اونا زن باشم . زن تو .. فقط مال تو .. بابا من می خوام تو منو زنم کنی .. تنها دخترت که توسط تو  می تونه زن شه و من می تونم به خودم افتخار کنم . بگو بابا بگو این کارو واسه من می کنی ..  عطش و هیجان وادارش کرده بود که یه حرفایی بزنه که می دونم جز دردسر نمی تونست هیچی داشته باشه . ولش نمی کردم . نمی خواستم به حرفاش فکر کنم . می خواستم اون قدر لذت ببره که دیگه اصلا به این چیزا فکری نکنه . لذت ببره و ارضا شه . شاید فراموش کنه که چی می خواسته . ولی تا اونجایی که النازو می شناختم از بچگی خیلی سمج بوده تا چیزی رو که می خواسته به دست نمی آورد ول کن نبود و من از این بابت خیلی خوشحال بودم . می دونستم اون کسیه که می تونه از حقش دفاع کنه ولی حالا از این شرایط راضی نبودم . دلم نمی خواست که اون بیش از این این مسئله رو کشش بده . -بابا دوستت دارم .. دوستت دارم . بگو این کارو می کنی . بگو راه  نازمو بازش می کنی .. می خوام اونو حسش کنم . گرمی اونو .. داغی اونو .. -الناز اگه دوست نداری کست رو بخورم بگو . من ولت می کنم . تمر کز منو چرا به هم می زنی -اگه  اونت رو فرو می کنی توی این من من حاضرم دیگه نخوری و سبک سکست رو عوض کنی .. -الناز تو دیگه کی هستی . به کی رفتی . -من هر کی هستم از تخم تو هستم . از کیر تو .. می خوام همونی که منو ساخته این بار بره توی بدن من .. -الناز اگه یه بار دیگه ازم بخوای که کست رو بکنم تحریمت می کنم و دیگه نه من نه تو .. -پدر .. چرا با من این جوری بر خورد می کنی . چند بار باید بگم منم مث اونا آدمم . دل دارم . احساس دارم . نیاز دارم . من چه گناهی کردم که دخترم -عزیز دلم اون دو تا خواهرات که از دواج کردند و الهام هم که حماقت کرد . حالا الهه و المیرا بد آوردند و شوهرشون مرد . تو که نباید هر کاری که اونا کردند انجامش بدی یا همون شرایط برای تو به وجود بیاد . -منم می خوام مث اونا خوش شانس باشم -تو میگی الهام خوش شانس بوده که دوست پسرش ولش کرده . یا الهه و المیرا بخت و اقبالشون بلند بود که بی شوهر شدند -آره بابا . اونا در عوض تو رو دارن و دیگه کم و کسری ندارن .. کف دستمو رو کس الناز قرار داده و این بار لبامو رو سینه اش گذاشته به نوبت نوک سینه و دورشو می خوردم .. -ووووووووییییییی آخخخخخخخخ نههههههه بااااباااااا کسسسسسم کسسسسسم .. اوووووففففف سینه هام .. می خوامت .. می خوامش .. بابا بابای خوشگلم ولم نکن .. می خوام من کیرت رو می خوام .. به بذارش توی دستم . بده به من باهاش بازی کنم .. بذار توی کسسسسسم .. وووووییییی .. می خوام .. نه نگو ... دخترم بی اندازه حشری و حالی به حالی شده بود . بیش از این از دست من کاری ساخته نبود و من نمی خواستم اونو بیشتر اذیتش کنم .. ولی دیگه نای حرف زدن نداشت . یک دختر در سن اون وقتی برای اولین بار دست مردی بهش می رسه یه حالی پیدا می کنه که فقط خودش می تونه وصفش کنه و حد و اندازه های اونو می دونه . -بابا نزدیک تر بیارش می خوام ببینمش . می خوام بخورمش .. یه تعارفی کردم ولی خوشم میومد و لذت می بردم وقتی کیرمو توی دهن طرف سکسم حس می کردم . مخصوصا اگه با لذت و اشتها واسم ساک می زد که الناز این کارو با تمام وجودش انجام می داد ... ادامه دارد .. نویسنده ... ایرانی 

گناه عشق 67

-حالا چه حسی داری نلی ؟ -این حسو که به تو رسیدم و دیگه ازت جدا نمیشم . برای همیشه مال همیم . ناصر من از هیچی نمی ترسم . فقط به خاطر توست که در مقابل نیما و نوشین خیلی محتاطانه رفتار می کنم . من هر وقت که خونه ام نسبت به نیما یه حالت خاص و رفتار ثابتی دارم . همیشه در عالم خودم هستم . وقتی از من حال و روزمو می پرسه میگم خستگی کاریه . به من میگه این قدر کار نکن . ولی من اگه کار نکنم دیگه نمی تونم بهانه ای برای دیدن تو پیدا کنم .. -نلی سعی کن کمی عادی تر با نیما بر خورد کنی که اون به چیزی مشکوک نشه . -نمی دونم . نمی تونم . من فقط به تو فکر می کنم . به تو که گاهی بد اخلاق میشی ولی با همه بد اخلاقی هات دوستت دارم . -مطمئنی که منو با همه اخم و تخم هام دوستم داری ؟ آخه برای چی ؟ حتما یک عادته . عادت هم یک مرضبه که همه ما داریم . -نمی دونم . هر چی که می خوای اسمشو بذاری بذار . ولی من با این فکرم سالهاست که دارم زندگی می کتم . از بچگی . از اون وقتی که تازه تو رو دیدم . هر لحظه از زندگیم یه فکر خاصی رو نسبت به تو داشتم . انگار با زمان می رفتم جلو . اون وقتایی  که به نوجوونی رسیدم .. یه احساس عجیبی داشتم . از پسرا فراری بودم . مامان منو تر سونده بود . ولی در مورد تو چیزی بهم نگفت . همه شون ما رو مثل خواهر و برادر می دونستن .. ولی راستش چند بار با همه شرم و حیام دلم می خواست که بغلم بزنی منو ببوسی .. در خیالم می دیدم و حس می کردم که بر هنه در آغوش توام ولی بیشترین خیالم و رویایی ترین اونا مربوط به وقتی می شد که حس می کردم با لباس عروسی بر تن کنار توی داماد ایستادم و تو شدی مرد من . رویایی که هر گز برای من واقعیت نشد . نمی دونم چرا خیلی دیر تونستم بر شرم خودم غلبه کنم . کاش خیلی زود تر از اینا بهت می گفتم که دوستت دارم و تو هم اینو با تمام وجودت درک می کردی . اما من هنوز حس می کنم که در دنیای تر سیمی خودم هستم . همون دنیایی که خودم و تو رو درش می بینم . همون دنیای زیبایی ها . دنیای پاکی ها . دنیای عشق .. دنیای پیوند های پاک -و دنیای هوس .. -هوس جزیی از نیاز های آدمه . و من اون نیازو با تو که هستی و زندگی و همه چیز منی بر طرف می کنم -نلی امروز خیلی احساساتی شدی . -تو امروز احساساتی بودن منو حس می کنی . من از بچگی این طور بودم .. -نمی دونم چی بگم . شاید من طور دیگه ای تو رو می دیدم -راستشو بگو ناصر هیچ وقت شده بود که تو هم فکری شبیه به افکار من داشته باشی .. -راستش چند بار .. ولی زیاد جدی نگرفتم . چون حس می کردم اگه بخوام دوستت داشته باشم ممکنه خودتو بگی که رابطه ما یک دوستی خواهر برادری بوده و از این حرفا ومن نباید این نگرشو داشته باشم . ولی از طرفی گاهی هم دلم می خواست بغلت کنم . -هیچ وقت هم به ذهنت رسید که با من سکس کنی ؟ -چته نلی .. می خوای منو خجالتم بدی ؟ بگی چه گرگی هستم آره نلی چند بار هم هوس تو رو کردم .  یه بار خیلی خوشگل شده بودی . البته همیشه خوشگل و خواستنی بودی و هستی .. -چقدر از شنیدن این حرفات لذت می برم .. ادامه بده -ادامه ای نداره .. هوس اینو داشتم که بر هنه ات کنم و با تو باشم . ببوسمت .. لختت کنم .. بقیه شو هم که می دونی . ولی باید خیلی هم مراقب می بودم که کار دست خودم ندم . -بالاخره چی شد -می دونستم که فایده ای نداره . به جایی نمی رسم . از طرفی تو رو که دیدم و اون حالت تو و مظلومیت تو رو این که چقدر با من صادقی و با یه شرم و احترام و از طرفی صمیمیت خاصی بامن حرف می زنی شرمم اومد که این فکرو داشتم . راستی اگه بغلت می کردم چیکار می کردی . -از بغلت تکون نمی خوردم . خودمو می چسبوندم بهت تا توهروقت سیر شدی  رهام کنی .  دلم نمی خواست و حتی حالا هم نمی خواد که لذت عشقو رها کنم . نلی که این حرفو زد تازه ناصر یادش اومد که خیلی دیرشون شده .. -باید بریم الان نوشین مشکوک میشه .. -خیلی ازش می ترسی . یه خورده شجاعت داشته باش . -من به اندازه کافی شجاع هستم . بعضی وقتا نمیشه به بعضی حرکات گفت شجاعت . اون وقت اگه یه رسوایی پیش بیاد تو می تونی این اطمینانو داشته باشی که بازم می تونیم با هم بمونیم .؟ گاهی وقتا ندونستن واقعیت هم خودش یه نعمتیه ...... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی 

زنی عاشق آنال سکس 40

اون کیرشو محکم چسبونده بود به کس من . خوشم میومد .. کسم شل شده بود . با خودم می گفتم آتنا آتنا باشه باشه بازم صبر کن . یه کم دیگه  .. بذار اون یه سرویس سیر تو رو بکنه اون وقت هوس کون تو رو می کنه . وقتی کیرت رو بکنه توی کونت همچین بکن که به شوهر جونت مزه بده و همیشه ازت کون بخواد .. با این خیال خوش خودمو در اختیارش گذاشته بودم ..  کسم و کل تنم یه حس داغی خاصی داشت یه احساسی که تا حالا به این صورت با هاش روبرو نشده بودم . درسته عاشق کون دادن بودم و از حرکات کیر توی مقعدم لذت می بردم و دیوونشم ولی هر بار که می خواستم به ار گاسم برسم باید یه دستی بر سر کسم کشیده می شد تا ارضا شم . -پژی جونم بگو چی داری می بینی .. -می بینم که شکاف کست با کیر من داره می شکفه .. چه غنچه نازی .. -واسه تو لبخند می زنه . واسه تو باز میشه عزیزم .. یه غنچه خیلی کوچولوی دیگه بالای این غنچه قرار داره .. اونم دوست داره  برات بخنده .. اگه تو بخوای و اگه بخوای که قلقلکش بدی .. سکوت کرد و چیزی نگفت .. از این کارش خوشم نیومد . نه این دیگه درست نبود . اصلا حال نکردم با این سکوتش . ولی کس کردن رو خوب وارد بود هر چند  این اولین باری بود که من کس می دادم ولی اون جوری که مشخص بود خیلی حرفه ای داشت کارشو انجام می داد و من هم ازش خیلی راضی بودم ..وقتی که کون می دادم گاهی  به جای حالت قمبلی کون دادن خودم رو کیر طرف می نشستم . رو همون تجربه نشستن رو کیر این بار کسمو رو سرش قرار دادم . می خواستم سرعتمو طوری زیادش کنم که کیرش بیشتر با کسم تماس داشته باشه .. دو تا دستاشو گداشته بود رو کونم ..-آخخخخخخخخ پژمان .. پژی جونم دلمو بردی .. زود باش اگه دوست داری ار ضام کنی و من زود تر سر حال بیام با سوراخ کونم بازی کن . می خوام لذت ببرم .. حالا این بار این سوراخ کون بود که اومد به کمک کس .  همچین انگشتشو روش می گردوند و گاهی  هم به نموره ای اونو فرو می کرد داخلش که حس کردم لحظه موعود نزدیکه .. چشامو بسته بودم  و رفتم به حالت خلسه .. دیگه هیچی رو حس نمی کردم  جز لحظه های شیرین سوختن رو  . هم به انگشتی که با کونم بازی می کرد و هم به کیرداخل کسم فکر می کردم . یک طرف نوک سینه مو میون انگشتاش می گردوند . این دیگه آخرش بود .. -آخخخخخخخ عزیزم عزیزم .. جوش من الان داره می ریزه  روی کیرت .. فقط حواست باشه کیرت نسوزه .. چون اگه بخوای بفرستیش توی کون داغ من ممکنه بی حال باشه ... نسوزه .. بذار کون من اونو بسوزونه .. ووووووویییییی عزیزم .. با پنجه ها هام به سینه هاش چنگ انداخته و موهاشو می کندم .. -آتنا کیرم .. داره از جاش در میاد .. -بهش بگو در نیاد . اگه جای خواب نداره می تونه بره توی کونم .. اووووووووههههههه .. -عزیزم .. آب منم داره میاد داره میاد .. داره میاد ..-عشق من .. اگه شل بشه نتونی کاری بکنی اون وقت من خیلی  دلخور میشم . --نه نگران نباش .. من خودم سالهاست منتظر این لحظاتم و به این سادگی ها امشبه رو ول کنت نیستم . آبشو سر بالایی خالی کرد حالا چقدرش رو تونست داخل کس جابده دیگه خودش می دونست و خودش . -جااااااااااان ..اوووووووووووهههههه .. -ببینم شوهرجونم بیهوش که نشدی .. -نهههههههه تازه هوش اومدم .. هر طوری شده باید کیرشو دوباره شق می کردم . من دست بر دارش نبودم . با این که تمایل زیادی نداشتم به این که کیر خیس رو بذارم توی دهنم ولی به عشق کون خودم این کارو کردم . اول سوراخ کیرو دور سرشو از دو سه قطره آبی که اون دور و بر بود پاک کرده کیرشوهرمو گذاشتم توی دهنم . چقدر زود شق شد .. به هیجان اومده بودم . کونم دیگه خسته شده بود از بس انتظار کشیده بود . می رفتم تا به آرزوی دیرینه ام برسم . کیرش در بهترین حالت  ممکنه قرار گرفته بود . واسه این که از فرم خارج نشه رو کردم بهش و گفتم عزیزم کونم در خد مت شوهر جونمه . تقدیمش می کنم به تو .. کمتر زنی این کارو واسه شوهرش می کنه .. همه شون می نالن که تنگه و از این حرفا ولی من تمام درد ها رو به جون می خرم با این که می دونم کیرت خیلی کلفته و ممکنه بترکونه .. شوخی کردم . می تونم یه کاریش بکنم .. عزیزم تا نخوابیده بفرستش داخل .. -آتنا ازت ممنونم ولی آخه کردن کون غیر بهداشتیه .. اصولی نیست . می دونم بهت لذت نمیده به خاطر من داری این کار رو می کنی بیا دوباره کست رو بکنم و از پشت اونو بکنم .. -عزیزم فکر من نباش من راضیم .. همون که کیر تو رو حس کنم برام هوس انگیزه . بکن تو کونم .. -آخه غیر بهداشتیه .. -دست و دهنت درد نکنه . حالا میگی ما دیگه تمیز نیستیم ؟/؟ .... ادامه دارد ... نویسنده .. ایرانی