ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

سكس خشن2

شورتم از بغل ها بند داشت.... اصلا انگار دوست داشت خرکی لباسامو در بیاره بند یه طرفشو که کشید یه طرفش باز شد و اون طرفشو باز نکردو محکم کشیدش پایین... صدای جر خوردنشو شنیدم...اینم از این.... شورتمو در آورد و پاهامو جفت کرد و داد بالا.... دیگه زانوهام به سینه هام می خورد داشتم گره می خوردم.... یه لیس محکم به کسم زد و شروع کرد به مکیدن چوچولم... زبونشو فشار میداد روشو می مکیدش... تازه داشتم حالشو می بردم. خیلی خوب کارشو بلد بود. اما یه کم محکم زبونشو فشار می داد. پاهامو آورد پایینو بازشو ن کرد. نکبت فکر کرده من آکروبات بازم یه جوری پاهامو باز میکرد نزدیک بود به دو قسمت مساوی تقسیم بشم...... تا اونجایی که جا داشت پاهامو باز کرد سرشو آورد جلو و شروع کرد به خوردن بغل های کسم.... صدای منم بلند شده بود.... آخخخخخخخخ.......آهههههههه......اوووووووومممممم یه نگاه به من کردو چشمک زدو گفت نگفتم خوش میگذره بهت...زبونشو گذاشت روی چاک کسم و و لیس میزد به چوچولم که میرسید یه فشار محکم میداد.... عرق کرده بود م و داشتم نفس نفس می زدم..... داشتم ارضا می شدم که دیوونه یهو رفت سمت رونام... گفتم : همون جا باش...گفت کجا ؟ گفتم همون جا دیگه..... گفت :کجا رو میگی اسم نداره؟....... خیلی دوست داشت موقع سکس من اسم همه جا مو بدون پروکسی بگم.....منم عمدا نگفتم به تلافی اون گازاش.... گفتم همون جلومو دیگه.......یه اخم کردو از رونم یه گاز محکم گرفت....آخخخخخخخخ.... وحشی.....پامو کندی...... یه پامو داد بالا و از زیر رونم یه گاز محکم گرفت...... می دونستم وقتی داد می زنم بیشتر حشری میشه و بدتر می کنه واسه همین سعی کردم داد نزنم.... انگار فهمید می خوام چی کار کنم واسه همین یه ضربه محکم با دستش به کونم زد بازم هیچی نگفتم...... خواستم فکر کنه دردم نیومده زیاد... (حالا داشتم می مردم از درد ها ) زیاد دووم نیوردم چون از پشت ساق پام که معمولا اون قسمت ما هیچه است یه نیشگون محکم گرفت که صدام تا 10 تا خیابون اون ور تر هم رفت...... سرشو آورد نزدیک کسم و یه لیس زدو گفت الان نباید ارضا شی....زوده.......بلند شد و دست منو گرفت و بلندم کرد که بشینم. وایساد روبه رومو گفت : شورتمو دربیار. منم مثل خودش شورتشو از یه طرف گرفتمو محکم کشیدم پایین. ولی یادم نبود اون پسره و اون کیره کندش نمی ذاره شورتش پاره بشه. واسه همین شورتش گیر کرد به کیرشو پایین نیومد... (داداش سیا ضایع شد.) دو دستی گرفتمو از پاش کشیدم پایین که وااااااااااااای.یه کیر دراز و کلفت که مثل خودش ورزشی بود افتاد بیرون.... تازه فهمیدم رسیدیم به قسمت اصلی وحشیانه اش... خشکم زده بود. علی از اون بالا دولا شد رو منو موهامو که رو کمرم ریخته بود رو با دستش جمع کردو گرفت تو مشتش. اومد جلوتر و گفت یالا دیگه.... ساک بزن.... گفتم اینکه تو دهن من جا نمیشه.... خندید و گفت جاش میدم... زود باش........ سرمو آروم بردم طرفش و کیرشو که حسابی سفت و داغ بود گرفتم تو دستم.... خیلی کلفته بود مثل خودش ورزیده بود... نوک کیرشو یه زبون زدم...یه آههههههه کشید... تو دلم گفتم حالا نوبته تو که داد بزنی.... شروع کردم..... لبامو حلقه کردم دور کیرشو شروع به مکیدنش کردم. لیس می زدم از بالا تا پایین... زیر کیرشو که می خوردم یه جوری می شد فهمیدم جای حساسیه.. واسه همین تصمیم گرفتم یه گاز کوچیک بگیرم. همین کارم کردم اما تا دندونام خورد بهش و اومدم فشارش بدم علی موهامو کشید و گفت آیییییییی مواظب دندونات باش نخوره بهش..... گفتم بذار اول یه گاز بگیرم... چشاش گرد شد و گفت نه دیوونه گاز بگیری کبودت می کنماااا..... منم بی خیال شدم..... داشتم لیس میزدم و زبونمو محکم به نوکش فشار می دادم یه کمی لبامو تنگتر کردم و باز لیس زدم که صدای علی بلند شد..... آخخخخخخ.... جووووووون بخورمت..... عسلممممم...... آخخخخخخخ و ااااااااااااااااای........محکمتر....... منم سرعتمو زیاد کردمو موهامو گرفته بود تو دستاشو سرمو عقب جلو می کرد....... یهو کیرشو در آورد بیرونو گفت فعلا بسه..... اومد روی تخت و خوابید کنارم گفت بخواب به پهلو.... پشتتو بکن به من.... خوابیدم اونم کیرشو گذاشت لای چاک کونم... یه خورده که مالیدش بهم آوردش پایین تر و مالید روی چاک کسم... یه کمی خیس بود مال من با کیرش چند تا ضربه روی کسم زد یه صدای خنده داری میداد. دستشو آورد و گذاشت روی سینم که جیغم در اومد. آخخخ... یواش درد می کنه هنوز.... سرشو آورد نزدیکتر و شروع کرد به خوردن گردنو گوشم.... یهو انگار برق گرفته باشدش پرید و نشست روی تخت... گفت برگردو قنبل کن... نمی دونم چرا هر وقت این اسم قنبل رو می شنوم یهو خندم میگیره...خیلی اسم مسخره ایه.... بازم یه لبخند زدم و گفتم : قنبل !!!! علی با اون چشمای سرخش نگام کردو گفت بخند عزیزم بخند..... یه لب از م گرفت و منو برگردوند. وقتی دولا شدم کیرشو احساس کردم که گذاشته روی سوراخ کونمو داره فشار میده.....واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای چه فشاری......کمرمو محکم با دستش گرفت و کیرشو بدجوری بهم فشار داد....دیگه از جیغ گذشته بود..... زدم زیر گریه.......با اون فشاری که داد تازه قسمتی از سر کیرش رفت تو....داشتم می ترکیدم.... التماس می کردم علی درش بیار........ احمق اول چربش می کنن..... تروخدا در بیار الان می میرم.... جووووووووون .....قربون صدات برم عزیزم........ یه کم صبر کن الان جا باز می کنه.... تو که میدونی من از چرب وچیلی کردن بدم میاد....... وای خدای من از این وحشی تر نبود.... داشتم آروم اشک می ریختمو به خودم فحش می دادم که یه ذره دیگه کیرشو فشار داد....... نفسم بند اومده بود.... احساس میکردم همه بدنم داغ شده..... انگار تو کوره بودم...همه تنم می سوخت.... نمی تونستم هم راحت دمر بخوابم روی تخت چون هم دردم بیشتر می شد هم به سینه هام فشار می اومد... گیر کرده بودم...... علی وحشی هم تو آسمونا بود......دستشو از پشت آورد سمت کسم و شروع کرد با مالیدنش...آخخخخخخخخخ داشتم می ترکیدم..... نا نداشتم حرف بزنم....... یه فشار دیگه به کیرش داد و تا ته رفت تو.....منم به شدت گریه می کردم...واقعا داشتم جر می خوردم.....زیر پوستم حسابی داغ شده بود.... تموم عضلاتم بی حس بود و یه دل درد بدی اومد سراغم.........با ته مونده انرژیم گفتم : علی دارم میمیرم.......خواهش می کنم.............ولم کن دیگه بسه....موهامو گرفت و کشید سرم اومد بالا یه کمی سرشو آورد جلوتر و پیشونی و صورتمو لیسید... صبرکن عزیزم.... دردش کم میشه........ آروم باش.... تمام اشکامو خورد....اشکام هم با ریملم قاطی شده بود فکر کنم اون موقع خیلی دیدنی بود.....اما هیچی نمی فهمیدم فقط می خواستم خودمو آزاد کنم....اما هیچ غلطی نمی تونستم بکنم.. عوضی اصلا حالیش نبود درد دارم شروع کرد به تلمبه زدن.... وااااااااااااااااااای با تموم وجودم دردو حس می کردم...... سعی می کرد با مالیدن کسم یه کم منو حشری کنه که درد م یادم بره....به خودم گفتم کاش همون موقع کیرشو گاز میگرفتمو می کندم... بد جوری تلمبه می زد محکم و عمیق. با هر حرکتش سینه ها تکونای محکمی می خورد...... با دست دیگش همه کمرمو می مالید... دیگه آهههه نمی کشید علی داشت فریاد می زد. تلمبه زدنش سریع شده بود کمر مو با دستاش گرفت و تند تند تلمبه می زد سرمو برگردوندم بگم حیوون یواشتر که دیدم با چشمای سرخ و نیمه بارو صورتی که از آتش شهوت قرمز بود داره منو نگاه می کنه.... مثل بچه ها با صدایی آروم گفتم : علی دارم می میرم..... عرق از سر و صورتش می بارید. می دونستم که الان دیگه هیچی نمی فهمه. بلند فریا د می زد گفتم الانه که همسایه بریزن تو. فکر کردم آبش داره میاد که اینقدر تند تلمبه می زنه اما......... یهو کیرشو کشید بیرون و گفت : عزیزم اپنی؟ گفتم : نه دیوونه. من دخترم. کیرشو که در آورد نفسم انگار برگشت. به سرعت از جام بلند شدم که بشینم اما تا برگشتم و خواستم بشینم هولم داد رو تخت. طاقباز خوابیدم رو تخت.کونم بدجوری درد می کرد. از تو احساس سوزش شدیدی می کردم. افتاد رو مو شروع کرد به لب گرفتن و دست منو گرفت و گذاشت روی کیرش که یعنی واسش بمالم. شروع کردم به مالیدن و اونم لبامو می خورد. اومد روی شکمم و کیرشو گذاشت لای سینه هام گفت با دستا ت دو طرف سینه هاتو بگیرو فشار به کیرم. چون سینه هام درشت بود خیلی خوب جا می شد. سینه هامو گرفتم اما نمی تونستم زیاد فشارش بدم هنوز درد داشت واسه همین خودش گرفت و محکم فشار داد و گفت اینجوری بگیر. گفتم آخخخخخخخخخ نکن درد می کنه فشار نده...اما انگار با دیوار حرف می زدم. داشت عقب جلو می کرد و خیره شده بود به صورتم. بعضی وقتا هم دولا می شد و صورتمو می بوسید. حرکتش سریع شده بود گفتم علی آبتو نریزی رو صورتما بدم میاد. خندید و آروم دولا شد رو صورتمو گفت حالا کو تا آب من بیاد..... با تموم وجود به گه خوردن افتاده بودم.... عمرا دیگه خونه علی اینا می رفتم...البته اگه زنده می موندم. کیرش حسابی سرخ شده بود خیلی هم داغ بود. بعد از چند دقیقه کیرشو کشید بیرون و گفت می خوام بمالم رو کست. منم گفتم بهتر حداقل درد نداره. کیرشو گذاشت روی کسم و پاهام آورد بالا و جفت کرد. شروع کرد به مالیدن. آخخخخخخخخخخ چند بار که این کارو کرد درد کونم یادم رفت. خیلی لذت بخش بود. یکی از انگشتاشو آورد سمت دهنم و منم میکش می زدم. چشماشو بسته بود. سرشو گرفته بود بالا.. صدای منم شرووع شده بود دوباره... آخخخخخخخ..... آیییییییییییییییی..... تندتر........اووووووووووممممممم.......... حرکتش خیلی سریع شده بود دیگه این دفعه آبش می خواست بیاد. چون بدجوری داد می زد..... چون رونام تپله واسه همین فشار زیادی به کیرش می آورد. (شانس آوردم) یهو پاهامو ول کرد و با کیرش چند تا ضربه به چوچولم زد که منم با همون ضربه ها ارضا شدم. از صدای فریادمو لرزشم فهمید. خودشم دست کمی از من نداشت. کیرشو گرفت روی شکمم و با یه فریاد آبش خارج شد. فشارش خیلی زیاد بود تا روی سینه هام رسید. خیلی داغ بود. داشتم می سوختم. آبش تمام شکمو سینه هامو پوشوند. نمی دونم اون همه آب کجاش بود!!!!! بی حال افتاد کنار. از کنار تخت چند تا کلینکس برداشتمو خودمو تمیز کردم. علی چشاش بسته بود وهنوزم داشت نفس نفس میزد. سرمو گذاشتم روی سینش. دستشو بردتو موهامو پیشونیمو بو سید و گفت چطور بود ؟ گفتم خیلی درد داشت.... هنوزم کونم می سوزه. خندیدو گفت خوب میشه.... چند دقیقه تو بغل هم ولو بودیم که بالاخره یاد زمان افتادم. یه نگاه به ساعتم کردم. واااااااااااااااااااای ساعت 20 دقیقه به 9 شده.
گفتم علی داره دیر میشه.... بلند شدم نشستم. نکبت بازم سیر نشده داشت از پشت کمرمو می مالید. آروم گفت الان که زوده.... یه حال دیگه بده بعد میرسونمت...... پیش خودم گفتم آره جون عمت دیگه کون واسم نمیذاری.بلند شدمو گفتم من میرم یه دوش بگیرم تو هم خودتو مرتب کن. یه چشمک زد و صداشو مثل دخترا نازک کردو گفت منم بیام باهات؟ گفتم : نههههههههه! جون مادرت بذار تنها برم. دیگه بسمه.تو حموم وقتی بدن کبود و قرمزمو دیدم به خودم گفتم : حالا حالا باید تو خونه تاپ نپوشم وگرنه مامان خانومی دوزاریش می افته. از حموم که اومدم بیرون دیدم علی نشسته و داره ماهواره نگاه میکنه. تنبل هنوز اون لیوانای شربت رو میز بود.از پشت اومدم بالا سرشو دستمو گذاشتم رو چشماش. انگار سوسک گرفته باشه دستامو گرفت و منو کشید رو پاهاش.. زل زد تو چشمامو گفت : خسته نباشی عزیزم. گره حولمو باز کرد و سینه های کبودم افتاد بیرون. خندیدو گفت : الهی بمیرم کی اینا رو به این روز انداخته؟!!!!! چند تا بوسه آروم ازشون گرفت و خواست خودشو بچسبونه بهم که کونم گفت : اوضاع داره باز خراب میشه پریناز بزن بریم تا حشرش نزده بالا دوباره. با هزار بدبختی خودمو از بغلش کشیدم بیرونو گفتم دیگه خیلی دیره. باید برم خونه ساعت حدوده 09:30 بود. گفتم من دیگه باید برم. ماهواره رو خاموش کردو گفت بریم اول یه چیزی بخوریم بیرون بعد می رسونمت.بعد از اون ماجرا تا یه مدت تمام بدنم د رد می کرد. اصلا نمی تونستم بشینم.پایان

1 نظرات:

ناشناس گفت...

خیلی خوب نوشته شده بود، حال کردم.
مرسی