ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

سكس فاميلي3

چند روز از رفتن خالم ميگذشت و من دلتنگ يه سکس بودم مامانم هم اخلاقش فرق کرده بود ديگه مارو تحويل نميگرفت از بچگي منو ميبرد حموم و تو حموم کيرمو دستش ميگرفت و ميگفت ببينم کي به درد مامانت ميخوري و تا همين سه هفته پيش هم همينطوري بود تو حموم که رفت گفت تو هم بيا منم لخت شدم و با کير شق رفتم حموم ديدم مامانم نشسته رو چارپايه داره خودشو ميشوره گفت بيا بند کرستمو باز کن منم بازش کردم اما کيرم خورد به پشتش که يه لحظه برگشت کيرمو ديد و خندش گرفت بعد جدي شد که هوي من مامانتم ها يه وقت فکر گاييدن منو نکني اين گاييدنو يه طوري گفت که فهميدم اگه بکنمش هم چيزي نميگه ولي نکردمش اما وقتي اون بلند شد که دوش بگيره گفتم مامان موهاي کستو نزدي گفت نه وقت نکردم زود دستمو بردم طرف ماشين اصلاح و بعد گفتم همونطوري وايستا تا بزنمش گفت کسمو نبري گفتم نه بابا منم شروع کردمو موهاي کسشو زدنو و يکم با کسش بازي کردن که نزاشت خودشو شست رفت بيرون منم دنبالش رفتم اما ديدم که چيزي نصيبم نشد بلند شدم يه جلق زدمو رفتم بيرون تا امروز که دوباره من حموم بودم و داشتم جلق ميزدم که در زد اومد تو کيرم شق بود و اونم ديد اخم کرد و گفت چرا جلق ميزدي گفتم از بي سکسي گفت که از بي سکسي؟ رفت زير دوش و کونشو کرد طرف من براي اولين باراز پشت بغلش کردم گفتم دوست دارم و کيرم رفت لاي پاهاش گفت برو عقب نامرد گفتم چرا مامان من خيلي دوست دارم ها گفت اره ميبينم خم شد که صابون از کف حموم برداره زود کير شقمو کردم تو کونش يه جيغي زد و گفت بکش بيرون کيرمو کشيدم بيرون و نشستم يه گوشه گفتم مارو باش که فکر کردم ميتونيم با مامانمون راحت باشيم و ببوسيمش و بغلش کنيم گفت واقعا که رو داري کونشو دوباره طرف من گرفت شروع کرد سينه هاشو شستن من از پشت کونشو بوسيدم گفتم ببخشيد ديگه نميکنمت گفت پاشو خودتو لوس نکن منم پا شدم بغلش کردم و يکم منو به سينه هاش فشارداد و زود رفت بيرون منم 10 دقيقه اي رفتم بيرون و حوله رو دور خودم پيچيدم رفتم طرف حال تا بلکه بتونم يه جوري کيرمو بهش برسونم ديدم وسط حال لخت لخت ايستاده داره ميرقصه حوله رو انداختم و از پشت بغلش کردم با يه دست کس و با يه دست ديگه سينه هاشو گرفتم و گفتم چرا از من ناراحتي مگه خودت نگفتي ميتوني منو بکني گفت : بخاطر همينه افتاده بودي روي خاله سارا بلند هم نميشدي اونطوري ميکرديش نميگي منم که مامانتم بيشتر از اون نياز دارم
گفتم اخ که قربون اين مامانم برم من که نميدونستم ميخواي وگر نه همون شب ميومدم پيشت تا صبح کستو ميخوردم و هزار بار ابتو مياوردم من يه موي کس تورو با هيچ کس عوض نميکنم و همونطوري بردمش سمت مبل و نشوندمش گفتم بشين ميخوام کستو بخورم اونم نشست و من شروع کردم به خوردنش و تا ميتونستم زبونمو دادم تو اونم سينه هاشو گرفته بود و اه ميکرد منم انگشتمو ميکردم تو و کسشو ميخوردم ديدم که وقتشه گفتم بلند شو ؛نشستم زيرش و گفتم يه پاتو بزار رو مبل که پاشو گذاشت رو مبل و کيرم و گذاشتم دم کسشو دادم توش كفتم تلمبه بزن ماماني اونم تند تند تلمبه ميزد و منم سينه هاشو گرفته بودم و کيرم ميرفت تو کس نرم و مرطوبش بعدش ديدم کونش داره بهم چشمک ميزنه گفتم حالا رو زانو بشين رو مبل اونم نشست و کونشو داد سمتم منم كيرمو دادم تو کونش داشتيم حال ميکرديم اون ميگفت اهان خودشه بدي تو جرم بده منم گفتم چشم ماماني انقدر كردم ديدم ابم داره مياد گفتم برگرد دهنتو بيار جلو که زود کيرمو گفت دهنشو منم ريختم تو دهنشو اونم کيرمو گرفت تو دهنش و يه دو دقيقه خورد و بعد همونطوري دراز افتاد کف حال منم رفتم کنارش و پستونشو گرفتم دهنم و خوابيديم؛اينم جريان سكس فاميلي؛باتشكرازهمه دوستان؛امير سكسي

3 نظرات:

رئوف دادا گفت...

بابا دمت گرم اینجور داستان ها بیشتر کیر آدم رو شق میکنه

قربان مرامت

‏§¤[رئوف]¤§

ناشناس گفت...

داستانات اند حاله مخصوصا فامیاپلیش
اگه داری یه داتان دنباله دار بزار که یه خانواده 4 نفره پدر مادر خواهر برادر باهم سکس دارن

ایرانی گفت...

جالب و پرهیجان بود. مخصوصا حسادت مادر به خواهرش یعنی خاله پسرش جذابیت خاصی داشت ..ایرانی