ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

سكس من با مامان حامله

اسم من اميره. 18 سالمه و این قضیه برای من تو 16 سالگی اتفاق افتاد. در آن زمان من با پدر و مادر توی یک آپرتمان توی اصفهان زندگی می کردیم. قضیه از اونجا شروع شد که من به طور کاملا اتفاقی با یک سایت سکس خانوادگی آشنا شدم از آن زمان فکر سکس با مادرم به سرم زد چون واقعا مادرم یه زن کاملا خوش استیل و سکسی بود. اما در عین حال یه زن مذهبی و پایبند به اصول دینی بود ،به همین دلیل من باید فکر سکس از روی رضایت رو از سرم بیرون می کردم به همین دلیل تصمیم گرفتم تا با بیهوش کردن مادرم این کار و انجام بدم.امّا یک مشکل خیلی بزرگ داشتم و ان هم داروی بیهوشی بود به همین دلیل تا یه مدت فقط مادرم وقتی میرفت حموم دید می زدم و جق می زدم.چون حموم ما ودر کنار در ورودی یه سوراخ داشت و توی حموم رو تقریبا می شد دید. خلاصه این ماجرا تا دو ماه ادامه داشت و من فقط با دیدن مامان توی حموم حال می کردم. راستی مادر من یه زن 33 ساله با بدنی سفید سینهای متوسط امّا گرد و ناز و مو های بلند و نسبتا قد بلند هست. روز سر نهار مادر م به من و بابام گفت که قرار یه برادر یا خواهر کوچیک به دنیا بیاره از اون روز من دیگه واقعا رفتم تو کار پیدا کردن یه راهی که مادرم رو هر طور که شده بکنم.چون من عاشق کردن زن های حامله بودم و تقریبا میشه گفت یه کلکسیون از این فیلم هارو از اینترنت دانلود کردم. خلاصه از اون روز از هر جا که فکرشو بکنی شروع کردم تا یه داروی بیهوشی که برای مادم و بچه اش ضرر نداشته باشه پیدا کنم.در طی این مدت همچنان مادرم رو تو هر فرصتی دید می زدم.و روز به روز بزرگ تر شدن شکمش و سیاه تر شدن نوک سینه های مادرم من را بیشتر به وجد می آورد.خلاصه بعد از اینکه از طریق انتر نت داروی مرد نظر رو پیدا کردم تقریبا دو ماه شد تا از طریق یه دوست از تهران به من برسه. امّا باید صبر مکردم تا توی یه فرصت مناسب دست به کار می شدم. این فرصت مناسب رو پدرم با رفتم به یه سفر 4 روزه به من داد. و من باید از این فرصت بهترین استفاده رو می کردم. خلاصه وقتی پدرم رفت تو روز اول نتونستم کاری کنم امّا روز بعد با حموم رفتن مادرم از طالبی های توی یخچال یه فالوده درست کردم.تا ازفالوده ها برای بیهوش کردن مادرم استفاده کنم.وقتی که مادرم از حموم امد بیرون تقریبان ساعت 6 بعد از ظهر بود.مادرم یه لباس یه سره بلند پوشیده بود که شکم خوشکل بزرگ مادرم از به صورت زیبائی از زیرش معلوم بود. وقتی که شام رو خوردیم من به مادرم گفتم که به و استراحت کنه و من ظرف ها رو می شورم. مادرم وقتی که من ظرف ها رو می شستم در حال تماشی تلویزیون بود.وقتی که شستن ظرفا تموم شد رفتم سراغ فالوده دارو رو ریختم توی یه لیوان و دارو رو به هش اضافه کردم و خوب هم زدم یه لیوان برای خودم ریختم و رفتم پیش مادرم و اول لیوان خودمو برداشتم .بعد شروع کردم به خوردن فالوده ّمادرم غرق تماشای فیلم بود. بعد از اینکه فیلم تموم شد فالوده رو خورد امّا نه به صورت کامل چون متوجه تغیر طمع فالوده شده بود. امّا مطمئن بودم همون قدر تاثیر خودشو میذارهو همین طور هم شد و بعد 10 دقیق مادرم گفت میره که بخوابه امّا وقتی بلند شد دوباره سریع نشست روی مبل و گفت حال راه رفتن نداره و می خواست همون جا بخوابه، امّا من بهش گفتم که اینجا اذیت میشه به خاطر همین خواستم بغلش کنم و ببرمش توی اتاق پدر و مادرم اول با همون حال خواب آلودش مخالفت کرد امّا وقتی گفتم شاید برای بچه سخت باشه دیگه مخالفت نکرد ووقتی دستامو دور پاهاش و گردنش حلقه کردم مادرم دیگه تقریبا خواب بود. مادرم رو آروم بردم طرف اتاق پدر و مادرم. تو راه چند بار مادرم رو صدا کردم امّا دیگه جواب نمی داد تمام بدنم داشت می لرزید. خیلی منتظر این لحظه بودم این قدر حشری بودم که مطمئن بودم اگه دست به کیرم بزنم سریع آبم می امد.مادرم رو آروم خوابندم روی تخت وچند بار به قسمت های مختلف بدن مادرم رو دست زدم امّا مادرم هیچ عکس العملی نشون نداد.سریع لخت شدم وبغل مادرم خوابیدم آروم شروع کردم به بوس کردن و لب گرفتم از مادرم بعد مادرم رو لخت کردم و از سر تا پای مادرم رو بموس کردم وقتی به کس مادرم رسیدم داشتم دیونه میشدم کس مادرم تازه اصلاح شده بود و رنگ پوستش یه مقدار تیره شده بود. با زبونم همه کس مادرم ر لیس می زدم و با انگشتم بین لبهای کس مادرم رو می مالیدم. چه قدر لذت بخش بود. بعد سینهای مادرم رو با دستام گرفتم چه قدر نرم بودکس مادرم رو بی خیال شدم و رفتم سراغ سینه های مادرم تا جایی که می تونستم سینه های مادرم رو فرو کردم تو دهنم و شروع کردم به ساک زدن سینه های مادرم اینقدر ساک زدم که نوک سینه های مادرم تقریبا نیم سانت سیخ شد.در همون حالت شروع کردم به ور رفتن با کس مادرم از یه طرف سینه های مادرم تو دهنم بود و از طرف دیگه انگشت وسطم رو تا وسط می کردم تو ی کس مادرم. بعد از نیم ساعت ور رفتم با کس و سینه های مادرم از جام بلند شدم و رفتم توی اتاقم اسپری رو که از دوستم گرفته بودم زدم به کیرم کاندوم رو کشیدم روی کیرم و برگشتم پیش مادرم رو به پهلو خوابندم و کیرم رو آروم گذاشتم جلوی کس مادرم جند بار کیرم کشیدم لای شکاف کسش و بعد آروم کیرم رو فرو کردم توی کس مادرم کس مادرم خیلی تنگ و نمناک بود امّا بعد از چند لحظه همه کیر 15 سانت من تو کس مادرم بود آروم شروع کردم به تلمبه زدن خیلی خیلی آروم این کار و انجام می دادم چو ن نمیخواستم مشکلی پیش بیاد بعد از نیم 10دقیقه مادرم تاق باز خوابندم و کیرم رو کردم داخل کس مادرم بعد یه مدت کوتاه دیدم آبم داره میاد.کیرم رو از کس مادرم در آوردم و کاندوم رو از روی کیرم کشیدم وحسابی تف مالی کردم و آروم گذاشتم جلوی سوراخ کون مادرم و آروم کیرم رو فشار دادم داخل کون مادرم. اوایل کیرم تو کون مادرم نمی رفت اما بعد از اینکه یه خورده بیشتر فشار دادم سر کیرم رفت داخل سوراخ کون مادرم و بعد از اون تقریبا کیرم راحت تر رفت داخل کون مادرم کون مادرم خیلی تنگ و گرم بود وقتی کیرم تا آ خر رفت تو یه مدت صبر کردم تا کیرم تو کون مادرم جا باز کنه بعد دوباره شروع کردم به بیرون و تو کردن کیرم این بار با چند بار تلمبه زدن این قدر دیوار های کون مادرم تنگ بود که خیلی زود آبم امد و کیرم مثل یه آتشفشان داخل کون مادرم تخلیه شد. و بعد از اینکه کیرم کاملا آب شو خال ی کرد کیرم رو چند بار به طور کامل درآوردم و دوباره کردم توی کون مادرم و بادستام باسن مادرم رو از هم وا نگه می داشتم تا شاید آبم از کون مادرم بیاد بیرون ،مقدار زیادی از آبم از کون مادرم امد بیرون امّا نه به طور کامل و همین منو خیلی نگران کرده بود امّا خلاصه اون شب تا صبح چند بار با مادرم ور رفتم. و تا صبح بغل مادرم خوابیدم وقتی از خواب بیدار شدم مادرم رو تمیز کردم و لباسشو مرتب کردم و همه چیز رو مثل روز اول کردم.خوشبختانه وقتی مادرم بیدار شد چیزی نفهمید. یا اگر هم فهمید به روم نیاورد چون رفتار با من مثل گذشته بود. امروز تقریبا8 ماه از او ن موقع می گذره و من الان صاحب یه برادر کوچکتر هستم و هنوز فرصتی برام پیش نیومده که دوباره مادرم رو بکنم اما هنوز هر وقت میره هموم بدن سفیدشو دید می زنم.؛؛؛اين داستان هم تقديم به دوست عزيزيكه سكس در خواب و بيهوشي رو خواسته بود؛اميدوارم خوشتون بياد

17 نظرات:

ناشناس گفت...

داستانش کو؟؟

amirsexi گفت...

عزيز صبر كني ميزارم متن داستانو اول نامشو ميزارم بعد متنشو؛حالابخونش كار تمومه عزيزم؛مرسي

amirsexi گفت...

عزيز صبر كني ميزارم متن داستانو اول نامشو ميزارم بعد متنشو؛حالابخونش كار تمومه عزيزم؛مرسي

shahban گفت...

salam
1 dastane zarbedari ba 2khaharo bajenagha bezar amir khan
man 2jooresho khoondam
damet garm

amirsexi گفت...

Onam be chashm shahban jon.bayad benevisam bezaram barat aziz.rasti to khabarname ozv hasti ya na.agar nisti ba name shahban ozv sho.mrsi azizam

ناشناس گفت...

سلام امیر جان خسته نباشید. آقا اگه میتونی داستان سکس با مامان هم بزار البته تو حموم خیلی طرفدار داره ممنون

amir-2008 گفت...

اینم مثل بقیه جالب بود اما من بیشتر طرفدار ضربدری هستم اگه لطف کنی ممنون میشم

mostafa_shakira گفت...

سلام داستان خوبي بود لطفا" چندتا داستان بذار ك مثلا" پدره با پسرش gay كنه و چندتا هم پدر و دختر بذار لطف ميكني بازم مرسي

خوش باشي!!!!

amirsexi گفت...

ناشناس عزيز حتما برات ميزارم؛اميرجون براي شماهم ميزارم؛مصطفي جونم براي شماهم سكس خانواده ميزارم؛اما دوستان يكم زمان ميبره برا نوشتن داستانهاي مورد تقاضاتون ولي حتما ميزارم؛مرسي از همه دوستان

mostafa_shakira گفت...

سعي كن واسه من بيشتر gay پدر و پسر بذار خيلي خوشم مياد چون تو هيچ سايت فارسي تا حالا نبوده بازم لطف ميكني.....تو محشري......
خوش باشي!!!

amirsexi گفت...

چششششششششششششششششم عزیزم.شادی تو و همه دوستان شادی منه.

mona گفت...

چه جالب داستان سفارش میده آدم ...
واسه من یه داستان در مورد هوا فضا بذار....
بازم ممنون کارت جالبه که اعتراف میکنی داستانه همه که داستانها رو به اسم واقعیت منتشر میکنن چاقالا.
دمت گرم که کمر ملت رو خالی میکنی!!!

ایرانی گفت...

امیر جان از قصه های بسیار جالب و متنوعت ممنونم .به غیر از یک مورد جای سوال نداشت .فقط قسمتی که پسر نوک سینه مادررا مکید نوک به اندازه نیم سانت سیخ شد .حالا کاری به اندازه اش ندارم ولی می خواستم بپرسم آیا در حالت بیهوشی تحریک پذیری صورت می گیره ؟..ایرانی

hero گفت...

goftam ye sar be in ghadimiya bezanam _ alibood

امیرسکسی گفت...

درود بر تو داداش hero گرامی که به مجموعه ما چه داستانهای جدید و چه داستانهای گذشته توجه نشان می دهی .برای شما و همه خوانندگان با محبت آرزوی سلامتی و سر فرازی می نمایم .درود بیکران به همه شما ...امیر

amiraliakrami گفت...

عالیییییییییییییییییی بود.اگه داستا سکس باعمه بذاری عالیترمیشه چون که من دوس دارم باعمم سکس کنم نمیتونم اگه میشه راهنماییم کنی.امیرعلی

ایرانی گفت...

امیر علی جان به موقعش داستان سکس با عمه هم میذارم . چند بار قبلا گذاشتم و در چند قسمت قبلی داستان مادر فداکار سکس با عمه هم داشتیم . ولی درمورد سکس با عمه من یکی نه تجربه شو دارم نه توصیه شو می کنم حالا تجربه دارهاش اگه از تجربیاتشون بگن بد نیست . صحیح یا غلط کار به یک کنار در یک رابطه جنسی یا قبل از شروع آن ...باید با افکار و ایده های طرف هم آشنا باشیم . بی گدار نمیشه به آب زد . امیر علی جون یه موقع نکنه به خاطر این داستانها هوس همچه کاری کرده باشی . موفق باشی ..ایرانی