ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

سكس با مامان وخواهرم

من خیلی وقت بود که تو کف کوون مامانم بودم. و فکر میکرم مامانم باهام راه میاد. یه روز مامانم از خواب بیدار شده بود و تو نخش بودم. شلوار کوتاه تنگشو پوشید. اوون کوون توشلوار اصلا جا نمیگرفت و بزور تنش کرده بود. اصلا به شلوار گشاد علاقه نداره. دوست داره یا کاملا لخت باشه یا تنگ بپوشه. من با خودم گفتم باید یه جوری طرف خودم بکشمش. یادم افتاد که مامانم همیشه صبح میاد حموم و حموم هم تو اطاق بغلی من بود. تصمیم گرفتم که لخت شم تو اطاقم و لای در رو وا بذارم. رفتم اطاقم و لخت شدم. کیرم راست شده بود. کلفتر از همیشه شده بود. مامانم داشت میرفت حموم. لای در هم وا بود من داشتم الکی مشغول بو دو احساس کردم مامانم وایستاده. طوری کردم تا کیرمو ببینه. چند دقیقه ای نگاه می کرد و رفت حموم. بعد از حموم رفتم پیشش دیدم داره به کیرم نیم نگاهی داره. با خودم گفتم نقشه ام گرفت. هر وقت مامانم میدیدم کیرم باند میشد و از قصد طوری میکردم ببینتش. اوونم با شهوت نگام میکرد. شب شد و مامانم رفت بخوابه منم تو حال بودم. دیدیم مامانم در رو نیمه باز گذاشته رفتم سرک کشیدم دیدم مامانم خوابیده ولی لخته و کوونش به طرفمه. یه لحظه وایستادم. اوونم فهمید. رفتم تو اطاقم و لخت شدم و فقط شرت تنم کردم. میدونستم میاد اطلقم سرکشی من هم در رو وا گذاشتم. دیدم داره سرک میکشه و در و زد و اوومد تو. لباس تاپ و شلوارکوتاه پوشیده بود. بهم گفت هنوز نخوابیدی.من که کیرم راست بود برگشتم طرفش و گفتم دارم دنبال کتابم میگردم. اوون که کیرمو دید. هل شد و گفت من برات میگردم. هی خم میشد. و مکث میکرد. دیگه داشت شلوارش پاره میشد. یه دفه شلوارش چاک خورد. خندیدم و اونم خندید و گفتم خوب یا شلوار گشاد بپوش یا اصلا نپوش. گفتش عیبی نداره. لا ی کونش دیده میشد. بهش گفتم همه جات دیده میشه که درش بیار راهتره که. اونم خندید منم که منتظر موقعیت بودم گفتم بذار برات در بیارم اوون که خم شده بود من شلوارشو در آوردم. یدفه یه کوونه گنده زد بیروون. هیجان تمام بدنمو ورداشته بوود. گفتش خواهرت نبینه. گفتم الان درو میبندم. اوون پا شد و گفت تو هم در بیار دیگه منم شورتمو درآوردم با دیدنه کیرم چشاش برق زد. کیرمو گرفت و با ولع شروع به ساک زدن کرد. مثل اینکه کیر ندیده بود.آب دهنش از کیرم سرازیر شده بود. بر گردوندمش بهش گفتم من کونتو میخوام. کوونش از هم واشده بود بهش گفتم کست حال نمیده میذاری کوونتو بکنم. گفتش اختیار کوونم دست تو. سوراخ کوونش معلوم بود چند بار گاییده شده بود. کیرمو کردم تو کوسش تا لیز شه. در آوردم کردم کوونش. کمی طول کشید تا کوونه مامانم وا شه. بهش گفتم حتما اوونی که کردتتش کیرش کلفت نبوده که هنوز وا نشده. چند بار که بکنمش گشاد میشه. مامانم گفت آره بابا کیر تو یه چیزه دیگریه. شروع کردم به تلمبه زدند. رونش به رونم میخورد و مثل ژله مواج میشد. مامانم گفتش آروومتر بابا. گفتم دردت اوومده. مامانم گفت اوونو نمیگم خواهرت میشنوه. گفتم اوون الان خوابه. تازه بفهمه میخواد چیکار کنه دارم مامانشو میگام. با خودم گفتم روزی میرسه که هر دوتاییتونو با هم بگام. 10 دقیقه کونه مامانم داشتم میذاشتم. کیرمو درآوردم سوراخه کونش گشاد شده بود. بهم گفت آبت اوومد. گفتم حالا حالاها نمیآد. بهش نگفتم اسپری زدم. نیم ساعت گذشت مامانم گفت بسه دیگه. کوون برام نذاشتی. راست میگفت. بیچاره سوراخه کونش وا شده بود. آبم آوومد همشو خالی کردم کوونش. کارم تموم شد. رفتیم خوابیدیم.
صبح که از خواب بلند شدم یه نکاهی بهم انداخت و گفتش حال کردیا دیشب. گفتم حالا کجاشو دیدی. هر شب مامانمو میکردم. ولی فکر این بودم چطوری خواهرمم بکنم.
اسم خواهرم ستاره هست. اوونم مثل مامانم دوست پسر داره. ولی این روزها باهاش حرفش شده. دنبال دوست دیگه هستش. حتم دارم که دوستش چند باری کدتش ولی نمیدونم از کس میداده یا از کوون. البته اوون کوونی که ستاره داره حتما کردنش.
باید یک نقشه میریختم تا ستاره رو هم بکنم. اول باید حشریش کنم. بعد یه کاری بکنم تا موقعی که مامانشو میکنم ببینه.
بابام دو هفته ای مونده بود از ماموریت بیاد. وقت داشتم.
یه روز که ستاره داشت میرفت حموم لای درو وا گذاشتم و لخت شدم. بدنم وقتی لخت میشم وسوسه کننده است. کیره کلفتم با بدن هیکلی هر دختری رو وسوسه میکنه. حس کردم خواهرم وایستاده داره نیگام میکنه من هم به روی خودم نیاوردم. میدونستم ستاره در حسرت کیرمه. بعد از حموم یه جوره خاصی بهم نگاه میکرد. کیرم همش بلند میشد. اوونم تا میتونست دید میزد. اوون شب با مامانم قرار گذاشتیم نصف شب بیاد اتاقم تا بکنمش. لای در رو وا گذاشتم طوری که مامانم نفهمه تا اگه ستاره اوومد ببینه که مامانشو دارم میکنم. اینبار مامنمو محکمتر میکردم صدای شلاپ شلوپش همه جا رو ورداشته بود و چون لای در وا بود حتما ستاره هم داشت میشنید. دیدم لای در داره تکوون میخوره. ستاره داشت از لای در نگاه میکرد. اوون شب یه ساعت با مامانم را کردم.
فردا صبح دیدم مامان و ستاره دارن صبحوونه میخورم. ستاره یه نگاه معنی داری به من و مامانم کرد و یه لبخندی هم زد. میدونستم دیروز کردن مامانشو دیده. من هم بهش یه چشمک زدم. با خودم گفتم حالا دیگه نوبت تو هستش. شب مامانم بهم گفت من نصفه شب میام اطاقت. رفتم اطاق لخت شدم یه شورت تنگ پوشیدم. کیرم راست کرده بود و داشت شورتمو پاره میکرد در رو وا گذاشتم میدونستم ستاره باز میادبالا. ساعت 10 بود ستاره دیدم یدفه وارد اطاق شد و گفت میای اطاقم کمک کنی تابلو نصب کنم. منم که منتظر این موقعیت بودم با هموون شورت رفتم اطاقش. ستاره همش به کیرم زل زده بود خودش یه دامن تنگ کوتاه و تاپ پوشیده بود. کوونش داشت از دامنش میزد بیرون. از پشت بغلش کردم یه کم ناز کرد ولی بار دوم وا داد. خلاصه هر دو لخت شدیم. وای چه کوونه صافی داشت. به ستاره گفتم دوست داری کیرمو بخوری. اوونم همشو دو دستی فرستاد دهنش. تو ساک زدن مهارت داشت. خوب برای دوستاش قبلا ساک میزد. لا باهاشو وا کردم دیدم هم کونش و هم کوسشو کردن. ولی کسه تنگی داشت شروع کردم ستاره رو از کس گائیدمش. بهش گفتم ناقلا قبلا کردنتا. اوونم گفتم معلومه ولی به اندازه کیر تو نیست هر دوموون زدیم زیر خنده. بهش گفتم برگرد دوست دارم کونت بذارم. ستاره گفت ولی یواش کیرت کلفته. وای حسابی حال یکردم. برعکس مامان هم کوونش و هم کوسش تنگ بود. ساعت 11 شد. اصلا یادم نبود با مامان ساعت 11 قرار داشتم بکنمش. در هم لاش وا بود. البته خیالم نبود میاد میبینه دخترشم دارم میگام. ساعت 12 شد بعد از کردن ستاره رفتم اطاقم صبر کرم مامانم بیاد دیدم نیومد. دوباره رفتم پایین دیدم مامانم بیداره گفتم نیومدی بالا. گفت اوومدم نبودی. گفتم آهان. من و من کردم. گفتش بلاخره کارتو کردی. گفتم یعنی چی. گفت هیچی. فهمیدم دیده ستاره رو کردم. گفت حال بگو حال داد. منم گفتم جات خالی. لبخندی زد و گفتش عیبی نداره ولی تازه اوومد بازار کهنه میشه دل آزار. گفتم نه اینطوری نیست.
برای اینکه دلشو نشکنم مامانم همون شب کردم

6 نظرات:

ناشناس گفت...

دمت گرم من هر روز با گوشی به وبلاگت سر می زنم راستی اسم من رئوف هست یه داستان سکس پدر و دختر و مادر می تونی بزاری ؟ قربون مرامت
بای بای
www.rauf007.blogfa.com

amirsexi گفت...

سلام رئوف جون؛مرسي از لطفت؛حتما بيكار بشم برات مينويسم و بعدش ميزارم؛آقايي عزيز

ناشناس گفت...

سلام امیر جون.با هم هم اسمیم :D داداش اگه میتونی سکس پسر با مادرش بزار سکس تو حموم که مارده میره پشت پسررو بکشه یا پسره میره پشت مادررو بکشه من هر روز روزی 10 دفعه میام به وبت تا اگه دادستان گزاشتی بخونم هرچی زور تر بنویس دمتگرم

amirsexi گفت...

سلام دوستان؛درمورد سكس مادر توي حموم حتما مينويسم برات عزيز؛اما درمورد سايت شهواني و داستانش عرض كنم اين داستان رو قبلا خونده بودم سايت خوبيه اما متاسفانه مشكلش اينه سايت شهواني داستانهاش بيشترش از خودش نيست و بدون ذكرنام نويسنده ميزاره تو سايتش البته يكي از بازديدكنندهاي دائمي وب من هم هست و تشكر از مديريت شهواني؛من داستانهام رو با فانتزيهاي ذهني خودم مينويسم؛سعي ميكنم برات بنويسم عزيز؛مرسي

amirsexi گفت...

دوست ناشناسم كه بمن لطف داري و روزي 10بار مياي وبه وبم سر ميزني فداي مرامت داستان سكس امير و مامان آيدا تقديم به تو و همه دوستانيكه سكس با مامان رو دوست دارن؛مرسي

HAMED گفت...

salam amir khan damet garm darbare dastanaye sex ba maman kheyli khob minevisi edame bede ma hame poshtetim rasty az sex ba mamanaye balaye 48 50 sal ham benevis