ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

سكس ندا

سر كوچه مان
يك ميوه فروشي است كه مردي حدود 40ساله است.هر موقع مي رفتم دكانش و مي
خواستم چيزي بردارم احساس مي كردم كه نگاهش روي باسنم سنگين است ويا
جلوش كه مي ايستادم احساس مي كردم كه دارد سينه هام را با نگاهش مي
خوره. ويا حس مي كردم حالا است كه منو بغل كنه.
راستش را بخواهيد منم بدم نمي آمدتا اينكه يك روز كه بهش پول دادم حس
كردم دستم را فشرد منم لبخندي زدم و رفتم.پس فردا كه آمدم خريد كردم
ديدم كه يك بسته كوچك بهم دادوگفت مال شماست آمدم خونه و باز كه كردم
ديدم يك سوتين وشورت سفيده وميان شورت يك انگشتره ؛نمي دونستم چكاركنم
اولش احساسي برخورد كردم وپيش خودم گفتم كه بهم توهين كرده ولي بعد گفتم
بي خيال.
چند روز بعد كه شورت وسوتين را پوشيده بودم و انگشتر را توي دستم كرده
بودم رفتم مغازه اش.بعد از خريد بهم گفت كه اميدوارم كه از هديه ام
خوشتون آمده باشه؟گفتم كه الان از همش استفاده مي كنم.
ديگه رابطه ما خيلي صميمي شده بود و مي دونستم خونه شون توي همون محله
است كه يك روز دعوتم كرد ظهر ساعت 1بروم خونشون گفت كه خانمش نيست و بيا
اونجا با هم راحتتر حرف بزنيم.
رفتم خونشون با يك پيژامه بود كه بزرگي التش از زير آن مشخص بودوقتي رفت
برام شربت بياره ديدم كه كيرش نيم خيزه و خيلي ول مي خوره.
تا امود و شربت را آورد كه كنار هم روي يك پتو نشسته بوديم ديدم كه كيرش
ديگه راست شده.اونم فهميد كه من به كيرش خيره شدم و شلوارش را كشيد
پائين ديدم يك شورت از نوعي كه زنا توي خونه مي دوزند پاشه سريع كشيدم
پائين ديدم چه كير كلفتي داره من كير زياد ديده بودم ولي اون خيلي بزرگ
بود ازم خواست كه براش ساك بزنم اما دهن من كوچكه و فقط مي تونستم كلاهك
سرش را ليس بزنم.
بعد اون منو لخت كرد و كوسمو ليس مي زد كه لنگمو خيلي از هم باز كرد كه
كوسم مثل يك غنچه روبروش باشه و ارام كيرش وارد كوسم كرد من پيش خودم
قبلش فكر مي كردم كه نمي تونم تا آخرش را توي كوسم فرو كنه اما ديدم كه
تا آخر فرو كرد و من فقط پتو را و بعد شونه هاي اونو چنگ مي زدم كه با
چند بار عقب و جلو كردن آبش امود.وقتي كه احساس كرد آبش داره مي آيد در
اورد و اورد گذاشت لاي سينه هام تا آبش امود تا بالاي صورتم خيس شد.كه كلي
باعث شد ازم معذرت بخواهد؛ادامه داره

3 نظرات:

ناشناس گفت...

lotfan edame in dastan ham bezar
merc

amirsexi گفت...

سلام دوست عزيز باشه حتما در اولين فرصت برات ميزارم

ایرانی گفت...

خوب بودولی خیلی کوتاه بود .یه بیوگرافی کوچولو هم اگه اول داستان از این ندا خانوم می داشتیم بدک نبود ..ایرانی