ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

حسادت

من به  انسانهای خوب حسادت نمی کنم .. 
من به جوانی دیروزم حسادت نمی کنم ...
من به آن که پشت ماشین میلیاردی خود می نشیند و بادی به غبغب می اندازد حسادت نمی کنم . 
من به آن دلبر نازنینی که دیروز با من می خندید و امروز بر من می خندد حسادت نمی کنم ..
من به مرغان عشقی که با منقار های خود به استقبال بوسه داغ عشق می روند حسادت نمی کنم ..
من به آن دختر و پسری که در بعد از ظهر جمعه ای دست در دست هم در پیاده رو قدم می زنند و پسر,  دختر را می بوسد حسادت نمی کنم ..
من به خورشیدی که می دانم بعد از من می ماند حسادت نمی کنم ... 
من به نغمه های مرغ سحر خوانی که خدا را می ستاید حسادت نمی کنم ... 
من به سکوت ستارگان ستایشگر پروردگار حسادت نمی کنم .
من به روز های از دست رفته زندگیم حسادت نمی کنم . 
من به پرنده ای که انتهای پرواز را نمی داند حسادت نمی کنم . 
من به آن پادشاه خیالی که برای خود کاخی خیالی ساخته است حسادت نمی کنم . 
 من به آن بی وفای بد قولی که نامردانه و نامرادانه به عشقش پشت پا زده احساس خوشبختی می کند , حسادت نمی کنم .
 من به بوق شادی ماشین های همراه عروس حسادت نمی کنم .
من به آن چه که  جای مرا در قلب دلبرم گرفته حسادت نمی کنم .
من به لبخند پیروزی آنان که راضیند از زندگی حسادت نمی کنم . 
من به آن جلادانی که سر های عاشقان شکیبا را به زیر گیوتین می نهند حسادت نمی کنم .. 
من به آنان که که امروز ادعای عاشقی می کنند و فردا از عشق فرار می کنند حسادت نمی کنم ..
من به آنان که به غرور بیجای خود می نازند حسادت نمی کنم .  
من به آنان که از دروغ و نیرنگ خود لذت می برند و حس می کنند که خیلی زرنگند حسادت نمی کنم . ..
 من به آن نارنجی که روزی بهار نارنج بوده است حسادت می کنم ..
 من به آن خاکی که گلهایش را به یغما می برند حسادت می کنم . 
من به آن تابوتی که جنازه اش را به خاک می سپارند حسادت می کنم ..
 من به آن جنازه ای که دیگر سخن نمی گوید حسادت می کنم . 
من به آرامش مردگان حسادت می کنم .. 
من به گلها و سبزه های روییده بر مزار حسادت می کنم ..
من به قلبی که دیگر نمی تپد حسادت می کنم ..
من به مرگی که منتظرم در آغوشم بگیرد حسادت می کنم . 
من به چشمان بسته ای که با دنیا وداع کرده است حسادت می کنم .
من به روانهایی که جسم خاکی خود را رها کرده اند حسادت می کنم ..
من به فردایی که دیگر در این جهان خاکی نباشم حسادت می کنم .
من به آن روزگارانی که دیگر دردی احساس نکنم حسادت می کنم .. 
من به جسم خاک شده خویش درخاک خداحسادت می کنم .....
پایان ..نویسنده : ایرانی