ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خواهر .. مادر یا زن داداش ها ؟ 55

پسر دو تا دستاشو گذاشت روی کون مادر و دو تا قاچ و کپلای تپل و جوندارشو به دو سمت بازشون کرد . طوری اونا رو می گردوند که در هر گردش سوراخ کونش به طرز خاصی باز و بسته می شد که به هنگام باز شدن,  پارسا هوس اینو  می کرد که کیرشو از توی کس بیرون بکشه و اونو بکنه توی کون مادرش ..   بعد جفت دستاشو رو سینه های پروین قرار داده آروم آروم فشارشون می گرفت ... 
از لکه های سفید هوس کس  روی کیرش خوشش میومد . ضربات کیر بر کس رو زیاد تر کرد تا شاهد غلظت بیشتری از لکه های هوس باشه ... 
پروین : آخخخخخخخخخخ عزیزم .. عشقم , گلم تند تر .. تند تر ... نمی دونم چرا نمیاد ... انگاری می خواد بیاد ... ولی یه خورده ناز می کنه ... زود باش ... وووووووویییییی خیلی خوشم میاد .... اووووووووووففففف کسسسسسسم ... بزن .. تند تر ... 
و یک بار دیگه پسر انگشتشو فرو کرد توی کون مادرش ..
 -پارسا ... اینو هم میدمش به تو . مال خودته .  این قدر عجول نباش . من که از زیر کیر تو فرار نکردم .  من مال توام . تمام تنم همه جام مال خودته . هر کاری دوست داری تا هر وقتی که می خوای می تونی از من لذت ببری . اگرم بابات بر گرده میگم اصلا می خوام برم دو روز پیش پسرم . اتاقاشو مرتب کنم .. اوووووووففففففف کسسسسسسم دارم می ترکم .. دارم می سوزم .. حالا فقط کسمو دریاب ... 
پارسا حس می کرد که  با این که مادرش حشری تر از اون سه تا زن نشون میده ولی ارضا کردنش خیلی کار می بره و باید فشار سنگینی به خودش بیاره . 
 حالا به محل ورود کیرش به کس نگاه می کرد و  با سرعت زیاد کیرشو می زد به ته کس مادر و در حالی که دو تا دستاشو روی کون پروین گذاشته بود بدنشو به عقب می کشید و در این حالت کیرش هم میومد عقب و پس از لحظاتی نگاه هوس آلود,  کیرشو یک بار دیگه می کرد توی کس پروین ... و یواش یواش یک بار دیگه سرعتشو زیاد کرد . 
دستای پروین رفته بود رو سینه هاش و با هاشون بازی می کرد ..
-آههههههههه عزیز دلم .. خوبه .. خوبه .. فدای کیرت شم . چقدر کلفته .. چقدر داغه .. همین خوبه .. همین جوری ادامه بده ... 
پارسا همین جور یکسره کیرشو می زد به انتهای کس و سر و صدای زیادی هم در فضای اتاق پیچیده بود ... لذت می برد از تماشای کیرش و خیسی هوس مادر روی اون کیر .
 صدای پروین دیگه در نمیومد فقط به این فکر می کرد که زود تر ار گاسم شه . حس کرده بود که تا چند لحظه دیگه آبش خالی میشه .. 
پارسا هم که وضعیت و حشر و هوس اونو دیده بود تلاششو زیاد کرد ..
 پروین از بازی انگشت پسرش توی کونش لذت می برد 
-ادامه بده ادامه بده آخخخخخخخخخ   .. داره می ریزه ..  ادامه بده .. جوووووونم.. جوووووونم بابات یاد بگیره ... یاد بگیره که پسر دستشو از پشت بسته ...
 پارسا که می دید مادرش در اوج لذته اونو ول نکرد . همچنان ادامه داد . به خوبی حس کرد که از لبه های کس مادرش آب رقیقی در حال خارج شدنه .. این لذتو پروین هم احساس می کرد .. پسر کمر مادرو محکم نگه داشت و با چند ضربه دیگه آبشو خالی کرد توی کس .. تصمیمشو گرفته بود . هوس کردن کون مادرشو داشت . همون کیر خیسو به سمت سوراخ کون پروین فرستاد .. 
-آخخخخخخخخخخ  پارسا پارسا .. توی این سی سالی حتی یک بار هم به بابات اجازه ندادم که کیرشو فرو کنه توی کونم .
 -مطمئنی مادر ؟! 
-یعنی چه؟! دروغم کجا بود . کون دادن یا ندادن شرعی چیزی نیست که من به خاطرش قسم بخورم
 -حالا مامان جون چرا این قدر بهت بر می خوره . من که حرف زشتی نزدم .
 پارسا حس می کرد که کیرش خیلی نرم و راحت فرو میره توی کون مادرش . این جور که اون احساس درد نکنه خیلی لذت بخش بود . 
پروین هم چشاشو بسته بود و با لذت به حرکت کیر پسرش توی سوراخ کونش فکر می کرد و تصور اونو داشت .و  که  سالهای اول کون دادن چه دردی رو تحمل می کرده !... هر چند کلفتی کیر پسرش به اندازه ای بود که تا حدودی دردش می گرفت ولی لذتش زیاد تر بود .. کف دستای پارسا همچنان کون مامانشو باز و بسته می کرد تا حالت کیر و سوراخ کون رو بهتر ببینه . 
پروین هم طوری لذت می برد که با کف دستش مرتب به کسش می کوبید . 
-تند تر بکن منو ... ولی با زیاد تر شدن سرعت کیر توی کون , درد کون پروین زیاد تر شده بود ... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی