ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خواهر .. مادر یا زن داداش ها ؟ 56

پارسا همچنان حلقه کون مادرشو می دید که کلفتی کیرش اونو پوشونده و کیرشو  تا نیمه می فرسته توی کون مادرش و برش می گردونه عقب . 
-آخخخخخخ
 -مااااااماااااااان کردن کون تو چه لذتی میده ! حرف نداره خیلی از کونای جوون ترا بهتره و مشتی تره . جونداره و سوراخش هم عالیه . با کیر من هم خونی داره .... پروین لجش گرفته بود ...
 -نفهمیدم پارسا تو چی گفتی ؟تو داری کون منو با کون زنای جوون تر مقایسه می کنی ؟ 
-مامان نه ..منظوری نداشتم ... همین چوری گفتم ...
 لباشو رو لبای مادرش گذاشت و کف دستشو هم گذاشت روی کس مادرش وطوری با لبه ها و مغز کس بازی می کرد که پروین یادش رفت که چی گفته ..
 -آخخخخخخخخخ پارسا ... وووووویییی کسسسسسسم کسسسسسسم .. اونم کیر می خواد . 
پارسا با تمام هوسش کیرشو به طرف انتهای سوراخ کون مادرش می فرستاد . وقتی هم که می خواست خودشو عقب بکشه یه دستشو می ذاشت رو کمر پروین و خودشو به سمت عقب حرکت می داد ...
-اوووووووهههههه انگشتتو بکن توی کسم و درش نیار ... تند تند بکن .. بذار فکر کنم کیرت توی کسمه ... 
-خوشت میاد مامان .. بگو که کونت هم داره کیف می کنه ... ..
 در همین حال توسکا واسه پارسا زنگ زد ... 
-مامان یواش تر نمی دونم این با هام چیکار داره ...
 -گوشی رو نگیر ...
 ولی پارسا الو رو گفته بود ... 
-سلام عشقم کجایی ... 
پارسا سعی داشت بیشتر حرف بزنه تا صدای زن داداشه به گوش مادرش نرسه ... پروین هم فکرش به این بود که این تلفن بی موقع باعث راکد شدن سکس و حرکات پسرش شده توجهی به این نداشت که مثلا صدای توسکا رو بشنوه که خیلی هم رسا بود  -کجایی پارسا .. 
-دانشگاه .. واسمون کلاس فوق العاده گذاشتن .
 -کی رفتی ؟  
-یک ساعتی میشه از خونه اومدم بیرون ..
 توسکا : که این طور ... حواست به دخترای  دانشجو باشه که از راه به درت نکنن .. پارسا : اونا هم باید حواسشون باشه .. خداحافظ توسکا جان . کلاس داره شروع میشه  پروین : چی می گفت ؟ چی رو باید حواست باشه ؟ همین یه عبارتو شنیدم ..
 -هیچی مامان . واسه خودش یه چیزایی می بافت . دخترا کجا بود منو تحویل بگیرن  -راست میگه پسرم . باید حواست باشه دیگه . این دوره زمونه دخترا شدن گرگ .. حالا تو بیا به این دختر که زیر کیر تو دست و پا می زنه برس ... 
-می بینی مامان .. چه جوری کس و کونت واسه من جا باز می کنه ! جون میده واسه این کیرم .. مال خودمی ...
 -به بابات حسادت می کنی ؟ قول میدم دیگه بهش ندم . اونم راحت می گیره می خوابه و پروین به این فکر می کرد که می تونه با کیر شوهرش پرویز بازی کنه و وقتی که آبشو خالی کرد و اونو بی حس ,  به حال خودش ولش کنه ...
 پارسا و پروین یک بار دیگه در وضعیت قبل از تماس توسکا شروع به سکس کردند . .. توسکا سخت به فکر فرو رفته بود .. اون به مدت دوساعت چشاشو به در دوخته بود و در عالم خودش بود . کسی از خونه بیرون نرفته بود . تعجب می کرد .  پارسا عادت داشت با ماشین خودش می رفت بیرون .. فرقی هم نمی کرد با ماشین یا بی ماشین درخونه باز نشده بود . نه .. اون باید یه کلکی توی کارش باشه . مدام مادرشوهرشو تصور می کرد که شب گذشته توی خونه دخترش رفته بود حموم تا مثلا به پسرش پارسا در شستن بدنش کمک کنه ... حالتای اونا پس از خروج از حموم مخصوصا شرایط پروین مادر شوهرش اصلا طبیعی نبود و نشون می داد که خیلی هیجان داره .. بقیه زیاد به حرفاش توجهی نداشتند ... می دونم چیکار کنم .. الان دو تفنگدار دیگه رو هم بسیج می کنم که اون دو تا رو غافلگیر کنیم . این پسره مادرشو هم داره می کنه . بنازم به این اشتها !
 -الو تلکا آماده باش می خوایم   دو تا خلافکارو دستگیر کنیم . خودت هم آماده باش واسه خلاف کردن ...
 سریع موضوع رو واسش تعریف کرد
 -توسکا چه جوری داری با اطمینان این حرفو می زنی ؟ 
توسکا : حس ششم من اشتباه نمی کنه . یه چیزی که به دلم افتاده دیگه افتاده . میگی نه معلوم میشه ..
 -گیریم که اون دو تا با هم باشن . فکر می کنی در بزنیم درو وا می کنن ؟
 -نگران نباش . پریسا دخترش کلید داره ... اونو کوکش می کنم و با هم سه تایی میریم توی خونه ... 
توسکا موضوع رو با پریسا در میون گذاشت .. 
پریسا اولش مخالفت می کرد و می گفت هر وقت که می خواد بره خونه باباش اول زنگ می زنه اگه درو باز نکردند  از کلید استفاده می کنه.. 
توسکا : خواهر شوهر عزیزم .. اگه بخوای زنگ بزنی اونا که همین جور لخت توی بغل هم نمی مونن ..  با کلید میریم توی خونه .. اگه شرایط عادی بود که هیچ .. موردی نداره .. اگه غیر عادی بود که ما هم میریم کنارشون ...
 پریسا : نهههههه امکان نداره .. 
ولی وجودش سرشار از نگرانی بود .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی