ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خواهر .. مادر یا زن داداش ها ؟ 58

پارسا : مامان یه خورده یواش تر .. تو چقدر حشری هستی . به نظرم یه صداهایی میاد  پروین : من که چیزی نمی شنوم . تو کارت رو بکن . حالا درش بیار فروکن توی سوراخ پایینی من .
-مامان تو چقدر حریصی . هنوز سیر نشدی ؟ .. 
حالااون سه تا زن  از پشت  به اون صحنه نگاه می کردند .
 پریسا حرص می خورد . تلکا بی تفاوت بود و توسکا هم با کسش ور می رفت و منتظر فرصتی بود که بتونه خودشو بفرسته داخل و مادرشوهرشو بزنه کنار و جلوی چشاش با پسرش سکس کنه .. در واقع بابرادر شوهر خودش ..
 پریسا لباشو گاز می گرفت و به این فکر می کرد که این داداشش دیگه چه اعجوبه ایه و از مادرش دلخور بود که با وجود این که شوهر داره چطور راضی شده که  با مردی غیر شوهرش اونم با پسرش سکس کنه . دیگه نمی تونست تحمل کنه . نزدیک بود فریاد بزنه ....
 پروین : پسر خیال برت داشته ؟ چه سر و صدایی !
 در همین لحظه توسکا به حرف اومد و گفت
 -مامان حق با داداش پارساست ...
 یه لحظه پروین ترسید ... تا بخواد سوالی بکنه سه زن وارد شدند ... 
پروین طوری جیغ می کشید که انگاری چند نفر دزد به خونه اونا حمله کرده باشند . سه تایی شون به علامت تاسف دست تکون می دادند . پروین نمی دونست چیکار کنه . اعصابش به شدت متشنج شده بود . اون هنوزباورش نمی شد که لو رفته باشه . ولی از این تعجب می کرد که چطور شده که اون سه تا زن کاملا بر هنه اند ... می خواست یه چیزی بگه روش نمی شد . روی تخت به دمر دراز کشیده صورتشو به تشک چسبونده بود و از خجالت چیزی نمی گفت و روشو هم به طرف کسی بر نمی گردوند ..
 پریسا : مامان چرا ساکتی ؟ حتما فکرشو نمی کردی که ما بیاییم و این جور غافلگیرت کنیم ...
 توسکا : ولی چه اندامی داره ! کیر برادرت با کس و کون اون یه هماهنگی خاصی داره . چه کون بر جسته ای هم داره ! از اون کون هاییه که داداش پارسای تو عاشقشه و واسش هر کاری می کنه . کون منم خوبه .. ولی خب دیگه پارسا اشتهاش زیاده و فردا هم معلوم نیست نوبت کدوم زنیه که بهش حال بده ..
 توسکا رفت سمت پارسا و دست گذاشت رو سینه اون و خواست طاقبازش کنه و بره رو کیر اون بشینه تا پروین این جریان رو ببینه . ولی پریسا دستشو کشید و گفت
- برو کنار . تا خواهر این جا هست زن داداش کاره ای نیست . هر موقع من کشیدم کنار تو  برو رو داداشم . حالا مادر باید ببینه که موضوع چیه و  نتونسته رو دست ما بلند شه .. یا بهتره بگم این ما بودیم که بر نامه سکس با پارسا رو افتتاح کردیم و فقط اون نبوده اجازه داده پارسا کلنگ کیرشو به زمین کسش بزنه .. 
توسکا در حالی که واسه خواهر شوهرش کف می زد گفت 
-احسنت ..حالا تو هم داری وارد کلمات لاتی میشی همون جوری میشی که همه مون دوست داریم ...
 پروین فقط صدای اونا رو می شنید .. جسته و گریخته بعضی حرفای اونا رو می شنید . در مورد سکس صحبت می کردند .. یعنی چه اونا چی دارن میگن ؟! یعنی پارسا با اونا رابطه داشته ؟ اوه نه .. اگه این طور باشه یعنی این که پریسا بکارتشو از دست داده ؟ نه پارسا علیه خواهرش این کارو نمی کنه . چاقو دسته شو نمی بره .
پریسا : داداش آماده باش دارم میام .. واقعا که .. خجالت آوره یه پسر با مامان خودش از این کارا  بکنه ..
 پروین در حالی که سرشو یه پهلو کرده زیر چشمی به  دخترش پریسا نگاه می کرد خیلی دلش می خواست بگه که آیا تو دختر هستی یا نه ؟ نه . امکان نداره که اون بخواد با کوس خودش بیفته رو سر کیر برادرش .. یعنی پریسا دیگه دختر نیست ؟
 پریسا : مامان ازچی داری خجالت می کشی ؟! همه ما مثل همیم  . فرقی با هم نداریم . همین پسری که این قدر ازش تعریف می کردی و خودت رو تسلیمش کردی و خجالت نکشیدی اون شده شوهر دخترت .. آره مامان من می تونم به خودم ببالم که اگه خودمو در اختیار برادرم می ذارم اون بوده که دختری منو گرفته پرده منو زده .. پس حق اونه که بتونه منو داشته باشه و منم تسلیمش باشم . تو چرا؟!
 پروین هنوز قدرت حرف زدن نداشت . به شدت از گستاخی پریسا عصبی شده بود . از پارسا دلخور بود .. و تازه می خواست بپرسه که پس تلکا و توسکا برای چی این جا هستند اونا دیگه چیکاره ان ؟ !
پریسا : مامان خوب بشین یا خوب دراز بکش و ببین که من و تلکا و توسکا چه جوری با پسر یکی یه دونه ات حال می کنیم . فکر کردی فقط خودتی که هر کاری که دلت خواست می تونی انجام بدی ؟  اینو و گفت و رفت روی کیر برادرش نشست ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی