ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مامان حمیرا قسمت آخر

بعد آروم امد طرفم یه دستی به سینه هام کشید و گفت وای عجب چیزیه من که باورم نمشه بلاخره تونستم سینه های نازو گندتو تو دستم بگیرم همینجوری که داشت سینه هامو دست مالی میکرد دیدم کیرش داره تو شلوارش خفه میشه منم دستمو کشیدم روش انم سریع درش آورد از مال سعید یه کم گنده تر بود خیلی خوشم امد سرشو فشار دادم به پایین انم فهمید چی میخوام رفت پایین و کسمو لیس میزد چوچولمو میمکید و زبونشو میکرد تو کسم میگفت سعید آبشو تو کست خالی کرده یا این آبه خودته منم با صدای حشریم گفتم مال خودمه انم گفت جون باید خیلی حشری باشی که اینقد ترشعاتت زیاده الان خودم خونسات میکنم عزیزم منم گفتم خوب زود باش دیگه خسته شدم اینجا که نمیشه خوابید جا نیست دراز بکشم منم دیگه خسته شدم منصور گفت ای به چشم الان میرسم خدمتتون از تو جیب شلوارش یه کاندوم در آورد بعد لخت شد منم خیلی حشری بودم گفتم زود باش دیگه مردم منصور فوری امد پشتم یه کم کسمو مالید بعد کیر باد کردشو کرد تو کسم وای تمام کسمو پر کرد کیرش داشت او تو میترکید ازبس کسم بهش فشار میاورد هم درد داشت هم خوشم مییومد انم حشری شده بود دیگه ملاحظه منم نمیکرد فقط با قدرت تمام خودشو میکشید عقب و میکوبید به من منم دوباره داغ شده بودم وخسته بعد من چهار دستو پا قمبول کردم ترفش انم پشتم زانو زد و گفت از کون بکونم؟ گفتم نه الان نمیشه آماده نیست اون بره توم جر میخورم حالا منصور عوضی بازیش گرفته بود میگفت چی بره توت جر میخوری منم گفت کیرت کیر گندت انم دیونه شد بعد گفت چشم همون کستوعشقه بعد دوباره کیرشو کرد تو کسم ومحکم تلمبه میزد منصور بهتراز سعید حال میداد خیلی قوی بود با هر تلمبش پرت میشدم جلو منم کمکش میکردمو خودمو میکوبیدم بهش ازش خواستم همینجوری ادامه بده که دیگه دارم مییام انم سرعتشو بیشتر کرد دیگه نمی تونستم خودمو کنترل کنم مانتوم جلوم افتاده بود صورتمو کردم لای لباسم چنتا جیق کوچک زدم که صدا بیرن نره وارضا شدم منصورم خوابد رو کمرم سینه هاموجم میکرد تو دستش ودرگوشم گفت چطور بود فرشته جون خالی شدی منم برگشتم به نشانه تشکر یه لبخند بهش زدم انم گفت خوب حالا میتونی منم خالی کنی منم که هنوز اون کیر گندرو مزه نکرده بودم دوباره جون گرفتم منصور بلند شد منم برگشتم جلوش زانو زدم کیرشو کردم تو دهنم چون خیلی بهم حال داده بود منم چنان کیرشو میمکیدم که داشت کنده میشد بعد همون تکنیکو که سر سعید پیاده کرده بودم اجرا کردم یعنی کیرشو گزاشتم لای پستونام یه تفم انداختم لاش و بالا پایین کردم جلو این کارم دیگه نتونست طاغت بیاره چند بار که بالا پایین کردم آبش زد بیرون ریخت رو پستونام موهامو چنگ میزدو به خودش میپیچید آخه انم نمی تونست صداشو بلند کنه آبروریزی میشد همه آبش که امد دوباره کیرشو یه لیس زدم که چیزیش نمونه و رفت عقب به دیوار تکیه داد منم آب داغشو میمالیدم به همه جای سینه هام منصور میگفت نکون اینجوری من دوباره حشری میشم منم گفت خوب چه بهتر من حاضرم انم گفت نه بابا شوخی کردم همین جوری نمی تونم رو پا وایسم بعد لباساشو پوشید من که دیگه داشتم وا میرفتم مانتو روسریمو پوشیدم امدم نشستم رو صندلی تا یه خورده حالم جا بیاد بعد منصور امد بالا شیرموز برام گرفته بود گفت بیا بخور بهتر میشی بعد نشست روبرو من منم پهن شده بودم رو صندلی فقط دگمه وسط مانتومو بسته بودم زیرشم هیچی دیدم منصور باز خیره شده به من گفتم چیه هنوز سیر نشده خودت گفتی دیگه جون نداری انم گفت آره دیگه آب که برام نموند ولی خدایش خیلی هیکل گوشتی وسکسی داری آدم سیر نمیشه منم برا اینکه سر به سرش بزارم لاپامو باز کردم یه دست به کسم کشیدم منصور نتونست خودشو نگر داره باز امد جلو صندلی من زانو زد دست میکشید رو رونای پام میگفت عجب رونای پرو تپلی داری مثل کونو سینه هات همه جات قلبس آدمو دیونه میکنه بعد سرش آورد و رونای پامو لیس میزد میبوسید صورتشو فشار میداد لای پام خودشم نمی دونست چی کار کنه که راحت بشه ولی سیر نمیشد منم پاهامو باز کردم امد جلوتر یه زبون به کسم کشید باز من یه جوری شدم دستمو گذاشتم پشت سرش و محکم فشار دادم رو کسم انم میخوردو می لیسید منم سینه هامو میمالیدم نمی دونم من چرا اینجوری شده بودم سیر نمی شدم خلاصه اینقد خورد که باز من آبم امد انم دیگه سیر شده بود گفت فرشته جون کستم حرف نداره من دیگه ترسیدم انجا بمونم زود خودمو جموجور کردم اونم رفت پایین منم رفتم لباسامو پوشیدم اتاق پروو خیلی تابلو بوی آب کیر میداد درشو بستم امدم نشستم شیرموزمو تموم کردم سعید امد بالا گفت چطوری خوش گذشت؟ منم گفتم آره دستون درد نکنه خیلی خوش گذشت انم گفت دست تو درد نکنه ما هم خیلی حال کردیم منصور که خودشو خفه کرده بعد امد پشت من گفت بزار یه کم ماساژت بدم شروع کرد شونه هامو مالیدن آخی بعد یه سکس حسابی چه حالی میداد بعد دستشو گذاشت رو پسیتونام گفتم نه سعید دوباره حالی به حالی میشم انم گفت خوب من الان که از این بالا دارم نگاشون میکنم حالی به حالی شدم از رو لباس خیلی قشنگتروخوش فرمتره مخصوصا با این مانتو تنگت بزار یکم بمالمشون منم خودمو شل کردم تا کارشو بکونه از پشت سر سینه هامو میمالیدو صورتمو میبوسید یخورده که اینکارو کرد من از جام بلند شدم گفت کافیه دیگه من برم دیرم میشه الان شوهرو بچه هام میان سعید گفت باشه راستی چیزی لازم نداری گفتم نه ممنون خوشگذشت بعد رفتم پایین منصورم تا منو دید گفت میری حالا می موندی فرشته جون گفتم نه دیگه دیرم میشه باید برم انم گفت باشه بازم بیا پیشه ما البته اینجا که خیلی کوچیکو دستو پاگیره نمی دونم اگه دعوتت کنم خونه رو حساب بی ادبی نمی زاری منم گفتم نه شما خیلیم با ادبین میدونم منظورت چیه نه ناراحت نمیشم من که نمی تونم شمارمو بدم شما شمارتونو بدین من تماس میگیرم انم شماره خودشو سعیدو داد گفت منتظرم منم خدا حافظی کردم امدم خونه دیدم هنوز هیشکی نیومده خونه رفتم حموم به اتفاقات صبح فکر میکردم ولذت میبردم پیش خودم میگفتم اگه برم خونشون میتونم به آرزوم برسم وبا چنتا کیرهمزمان حسابی حال کنم آخه مطمعن بودم فقط خودشون که نیستن حتما یکی دوتا از دوستاشونم میارن منو میزارن تو عمل انجام شده منم به آرزوم میرسم ولی خیلی میترسیدم اگه یه بلای سرم مییاورن چی انجام که بهشون اطمینان کردم مغازه بود نمی تونستن کاری بکونن برا همین منصرف شدم یکی دو بار دیگه بهشون زنگ زدم وپیششون رفتم برای خرید(همون تیشرت تنگه) دوباره یه کاراییم کردیم اوناهم پیشنهاد خونه خالی دادن ولی هر دفع یه بهونه آوردم و نرفتم خوب قصه ما هم تموم شد آقا حامد پاشو که سینه هام کبود شد از بس مالیدی ازاون اول که خوابیدی پیش من داری با پستونام ورمیری پوستش کنده شد منم خندیدم مامان گفت خوب راحت شدی از فضولی دیگه پاشو منم کار دارم به مامان گفتم با کس دیگه ام غیره سعید ومنصور سکس کردی تا حالا اخم کردو گفت دیگه داری پرو میشه ها دوباره خواهش کردم گفت حالا من فهمیدم یعنی آره(عجب مامان اهل حالی داشتیمو خبر نداشتیم) گفتم کی مامان گفت اگه بگم حالا گیر میدی چی شد که سکس کردین تو چی گفتی اون چی گفت چه جوری کردت.... منم دیگه حوصلشو ندارم گفتم نه فقط بگو کی بوده از فامیل یا از آشنا هاست؟ مامان گفت نه بابا من اصلا تو فامیل یا آشناها به هیشکی رو ندادم گفتم پس کیه باز یکم ناز کردو گفت دکتر مامایم خیلی وقت پیش موقع پریود شدن مشکل داشتم از درد میمردمو زنده میشدم هردکتریم میرفتم فایده نداشت حرفاشون تکراری بود تا اینکه این شبنم خانم که همسایه طبقه سوم ماست یه دکتر بهم معرفی کرد گفت کارش حرف نداره اسمو آدرسشو گرفتم گفتم این که مرده من نمیرم انم گفت خوب باشه دکتر محرمه ولی کارش درسته دکتر منم هست مطمعنه بگو از طرف من امدی تحویلت میگیره منم رفتم موشکلم حل شد خدایش کارش حرف نداشت ولی آدم دله ایی بود دست درازی کرد و کار به جاهای باریک کشید بعدا فهمیدم با خود شبنمم برنامه داره بعد گفت خوب راحت شدی فضول خان گفتم آره ولی قول بده بعدا برام تعریف کنی مامانم گفت باشه و رفت تو آشپزخونه قول میدم به محض اینکه برام تعریف کرد منم برای شما تعریف کنم راستی اسم اون هنرپیشه سکسیهmilena velba ... فردای اون روز بابام خونه بود انم که رفت بیرون حمید مزاحم بود ومامان نمی تونست جلو اون حرفی از سکس با غریبه ها بزنه خلاصه اصلا نتونستم با مامان خلوت کنم که برام جریان سکس با دکترش رو تعریف کنه پسفرداش که ظهر از مدرسه امدم دیدم مامان تنهاست به خودم گفتم دیگه بهتر از این فرصتی پیش نمییاد حدود یه هفته بود که از آخرین سکسم با مامان یعنی همون دفعه که با حمید مامانو کردیم میگذشت منم از یطرف دلم برای کسوکونم مامان تنگ شده بود از یطرفم داشتم از فضولی وخماری جریان سکس مامان دکترش می مردم من عاشق داستانای سکسیم و خودم یکی از طرف دارای ثابت سایتای داستانای سکسیم(مثلا از داستان محمد که از مامانو خواهرش نوشته بود خیلی خوشم امد امیدوارم ادامه بده) حالا وقتی مامان برام داستان سکسی خودشو میگفت مثل اینکه بهترین سکس دنیارو کردم خلاصه تا امدم تو خونه دیدم مامان تو آشپزخونس داره ناهار درست میکنه منم یواشکی رفتم پشت سرس طوری که نفهمید من امدم دیدم یه دامن گشاد با تاپ تنشه خوتستم یهخورده باهاش شوخی کنم رفتم نزیکشو دامنشو کشیدم پایین مامان یه جیق زدو نشست رو زمین منم زدم زیر خنده مامانم عصبانی شد گفت مرض این چه کاری بود بی مزه ترسیدم منم گفتم فکر کردی دزده امده خونه رو بدزده تو رو که دیده همه چی یادش رفته امده بکنتت از این حرفا که بهش زدم خوشش امد عصبانیتش یادش رفت گفت آقا دزده غلط کرده منو بکونه منم دیدم مامان مثل اینکه همچین بدش نیومد(دیگه فهمیده بودم که مامان عاشق فانتزیهای جور واجور سکسیه و چیزای که گفتم خوشش امده)بعد گفتم مامان حالا فکر کن من همون آقا دزده هم امدم بکنمت مامانم خندید گفت خول شدی الان موقع نمایشه آخه ازش خواهش کردم انم قبول کرد گفتم حمید وبابا نمیان مامانم گفت نه به این زودیا نمییان دوباره رفتم بیرون و آروم امدم پشت سرش دستمو به زور رسوندم به دهن مامان (آخه قدش از من بلندتره)گفتم اگه حرکاری میگم بکونی کاریت ندارم انم سرشوبه علامت باشه تکون داد منم مثل همیشه از همون پشت شروع کردم سینه هاشو مالیدن بعد دستمو از جلو دهنش کشیدم کنار و کسشم میمالیدم کیرمم میمالیدم به رونو کونش هم من خوشم امده بود هم مامان بعد دامنشو کشیدم پایین ورونشو میلیسیدم شرتشم در آوردم از پشت صورتمو چپوندم لای پاش انم همراهی میکرد خم شد تا کس قلمبش بزنه بیرون منم میلیسیدم براش زبونمو از کسش میکشیدم تا چاک کونش و زبونم به زور میرسوندم به سوراخش خیلی تحریک میشد وقتی زبونم میخورد به سوراخ کونش بعد برگشت شلوارمو کشید پایین کیرمو گرفت و کرد تو دهنش یه خورده که ساک زد مامان یه صندلی کشید عقب و رفت روش دوزانو نشست بعد خو شد وکونشو طرف من قمبل کرد وای چه حرکت باحالی بود حتی تو فیلم سوپرا هم ندیده بودم مامان از اناهم واردتر بود بعد گفت چیو نگاه میکنی آقا دزده زود باش دیگه منم سریع یع تف گنده زدم به سوراخ کون مامان کیرمم که آب دهن مامان روش بود و آماده رفتم جلو کپولای کونش قشنگ باز شده بود و سوراخ کونش زده بود بیرون منم کیر موبارکو گذاشتم دم سوراخش و کردم تو اولش آروم تلمبه میزدم بعد که کونش باز شد و جا باز کرد منم سرعتم دوبرابر شده بود مامان که طبقه معمول آخ جون آخ جونش رفته بود هوا میگفت بکون تا تنجا که میتونی بکون تو آبتم بریز توش میخوام از آبت پر بشم زود باش دیگه بیشتر بیشتر منو میگی تا گوشام قرمز شده بود داشتم میترکیدم یه چنتا دیگه که تلمبه زدم آبم امد همشو ریختم تو کونش بعد کیرمو کشیدم بیرون مامان هنوز نیومده بود برگشت خابید رو میز منم افتادم به حون کسش اینقد خوردم که آب مامانم امد بعد پاشد دیدم آبم از کونش داره میاد بیرون مامان میگفت وقتی آب کیر میریزه تو کونم خیلی حال میکنم وقتیم که از کونم میزنه بیرون و از رونم سرازیر میشه خیلی حال میکنم مورمورم میشه منم کپولای کونشو گرفتم و میلرزوندمشونو میگفتم عجب الماسای درشتی جون میده برا دزدیدن مامانم گفت نه اینا همینجا میمونه شما هر وقت خواستی میتونی باز بییای انجا ببینیشون بعد برگشت دامنشو پوشید گفت چه عجب ایندفعه به پستونام گیر ندادی منم گفتم نترس گذاشتم برا وقتی که جریان سکست با دکترتو برام تعریف میکنی اون موقع میخورمشون مثل کسی که داره فیلم میبینه چیپسو ماست میخوره بعد هردو خندیدیم و ناهار خوردیم بعد ناهار به مامان تو شستن ظرفا کمک کردم مامان گفت چیشده قبلنا از این کارا نمیکردی منم گفتم می خوام زودتر تموم بشه بریم تا برام تعریف کنی چند روزه موندم تو خوماریش دارم میمیرم مامانم شیطنتش گول کرد گفت حالا کی گفته من میخوام برات چیزی تعریف کنم منم با یه لحن التماس گفتم مامااااااااااااااااان انم خندید گفت باشه عزیزم حالا که اینقد پسره خوبی شده ظهرم خوب به مامان از کون حال دادی منم به قولم عمل میکنم بعد رفتیم تو اتاق مامان گفت صبرکن این کرستمو دربیارم کوچیکه اذیت میکنه گفتم خوب چرا اینو میپوشی مامان گفت خوب دلیل داره کرست کوچیک باعث میشه سینه هام قلمبه تر بشه بعد درش آورد و دوباره تیشرتشو پوشید نوک پستوناش اززیر تیشرت معلوم بود منم گفت اینجوری که خیلی باحال تره وقتی تکون میخوری پستوناتم میلرزه آدم خوشش مییاد مامانم کرستشو انداخت گوشه اتاق و امد پیش من بعد گفت حامد چرا اینقد دوس داری من جریان سکسامو برات تعریف کنم منم گفتم خوب خوشم مییاد دیگه برام جالبه مامانم با آدمای غریبه چجوری سکس کرده یا میکنه وقتی تعریف میکنی مثل اینکه دارم از نزدیک میبینم و خیلی حال میده بعد مامان گفت یعنی دوست داری یکی منو بکونه تو نگاه کنی منم گفتم آره بدم نمییاد یه فیلم سوپر زنده ببینم مامان بغلم کرد گفت تو چقدر اخلاقت عجیب غریب بچه بعد گفت چهار یا پنج سال پیش بود که اون مشکل برام پیش امد(پریود با درد شدید) وقتی شبنم دکترشو به منم معرفی کرد رفتم پیشش دیدیم با اینکه دکتر مامایی مرده ولی خیلی سرش شلوغه معلوم بود کارش درسته وقتی نوبتم شد روم نمیشد برم تو منشیش چند بار تکرار کرد تا بلند شدم وقتی رفتم تو دیدم یه مرد میانسال حدود 45 ساله خیلی شیک کروات زده و با ادب گفت بفرماین بشینین عزیزم منم نشستم رو صندلی جلو میزش بعد گفت کشکلتون چیه منم با خجالت گفتم دکتر یه مدتیه موقع قاعدگیم خیلی درد دارم پیش هر دکتریم رفتم نتونسته کاری برام بکونه تا اینکه شبنم خانم شمارو به من معرفی کرد دکتره گفت کدوم شبنم گفتم شبنم عامری دکتره زود شناختش گفت پس شمارو ایشون معرفی کردن بله می شنسمشون خانوم خوش برخوردو خوشکلیم هستن من از تعریف غیر عادی دکتر جا خوردم ولی به روی خودم نیاوردم بعد دکتره گفت بفرمایین لبستونو در بییارین و پاهاتونو رو تخت باز کنین منم یه خورده معطل کردم دکتره فهمید چمه خواهش میکنم بفرمایین تمام خانومای که دفع اول میان اینجا اینطورین ولی عادی میشه منم رفتم پشت پرده دکتر گفت کامل لباستونو در بیارین فقط با یه شرت و کرست و اون لباس یسره که اونجا آویزونرو بپوشین من دیگه داشتم آب میشدم آخه تا اون موقع پیشه هیچ مردی غیر بابات لخت نشده بودم با تمام کمبودا و احتیاجاتی که داشتم سمت هیچ مردی نرفته بودم مثل لبو سرخ شده بودم بعد امدم بیرون و رفتم رو تخت دراز کشیدم پاهامو گذاشتم رو پدالای بقل تخت پاهام کامل باز شده بود وتا تح کسم معلوم بود دکتره امد یه دستی به کسم کشید و گفت خیلی خوب کردین که اصلاحش کردین اینجوری راحت تره با این حرفاش من بیشتر خجالت میکشیدم بعد یع دستکش کرد تو دستش شرتمو داد کنار و انگشتشرو کرد تو کسم وبه دیواره های کسم فشار میاورد من یه حس عجیبی داشتم هم خیلی خجالت میکشیدم هم کسم به خارش افتاده بود یه چند بار دستشو کرد تو و فشار داد ازم میپرسید درد دارم یا نه منم جواب میدادم ولی دیگه صدام داشت عوض میشد دکترم فهمید و یه خورده دیگه الکی طولش داد منم اعتراضی نکردم ولی هیچ کدوم به روی خودمون نیاوردیم وگذاشتیم به حساب معاینه بعد گفت که ظاهرا مشکل خاصی نداری آخرین بار کی چکاپ کامل شدین منم گفتم پارسال گفت پس یه چکاپ کاملم باید بشین بعد یسری دارو برام نوشت و یه رژیم غذای هم بهم داد که رو کمتر شدن درد قاعدگی تاثیرداشت بعد گفت شما سینه های بزری دارین دکتر قبلیتون بهتون توضیح داده چجوری ازشون مراقبت کنین باز خجالت کشیدمو گفتم بله یه چیزای گفته دکتر فت از چه کرمی استفاده میکنین برای سینه هاتون منم گفتم کرمی استفاده نمیکنم گفت پس چه دکتری بوده که شما پیشش میرفتین من یه کرمم براتون مینویسم یک روز در مییون استفاده کنین و سینه هاتونو باحاش کامل ماساژ بدین من یه نمونشو دارم اگه بخواین میتونم بهتو نشون بدم بعد گفت هر ماه تست سرطان سینه میکنین منم گفتم هر ماه که پیش دکترم نمیرفتم ولی وقتای که میرفتم بله بعد گفت پس اجازه بدین من یه ماینه بکونم بعدش دوباره امد سراغم لباسه مثل لباسای تیمارستانی بود از پشت بند داشت امد پشتم بندشو باز کرد و کمک کرد کرستمو دربیارم حس میکردم قلبم میخاد کنده بشه خیلی هیجان داشتم بعد دکتر امد خیلی آروم سینه هامو گرفت تو دستش وگفت ببینین چقد حالت خودشو از دست داده وآویزون شده اگه از اون کرم استفاده کنین هم تا اندازهای به حالت عادیش بر میگرده هو این ترکا که به خاطربزرگی زیاد سینه هاتونه از بیین میره بعد با انگشت فشار میداد که ببینه توده چربی داره توش یا نه من دیگه حالی به حالی شده بودم گه گاهی کنترلمو از دست میدادم و لرزهای میکردم که دکترم فهمید من حالم خراب شده ولی بازم هیچی نگفت قشنگ که سینه هامو دست مالی کرد گفت آخرین پریودتون کی بوده منم گفتم حدود دو هفته پیش دکترم گفت خوب پس شما این داروهارو دو هفته استفاده کنین مطمعن باشین این دفعه درد معمولی خواهین داشت مثل همه منم گفت واقعا دکتر اگه اینجوری بشه که واقعا ممنونتون میشم بعد دکتره یه خورده تعارف کرد و گفت بعد از قاعدگی بافت سینه نرم تر میشه اون موقع بهتر میشه تست سرطان سینه کرد دو هفته دیگه بییاین هم نتیجرو به من بگین هم یه چکاپ کامل بکونم منم رفتم لباسامو پوشیدم از دکتر تشکر کردم و رفتم بیرون ولی هنوز یه جوری بودم حشری شده بودم ولی نمی خواستم قبول کنم که توسط یه مرد غریبه تحریک شده بودم وقتی اینجوری فکر میکردم از خودم خجالت میکشیدم ولی واقعا خیلی تحریک شده بودم وقتی امدم خونه کلی با خودم ور رفتم تا ارضا شدم . فردا اون روز شبنم منوتو راهرو دید گفت چی شد رفتی پیش دکتره منم گفتم آره یه سری دارو جدید داده گفت مشکل جدی نیست با همین داروها حل میشه شبنم گفت اگه اینجوری گفته حتما حل میشه اون الکی حرفی نمیزنه منم گفتم خدا کنه بعد گفت بحت نگفت که باید یه چکاپ کلی بشی منم گفتم آره اتفاقا گفت چطور مگه شبنمم یه خنده مرموز کردو گفت هیچی آخه منم که رفتم پیشش همینو بهم گفت حدس زدم به توام بگه بعد خدافظی کردو رفت( یکمم از شبنم براتون بگم یه زن تپل مپل مامانی که حدود ده سالی از مامانم کوچیک تر بود کون داره دوبرابر مامان از روی چادرم میشه حرکتشو دید تصور کنین لختش چیه با پستونای قلمبه از مال مامان کوچیکتر ولی معلومه گردتر وتازه تره خوب هرچی باشه یه ده سالی کوچیکتره نتها ایرادش شکمش یه کمکی شکم داره من خودم یه چند باری وقتی خونه ما بود و من سرزده می امدم وقتی میدوید سمت چادرش دیده بودمش در کل خوب کسیه مبارک شوهرش باشه) یه چند روزی داروهامو خوردم ولی همش یه حس عجیبی داشتم از اینکه یه دکتر مرد سینه ها و کسمو مالیده بود و کرمکی شده بودم ولی چون دفع اولم بود از خودمم خجالت میکشیدم ولی به خودم که نمی تونستم دروغ بگم از دکتره خوشم امده بوداون پامادیم که دکتره داده بودو می مالیدم به پستونام خیلی چربولیز بود وقتی با اون پستونامو میمالیدم بیشتر حشری میشدم خلاصه همینجوری گذشت تا موقع پریودم دکتره راست میگفت دیگه از اون درد وحشت ناک خبری نبود یه درد خفیف داشتم که انم عادی بود خیلی خوشحال شدم به شبنمم گفتم که دیگه درد ندارم وخیلیم ازش تشکر کردم ردای اون روز باید میرفتم پیش دکتر خیلی تو دلم آشوب بود نمدونم چرا اولش گفتم نمیرم ولی بعدش گفتم نه حالا برای چکاپم که نرم برای تشکرم که شده باید برم بلاخره فردا شد منم رفتم وارد اتاق دکتر که شدم دیدم با همون چهره مهربون و آرومش پشت میزشه تا منو دید بلند شد بهم گفت خوب مشکلتون حل شد یا نه منم گفت بله دکتر حل شد خیلی ازتون ممنونم واقعا کمک بزرگی کردین دکترم یخورده تعرف کرد وگفت خوب برین لباستونودر بیارین که چکاپتونم امروز انجام بدم منم که منصرف شده بودم از چکاپ ولی روم نشد به دکتر بگم یه جوراییم باز کرمم گرفته بود دکتر گفت چرا پس معطلین یخورده طول میکشه پس زود باشین تا صدای مریضای دیگه در نیومده نمیدونم چی شد منم به حرفش گوش کردم رفتم پشت پرده و لخت شدم دکترگفت لباس زیرتونم دربیارین منم در آوردم رفتم رو تخت حالا لخت لخت جولو دکتر خوابیده بودم دوست داشتم انم لخت بشه بیوفته روم منم یه کمک فیلم بازی کنم که نکون...که نگه طرف از خدا خواصته بود بعد منو بکونه تو این فکرا بودم که دکتر دستشو گذاشت رو پستونم و آروم میمالیدشون میگفت الان خیلی نرمتر شده راحت میشه معاینشون کرد بعد پستونامو خیلی آروم وبا حوصله میمالید مثلا معاینه میکرد منم کنترلمو از دست داده بودم نفس عمیق میکشیدمو چشمامو میبستم دکترم دیگه فهمیده بود گفت از اون کرم که گفتم استفاده میکنین منم گفتم بله دکتر گفت بهتره اینکارو شبها شوهرتون انجام بده چون هم برای سینه های شما خوبه هم میتونه مقدمه کار باشه من خیلی خجالت کشیدم گفتم اون از این کارا نمیکنه گفت چرا منم دیگه روم باز شده بود حشریم شده بودم گفتم از اینکارا خوشش نمییاد زود میره سر اصل کاری و زودم میوابه دکتر دیگه معاینش تموم شده بود منم حالم خرابتر گفت از اون دفع که جولوتونو معاینه کردم یع جیزای متوجه شدم که نصبت به سنتون یه ده سالی عقبتره یعنی مثل یه زن سی سالس اون کرمی که من دادم زیادم تاثیر نداره بیشترین تاثیربا تحریک مداوم چون تو اون حالت گردش خون شما بیشتر میشه و باعث میشه سینه هاتون خیلی دیر حالت خودشونو از دست بده حالا اگه شوهرتون این کارو نمکنه شما خودتون بکنین بعد گفت بلندشین برای آزمایش نمونه ادرار و مدفوع شما رو لازم دارم بعد دوتا کاسه شیشه ای بزرگ آورد و گفت لطفا تو این ادرار کنین ولی من نمی تونستم دکتر گفت اینجا دیگه جای خجالت نیست زودت لطفا منم رفتم رو ظرف و سعی کردم بشاشم ولی متوجه شده بودم که دکتر یه جور خواصی نگاه میکنه نمیدونم ولی مثل اینکه از دیدن شاشیدن من خوشش میومد برا همین اینکارو ازم خواست بکونم وگرنه میتونست موقع رفتن دوتا ظرف آزمایش بده و منم برم تو دستشوی مطب ولی منم چون تونسته بودم یه کاری بکنم که دکتر خوشش بیاد راضی بودم و هیچی نگفتم بعد گفت روی تخت چهار دستو پا بشین تا این مایع رو بفرستم تو پشتتون و شما با زور خارجش کنین که هم نمونه بردارم هم تمیز بشه برای باقیه چکاپ منم رفتم رو تخت قمبول کردم با گفتن اون حرفا که از سکس با شوهرم راضی نیستم دکتره یجوره دیگه شده بود بد نگام میکرد بعد یچیزی شبیه سرم که لوله پلاستیکی سرش بودو کرد تو سوراخ کونم و مایع رو با فشار فرستاد تو کونم حس میکردم دارم پر آب میشم بعد مثل شاشیدنه خودمو خالی میکردم تو اونیکی ظرفه چند بار اینکارو انجام دادیم بعد دکتر گفت خوب بخوابین رو تخت منم خوابیدم یه دسکش دستش کرد و دوتا انگشتشو کرد تو کسم و مثلا معاینه میکرد منم چشمامو میبستم و سعی میکردم خودمو کنترل کنم ولی نمیشد دکترم میدونست چقدر حشرییم ولی نمیدونم چرا هیچ کاری نمیکرد شاید میترسید من آبروریزی کنم منم پیش خودم گفتم پس باید یه چراغ سبز نشونش بدم بعد همین طور که انگشتشو میکرد تو و در میآورد من یه آه ه ه ه ه ه کشیدم دیدم دکتر سرشو سریع بلند کرد گفت دردتون امد منم گفتم نه و یه مکس کردم که خودش گرفت چه نوع آهی بوده دکتر دیگه مطمعن بود منم میخوارم وبد جور حشریم گفت خوب تقریبا تموم شد فقط یه نمونه برداری مونده اونم اسپرم منم مخصوصا گفتم یعنی باید چیکار کنیم دکتر گفت شما باید یه جوری خودتونو ارضا کنین ویه مقدار اسپرم به من بدین منم گفتم آخه نمیشه یعنی نمی تونم دکترم دیگه جسارت پیدا کرده بود وگفت خوب آگه ناراحت نمیشین منم میتونم کمکتون کنم بعد من با یه لبخند گفتم یعنی چجوری دکتر گفت سرتو بزار رو بالش باسنتو بده بالا تا بهت بگم فهمیدم که دکترجون چشش دونبال کون من بوده بعد به کرم آورد زد به کونم وانگشتشو کرد تو گفت خیلی تنگه تا حالا ار کون سکس نداشتی منم گفتم نه گفت دوست داری داشته باشی منم گفتم بدم نمیاد همین طور که انگشتشو عقب جلو میکرد گفت جون این تا حالا کیر توش نرفته اینجوریه اگه کیر بره توش جا بازکنه وگنده تر بشه چی میشه بعد آروم انگشت دومشم کرد تومن که دیگه طاقت نداشتم گفتم خوب حالا از جلو مشقول شو تا عقبم آماده بشه اونم گفت چشم زود شلوارشو کشید پایین کیرش خیلی باریک ولی درلز بود یه کاندم کشید سر کیرش منم تو همون حالت مونده بودم و منتظر کیر باورم نمیشد دارم با یه مرد دیگه غیر شوهرم سکس میکنم ولی تو اون لحظه فقط کیر میخوتستم کیر بعد دکترامد پشتم کیرشو میمالید به کسم که ازش آب راه افتاده بود خم شد روی من ودر گوشم گفت تو که اینقد سکسی و حشری هستی چرا تا الان اینقد خودتوعذاب دادی حیف این کسو کون نیست بی مصرف بمونه بعد کیرشو با کسم تنظیم کرد و آروم کیرشو کرد تو کسم کسم پر آب بود دکتر میگفت چقد آب ازت راه افتاده خوب زودتر میگفتی کیر میخوای من که مردم از شق درد کیرش داغ بود خیلی خوشم امده بود نفسم در نمیومد دکترم دیگه داشت تلمبه زدناش تندترمیشد از یطرف کیرشو میچپوند تو کسم از یطرف دوتا انگشتشو کرده بود تو کونم و هر دورو عقب جلو میکرد من دیگه نالم در امده بود دکتر میگفت چیه خوشت امده حال میکنی دوست داری بازم بکنمت من با حرکت سر جوابشو میدادم بعد انگشت سومشم کرد تو کونم نمیدونم چی زده بود به سوراخ کونم انگشتش لیذ میخورد میرفت تو من دیگه داشتم منفجر میشدم از لذت تا بلاخره ارضا شدم دیگه جون نداشتم رو پام وایسم خوابیدم رو تخت دکتر گفت چی شد آب امد تازه کجاشو دیدی هنوز کون آکبندت مونده بعد دکتر از روم بلند شد کیرشو کشید بیرون یع چیز شبیه گوش پاکون آورد منو برگردوند پاهامو از هم باز کرد و اونو کرد تو کسم و چرخوند گفت چطور بود خوب کمکت کردم که آبت بییاد منم گفتم آره خیلی خوب بود دکتره کلا عوض شده بود نه به اون با ادبی اولش نه به این حرفاش ولی منم از حرفاش خوشم مییومد دوست داشتم باهام اینجوری حرف بزنه بعد دوباره پاهامو باز کرد و شروع کرد به لیسیدن کسم و دوباره انگشتاشو کرد توکونم دوباره حشری شدم سینه هامو میمالیدم و کمرمو بلند میکردم کسمو فشار میدادم تو صورتش دکتر که دید باز من حشری شدم گفت برگرد به صورت چهاردستوپا شو منم برگشتم یع خورده کپولامو چنگ زد وبوسید بعد دوباره از اون کرمه به سوراخ کونم و کیر خودش زد و گفت آمادهای کونتو افتتاح کنم منم سرمو تکون دادم اصلا نمی تونستم حرف بزنم نمیدونم از خجالت بود یا حشری بودن ولی صدام در نمییمد دکتر خیلی آروم و حرفه ای سر کیرشو کرد تو کونم و یه مکس طولانی کرد و گفت هر وقت دیدی جا باز کرده خودت بیا عقب منم همین کارو کردم یه چند دقیقه ای طول کشید تا تونستم کیرشو کامل تو کونم جا بدم برخلاف خیلی ها که اولین تجربه سکس از کونشون با دردو بدون لذت بوده مال من خیلی راحت و با لذت بود شاید به خاطر کارکشتگیه دکتر بود دیگه دکتر شروع کرد خیلی آروم به تلمبه زدن منم کمکش میکردم دکتر میگفت وای عجب کونی داری خیلی وقته همچین کون تنگی به پستم نخورده تا حالا کجا بودی تو دیگه کونم گشاد گشاد شده بود و دکتر با تمام زورش که از روی شهوتش بود کیرشو تو کونم فرو میکرد منم حال میکردم بعد کیرشو کشید بیرون گفت خوشت مییاد از کون میکنمت منم باز سرمو تکون دادم که یعنی آره گفت نه اینجوری بدرد نمی خوری التماس کن تا باز بکنمت منم گفتمبکن دیگه زود باش دکتر میگفت نه بازم بگو چیکار کنم من دیگه داشتم میمردم از حشریت دیگه زبونم باز شده بود گفتم بکون تو کونم بازم از کون بکون منوبیشتربکون همه کیرتو بکون تو کونم دارم حال میکنم دارم کون میدم اینارو که گفتم دکتر دیگه دیونه شدکیرشو یدفعه کرد تو کونم ومثل وحشها تلمبه میزد طوری که پرت میشدم جلو پستونام مثل تاب جلو عقب میشد یه چند دقیقه با سرعت بالا منو از کون کرد تا اینکه هردو با هم آبمون امد دکتر سریع بلند شد خودشو جموجورکرد و گفت زودتر خودتو مرتب کن ویزیتم خیلی طول کشید بیرون کلی مریضه که الان شک میکنن این تو چه خبره منم تا اینارو شنیدم تازه یادم افتاد کجامو چیکار کردم زود پا شدم و خودمو جموجور کردم تو کونم احساس سوزش میکردم به دکتر گفتم اونم زد رو کپولای کونم گفت عادیه چند بار دیگه که کیر بره توش عادت میکنی خوشتم مییاد کمک کرد شورت کرستمو پوشیدم بعد منو چسبوند به دیوار گفت خوشت امد منم گفتم آره خیلی وقت بود اینجوری حال نکرده بودم دکترم گفت هر ماه که مییای برای معاینه بیین این فاصله اگه کسو کونت به خارش افتاد بیا دوات پیش خودمه بعد یه لب آبدار ازم گرفت منم بغلش کردم دیگه خجالت نمی کشیدم ازش تشکر کردمو لباسامو پوشیدم احساس میکردم دوباره تو حجله بودم موقع راه رفتن سوزش کونم بیشتر میشد برای اینکه تابلو نشه خودمو کنترل کردم تا مریضای دیگه بوی نبرن که دکترجون چه حال اساسی به کسو کونم داده اون روز تا شب یجوره دیگه بودم احساس خوبی داشتم دوست داشتم بازم فردا برم دکتر چکاپم کنه ولی نمیشد فردای اون روز شبنم امد خونمون بعد گفت خوب حالت چطوره خوب شدی منم گفتم آره خیلی ازت ممنونم خیلی دکتر عالی بود بعد شبنم گفت این نظر برای قبل چکاپ یا بعدش من تعجب کردم سریع خودمو لو دادم اول فکر کردم دکتره با شبنم با برنامه این کارو با من کردن بعد شبنم چهره متعجب منو که دید گفت نترس بابا من دهنم قرسه تازه خودمم یه پام پیش دکترو تجربش تو سکس گیره اون روز که گفتی برات یع چکاپ کامل در نظر گرفته پیش خودم گفتم به به حمیراجون نمی دونی چه ضیافتی در انتظارته این دکتره روشش همینه از هر زنی که خوشش بییاد یه چکاپ براش مینویسه بعدم اینقد الکی باهاش ورمیره که طرف خودش با التماس بگه منو بکون تخصصشم کونه ناصر شوهرم از سکس از کون خوشش نمیومد منم تا اون موقع تجربش نکرده بودم دکتر رام انداخت الان دیگه حرفه ای شدم یه مرد بده دستم با کونم آبی ازش میکشم که چاهش خشک بشه من که ماتم برده بود این واقا همون شبنم نجیب و چادری همسایه ما بود که مثل جنده های کار کشده حرف میزد بعد مامان پاشد گفت خوشت امده ها هر روز برات قصه سکسی میگم منم ماچش کردم گفتم آره چجورم خیلی ماهی مامان بعد از اون دیگه اتفاق تازه ای نیفتاده که براتون تعریف کنم که اگه ماجرای پیش امد براتون میگم خلاصه مامان حمیرا عزیز من الان شش تا شوهر داره یعنی دکتر- سعید- منصور- داداش حمید- من و آخر از همه بابام که دوره ای با هر کدوم که بخواد سکس میکنه ولی میدونم سیر بشو نیست.پـایـان

8 نظرات:

newtab69@yahoo.com گفت...

karet fogholadast vaghean kheyli nazii damet garm dadash faghat zud ap kon mer30

ناشناس گفت...

ه دیگه پایان نداره. پسر منو ترکوندی چشام دراومد ازبس قشنگ نوشتی تمومه سه قسمتشو یباره خوندم دمت گرم خیس خیس شدم.. اگه میشد یه نقاشی از فرشته جون میکشیدی خیلی توپ میشد اخه مطمئنم اونقد بهش فکر میکنم تا خل خل بشم.. بازم بنویش بازم مرسی از مدیر وبلاگ هم تشکر میکنم (حامی)

farshad_element گفت...

khosh be hale in pesare
bah bah
man ke sex nadashtam
in dastana ro mikhonam
ehsas mikonam daram sex mikonam
b0o0os

ناشناس گفت...

سلام
این داستان به کنار عزیز چرا باقی خانوم مهندس رو نمیزاری
والله بهتر از این همه داستان تکراریه
اما بازم ممنون

ناشناس گفت...

salam amir jun!
nemidunam dustan chera vaghti kam miaran az baghea maye mizaran!
yaro nazar dade ke dust dokhtar mikham vali shomare mano gozashte!
damet garm!
mikhamet!
divonatam!

ایرانی گفت...

بازم جای شکرش باقیه که در قسمت آخر این داستان متنوع چند تا نظر به چشم می خورد .این قصه از شروع تا خاتمه اش زیبا بوده ومجددااز نویسنده و ناشرش هردو تشکرمی کنم ..ایرانی .

ناشناس گفت...

khaste nabashi khob bodd.faghat gharar shod 2ta azmayesh bede edraro madfoo dar morede azmayesh dovom chizi naneveshti

ایرانی گفت...

این داستانو من ننوشتم حالا چی شده آزمایش چی شده رو چهار سالی گذشته .. یه نتیجه ای واسش فرض می کنیم .. هرچند امید وارم نویسنده اش این پیامو بخونه و اگه تونست یه کاریش بکنه . با درود ..ایرانی