ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مامان حمیرا قسمت اول

سلام من حامد هستم و 17 سالمه همیشه داستانای سکسی منو تحریک میکرد و با خوندنشون رویاهای قشنگ توذهنم درست میشد که کیرم از سفتی میترکید ولی همیشه فکر میکردم اینا یه داستانه مگه میشه مادر با پسرش سکس کنه ولی نمیدونستم یه همچین جریانی برای خودمم پیش مییاد.ما یه خانواده 4 نفره هستیم برادرم حمید که 20 سالشه بابام نگهبان یه شرکت داروسازیه و یه شب درمیون شیفته و مامان جونم که اسمش حمیراس حدود 45 سالشه.دلیل اصلی اینکه من همشه تو کف مامانم بودم سینه های گندش بود آخه من عاشق پستونای گنده ام از سایز کرست چیزی سرم نمیشه که براتون سایز پستونای مامانمو بگم ولی اینجوری براتون بگم که اگه کرستشومثل کلاه بزارم سرم نصف سرم رو پر میکنه مثل این کلاه مشهدی یا خلاصه که امکان نداره کسی تو خیابون از کنارش رد بشه و به پستونای قلمبه مامان خیره نشه بگذریم.جریان از اونجای شروع شد که من متوجه راحتی زیادی مامان و حمید شده بودم و دیده بودم وقتای که اونا با هم تنهان شوخی های ناجور می کنن مثلا یه بار که من تو اتاق تلویزیون میدیدم رفتم آشپزخونه که آب بخورم دیدم مامان خم شده از کابینت چیزی برداره که حمید مامانو یه دست مالی حسابی کرد ولی تا دید من امدم زود خودشو جم کرد منم به رو خودم نیاوردم یا بعضی وقتا که از باشگاه میومدم میدیدم یا حمید حمومه یا مامان که اون یکیم تازه از حموم امده منم با داستانای سکسی که خنده بودم وتجربه دوستان سایت به مامان وحمید شک کرده بودم که با هم رابطه سکسی دارن ولی نمی تونستم قبول کنم که مامان منم بله تا اینکه یه روز امدم خونه خواستم برم دوش بگیرم که دیدم حمید از رختکن امد بیرون تا منو دید حول کرد که من دلیلشو نفهمیدم ولی اینو تو چشاش حس کردم بعد رفتم سمت حموم که حمید گفت کجا میری گفتم می خوام یه دوش بگیرم چیه مگه گفت آخه مامان حمومه که من جا خوردم گفتم یعنی با هم حموم بودین حمید گفت نه بابا همین الان که من امدم بیرون مامان رفت تو ولی من می دونستم دروغ میگه.منم رفتم پای تلویزیون حمیدم رفت تو اتاقش بعد چند دقیفه مامان امد بیرون ولی نمی دونست که من خونه ام و گفت آخه ایندفه کونم خیلی درد گرفت وحشی داره میسوزه نه به بی بخاری بابات نه به تو.من که باورم نمیشد چی شنیدم یه دفه صدای در اتاق حمید امد و مثلا طوریکه من متوجه نشم به مامان گفت هیسسسسسسسس؟؟ حامد خونس مامانم فهمید چه سوتی داده برا همین با همون ربدوشامش که داشت پستوناشو خفه میکرد و تا چاکش معلوم بود امد پیشه من گفت حامد جان تو خونه ای به حمید گفتم بیا پشتم رو بشور یه جوری شست که داره پوستم بلند میشه اینو گفت که مثلا ماسمالی کنه ولی نمی دونست حمید به من گفته مامان بعد من رفته حموم و بازم ضایع شدن منم که دیگه همه چیزو فهمیده بودم گفتم اره شنیدم گفتی خیلی میسوزه و یه نیش خند زدم مامانم که فهمید همه چیز لو رفته یه لبخند کوچولو زد و رفت.شب سر شام بودیم که مامان باز شروع کرد ماسمالیشو و گفت حمید اصلا بلد نیست با یه پوست لطیف چطور برخورد کنه ایندفه رفتم حموم حامد جان به تو میگم بیا پوشتمو بشوری منم هول کردم نمیدونستم چی بگم فقط مثل خر کیف کردم چون میدونستم پشتمو بشور یعنی چی فقط گفتم چشم حتما حامد سرش پایین بود و هیچی نمیگفت برالعس مامان خجالت میکشید. ازفردای اون روز مامان یجور دیگه بود وقتی از مدرسه امدم دیدم مامان یه تاپی پوشیده که تا حالا تنش ندیده بودم یه تاپ استرج زرد که قشنگ چسبیده بود به بازو و شکمش حالا خودتون در نظر بگیرین تو یه همچین لباس تنگی اون پستونا چه جوری میشن منم خیره بودم تو پستونا مامان آخرشم مامان گفت چیه خیلی نگا میکنی اینو تازه خریدم بهم مییاد؟ تو مغازه که پوشیدم فروشندش می گفت خیلی بهم میاد کلی تعریف کرد منم گفتم الیه خیلی خشکل شدی ولی پیش خودم گفتم یعنی مامان جلو اون یاروهم اینجوری بوده مرتیکه حیض کلی دید زده تازه تعریفم کرده بعد مامان گفت پس از این به بعد همش اینو تو خونه میپوشم من که حسابی شق کرده بودم و فقط می گفتم آره خیلی خوبه یه چند روزی همین جوری بود ومامان حی خودشو با من راحت تر حس میکرد و باهام شوخی میکرد خودشو میمالید بهم تا اینکه یکم رومون به هم باز شد ویه شب وقتی بابا نبود حمیدم تو اتاقش داشت چت میکرد مامان رفت حموم بعد چند دقیقه گفت مییای پشت مامانو بشوری عزیزم؟وااااایییییی این حرف داشت دیونم میکرد چند روزی بود منتظر این لحظه بودم باورم نمیشد که تا چند دقیقه دیگه چی خواهم دید پستونای گنده و لخت مامانو تو اون کرستای که همیشه بوشون میکردم ومی مالیدم به کیرم تو همین فکرا بودم که مامان گفت کجای پس یخ کردم در حموم بازه زود لباساتو در بیار راحت باش و بیا مامانجون .منم تیشرتمو دراوردم و با شلوارک رفتم تو که وقتی شق می کنم تابلو نشه رفتم تو حموم نمی دونین چی دیدم مامان با یه شرت کرست مشکی جلوم بود تا منو دید گفت شلوارکتو در بیار توام یه دوش بگیر دیگه منم یه کم منومن کردم گفتم آخه مامان خندید گفت اهان از اولحاظ میگی ایبی نداره من که مامانتم ایبی نداره حمیدم همین جوریه این طبعیه یه مرد وقتی یه زن لخت و میبینه اینجوری بشه(شق) حتا اگه مامانش باشه منم در اوردم مامانم گفت حالا بهتر شد مثل من راحت باش حالا بیا تو خودشم رفت زیر دوش پوشتش به من بود منم داشتم با چشام می خوردمش تازه فهمیده بودم مامان عجب کونی داره گوشتی و قلومبه داشتم مامانو حسابی دید میزدم که مامان برگشت و لیفو داد دستم خودشم از پشت بند کرستش رو باز کرد و گفت ابنم در بیارم که تو راحت باشی من داشتم میترکیدم آخه الان مامان با پستونای لخت پشت به من بود حاضر بودم هرچی دارم بدم مامان برگرده سسینه هاشو ببینم بعد مامان گفت چی کار میکنی زود باش دیگه تازه یادم افتاد که چرا اونجام منم شروع کردم به شستن مامان گفت حامد حالا که با هم تنهایم وجولوتم مثل تیر آهن شوده یه سوال ازت دارم منم گفتم چی بگو مامان گفت تو از کجای خانوما خشت مییاد که وقتی میبینی اینجوری تیر آهن میشی منم با یکم منومن گفتم پستوناشون مامان خندید گفت ای شیطون پس برا همین همش سر کشو لباس زیرای منی داری با کرستای من ور میری من سورخ شده بودم از خجالت بعد مامان گفت حدس میزدم آخه بچهگیاتم اینجوری بودی انموقع وقتی سه چهارسالت بود پستونای من برات هم اسباب بازی بود هم پستونک خوابت وقتی گریه میکردی کافی بود بقلت کنم خودت دست میکردی تو کرستم با پستونام بازی میکردی دیگه گریه یادت میرفت یا شب می یومدی پیش مامان با اون صدای قشنگت می گفتی مامان پسون منم سینه هامو در می یاوردم توام باهاشون ور میرفتی تا خوابت ببره منم خوشم می یومد آخه بابات از این کارا بلد نیست یه راست میره سره اصل کاری بعدشم زود می خوابه می دونی که چی رو میگم تا اینکه بعد بابات اینقد قور زد که حامد بزرگ شده زشته و از حرفا که منم دیگه نزاشتم این کارو بکنی منم همچنان دستم رو کمر مامان بالا پایین میشد یه لحظه دلو زدم به دریا و گفتم مامان پسون مامان زد زیر خنده و گفت آخ جون قوربونت برم میدونی چند ساله اینو بهم نگفتی منم گفتم میدونی چند ساله بهم پسون ندادی مامانم خندید گفت راستی راستی پستون میخوای منم گفتم آرزومه که یه دفع مامان برگشت منم برا اولین بار پستونای گونده مامانو لخت دیدم از اون چیزی که فکر میکردم گوندتر بود آخه کرست جمشون میکنه ولی الان که آزاد خیلی گندتر بود پستوناش مثل خربزه بود ولی یکم تپلترکه یدونشم تو دوتا دست منم جا نمیشه همین جوری که خیره مونده بودم به پستونای مامان خودش یکیشو با دستش گرفت وگفت بیا عزیزم بیا هرچی می خوای بخورهر کاری دوست داری بکن منم رفتم جلو و چنگ زدم تو پستونای مامان افتادم به جونشون همه جاشومیلیسیدم و میبوسیدم مامانم دستشو گزاشته بود پشت سرم و سرمو فشار میداد تو سینه هاش و رونشو کرده بود لای پام و رونای تپولشو میمالید به کیرم ومیگفت جون بازم حامد کوچولو داره با سینه هامو میخوره ولی من هیچی نمی گفتم و فقط میمالیدم و می خوردم یه چند دقیقه که خوردم یه نفس نفس افتادم مامانم گفت سیرشدی عزیزم خوشت امد منم که دیگه روم باز شده بود گفتم مرسی مامان به آرزوم رسیدم دارم پرواز میکنم مامانم کیرمو گرفت و گفت معلومه و کیرمو فشار داد گفت درش بیار ببینم شومبولت چقدی شده خیلی وقته ندیدمش اونموقها که می بردمت حموم همش بوسش میکردمو می خوردمش آخه بابات از این کار خوشش نمی یمد ولی من احتیاج داشتم بابات اصلا به فانتزی های سکسی من توجه نمی کرد بعد شورتمو کشید پایین و کیرمو گرفت تو دستش منم خیلی خوشم امد وگفت آخ جون قوربونش برم چقد بزرگ شده ولی هنوز کوچولو باید بزرگتر بشه تا بشه یه کیر درستو حسابی اولین باری بود که مامانم اسم کیرو جولوم می یاورد منم خوشم می یمد کیرمو آروم تو دستش فشار میداد بعد گفت این کیر فقط به درد یه چیز می خوره که بعدن بهت میگم بعد کردش تو دهنش و شروع کرد به ساک زدن اولین بارم بود یکی کیرمو میخوره برام خیلی خوشم امده بود بعد مامان گفت خوشت می ییاد عزیزم منم سرمو تکون دادم و با سینه هاش بازی میکردم بعد دستشو گزاشت پشتم و منو کشید طرف خودش و گفت خودت عقب جلو کن مثل اینکه داری کس میکنی وای که این حرفای مامان چه قد تحریکم میکرد اخه تا حالا یه زن جلوم از کیر و کس حرف نزده بود منم شروع کردم تو دهن مامان تلمبه زدن یه چند بار که جلو عقب کردم دیدم آبم داره می یاد به مامان گفتم انم نزاشت برم عقب و همه آبمو ریختم تو دهنش اینقد کیرم تو دهنش موند که کوچولو شد بعد مامان کیرمو در آورد وگفت به به چقد خوش مزه بود حالا میخوام یه چیزه خوش مزه بدم تو بخوری باشه منم با سر گفتم باشه بعد بلند شد تا شرتش رو در بیاره وقتی خم شد پستونای آویزون شدش بازم حشریم کرد گفتم مامان قربون ای پستونای گندت برم که لنگه نداره بعد مامان نشت ولا پاشو باز کرد وگفت تا حالا از اینا خوردی؟ منم گفتم من تا حالا کس ندیدم که بخوام بخورم مامان گفت خوب به این میگن کسسس بیا خوب ببین بعد انگشتشو کرد تو کسش و تکون داد گفت بیا بخور ببین چه جوریه هرکی خورده راضی بوده(این چندمین سوتی مامانم بود که میداد ولی سری میزاشت پای شوخی که حالا انم یه جریان داره که براتون میگم )منم چون ترتمیز بود کف حموم به سینه خوابیدم وسرمو بردم لا پای مامان و شروع کردم به لیس زدن انم سرمو فشار میداد لا پاش و آخجون آخجون میکرد یه چند دقیقه که خوردم مامان حسابی حشری شده بود باند شد گفت خوب حالا باید بریم سر اصل کاری یعنی باید مامانو بکنی وقتی مامان از این حرفا میزد بهم یهجوری میشدم بازم گفت باید مامانو از کون بکونی سایز کیرت جون میده برا کون من که دیگه دردم نگیره مثل کیراوحمید وحشی منم گفتم پس با حمیدم بله انم گفت تو که همه چیزو میدونی دیگه چرا میپرسی گفتم مامان چه جوری سکستون با حمید شروع شد مامانم گفت حالا جریانش مفصله بعدا برات میگم الان زود بیااینجا که مامان به کیرت احتیاج داره منم گفتم خوب الان باید چیکارکنم مامانم گفت باید کیر خوشکلتو بکونی تو کونم بعد صابونو برداشت وقشنگ دستشو صابونی کرد و مالید به کیرم یه یکم جلو عقب کرد که خیلی خوشم امد بعد خم شد جلوم وبا یه حالت خاص دستشواز بین پاش آورد بیرون وانگشتشو مالید به کونش وقشنگ صابونیش کرد و انگشتشو میکرد تو کونش همش میگفت حمید جون می خواد مامانو ازکون بکنه زودباش عزیزم بیا کیر خشکلتو بکون تو کون مامان منم رفتم سر کیرمو مالیدم به سوراخ کون مامان ومامانخودش امد عقب تا کیرم بره تو کونش نمی دونم کیر من کوچیک بود یا کون مامان زیادی گشاد بود بعد گفت آروم همشو بکن تو منم یواش یواش کل کیرمو کردم تو اونم خوشش امده بود میگت آخجون دارم حال میکنم با کیرت عزیزم دارم کون میدم به پسرم بکنننن عزیزم تند تند بکنننننن کون مامانو بکننننننن منم مثل خرگوش تلمیه میزدم آخه اولین باری بود که کیرم میرفت تو یه همچین جای گرمونرمی مامان خیلی حشری شده بود همش ناله میکرد وخدشم میداد عقب بعد گفت کیرتو کلا در بیار دوباره بکون تو منم همین کارو کردم وقتی کیرمو کشیدم بیرون سوراخ کون مامان بازوبسته میشد منم حی تا تح میکردم توش ودر میاوردم تا اینکه احساس کردم تو کمرم سیل راه افتاده به مامان گفتم انم گفت ماله منم داره میاد عزیزم تو داری آب مامانو میاری دوست داری همیشه آب مامانو بییاری مامان داشت از این حرفا میزد که دادوبیدادش بیشتر شد و آبش امد بعد برگشت کیرمنو گزاشت لای پستونای نازش وبالا پایین کرد اینقد این کارش تحریکم کرد که تو چند ثانیه اول دوباره آبم امد وپاچید لای پستونای مامان با خنده ازم پرسید چطور بود عزیزم خوشت امد منم بقلش کردم وبوسیدمش گفتم هیچ وقت این روزو یادم نمیره . بعد من گفتم مامان میزاری کستم بکونم؟ مامان با تعجب گفت تو بازم میخای؟ کیرت بازم بلند میشه منم گفتم آره کافیه یه دست کوچولو به پستونای حشری کنندت بزنم کیرم مثل سنگ میشه مامان خندش گرفته بود وگفت نه دیگه برا امروز کافیه هینجوری پیش بری هیچی ازت نمی مونه عزیزم حالا وقت زیاده از این به بعد زیاد با هم کار داریم .بعد گفت شما چقد حشرین برالعکس باباتون اون دفع که حمید منو از کون کرد تا چن روز جاش میسوخت از بس وحشیانه میکنه شماها به مامانتون رفتین که اینقد آتیشتون تند منم گفتم قربون مامان حشریم برم بعد خودمونو شستیم و رفتیم بیرون حمید گفت خسته نباشین از سر صداتون معلومه خیلی خسته شدین مامانم گفت تا اونجات بسوزه دفع دیگه وحشی بازی در نیاری حالا چون دلت نشکنه دفع بعد با هم بییاین پشت مامانو بشورین منم همچنان منتظر اون روز بودم .اون شب من اصلان خوابم نمی برد همش تو فکر سکسی بودم که با مامان کرده بودم باورم نمیشد که تونسته بودم مامانو بکنم تا یادش میفتادم دوباره کیرم شق میشد اینقد ماجرای اون روزو تو ذهنم مرور کردم که دیگه داشتم منفجر میشدم اخه بازم دلم میخواست حی با خودم ور رفتم دیدم نمی شه دیدم راهی ندارم فقط مامان میتونه آرومم کنه ساعت 12 بود رفت تو اتاق خواب مامانوبابا دیدم مامان به پهلو خوابیده یه شرت کرست فقط پاش بود منم رفتم کنارش دراز کشیدم دیدم مامان بیداره تا متوجه شد یکی امده رو تخت برگشت دید منم گفت توی عزیزم چیشده چرا نخوابیدی گفتم مامان خوابم نمی بره همش جریان سکس امروز می یاد تو ذهنم نمی زاره بخوابم مامانم گفت یعنی از این که با مامانت سکس کردی ناراحتی وعذاب وجدان داری منم گفتم نه بابا من آرزوشو داشتم عذاب وجدان چیه مامان گفت پس چیه دوباره پسون میخوای و خندید منم بقلش کردم وگفتم آره کیرم یک ساعته همین جوری شق چیکارش کنم ؟ مامانم گفت نه عزیزم تو امروز دوبار آبت امده اگه اینجورییش بری خیلی ضعیف میشه برات ضرر داره ولی چون تا اینجا امدی دست خالی نری بهت یهکم پسون میدم بعد چرخید و رو پهلو چپش خوابد رو به من یکی از سینه هاشو با دستش انداخت بیرون و مالید به صورتم منم دوباره شروع کردم به مکیدنو بوسیدنو لیسیدن آخ که چه حالی میده سینه های مامان بعد چند دقیقه مامان گفت خوب دیگه تا پوست اینارو نکندی برو بخواب ولی من سیر نمی شدم گفتم مامان یه زره دیگه گفت نه منم دیگه هیچی نگفتم مامان سینشو دوباره گزاشت تو کرستش و جابجاش کرد بعد تاقبازخوابید منم همین طور بعد من گفتم مامان گفت جانم گفتم خیلی دوست دارم بدونم سکستون با حمید چه جوری شروع شد تو خواستی یا اون مامانم گفت حالا توام نصف شبی وقت گیر آوردی ازش خواهش کردم انم شروع کرد تعریف کردن (از زبان مامان) حدود سه چهارماه پیش اون روز قرار بودتو بعد ازمدرسه بری خونه دوسدت وحمیدم گفته بود میرم خونه عزیزاینا با دایی کار دارم باباتم زنگ زد و گفت که زن یکی ازهمکاراش مریضه ومیخواد که جاش اضافه کاری وایسه منم تو خونه تنها بودم و طبق معمول حشری نمی دونستم چه جوری خودمو خالی کنم همش سینه هامو میمالیدم و تو ذهنم با اونای که دوست داشتم سکس کنم برا خودم تو ذهنم سکس میکردم ( منم سریع گفتم کی یا مثلا مامان گفت حالا بعدا میگم) ولی ارضام نمی کرد یه دفعه یاد یه فیلم سوپر افتادم که توش زنه داشت با یه خیار خودشو ارضا میکرد منم همین جوری لخت لخت رفتم سر یخچال و دوتا خیاریکی بزرگ و یکی کوچیک برداشتم وبا آب گرم شستم بعد رفتم رو تخت و شروع کردم خیارارو مالیدن به کس وکونم خیلی حال می داد بعد کرمو برداشتم و خیار کوچیکرو چرب کردم سوراخ کونمم همینجور شروع کردم با خیاره کونمو گاییدن نصف بیشتر خیارو میکردم تو ودر می یاوردم بعد به حالت سجده خوابیدم سرم رو بالش بود وکونم رو به هوا یکی از خیارارو کردم تو کونم انیکیم تو کسم و با دوتا دست تو کسوکونم جلو عقب میکردمشون من مشغول بودم و سرم رو بالش از همجا بی خبرکه یدفعه تلفن زنگ زد منم یه دفع از جا پریدم دیدم حمید کیر به دست دم در وایساده و داره منو نگاه میکنه نه من میتونستم حرفی بزنم نه اون خشکمون زده بود بعد من گفتم تو اینجا چیکار میکنی اونم زود رفت تو اتاقش بعد از اینکه تلفنو جواب دادم یه تاپ بدون کرست و یه دامن بدون شرت پوشیدم رفتم تو اتاق حمید دیدم هنوز داره با کیرش ور میره تا منو دید قایمش کرد منم رفتم جلو تفلکی ترسیده بود وفکرمیکرد الان دعواش میکنم منم که بد تر از اون حشری بودم یه کیر درستوحسابی دیده بودم گفتم هرچی باشه از خیار که بهتره به حمید گفتم داشتی چیکار میکردی شیطون اونم گفت هیچی به خدا منم گفتم چرا ترسیدی عزیزم تو که کار بدی نکردی منم داشتم همین کارو میکردم از کی پشت در اتاق بودی؟سرش پایین بود بعد من گفتم خوب حالا که هم من به تو احتیاج دارم هم تو به من پس بهتره با هم راحت باشیم بعد دستمو بردم سمت شلوارش و گفتم ببینم اینجا چی داری که اینجوری گرفتیش وکیرشو گرفتم خیلی کلفت بود نسبت به سنش یه کم که مالیدم براش شل شد وراحت دراز کشید رو تخت بعد منم دستشو گرفتم گزاشتم رو سینم انم شروع کرد به مالیدن بعد شلوارو شرتشو از پاش در آوردم و شروع کردم براش ساک زدن یه کم که خوردم بلند شدم بهش گفتم تو نمی خوای مامانو لخت کنی گفت اجازه هست منم گفتم راحت باش عزیزم هر کاری دوست داری بکون انم دامنو تاپمو درآورد منم خوابیدم رو تخت و پاهامو براش باز کردم گفتم توام بخورعزیزم کوس مامانو بخور حمیدم مثل قحطی زده ها میلیسید دیونم میکرد با اون کوس خوردنش بعد سرشو آوردم بالا و بهش گفتم که بخوابه رو من خیلی بدنش داغ بود داشت میسوخت داغی بدنشو رو نوک سینه هام احساس میکردم بعد کیرشو گرفتم گزاشتم جلو کوووووسم و بهش گفتم بکنش توشششش حمیدم یدفه تمام وزنش انداخت رومن و همه کیرش رفت تو کوسم یه آخه بلند گفتم اونم فهمید که دردم گرفته ازم عذرخواهی کرد و آروم شروع کرد به عقب جلو کردن اگه قبلش کسمو با خیار آماده نکرده بودم که دیگه هیچی واقعا جررررر میخوردم یه کم که منو کرد کوسم جا باز کرد وآب کوس من با پیش آب حمید باعث شد حرکت کیرش تو کسم رون و لذت بخش بشه بعد از چند دقیقه حمیدو خوابوندم و من رو کیرش نشستم شروع کردم به بالا پایین کردن اینقد محکم رو کیرش بالا پایین میکردم که پستونام پرت میشد بالاحمید گفت مامان داره آبم مییاد منم اینقد بالا پایین کردم که احساس کرده تو کسم پر آب شده حمید تخلیه شد منم چون لوله هامو بستم خیالم راحت بود ولی من هنوز کیر می خواستم یه کم کناره هم دراز کشیدیم حمید که حالش جا امد گفت مامان من عاشق کونتم میزاری از کون بکونمت منم دیدم هنوز ارضا نشدم و حمیدم دوباره کیرش داره بلند میشه گفتم بروازتواتاق من کرم وخیارارو بیار انم رفت آوردمنم پشتمو کردم بهش حمید شروع کرد کونمو دست مالی کردن و بوسیدن بعد بهش گفتم که چی کارکنه انم با کرم هم خیارو هم کونموچرب کرد و خیار کوچیکرو کرد تو کونم بعد از اینکه چند بار جلو عقب کرد گفتم حالا اون یکی رو بکون تو ولی آروم حمیدم خیار کلفترو چرب کرد و یواش یواش اونم کرد تو کونم من که دیگه طاقت نداشتم گفتم بسه دیگه کیرتو چرب کن و بکون تو کونم حمیدم مثل برق پرید کیرشو حسابی کرم مالید و کرد تو کونم خیارا حسابی کونمو آماده کرده بودن و راحت کیر کلفت حمید میرفت تو کونم وبیرون میومد حمید داشت داد میزد وای ی ی ی مامان عجب کونی داری کیرم داره میترکه چقدرتنگه وای ی ی چقدر لیزه کیف میده منم هم از اینکه دارم ار کون میدم لذت میبردم هم ازاینکه حمید داره اینجوری کیف میکنه بعد از هفت هشت دقیقه من دیگه به اوج لذت سکسی رسیده بودم انم به خاطره احساس واقعی ولذت بردن شدید حمید از کوس و کونم من بود که با چنتا جیق ارضا شدم و بی حال حمیدم بعد از من چنتا تکون دیگه داد و اونم آبش امد کیرشو از کونم کشید بیرون و ریخت رو کمرم من به همون حالت خوابیدم حمیدم کیرش لای کپولای من بود وروی من درازکشیدهمش منو می بوسید وازم تشکر میکرد منم ازش تشکر کردم آخه چند سالی بود کسی اینجوری ارضام نکرده بود(منم گفتم کسی؟ مامان گفت حالا....) بعد مامان گفت اینجوری بود که حمید شد شوهر دوم من حالا راحت شدی شوهرسوم منم گفتم آره خیلی حال داد حتی از شنیدنشم حال کردم حالا یه شب دو نفری یه حالی بهت میدیم که از اون دفعه هم بیشترحال کنی مامانم گفت جون من که از خدامه منم همونجا پیش مامان خوابم برد . صبح که بیدار شدم دیدم مامان خیلی نازبه پهلو خوابیده و پستونای گندش افتادن روهم کونو که نگو چون ملافه از روش رفته بود کناریکم سردش شده بود وخودشو جم کرده بود که باعث شده بود کونشم قلمبه بزنه بیرون یه چند دقیقه با خیال راحت نگاه کردم بعد رفتم سمت دستشوی وقتی برگشتم دیدم حمید تو اتاق مامان داره مامانو دید میزنه منم رفتم پیشش تا منو دید گفت خوب خودتو پیش مامان جا کردیها شبانه روزی حال میکنی منم گفتم نه بابا دیشب کاری نکردیم یعنی مامان نزاشت همش داشتیم صحبت می کردیم حمید گفت درباره چی گفتم درباره چطور شروع شدن سکس تو با مامان حالا قرار شده یباربا هم از خجالت مامان در بییام (منو حمید با هم خیلی راحت بودیم همیشه با هم فیلم سوپر میدیدیم یا درباره کسو کون زنای فامیل با هم حرف میزدیم)حمیدم گفت جدی مامان اینوخواست منم گفتم آره گفت که از خداشه حمیدم کیرشو یه فشار داد و گفت خوب پس معتل چی هستی شروع کنیم دیگه منم با کمال میل قبول کردم جفتمون لخت شدیم و رفتیم رو تخت حمید گفت یه لحظه صبر کن من الان مییام بعدش رفت و از تو اتاقش یه اسپری آورد زد به کیر منو خودش گفت اینم برا محکم کاری که حال حالاها مشغول باشیم. منم رفتم سراغ سینه های مامان حمیدم رفت سراغ کونش شروع کردیم به بوسیدن ولیسیدن مامان سریع چشاشو باز کرد مارو لخت و کیربه دست دید یه لبخند رضایت زد و گفت شماین بچه ها چی شده صبح ناشتا حوس سکس کردین بعد تاغبازخوابید دستشو گزاشت زیر پستوناش یه تکون بهشون داد و گفت خوب حالا بییاین شیر صبحانتونو بخورین تا بعد ما هم شروع کردیم کرست مامانو کشیدیم زیرپستوناشوشروع کردیم به خوردن مامانم با دستای مهربونش دست میکشید روسرما وسرماروفشار میداد رو سینه هاش بعد حمید کیرشو گرفت دستش می مالیدش به شکم و بدن مامان منم خوشم امد داغ شده بودم کیرم شده بود مثل لبو منم شروع کردم وای چه حالی میداد پوست نرم مامان با بدن گوشتیش کیرمو شقتر میکرد مامان دیگه صداش در امده بود همش آخخخخخخخخ جووووووووون اخخخخخخخ جووووووووون میکرد و کوووووووووووسشو میمالید حمید کیرشو مالید به صورت مامان انم مثل وحشیا یه لقمش کرد همشو کرد تو دهنش بعد به من گفت توام بی کار نشین برو پایین مشغول شو منم شورت مامانودرآوردم کسش آب انداخته بود شروع کردم لیسیدن چه مزه توپی داشت اشتهمو باز کرد منم دیونه وار میخوردم وصورتمو فشار میدادم لاپاش فکرشم نمیتونستم بکونم الان کیرمو میکنم تو این کس نرمو آبدار آخه مامان تو حموم نزاشت کسشو بکونم منم تشنش بودم مامان همچنان کیر حمید تو دهنش بود حمیدم با سینه ها مامان باز میکرد مامان دیگه طاغتش تموم شد و با التماس ازم خواست بکونمش منم مل برق پریدم یه تف رو کیرم انداختم و کردمش تو مامان انقاد خوشش امد که نفسش بند امده بود اگه کیر حمید تو حلقش نبود خونرو میزاشت رو سرش ولی حرکاتش که تشکو چنگ میزد وحی کمرشو از زمین بلند میکرد که بیشتر کیرم بره تو معلوم بود چقد داره حال میکنه منو که نگو مثل خرگوش داشتم تلمبه میزدم بعد حمید کیرشو از دهن مامان در آورد و گفت برو کنار من برم سر پست خودم فهمیدم منظورش چیه ولی دوست نداشتم اصلان از کس مامان جدا بشم مامان دستمو گرفت کشید ترف خودش . گفت بیا اینجا ببینم شیطون بعد یه لب با حال ازم گرفت و شروع کرد کیرمو ساک زدن اینقد حشری بود و محکم میمکید که تو دلم خالی میشود حمیدم یه بالش گزاشت زیر کمر مامان و پاهاشو داد بالا طوری که زانوهاش جم شد تو شکمش وشروع کرد کس کون مامانو لیس زدن وکون مامانو انگشت کردن منم بیکار نموندم با پستونای گنده مامان ور میرفتم چقد خوش فرم بودن تو این حالت پستونای نرم گنده که پهن شدن رو قفسه سینشو مثل بادکنکی که توش آب کردی تکون میخوره مامانم داشت مثل چی حال میکرد آخه هم از کسو کون هم پستون داشت تحریک میشد کیر منم مه تو دهنش بود داشت خودشو خفه میکرد ولی این تازه اولش بود هنوز به برنامه اصلی نرسیده بودیم مامان همچنان مشغول ساک زدن بود که حمید خاست کیر نکرشو بکونه تو کون مامان که مامان سریع هولش داد عقب گفت مگه میخای شکنجم کنی که الان میخای کونمو بکونی حمید گفت خوب پس چی کار کنم تو که میدونی من عاشقه کونتم مامان منو با دست هول داد گفت بزار حامد اول شروع کنه چون کیرش باریکتره کونم جا بازکنه حمیدم گفت نه یک ساعته دارم آمادش میکنم حالا حامد اول بکنه توش مامانم گفت انقد خودخواه نباش به منم فکر کن چی میکشم اونم قبول کرد منم مامانو ماچ کردم و مثل برق پریدم جای حمید به به دستش درد نکنه واقعا حمید جون سنگ تموم گزاشته بود ولی مامان چون هم حمید حال کنه هم خودش بیشتر کیف کنه گفت حامد تو بخواب بعد امد نشست رو کیر منم و کیرم خیلی راحت تا ته رفت تو کون مامان من فکنم مامان زیادی اداع سوراخ تنگارو در می یاورد شایدم کیر من خیلی کوچیکه بعد یه چند لحظه که کیرم قشنگ نشت تو کونش به حمید گفت حالا توبکون تو کسم عزیزم مامان میگفت تا حالا این حالتو تجربه نکرده و همیشه آرزوشو داشته همش میگفت زود باشین دیگه مردم زودتر من زیاد از این حالت خوشم نیومد چون نمی تونستم با پستونای مامان بازی کنم آخه پشتش به من بود ولی خوب بهتر از هیچی بود حمیدم بلاخره کیرشو جا کرد تو کس مامان و شروع کرد به تکون دادن منم همین تور مامانو که نگو خونه رو گزاشت رو سرش وای چه حالی میده دارم میمیرم آخ بکونین کسو کونمو یکی کونین من که عاشق این حرفای مامان بودم انجوری حرف زدنش کیر پیرمردو سنگ میکنه من که جای خود یه چند دقیقه که اینجوری مامانو کردیم حمید بلند شد مامان صداش در امد چرا بلند شدی داشتم حال میکردم حمید به من گفت خوب حالا جاها عوض ولی مامان گفت نه من دستم خسته شده من میچرخم تو بکون تو کونم حامدم تو کسم آخ که من قربونتون برم نمدونین چقد دوست داشتم مثل زنای تو فیلم سوپرا اینجوری گاییده بشم بعد یه تف رو کیر منو حمید انداخت چند بار بالا پایین کرد و دوباره نشست رو کیر من ولی اینبار کرد تو کسش خیلی گشاد شده بود ولی بازم حال میداد چون پستونای گنده مامان آویزون میشد تو صورتم حمیدم از پشت کیرشو آروم جا کرد تو کون مامان ولی اینبا مامان حال کرد چون کونش آماده بود و به حمید غور نزد مامانم خودشو خم کرد و خوابید رو من تا کیر حمید قشنگ بره تو کونش حمیدم که به کون مورد علاقش رسیده بود مثل یاغیا تلمبه میزد چون حرکتش خیلی سریع بود مامان پرت میشد جلو سینه هاشم میخورد تو صورت من کیرمم تو کسش بالا پایین میشد منم حال میکردم وای که دوس داشتم مامانو تو حالت بینم که داره با دوتا کیر کرده میشه مامان داشت دیگه پرواز میکرد گفت خوب بچه ها حال میکنین حمید که همش میگفت جون عجب کونی مال خودمه نرم ترین وگرم ترین کون دنیاس بعد گفت تو چی حامد خوش میگزره بحت چرا هیچی نمیگی منم گفتم من دارم خفه میشم ببین چه چیزه گنده ای تو دهنمه نمی تونم حرف بزنم انم خندش گرفت گفت نوش جونت عزیزم بخور ما هم از جلو عقب تو کسو کون مامان تلمبه میزدیم و انو به آرزوش میرسوندیم همون جور که اون اینکارو برای ما کرده بود مامان دیگه داشت ارضا میشد می گفت بچه ها تورو خدا یه کاری کنین یه خورده دیگه طول بکشه من دیگه دارم می یام منم گفتم خیالت راحت حمیدم با شنیدن این حرف مامان که داره ارضا میشه تلمبه زدناشو شدید تر کرد منم همین طور مامان دیگه داشت اربده میزد یه چنتا آه بلند کشید وارضا شد و بی حال به پهلو افتاد کنار من بیچاره نا نداشت حرف بزنه منوحمیدم نگاش میکردیم خیلی صحنه جالبی بود یه خورده که حالش جا امد گفت وای چه حالی کردم هیشکی تو عمرم اینجوری بهم حال نداده بود(مامان باز از اون حرفا زد من دیگه مطمعن بودم مامان با کسای دیگه هم سکس داره)بعد گفت ببینم شما ها که مثل خروس بودین چطور هنوز آبتون نیومده حمیدم از کنار تخت اسپری نشونش داد و خندید مامان فهمید جریان چیه زود بلند شد کونشو طرف من قمبل کرد و گفت میخام آبتونو تو کس کونم با هم حس کنم منم یه تف به کون مامان زدم و کردم توش هی کیرمو کامل میکردم توش ودر میاوردم حمیدم داشت مارو نگاه میکرد و جق میزد به مامان میگفت مامان چقد حال میده کون دادنتو میبینم چقد باحال میشی وقتی یکی داره کونتو میگاد حدود ده بارکه این کارو کردم حس کردم داره آبم مییاد به مامان گفتم مامان داره مییاد داره مییاد انم گفت جون عزیزم بزار بییاد کون مامانو سیراب کن عزیزم آبتو بریز تو کونم منم با تمام قدرت کیرمو کردم تو کونش و تمام آبمو توش خالی کردم انم هی قربون صدقم میرفت بعدطرف حمید قمبل کرد گفت خوب تو که ضربه فنی شدی حالا حمید تو بیا کس مامانو سیراب کن منم افتادم گوشه تخت حمید کیرشو کرد تو کس مامان وبا قدرت تمام که ازروی شهوتش بود میکرد تو کس مامان اونم حال میکرد حمید راست میگفت منم وقتی دیدم مامانم داره کس میده یه حالی شدم خوشم امد دیدن مامان تو اون حالت یعنی گاییده شدن خیلی با حال بود یدفعه صدای نعره حمیدو شنیدم و مامان که میگفت آخ جون کسم پر شد اجب کمری داره پسرم کسو کونم داره شالاپ شالاپ صدای آب کبرمیده حمید ومامانم کنار من ولو شدن منم که یه خورده حالم جا امده بود سریع رفتم حموم وقتی برگشتم دیدم حمید پشت دره و میخواد بره دوش بگیره امدم بیرون دیدم مامان هنوز دراز کشیده رو تخت وآب کیر منو حمید از کسو کونش زده بیرون عجب بوی آب کیری میداد اتاق رفتم مامانو بوسیدم گفتم چیه مامانی چرا بلند نمیشی چیزیت شده مامان دست انداخت گردنم منو کشید رو خودش گفت نه عزیزم هنوز تو کومام حسشو ندارم بلند بشم ولی شیطون امروز خوب مامانو ناکارکردی ها کسو کونم داره میسوزه ولی من عاشق این سوزششم فقط خدا کنه الان که بابات می یاد از گشاد گشاد راه رفتم منو بوی تابلو اتاق چیزی نفهمه بعد حمیدم از حموم امد بیرون مامانم رفت تا بابا نیومده یه دوش بگیره ولی بیچاره راست میگفت نمی تونست درست راه بره وقتی برگشت دید منو حمید صبحانرو آماده کردیم امد نشست سرمیز گفت به به دسدتون درد نکونه امروز حسابی مامانو تحویل گرفتینا اون از سکستون که سنگ تموم گزاشتین اینم از صبحانه آخه من همیشه کون گشادیم مییاد صبح که از خواب پا میشم صبحانه درست کنم البته با بلای که امروز سرم آوردین دیگه به معنای واقعی کون گشاد شدم بعد صبحانه رو خوردیم و هرکی رفت سر کار خودش بابامم امد من ترسیدم نکونه الان شک بکونه ولی تا امد یه سلام کردو رفت تو اتاق خوابید هیچیم نگفت مامان بیچاره گفت می بینینین انقد به من توجه داره که نگفت زن چته مگه پاره شدی اینجوری راه میری منم تو دلم گفتم واقعا اگه مامان با کسای غریبه سکس کنه حق داره آخه این که نشد زندگی فقط کارانم برای یه زن حشری مثل مامان من که بیست و چهار ساعته کیر میخاد البته بعد سکس انروز تا چند روز حرفشم نزد

2 نظرات:

ایرانی گفت...

عالی بود .بیست بیست بیست .دست نویسنده وناشرش هردو درد نکنه .بااین که قبلا هم خونده بودمش و برای نظر دادن دوباره می خوندمش همون تازگی و هیجان اولیه رو داشت .اصلا خود همین یک قسمت می تونست دو قسمت باشه .بی انصافیه اگه ادم بخواد میکروسکوب دستش بگیره و لابلای این قصه قشنگ دنبال ایرادبگرده تا یه انتقادی کرده باشه ...ایرانی.

A.M گفت...

عالیییییییییی بود.
نظرمنو دیگردوستان گفتند.