ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

سکس با خانم دکتر

اسم من ياسين هست 24 سال سن دارم.چند ماهي بود كه براي زندگي به تهران اومده بوديم و منم بخاطر دوري از دوستام دچار افسردگي حاد شده بودم و تو اين مدتي كه تهران بودم نميتونستم به خوبي با كسي ارتباط برقرار كنم. ما يه همسايه داريم كه يه پسر هم سن و سال من دارن و يه جورايي با هم رفيقيم. در حد سي دي دادن و سي دي گرفتن.مامانش تو يه شركت بازرگاني در ميرداماد كار ميكنه و پدرش هم خلبان هست و من كه خيلي كم ميبينمش ، يه آبجي هم داره به اسم نيوشا كه 22 ساله و دانشجو هست.اينجوري بگم كه اين آقا پسر خيلي لارج تشريف داره ، طوري كه يه روز اومد و بهم گفت ياسين سي دي سكسي داري؟ منم كه جا خورده بودم گفتم چيه ؟ نكنه آمپر زده بالا خنديد و گفت نه بابا ، مامانم رفته شركت ، بابام هم كه پرواز داشت منم و نيوشا ، گفتم باشه يه لحظه صبر كن. رفتم و يكي از جديدترين سي دي ها رو واسش آوردم و گفتم حواست باشه آبجيت نبينه ها ، يه چيزي گفت كه ديگه واقعا شوكه شدم ، گفت بابا چي داري ميگي ؟ من و نيوشا با هم فيلم سكسي نگاه ميكنيم ! منم كه خشكم زده بود.ياد داستان هاي سكسي افتادم كه آقا داداشه ترتيب آبجيش رو ميده و با خودم گفتم بابا تو شهر اينا حتما اين چيزا عاديه .بهش گفتم باشه برو خوش بگذره فقط حواست باشه.خرابكاري نكني ها ، تشكر كرد و رفت...يه چند روزي از اين ماجرا گذشت و ديدم يكي داره در خونه در ميزنه ، رفتم و درو باز كردم ديدم نيوشا اومد و بعد از كلي احوالپرسي گرم و نرم گفت آقا ياسين اين سيستم ما همش هنگ ميكنه و بايد چي كار كرد؟ گفتم خب ويندوزتون رو عوض كنين درست ميشه ، گفت من كه ياد ندارم شما بلدي؟ منم يه جورايي يه حس ديگه نسبت به نيوشا خانومي كه فيلم سكسي ما رو با داداش جونش ميبينه پيدا كرده بودم گفتم آره كاري نداره ، گفت شما خيلي حرفه اي هستين و منم يه لبخند زدم و با هم رفتيم خونه شون.سيستم رو گزاشته بوديم واسه نصب ويندوز و داشتيم با هم گپ ميزديم كه ييهو گفت آقا ياسين شما انگار يه مشكلي دارين؟ چرا زياد از خونه نميرين بيرون ؟ چرا شاد نيستين؟؟؟ و..منم واسش گفتم از وقتي اومدم تهران اينجوري شدم و گفت من يه روانشناس خوب و حرفه اي سراغ دارم كه متدش خيلي باكلاس و بروز هست و حتي خود من چند جلسه پيشش رفتم و خيلي ازش راضي ام. با خودم گفتم روانشناسي كه كاري كرده فيلم سكسي رو با داداشت نيگاه كني حتما كارش خيلي درسته ! بهش گفتم به نظرتون جواب ميده؟ گفت چرا كه نه و فورا آدرس و مشخصاتش رو بهم داد. مانيا 28 ساله كه مطبش جردن بود.كار سيستم هم تموم شد و كلي تشكر كرد و ازم قول گرفت كه فردا برم پيش مانيا شب شد و قبل از خواب يه حس خيلي خوب داشتم كه يه نفر به فكرم هست و قرار بر اين شد كه فردا حتما برم پيش خانم دكتر... صبح از خواب بيدار شدم و طبق معمول دوش گرفتم و يه صبحونه مفصل خوردم و راه افتادم به طرف مطب خانم دكتر..آدرس سر راستي بود و فورا پيدا شد ، مطب خانم روانشناس داخل يه ساختمان بود و جالب اين بود كه اصلا منشي نداشت و تنها بود ، اول فكر كردم تعطيله ، آخه در مطب بسته بود ولي با خودم گفتم خب اينجا كه مطب زنان و زايمان يا... نيست كه شلوغ باشه.زنگ زدم و بعد از چند ثانيه يه خانم خيلي خوشگل با آرايش فوق العاده در رو باز كرد. حدود 170 قد داشت و 60كيلو هم وزنش ، منم يه تريپ كاملا مشكي زده بودم ، يه شلوار لي مشكي با پيرهن اندامي مشكي و كفش اسپرت مشكي و دستبند مشكي.گفتم ببخشيد من با خانم مانيا كار داشتم ، گفت شما ياسين هستين؟ شوكه شدم و گفتم بله ولي ، گفت مانيا خودم هستم آقا ياسين.ديشب هماهنگ شده بفرماييد داخل ، منم فهميدم همش زير سر نيوشا بوده و رفتم داخل.مانيا خانم كه انگار تنها بود رفت و يه ليوان شربت آورد و نشست پشت ميزش و خيره شده بود تو چشماي من و گفت ميشنوم آقا ياسين.منم واسش تعريف كردم از جريان جا به جايي از شهرستان و اومدن به تهران و افسردگي.مانيا كه آروم حرف ميزد گفت بايد دنبال يه چيزي بگردين كه شما رو شاد كنه ، چي شما رو شاد ميكنه ؟ گفتم چي بگم ، نميدونم.گفت سكس شما رو شاد ميكنه ؟ تا اين سوال رو پرسيد شوكه شدم و جا خوردم.مانيا هم كه فهميد گفت ياسين جان من روانشناس هستم و بايد اين چيزا رو بدونم ، منم يه نفس راحت كشيدم و گفتم خب شايد.راستش رو بخواين صدام يه خورده ميلرزيد.گفت حالا بهتر شد و ديدم از پشت ميز بلند و شد و گفت تا وقتي شربتت رو ميخوري من ميرم تا تو اتاق خوابم و بر ميگردم.منم كه داشتم به حرفاش فكر ميكردم و با خودم كلنجار ميرفتم كه عادي جلوه بدم اين سوالش رو ديدم مانيا از اتاق خواب اومد تو دفتر كار ولي نه اينبار با اون مانتو و شلوار لي و روسري گلدار ، مانيا جلوم ايستاده بود با يه سوتين و يه شورت سكسي ، منم كه ديگه واقعا فكر كردم دارم خواب ميبينم بلند شدم و ديدم آقا دايي هم بلند شده.مانيا گفت من به عنوان روانشناس و دكترت بايد حال تو رو خوب كنم تا از اين حالت خارج بشي ، منم كه اختيار از دستم در رفته بود گفتم خيلي سكسي شدي مانيا جون.ديدم خنديد و گفت در اختيار تو هستم تا هر وقت كه خوب بشي ، رفتم جلو سوتين رو از پشت باز كردم و همچنان كه از پشت تو بغلم گرفته بودمش سينه هاي گرد و خوشگلش رو ميماليدم و ازش لب ميگرفتم ، نوبت به شورت سكسي مانيا رسيد و اونم در آوردم و با دستم همونطور كه ايستاده بوديم داشتم با چوچولش بازي ميكردم كه مانيا.گفت اينجا نه ياسين ، بريم تو اتاق خواب ، منم چون هيكل ظريفي داشت بغلش كردم و همونطور كه با زبون همديگه بازي ميكرديم رفتيم تو اتاق خواب مانيا.لخت لخت بود ولي من تمام لباس هام تنم بود ، انداختمش روي تخت و بدون هيچ معطلي رفتم سر وقت كوس خوشگل و تميز و خوشبوي مانيا ، زبونم رو ميكردم تو كوسش و با دستام سينه هاش رو ميماليدم ، مانيا هم ناله هاي خفيف و آرومي ميكرد و واسه اينكه شهوت هر دو بالاتر بره گلوش رو محكم فشار ميدادم و كوسش رو ليس ميزدم.كوس مانيا قرمز قرمز شده بود و همونطور ناله ميكرد ، منم دست از سر كس قرمزش برداشتم و شروع كردم به خوردن سر سينه هاش و لب گرفتم و اومدم نافش رو زبون زدم كه انگار قلقلكش اومد ، اينبار انگشت وسطم رو كردم تو كوس تنگش و باهاش ور ميرفتم كه يه خورده جا بازكرد و دو انگشتي تو كوسش فرو كردم و بازي ميكردم كه يه خورده آب از كوسش بيرون اومد ، خيلي قرمز شده بود و داغ داغ بود ، اين بار مانيا رو برگردوندم روي تخت و خودش هم كه حرفه اي بود ميدونست چه جوري بايد قرار بگيره و منم انگشتم رو تو كوسش ميكردم و با بوسه هايي از ران و كوسش اونو به اوج لذت ميرسوندم ، گفتم مانيا حمومتون كجاست؟ گفت ميخواي چيكار؟ گفتم خب حموم ميرن چيكار كنن؟ ميخوام دوش بگيرم ، گفت ولي ، گفتم عجله نكن.حموم رو بهم نشون داد منم بغلش كردم و رفتيم داخل حموم ، حموم بزرگ و قشنگي بود ، لباسهام هنوز تنم بود و مانيا لخت.شير آب رو باز كردم و زير آب همچنان كه از پشت بغلش كرده بودم سينه هاش رو ميماليدم و ميخوردم ، تمام بدنش خيس بود ، تمام لباساي منم خيس شده بود.صورت خيس و خوشگلش رو ليس ميزدم و اونم خوشش ميومد و لبش رو ميخوردم.كسش رو با دستم مالش ميدادم كه ديگه مانيا فكر كنم طاقتش تموم شد و نشست و خودش شلوارم رو كشيد پايين و بعد هم شورت رو در آورد و شروع كرد با دستش نوازش كير بنده ، سرعتش رو بيشتر كرد و با دهنش واسم ساك ميزد.بطور خيلي حرفه اي سر كيرم رو با زبونش ليس ميزد و منم قلقلكم ميومد همونطور كه مشغول ساك زدن بود گفتم بسهههههه.بلند شو،اونم بلند شد و با دوش متحرك حموم آب رو گرفتم طرف كس قرمز مانيا و از همديگه لب ميگرفتيم و با دستم داشتم كووووسشو ميشستم،طوري طاقتش تموم شد.گفت تو رو خدا بسهههه،يه كاري بكننننننننن.منم كه به اندازه كافي خورده بودم و شسته بودم.مانيا برگشت به طرف ديوار حموم و با دستاش ديوار رو گرفت و منم همونطوركه كمرش رو گرفته بودم كيرررررم رو يواش يواش از پشت داخل كوسش كردم ، خيلي داغ بود و خيس ، كيرم رو عقب جلو ميكردم و مانيا هم شروع كرده بود به آههههه و نالههههههه.با دستام هم سينه هاش رو گرفته بودم و يا صورتم رو ميبردم جلو و كمرش رو ميبوسيدم.ادامه دادم تا اينكه ناله هاش بيشتر شد.در حال تلمبه زدن بودم و سرعت رو بيشتر ميكردم و مانيا هم ناله ميكرد و آخخخخخخخخ آخشششششششش بلندتر شد.كيرم رو در آوردم و گفتم بريم تو اتاق خواب ، مانيا هم كه خوشش اومده بود گفت با كمال ميل آقاي افسردههههه.رفتيم تو اتاق خواب و به پشت خوابيد روي تخت خوابش ، طوري كه از كمر به پايين به طرف زمين بود و پاهاش روي زمين قرار داشت و كوس و كونش به طرف بنده.ديگه كوس تنگ و قرمز خانم دكتر حسابي جا باز كرده بود و كيرم رو گزاشتم تو كوسش و يه چند تا عقب جلو بردم و مانيا هم ناله هاش بيشتر شد.يه خورده خسته شدم ، خودم و مانيا هر دو رفتيم روي تخت و تو بغل هم بوديم البته من پشتش بودم و با يه دستم يه لنگش رو گرفتم بالا و كيرم رو گزاشتم تو كوسش و مشغول تلمبه زدن بودم ، هر وقت هم نميزدم خودش با چنان ولعي اين كارو ميكرد انگار تشنه كير هست ، حق هم داشت ، حشرش خيلي بالا رفته بود.از كوس قرمز و ناله هاش ميشد فهميد ، ايندفعه كلا روي تخت بصورت دمر دراز كشيد و منم از پشت كوس خانوم دكتر رو مورد هجوم قرار دادم ، ياد آمپول هايي كه دكتر ها ميزدن افتادم و فشار خودم رو بيشتر كردم ولي وقتي ديدم داره جيغ ميزنه و ناله هاش زياد شد سرعت رو كم كردم و اين بار گفتم اگه موافقي مدل رو عوض كنيم.ديدم اينقدر تشنه كير بود كه گفت باشه هر جور تو دوست داري ، زيرش خوابيدم و اونم بصورت نشسته كيرم رو داخل كوسش كرد و مشغول بالا پايين پريدن بود ،ديگه نيازي نبود من داخل ببرم خودش همه كاره بود و سرعتش رو هم بيشتر كرده بود ، بالا پايين ميپريد و تو چشام زل زده بود و لب هاش رو گار ميگرفت.منم دوطرف كمرش رو گرفته بودم و كمكش ميكردم ، ديگه خسته شد و خودش رو انداخت روي سينه من.سينه هاش ميخورده به سينه هاي من و شهوتم رو بيشتر ميكردم.منم با سرعت داشتم تلمبه ميزدم و گردنش رو ميخوردم.اينقدر حشرهر دوتامون بالا رفته بود كه محكم تو بغل همديگه بوديم و صورت هم رو ميخورديم.همينطور كه محكم گرفته بودمش و در حال كردن بودم ديدم يه فرياد بلند كشيد و بدنش شروع به لرزيدن كرد ، فهميدم ارگاسم شده و ترشحاتي كه ازش خارج شد خيلي داغ و لزج بود،بيحال بود و كير منم تا تهههههه تویییییی كوووووسسسسس مانيا قرار داشت اما عقب جلو نميكردم.بدون اين كه من چيزي بگم بلند شد و رفت سراغ كيرم و ميخواست از خجالتش دربياد.تا ته تو دهنش ميكرد و ساك ميزد و آب دهن خودش رو ميريخت روي كيرم و با دستش بازي ميكرد.همينطوركه كيرم تو دهنش بود و با زبونش با سركير بازي ميكرد و ور ميرفت گفتم مانيا داره مياد.ديدم به جاي اينكه دهنش رو در بياره سرعت ساك زدن خودش رو بيشتر كرد و منم كه حسابي فعاليت داشتم.حدود يك ليتر آبم خالي شد تو دهن خانم دكتر و همشون رو چنان با اشتياق خورد كه خودم جا خوردم و آخر هم با زبونش بازي كرد با سر كيرم و تمام كير رو ليس زد و اومد سراغ صورتم و ازم لب گرفتيم و با زبون همديگه بازي كرديم و بعد از چند دقيقه دوباره بلندش كردم و رفتيم حموم داخل حموم هم تا جايي كه تونستم شستمش و ازش لب گرفتم ، وقتي دوش گرفتيم.ازش خيلي تشكر كردم و گفتم فوق العاده بود ، گفت ياسين تو فوق العاده بودي و سكسي كه باهات داشتم خاطره انگيز بود.خوشش اومده بود كه همون اول نرفتم سراغ كوسش و تا جاييكه تونستم باهاش عشق بازي كردم ولي از اونجايي كه لباسهام خيس خيس بود قرار شد بمونم تو خونه يا همون مطب خانوم دكتر.چند ساعتي با هم بوديم تا اينكه لباس هام آماده شد و وقت رفتن محكم منو تو بغل خودش گرفت و طوري ازم لب گرفت كه فكر كنم از لبم خون اومد.بعد هم گفت هر وقت خواستي ميتونيم با هم باشيم و ازش لب آخر رو گرفتم و خداحافظي كردم و از مطب زدم بيرون.خيلي سريع به خونه رسيدم چون فاصله كم بود ولي با روحيه اي دو چندان فتم تو خونه و يه چيزي خوردم و گرفتم خوابيدم ، صبح كه شد طبق معمول بيدار شدم اما اينبار حموم نرفتم و صبحونه خوردم.ساعت حول و حوش ده شده بود كه يكي در زد ، رفتم درو باز كردم كه ديدم نيوشا هست و سلام و احوالپرسي و گفت آقا ياسين همين الان ميتونين بياين خونه ما سيستمم باز هنگ كرده.منم گفتم باشه و رفتيم خونشون كه چند متر اونطرف تر بود.وقتي رسيديم خونه ديدم در رو از پشت كليد انداخت و ترسيدم كه نكنه ميخواد با داداشش بلايي سرم بياره ، ديدم لبخند مرموزي ميزنه و گفت آقا ياسين ديروز چطور بود؟خوش گذشت مطب خانوم مانيا ؟ چنان با ناز اين سوال رو پرسيد كه گفتم نكنه.بله.دست نيوشا خانوم و مانيا خانوم تو يه كاسه بوده و نيوشا الان از همه چيز و ماجراي سكس ياسين و مانيا خبره داره ، گفتم ممنون نيوشا جان دكتر خوبي بود ، گفت حسابي هم حال داد نه ؟ جا خوردم و گفتم يعني چي؟ نيوشا گفت ياسين يعني ميخوام منم مال تو باشم و هر كاري ديروز با مانيا كردي با منم انجام بدي ! منم كه هرچند شوكه بودم و تو كما بودم ولي ديگه انگار دنيا رو بهم دادن گفتم داداشت كجاست؟ گفت هيشكي خونه نيست ياسين ، مامانم شركته ، بابام هم پرواز داشته ، داداشتم هم رفته مدرسه ، من و تو تنهاييم ، زود باش ديگه اگه كارو شروع نكني خودم ميكنم ها ؟ منم كه ديدم اينجوري ميگه گفتم باشه نيوشا خانم خودت شروع كن ببينم چه ميكني.راستي بگم نيوشا يه دختر خيلي خوشگل 22 ساله با موهاي خرمايي و چشاي سبز كه آرايش هم كرده بود و شده بود عروس.ديدم نيوشا هم مث مانيا رفت تو اتاق و وقتي برگشت يه تاپ و يه دامن تنگ و كوچولو پوشيده ، تاپ رو داد پايين و سوتين هم نبسته بود و سينه هاش مث دو تا هلو افتادن بيرون ، سينه هاي كوچيك اما خوش دستي داشت ، خودش سريع اومد دستم رو گرفت و رفتيم تو اتاق خواب روي تخت خواب.زيپ شلوار رو كشيد پايين و آقا دايي رو كه راست راست بود در آورد و شروع كرد به بازي كردن باهاش و تو دهنش ميكرد ، چون نا بلد بود و كيرم به دندوناش ميخورد.و درد ميگرفت گفتم نميخواد تو يكي ساك بزني واسه ما گفت باشه.خودت شروع كن ، منم انداختش روي تخت و تاپ رو كشيدم پايين و سينه هاش رو ماليدم و دامن رو در آوردم و شورت صورتي خوشگلش رو كشيدم پايين و شروع كردم به خوردن كس نقلي و خوشگلش ، تر و تازه و دست نخورده بود ، دوباره رفتم سراغ سينه هاي بلورين نيوشا و ميخوردمش و ازش چند تا لب گرفتم و اومدم پايين.تاپ رو در نياورده بودم و خيلي سكسي تر شده بود ، گفتم نيوشا پرده داري ديگه؟ ديدم خنديد و گفت راحت باش ، گفت طاقت نياوردم و خودم پردمو جر دادم ، يه لحظه مشكوك شدم به داداشش ولي بهش اطمينان كردم و گفتم اي دختر بد ، گفت تو كارتو انجام بده ياسين ، يواش سر كيرم رو گزاشتم روي كسش و فرو كردم كه ديدم خيلي درد كشيد و جيغ بلندي زد ، گفتم بابا نيوشا بخواي اينجوري كني كه همسايه ها ميريزن اينجا ، گفت تو توجه نكن كارتو انجام بده ، منم دوباره سر كيرم رو كردم تو كسش و كم كم ميكردم داخل ، نيوشا هم فرياد ميكشيد و درد داشت اينقدر اين كارو كردم به آرومي كه واسش عادي شد و خوشش اومد منم سرعتم رو بالا بردم ولي خيلي سر و صدا ميكرد.حق داشت ، با كسي سكس نداشت و كوسش هم خيلي تنگ بود از بغل كيرم تو كوسش بود و با دستم يه لنگش رو داده بودم بالا و با دستم داشتم با چوچولش بازي ميكردم كه فريادش بيشتر شد ، دراز كشيد رو تخت و پاهاش رو دادم بالا و كيرم رو گزاشتم تو كوسش و شروع كردم به تلمبه زدن ، يه پنج دقيقه اي اين كارو كردم كه حشرم هم خيلي زياد شده بود و نيوشا هم جيغ هاش كر كننده شده بود ، مدل رو عوض كردم و خوابيدم روي تخت و اومد يه خورده كيرم رو كرد تو دهنش و خيس كرد و اومد نشست روش.خودش مث مانيا بالا پايين نميپريد بخاطر همين مجبور بودم خودم بزنم داخل كوووووس تنگ نيوشا خانوم ، سريع اين كارو انجام ميدادم ، ديگه واسش عادي شده بود ولي ميفهميدم كه خيلي درد داره ، طوري با فشار كيرم رو به سقف كوسش ميرسوندم كه خودم دردم ميگرفت چه برسه به اون ، همونطور كه تلمبه ميزدم با زبونش هم بازي ميكردم و موهاش رو محكم ميكشيدم و گلوش رو فشار ميدادم ، انداختمش رو تخت و چهار تا از انگشتاي دستم رو تو كوسش كردم و محكم فشار ميدادم داخل اونم كيرم رو تو دهنش گزاشته بود ولي خيلي اذيت شد كير طفلكم ، اينقدر با دست تو كوووووسسسسسش كردم كه ديدم جيغ كشيد و آبش ريخت بيرون و ارگاسم شد و بي حال بي حال بود ولي من ارضا نشده بودم و هنوز هم نيوشا طاقت كيرم رو داشت.دوباره دراز كشيدم زيرش و اومد روي كيرم نشست و شروع كردم به تلمبه زدن هاي پي در پي و محكم.بازم جيغ و آههههه و نالههه ، منم با دستم با كوسش ور ميرفتم و با كير محكم ميزدم به ديواره کوسش ديگه به حرف اومد و جز ناله چيز ديگه اي هم ميگفت.مث اينكه خيلي خوشش اومده بود و ميگفت بكن بكن تو رو خدا منو بكن.تا ته بكن تو کوسسسم جررررررم بدهههههههه.منم بد نكردم و تا دسته ميكردم تو كوس خانوم و در مياوردم ، طوري شد كه ديگه خودش با كسش بازي ميكرد.چهار دست و پا روي تخت قرار گرفت و منم يه خورده كسش رو دوباره خوردم و بعد كيرم رو فرستادم داخل كس تنگ نيوشا.و شروع كردم به ضربه هاي محكم و متوالي خمام هم ديگه به كوس و كونش برخورد ميكرد و لذت بخش بود.با دستام هم سينه هاش رو محكم گرفته بودم و فشار ميدادم.سرش رو آوردم بالا و گردنش رو ميبوسيدم و لبش رو ميخوردم و كيرم رو تا ته نگه داشته بودم تو كسش.حدود پنج دقيقه به اين مدل تلمبه زدم تا اينكه دوباره نيوشا ارگاسم شد و باز هم آبش ريخت بيرون.منم يه خورده كس و كون خانم رو با زبونم مورد نوازش قرار دادم و سوراخ كونش رو مورد تهاجم زبونم قرار دادم.سوراخ كونش هم سرخ سرخ شده بود ولي گفت ياسين تو رو خدا از كون منو نكن.منم چون كلا بدم مياد از پشت بخوام كسي رو بكنم گفتم نگران نباشه و كسش رو ليس زدم و گفتم حالا تو خودت رو نشون بده نيوشا.دراز كشيدم رو تخت و اومد سراغ كيرم و ساك ميزد.هر چند درد داشت و دندوناش ميخورد به كير بيچاره من ولي خب تحمل كردم.مبتدي بود ولي خب منم كمكش ميكردم و كيرم رو تو دهنش عقب جلو ميكردم.ايندفعه درازش كردم روي تخت و كيرم رو بردم بالاي صورتش و تا آخرين قطره آبم رو خالي كردم روي صورت خوشگل و عروسش.براي آخرين بار با زبونش سر كيرم رو ليس زد و بوسيد.ازم تشكر كرد و منم خيلي ازش تشكر كردم ، آخر هم گفت ياسين سكس با من حال داد يا مانيا؟ منم مجبور شدم بهش دروغ بگم و گفتم سكس با تو خيلي بهتر بود.ولي انگار مانيا همه داستان سكس ما رو واسه نيوشا تعريف كرده بود طوري كه نيوشا گفت ياسين بريم حموم؟ خيلي دوست دارم تو منو بشوري ، منم گفتم نه عزيزم.هر لحظه امكان داره داداشت بياد ، البته فكر ميكنم اگه داداش نيوشا اونو با من تو حموم ميديد هيچ فرقي واسش نميكرد ولي خب ، ريسك بود.بهش گفتم باشه واسه يه فرصت ديگه ، اونم با كمال ميل قبول كرد و گفت از اين به بعد من متعلق به تو هستم.محكم همديگه رو بغل كرديم و چند لب آتشين ازش گرفتم و خداحافظي كرديم.هنوزم باورم نميشه كمتر از دو روز نيوشا و مانيا رو كرده باشم ، دو تا هلوي خوردني كه آرزوي هر كسي بودن از اون روز به بعد تبديل شدم به يه آدم شاد و سر زنده و هميشه مديون سكس با مانيا و نيوشا هستم.پایان

1 نظرات:

ناشناس گفت...

slm amir jan,
dastanat harf nadare,age mishe sex ba mam bishtar beshe,
tanx