ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

عاقبت دستمالی کردن مامانم

تقریبا9 سال پیش بود اونموقع من 15 سالم بود.چند وقتی بود که بابام برام یه کامپیوتر خریده بود.تنها کسی هم که تو خونه ازش سر درمیاورد من بودم.یه شب حدود ساعت 10 بود که رو تخت ولو بودم و داشتم با کامپیوتر یه فیلم خارجی رو که اسمش یام نیست میدیدم و سرم تو لاک خودم بود که مامانم اومد تو اتاقو ازم خواست یه چیزایی از کامپیوتر بهش یاد بدم.منم که حوصله نداشتم بهش گفتم که الان دارم فیلم می بینم بزار تموم شه بعد.اونم گفت باشه و نشست رو صندلی و باهم نگاه کردیم.چند دقیقه بعد مامان گفت دستم از صبح درد میکنه بزار رو تخت دراز بکشم منم که نای بلند شدن نداشتم چسبیدم به دیوار و مامانم اومد کنارم دراز کشید چند دقیقه ای به همین ترتیب گذشت که یهو مامان گفت دستم خیلی درد میکنه یکم مالشش بده دردش بخوابه.منم شروع کردم از مچ دست تا کتفشو مالش دادم.یهو یه حس عجیبی بهم دست داد انگار داشتم به پنبه دست میزدم.دستای گوشتی و سفید که برای اولین بار لمسشون میکردم.بازوهاشو که خیلی نرم بود زیاد مالش دادم.اونشب مامانم یه پیراهن گشاد و بدون سوتین و با یه دامن کنارم دراز کشیده بود.شبها سوتین نمی بست مامانم تپل بود ولی خیلی سفید و جذاب.داشتم یه جورایی میشدم ازهمونجا دستمو کشیدم زیر بغلش ببینم چی میگه چیزی نگفت.واییییییییییییی چه نرم و خوش بو بود با جرات زیاد گفتم میخوای شونه هاتم ماساژ بدم؟؟؟؟ گفت باشه ولی یواش چون دستات سفته دردم میاد.منم بجای اینکه از رو لباس مالش بدم دستمو بردم از استینش تو گذاشتم روشونه هاشو مالش دادم.یهو برگشت و یه نگاه معنی داری بهم کرد ولی من بکارم ادامه دادم.آروم آروم اومدم پائین تر ولی از اون نگاه ها دیگه خبری نبود.قلبم اومده بود تودهنم و بدنم آتیش گرفته بود.خیلی آروم جوری که فکرکنه حواسم نیست از زیرلباس دستمو رسوندم روی پستونش.میدونستم پستونای مامانم بزرگه ولی نه انقدر.فکرکنم سایزش110میشد یا بیشتر.الانم که دراز کشیده بود تمام بدنشو گرفته بود.دستزدم به نوکش که اندازه یه بندانگشت دراز شده بود.واااابییییییییییییی که چه نرم و رسیده بود.فقط صدای فیلم تواتاق پیچیده بود.با نوک پستونش بازی کردم و یه گوشه از پستونشو که با اون بزرگی تودستم جا میشد گرفتم تومشتم و انداختمش بالا و پایین ولی هی از دستم لیز میخورد و در میرفت.هیچ صدایی از مامان نمیومد.دیگه معلوم بود که اونم بدش نمیاد.آدم تو اینجور مواقع به عاقبت کار فکر نمیکنه.بازم آروم رفتم پائین تر و رسیدم به شکمش که فقط کافی بود نوک انگشتت بهش بخوره تا چنددقیقه مثل ژله بلرزه.خیلی آروم کوبیدم روش ولی یه صدای بلندی داد که ترسیدم کسی بیرون شنیده باشه.رفتم سراغ نافش وای دیگه داشتم دیوونه میشدم.کیرم داشت از شلوار میزد بیرون ولی ناف مامانم گشاد بود جوریکه 2تا انگشت راحت توش جا میشد.وقتی لمسش میکردم نرمو دلچسب بود.بازم به آرومی رفتم پائین تر سعی میکردم اروم باشم تا طول بکشه از تودامن دستمو بردم تو دیدم ازشرتم خبری نیست از اونجاییکه لباس مامانم گشاد بود دیگه بیخیال کرستو و شورت شده بود.رسیدم به بالای کوسش که چه تپل و صاف بود.معلوم بود تازه موهاشو زده ولی چه فایده که نمیشد زیاد باهاش وربرم چون صداش در میومد.ناچار از رو شروع کردم به مالیدن.واااااااااایییییییییییی چه پفی داشت مثل همبرگر بود تپل و نرم.انگشتمو که میزاشتم بالای کوسش و یکم فشار میدادم چند سانتی میرفت داخل. یهو دیدم به پهلو خوابیده و به کونش اشاره میکنه.فهمیدم نمیخواد تمومش کنم.ازپشت دستمو بردم توی دامنشو گذاشتم روی کون مامانم.خیلی خوش فرم بود و یه کمی اویزون ولی لاش سفید سفید بود.هر لمبرش اندازه دوتا کف دست بود جوری خوشگل روهم افتاده بودن که وقتی دستمو کشیدم لاش تا نصفه دستم رفت توشششششششش.با شهوتی که داشتم هرکسی جای من بود کا رو تموم کرده بود ولی نتونستم.انگوشتمو گذاشتم روی کونش که خیلی گرم بود.با اون کون خوش تراش و لرزون بایدم لای کونش اینقد گرم میشد.یواش یواش مامانم داشت برمیگشت که منم از فرصت استفاده کردم و کیرمو از روشلوار کشیدم روش.تا بخودم اومدم چنان سیلی خوردم که دنیا روی سرم گشت...پایان

6 نظرات:

ناشناس گفت...

damet garm bazam dastane sex ba maman bezar az in dastana bishtar bezar

ناشناس گفت...

داش امير چي شده دير به دير داستان ميذاري ؟
مارو نااميد نکن داداش !!

amirsexi گفت...

سلام عزيز اينطور فكر كنم بهتر باشه حداقل يك نظر دادن شايد بد نباشه فقط كبي كردن و خوندن درست نيست وقتي كسي نظر نميده يعني داستانهام به درد نميخوره و خوششون نمياد عزيزم

ناشناس گفت...

آخه دهن سرویس از آستین چطور به کسش رسیدی! مگه اینکه تا کمر بری تو آستین

ایرانی گفت...

داستانش بدک نبود .پیشروی لاک پشتی پسره بد نبود .اما آخر داستان عجیب بود .پسره یا باید اول داستان سیلی می خورد یا این که آخر داستان با یک سکس داغ تموم می شد که با روند داستان جور در بیاد ..ایرانی

ناشناس گفت...

یه خانم بیوه در تهران برای سکس می خوام 09381322002