ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

ماجرای کوس دادنم به داداشم

دیدن عکسهای مجله سوپری که از دوستم تو مدرسه قرض کرده بودم کافی بود تا حشریم کنه.تواتاقم پشت میز بودم و در رو بسته بودم و مجله رو گذاشته بودم رو میز و داشتم نگاه میکردم و دستمو برده بودم تو شرتم و سعی میکردم با کوسم ور برم. دیدن کیرهای به اون گندگی و تمیزی که داشتن کوسای به اون خوشگلی رو جرررررر میدادن حسابی حشریم کرده بود و دوست داشتم یکی از اون کیرا رو داشتم و میتونستم روش بشینم و کوسم رو پر شده حس کنم.دوست داشتم کیر اون پسر موطلاییه رو بگیرم تو دستم و انقدر براش ساک بزنم و باهاش ور برم که آبش بیاد و دهنمو پر کنه از آب کیرولی حیف.نصیب من یه شمع خشک و خالی بود که باید میمالوندم رو چوچوله ام و گاهی هم میبردمش دم سوراخ کوسم و آروم بازی میکردم و خودمو ارضا میکردم. توهمین حال بودم که یهو دراتاقم باز شد و برادرم اومد تو.ترسیده بودم و عصبانی شده بودم که چرا در نزده تا زود تر خودمو جمع و جور کنم.بهش گفتم:
مگه نگفتم قبل ازاینکه درو بازکنی باید دربزنی؟؟؟
بیچاره خجالت کشیده بود که بازهم حرف خواهر بزرگشو گوش نکرده و شروع کرد به معذرت خواهی کردن.خوشبختانه چیزی هم نمی تونست ببینه و من سریع خودمو جمع و جور کرده بودم و مجله سوپر رو هم گذاشته بودم زیر کتابا.
گفتم چیه؟؟؟
گفت: یه سوال دارم
ها؟
خارکسده یعنی چی؟؟؟
سرخ شده بودم و مونده بودم چی بهش بگم
گفتم :کی اینو گفته؟
گفت: تو خیابون با یکی از بچه ها دعوام شد بهم گفت خارکسده.منم نفهمیدم یعنی چی ولی حسابی زدمش.
باخودم فکر کردم بچه دوازده ساله خب نمیدونه خارکسده یعنی چی حتماً ولی برام عجیب بود چون بچه های این دوره و زمونه خیلی پدرسوخته تر از این حرفان
بهش گفتم:هیچی یه فحش بده
گفت:اینو خودمم فهمیدم ولی یعنی چی؟؟؟
گفتم:یعنی کسی که خواهرش دختر بدی باشه و کارای بد بد بکنه
گفت:چه کاری؟؟؟
گفتم:کارای بد دیگه.و مونده بودم چی بهش بگم که دیدم یهو اون مجله از رو میز افتاد پایین و باز شد و اومد سر یکی از اون عکسای بکن بکن اساسی.چشمهای برادرم شده بود چهارتا و خم شد و مجله رو برداشت
گفت:این چیه؟؟؟
منم هول شده بودم و رفتم که مجله رو ازش بگیرم ولی نمیداد کلی باهاش ور رفتم که مجله رو به زور ازش بگیرم ولی نشد و حسابی مقاومت کرد اخرش هم گفت:اگر نذاری ببینم میرم به بابا میگم حرصم دراومده بود که این نیم وجبی داره منو تهدید میکنه ولی چاره ای نداشتم جز اینکه قبولکنم
بهش گفتم:ببین همینایی که می بینی دارن کارای بد بد میکنن
یهو دیدم اونم خیره شده به یکی دوتا از اون عکسایی که آب به کوس من آورده بودن و داشت میگفت: کار بد؟؟؟؟؟
دیدم که کیرش داره بزرگ و بزرگ تر میشه از تعجب داشتم شاخ درمیاوردم که چطور بچه به این سن میتونه همچین کیر گنده ای داشته باشه؟؟ دستم ناخودآگاه رفت طرف کوسم و شروع کردم به مالوندن خودم
گفت:چیکار داری میکنی؟؟؟
بخودم اومدم و دستمو کشیم کنار و گفتم:تو چرا شومبولت انقدر گنده شده؟؟؟
گفت:نمیدونم.
گفتم:شاید یه چیزیشه بذار ببینم و مهلتش ندادم و شلوار و شرتشو کشیدم پایین اولش یه کمی زور زد که جلومو بگیره ولی نتونست عجب کیرررررررر باحالی این داداشمون داشت و ما نمیدونستیمد بی مو و لاغر ولی دراز
بهش گفتم:یادته یه بار ازم پرسیده بودی بچه چطوری به دنیا میاد؟؟؟
آره
ادامه دادم ببین مردا باید شومبولشونو بکنن تو سوراخ خانوما تا بچه درست بشه.تعجب کرده بود بیچاره خیلی ساده تر از این حرفا بود که تو کوچه و خیابون این چیزا رو یاد گرفته باشه
بهش گفتم:ببین مثل این آقاهه که دودولشو کرده تو سوراخ این خانومه و شروع کردم با کیرش ور رفتن حس کردم قلقلکش داره میاد اونم گفت:میذاری منم دودلمو بذارم تو سوراخت؟؟؟
گفتم:نه ولی یه کاری میکنم که کلی کیف کنی
چه کاری؟؟؟
برو رو تختم بخواب رفت و خوابید منم لختش کردم و خودمم نیمه لخت رفتم کنارش و شروع کردم با کیرش ور رفتن و آروم آروم شروع کردم به خوردنش براش خیلی جالب به نظر میومد توهمین حال دیدم که دستش داره میره طرف شرتم و اونو میخواد بکشه پایین بلند شدم و خودم شرتمو کشیدم پایین خیره خیره داشت به کوسم نگاه میکرد معلوم بود حسابی حشریه بهم گفت چرا انقدر مو داره؟؟؟؟ ببینم سوراخت کجاست؟؟؟ آروم چاک کوسمو باز کردم و سوراخمو بهش نشون دادم خیلی براش جالب تر از اون چیزی بود که فکر میکردم بعدش هم گفتم خانوما باید تا قبل از ازدواجشون صبر کنن و نذارن هیچ مردی به سوراخشون دست بزنه
گفت:به جاهای دیگه شون چی؟؟؟
گفتم اشکالی نداره خندم گرفته بود رفتم کنارش دراز کشیدم و یه دستمو گذاشتم رو کوسم و شروع کردم به ور رفتن با کوسم و چوچوله ام و یه دستم هم رو کیر برادرم بود و داشتم باهاش ور میرفتم کیرش همینطور هی بزرگ میشد و من بیشتر حشری شده بودم کاش این مشکل بکارت نبود اگر مشکل پرده رو نداشتم همین الان کیر برادرم تو کوسم بود و من داشتم حالمیکردم داشتم یواش یواش از فکر کردن به این مساله دیوونه میشدم داشتم میومدم.آهااااا و ارضا شده بودمو آروم داشتم با کیر برادرم ور میرفتم ازم پرسید:چی شد؟؟؟
گفتم:داشتم کیف میکردم
گفت:ولی من خیلی کیف نکردم؟ فقط قلقلکم اومد میخواستم بلندشم و براش ساک بزنم ولی دیدم یهو لحن صداش عوض شد و گفت:رفیق نیمه راهی آبجی؟؟؟ تا اومدم به خودم بیام دیدم اومده روم و کیرشو گرفته تو دستشو برده سمت کوسم اومدم به خودم بیام که درد شدیدی بهم اجازه تکون خوردن نداد دیدم برادرم کیرشو کرده تو کوسم و داره منو میکنه.باورم نمیشد انقدر راحت و ساده منو گذاشته باشه سرکار حسابی داشت منو میکرد و منم خیسی خون رو لای پاهام حس میکردم و از درد و سوزش داشت گریه ام میگفت:اونم نامردی نکرد و بعد از چند دقیقه کردن و کردن و کردن وقتی حسابی حالشو کرد کیرشو از تو کوسم درآورد و گرفت رو پستونام و هرچی آب تو کیرش بود خالی کرد روسینه ام.این کارش خیلی بهم حال داد.درد کوسم کمتر شده بود و تو یه گیجی و منگی عجیبی بودم که ناشی از پاره شدن پردهء بکارتم و گول خوردنم به این شکل و حس کردن کیر دراز برادرم تو کوسم و حس کردن گرمی آب کیرش رو سینه هام بود.پایان

3 نظرات:

ناشناس گفت...

اگه ممکنه ادر دیگر سایتهای سکسی را ایرانی را در گوش بگذریید البته از نوع خوبشو

ناشناس گفت...

کاشکی ما هم یه خواهر به این گلی داشتیم

ایرانی گفت...

خیلی قشنگ و طبیعی بود .آفرین به این برادره که در زرنگی دست خواهره رو از پشت بست .وآفرین به آقا امیر با این داستانهای جذابش ..ایرانی