ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

از عشق تا ضربدری 22

پیمان دستشو به کف دست زنش رسوند . انگشتاشو دونه به دونه می مکید .. نگاهشو واسه لحظاتی به نگاه خمار پونه دوخت . می خواست حس کنه که لذتی که اون می بره از مکیده شدن انگشتاشه ..
 ولی دستای پونه رو که دید رو باسنش قرار گرفته و اونا رو به دو سمت بازش کرده که پرویز کیرشو  راحت تر فرو کنه توی کسش و هر دو شون لذت بیشتری ببرن ..
-اوووووووووووففففففف بکن .. بکن منو ..
 پیمان صدای زنشو می شنید و می دونست  که مکیدن انگشتای اون فقط داره آماده ترش می کنه که بهتر و بیشتر زیر کیر پرویز حال کنه ... دهنشو جمع کرد و لباشو رو لبای پرستو گذاشت .. پرستو از پهلو لباشو گرد کرده بود تا عشقش پیمان این قدر در بند زنش نباشه ....
پرویز هم در حالی که با سینه های پونه بازی می کرد خیلی آروم  و زیر گوشش گفت ببینم تو عادت کردی ؟
و پونه  انگشتشو به طرف کسش گرفت و جایی که کیر می رفت داخل و میومد بیرون .. و اون جا رو نشون داد ..
 یعنی ببین که من دارم لذت می برم حال می کنم . یعنی عادت کردم . اینو که با اشاره  گفت پرویز با دلگرمی بیشتری کمر پونه رو  میون دستاش گرفت و ضربات انفجاری خودشو یکی پس از دیگری می فرستاد به انتهای کس پونه ...
پرستو هم حرصش می گرفت از این که پیمان مدام یه نگاهی به زنش میندازه . حالا  دیگه دوست داشت کاری کنه که پیمانو عصبی کنه و اون متوجه باشه که شوهرش داره زن پیمانو می کنه .
 پرستو : پرویز جون تا می تونی به پونه حال بده که بازم میل داشته باشه که از این ورا بیاد .
پرویز : تو هم به پیمان جون ما حال بده و نشون بده که خیلی سکسی و اکشن هستی . تا به آقا پیمان ما هم خوش بگذره ....
 پرستو : یه خورده کون پونه جونو بچرخون تا ببینم چیکار کردی ؟ وااااایییییی جووووووون چه حالی می کنه پونه ... عزیزم . عشق من پونه خوشگله من راحت باش . وقتی که چهار تایی مون این جوری کنار هم قرار داریم و داریم از سکس ضربدری مون لذت می بریم نباید به فاصله ها فکر کنیم . نباید فکر کنیم که کی همسر کیه ؟  باید از لحظاتمون استفاده کنیم تا به همه مون خوش بگذره . اگه بخوای حساب دو دو تا چهار تا رو بکنی که همه چی از دست آدم در میره .
پرویز : فدات شم پرستو جون که این قدر  بلبل زبون نباشی .
حرص می خورد این پیمان .. ولی نمی دونست چی بگه ... می خواست خودشو مثل اون سه نفر عادت بده به فضای سکس ضربدری . دیگه تا حدودی هم به خودش حق می داد ..
 از زبونش پرید که اگه بخواد یه شبی جای پونه و پرستو عوض شه  موافقن ؟ که پرویز و پرستو در جا موافقتشونو اعلام کردند . هر چند ثانیه هایی بعد پیمان در دل از این حرفی که زده بود پشیمون شد ولی پرستو از پونه پرسید
-پونه جون تو چرا ساکتی . تو هم یه چیزی بگو دیگه . اگه یه شبی ضربدری رو خواستیم به صورت دو تا دو تا و دور از هم انجام بدیم تو موافقی ؟ احساس غریبی نمی کنی ؟
 پونه هم با رندی گفت
-من هر چی که شوهرم بگه با هاش مخالفتی ندارم هر طور  اون راضیه و لذت می بره منم لذت می برم .
 پیمان فقط داشت حرص می خورد و به حرفای اون دو نفر گوش می داد . پونه و پرستو سرشونو به هم نزدیک کرده لبای همو می بوسیدن .  پیمان محو حرکات اون دو نفر شده بود .
  پرویز : عزیزم از این به بعد هر وقت که میخوایم سکس ضربدری داشته باشیم از پیمان جون بپرس  که از کدوم عطر بیشتر خوشت میاد . طبق میل اون کار کن ... پرستو : یعنی میگی پونه جون هم باید همینو ازت بپرسه ؟
 پرویز : برای هم هر عطری که بزنه خوشبوست .. بوی تنش خیلی خوشه ....
پرستو : پیمان جون من دوست دارم صورت تو رو تن تو رو موقعی که داری با من حال می کنی از روبرو ببینم . این جوری هوس منو بیشتر می کنه و لذت بیشتری به من میده .
 پرستو دوست داشت که پونه بیشتر اونو بینه و زاویه دید بیشتری نسبت به اون و شوهرش  داشته باشه .  پیمان پرستو رو بر گردوند و طاقبازش کرد . دوست داشت که زنش پونه ببینه که اون چه جوری و از روبرو داره پرستو رو می کنه  و هم این که پرویز شوهر پرستو هم متوجه باشه که پرستو داره کیف می کنه ..
ولی پونه در خصوص شوهرش حساسیتی نداشت . براش فرقی نمی کرد . اون به یاد گذشته ها خودشو تسلیم پیمان کرده بود . .  پیمان پا های پرستو رو انداخته بود رو شونه هاش , خودشو به سمت جلو می کشید ...
 پرستو : تند تر .. تند تر بکن پیمان .. عزیزم .. آخخخخخخخ دارم آتیش می گیرم .. می سوزم .. ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی