ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خارتو , گل دیگر182

ویدا : اگه این زن داداشمه که بالاخره کارخودشو می کنه و نمیشه حریفش شد . تا حالا  ندیدم چیزی رو بخوای ونتونی به اون برسی .
ماندانا : این خواسته هر زنیه که بتونه به یه سری آزادی هایی دسترسی داشته باشه که حق اونه .
 ویدا : میگم از کی تا حالا حقوقدان زنان شدی ؟
 ماندانا : بالاخره یکی که باید از حق و حقوق ما زنا دفاع کنه .
 ویدا : همون که راه میفتیم و هر جور که دوست داریم خودمونو میندازیم تو بغل مردان دیگه اینم یه نوع  دنبال حق و حقوق بودن خودمونه دیگه .من نمی دونم داری چیکار می کنی . خلاصه یه کاری نکن که آبرومون پیش شوهرامون بره   و پیش دوستای وحید ..
 ماندانا : ویدا جون .. تو هم یه خورده زیادی حساس نشون میدی . می دونی چرا ؟ واسه این که اگه یه حالتی پیش بیاد که ما بتونیم با دوستای وحید رو هم بریزیم اونا که دیگه نمیان ما رو لو بدن . خودشونم یه پای قضیه هستند . بنابراین هیچوقت خودشونو بد نمی کنن . و از طرفی از نقطه نظر شخصی اونا چه احساسی می خوان راجع به ما داشته باشن ؟! یعنی فکر می کنی ما رو بد بدونن ؟ من که این طور فکر نمی کنم . چون خودشون هم باید این تصور رو داشته باشن که ما اونا رو آدمای بدی تصور کنیم ویدا : تو میون این جمعیت  چه جوری می خوای خودت رو به اونا بچسبونی ... به مسعود و محمودو مجید .. اونا یه چیزی حدود دو برابر ما سن دارن . بقیه رو چیکار می کنی ؟
-تو کاریت نباشه . فقط اگه بتونی از خوابت بزنی خیلی عالی میشه . می تونیم با اون سه تا هم یه  جورایی حال کنیم . من اخلاقشونو می دونم ..
 -از کجا ؟
 -مثل این که مدتهاست دوست وحیدنا .. ببین اونا صبح زود در این هوای سالم و دلپذیر میرن خودشونو می سازن .. ما هم میریم یه جور دیگه ای خودمونو بسازیم . اگه بدونی وقتی که اونا ساخته شن حسابی می تونن حال ما رو جا بیارن . اون وقت موتورشون از موتور یه جوون تازه نفس هم بیشتر کار می کنه . اون قدر تو رو از این رو به اون رو می کنن که نه تنها سر حال میشی و تمام تنت از لذت و هوس می لرزه بلکه خودت هم پیش دستی می کنی و میگی زود تر عملیات آب رسانی رو انجام بدن و دیگه تمومش کنن ..
ویدا :  من که خیلی خوابم میاد .تازه تو از کجا می دونی این حس اونا رو ؟ نکنه با یه فرد ی در همچین حالتی بودی ؟
 ماندانا : می دونم دیگه .. راستش من به اون زن و شوهرایی که خیلی راحت با هم کنار میان و با زوجهای دیگه سکس ضربدری می کنن حسادتم میشه . اگه بدونی چه حالی میده ! آدم کنار شوهرش خودشو بده به دست یک مرد دیگه و شوهرببینه که زنش چه جوری داره حال می کنه و فقط اون خودش نیست که به همسرش حال میده .. ویدا : عزیزم همین حس رو هم تو از اون سمت در مورد شوهر خودت داری .
ماندانا : برای من چه فرقی می کنه . من همین حالا شم راضیم که وحید بره دنبال یه زن دیگه تا شرمندگی وجدان نداشته باشم .
  اینو که گفت دو تایی شون شروع کردن به خندیدن  .. طوری که از فشار  خنده اشک از چشاشون زده بود بیرون ..
ماندانا : چیه به ما نمیاد شر مندگی وجدان داشته باشیم ؟ ..فقط من جات بودم الان می گرفتم می خوابیدم .. اخلاق وحید و رامین رو هم که می دونم . اونا از بس خسته اند و به اون صورت  هم اهل دود و دم نیستن صبح به این زودیها پا نمیشن ..
-پسرا چی ؟ یه وقتی موی دماغ پدراشون نشن
-به اونش کاری نداشته باش . وقتی بتونیم خیلی زود مخ زنی کنیم دیگه می تونیم با بابا ها شون بریم به یه جای دنج .. در ضمن اونا فکر می کنن که ما با شوهرمون هستیم و پیگیر ما نمیشن و تا اون جایی که می دونم وقتی اون سه تا مرد با هم همسنگر میشن دیگه بچه ها شون کاری به کارشون ندارن ..
-ماندانا ! من می ترسم . انگار تو همش می خوای به دنبال رکورد شکنی باشی . تو ایران ما بهت جایزه نمیدن ..
 ماندانا : فکر کردی من این کارا و می کنم که تشویق شم ؟ من برای دل خودم این کارا رو انجام میدم .
-فدای دلت .. پس بریم بخوابیم ... ولی وحید و رامین چی ؟!
-اونا دیگه خرشون از پل گذشته فکر نکنم  براشون فرقی کنه که پیش ما بخوابن یا نه ؟ تازه خیلی هم خوشحال میشن که ما کاری به کارشون نداشته باشیم . ..
- زن داداش عزیزم ! تو انگار حواست به همه چی هست . اگه تو رو نداشتم چیکار می کردم .  امید وارم یه جای کار سوتی ندیم ...
 -فقط یه نیم ساعتی رو اگه بیدار بمونیم و یه دلبری هایی بکنیم بد نیست ... خیلی حال میده ... یه مقداری هم هیکلمونو چسبون تر نشون بدیم خیلی راحت تر  می تونیم کارمونو پیش ببریم ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی