ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خواهر .. مادر یا زن داداش ها ؟ 20

و این شروع یک رابطه تازه بین اونا بود .هردو شون سعی داشتن با تمام وجود عشقشونو در بوسه نشون بدن . پارسا هم هیجان رابطه با زن داداششو داشت و هم این که می خواست کاری کنه که  اون واسش درد سر درست نکنه ولی حالا به تنها چیزی که فکر می کرد بر هنه کردن تلکا بود .  دستشو قرار داده بود پشت گردن تلکا و انگشتاشو به آرومی روی کمر زن داداشش می کشید . بلوزشو در آورد و سوتینشو هم باز کرد ....
تلکا خودشو کاملا تسلیم اون کرده بود . دیگه به غرور و متاهل بودن خودش فکر نمی کرد ... فقط به هوس فکر می کرد به هماغوشی با پارسا که تا قبل از اومدن توسکا اونو در حد یه فانتزی می دونست اما از وقتی که دیگه تنها عروس خونواده نبود حس کرد که در این راه واسش یه رقیب پیدا شده ... رقیبی که بالاخره تلکا رو شکست داده  پیشدستی کرده بود ..
زن با خودش می گفت حالا این منم که باید سنگ تموم بذارم و نشون بدم که خیلی بهتر از اون عفریته ام ... فکر کرده می تونه با میمون بازی به مرادش برسه . پارسا حق منه ...
حس می کرد که پرده شرم بین اون و برادر شوهرش تا حدود زیادی کنار رفته . لبای پارسا از کناره های گردن تلکا به شونه هاش رسید و از اون جا اومد رو سینه اش .... نوک تیز سینه های تلکا اونو به وجد آورده بود ... تعجب می کرد که چطور شده که کارشون به این جا رسیده ولی حالا دیگه زمان فکر کردن به این چیزا نبود . باید عمل می کرد . دیگه به اینم فکر نمی کرد که اون زن برادرشه .  پدر کشتگی خاصی با پیام و پویا نداشت ولی می دونست که داداشاش بهش حسادت می کنن و زیرکانه و ظریفانه واسش مایه میان . اما اون جوری نیست که بهش ضربه بزنن . با این حال از رفتار اونا خوشش نمیومد . مدام سعی داشتند که ثابت کنند که برای خونواده مفید ترن ..  پارسا ذهنشو از این افکار پاک کرد . چون نوک سینه های تلکا توی دهنش قرار داشت و باید نشون می داد که داره با تمام وجود از مکیدن سینه های اون  که مثل یه لیمو تازه و آبدار بود لذت می بره و لذت هم می برد .
 تلکا تصورشو می کرد که پارسا با اون لبای خوشگلش چه جوری داره سینه شو میک می زنه .
 -آهههههههههه ... پسر .. تو چقدر داغی ..
 -به خاطر آتیش وجود توست .. تو عشق منی  تلکا ... ناز منی .می خوامت . تو فقط برای منی ...
 -آخخخخخخخ بخور بخور .. اون طرفشو هم بخور .. من مال توام . اسیر توام . می خوام فقط از تو لذت ببرم . تو هم فقط مال من باشی .
 و پارسا شروع کرد به خوردن اون یکی سینه زن داداشش ...
و تلکا حس می کرد که کسش داره منفجر میشه ... باید لمس می شد .. حالا با دست یا لب و یا کیر پارسا .. بالاخره بدن پارسا رو حسش می کرد  . پارسا اونو رو دستاش بلند کرد و گذاشت رو تخت .. شلوارشو از پاش در آورد . حالا فقط یه شورت فانتزی براق و صورتی رو بدن سفید تلکا خود نمایی می کرد .
 پار سا هم تا اون جایی که پاش فقط یه شورت بود بر هنه شد .
زن پا هاشو به دو طرف باز کرد و پسر هم وسط بدنشو به لای پای تلکا  فشرد .. 
-نههههههههه این جوری آتیشم نزن ... نههههههههه ... من خودشو می خوام .
  تلکا از این بی پروایی و گستاخی خود تعجب می کرد . حالاا دیگه این فاصله و تابو شکسته شده بود . کف دست پارسا روی شورت تلکا فرار داشت ...
زن دوست داشت زود تر کیرو توی کسش احساس کنه و باورش شه که اون چیزایی رو که حالا داره می بینه توی خواب نیست . وقتی که پارسا به آرومی شورتو از پاهای تلکا در آورد اونم سر و نیمتنه شو آورد بالا تر و شورت پارسا رو پایین کشید  . دلش واسه دیدن کیر برادرشوهرش یه ذره شده بود . تا پازسا بیاد  سرشو بندازه لاپاش این تلکا بود که ساک زدنو شروع کرد . حرکت و بزرگتر شدن کیر پارسا رو توی دهنش حس می کرد .. پسر چشاشو بسته بود و با مو های سر زن داداشش بازی می کرد . تلکا از این مدل نوازش خیلی خوشش میومد ... با لذت کیرو ساک می زد و قسمت سرشو به نرمی توی دهنش می گردوند .
آیییییییییی تلکا .. آخخخخخخخخ .. کیف می کنم ...
زن با زبون و جفت لباش آتیش به خرمن هوس پسر انداخته بود .. دستشو گذاشته بود زیر بیضه های اون و طوری با هاش بازی می کرد که پارسا کاملا سست و شل شده بود ....
تلکا علاوه بر لذتی که از این کار می برد می خواست کاری کنه که پارسا اونو خیلی بهتر و سکسی تر از توسکا حس کنه .
  لحظاتی بعد پارسا کیرشو از دهن تلکا در آورد و این بار اون شروع کرد به مکیدن کس تلکا .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی