ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خواهر .. مادر یا زن داداش ها ؟ 28

پارسا به چشای تلکا نگریست و در اون لحظات که می خواست آبشو خالی کنه  خودشو غرق این حس کرد که اون تنها عشق زندگیشه و زن دیگه ای به نام توسکا این جا نیست . آروم آروم کیرشو توی کس تلکا حرکت می داد تا سرانجام تلکا منی داغ رو با یه حس آروم ,  عاشقونه توی کسش حس کرد .
 پارسا به خوبی تونسته بود احساسی همراه با عشق و هوس رو به تلکا منتقل کنه . طوری که اونم فکر می کرد زنی به نام توسکا و یک رقیب سرسخت کنارش قرار  نداره ...
 پارسا بدون این که کیرشو بیرون بکشه چشاشو بسته بود و در یه حالت خماری قرار گرفت  و تلکا به خواب رفته بود ...
 توسکا : ببینم شما دو تا طوری رفتار می کنین که انگاری عاشق و معشوقین . تمومش کنین دیگه .. حالا که تموم شده ..
دستشو گذاشت دور کمر پارسا و اونو کمی به سمت عقب کشید کیر پارسا که از کس تلکا بیرون کشیده شد منی های خالی شده توی کس با سرعت زیادی به عقب بر گشتند -نمی دونم باید چیکار کنم که تو فقط مال من باشی ...
- فعلا که فکرم کار نمی کنه و باید فقط این لحظات  رو در نظر داشته باشم ...
 پارسا که هنوز طعم شیرین سکس با تلکا رو در زیر کیرش حس می کرد می خواست اونو ببوسه و آروم آروم نوازشش کنه که توسکا اجازه این کارو بهش نداد و اونو به سمت خودش کشید . توسکا حتی دیگه به این مسئله توجهی نداشت که این کیر قبلا وارد کس رقیبش شده ... اونو فرو کرد توی دهنش .. کیر بوی کس تلکا رو می داد ولی توسکا طوری اونو با اشتها میکش می زد که بتونه پار سا رو سر حالش کنه و یک بار دیگه هوس رو بیاره به سراغش ..
 -میای بریم رو کاناپه ؟
پارسا : این جا مگه چشه ؟!
توسکا : دوست دارم تنها باشیم . فقط من و تو . خیلی حرفا واسه گفتن دارم . ..
-باشه بریم .. بریم .
 دو تایی رفتن به هال ..
توسکا : ببینم من خوب سیرت نکردم ؟ اون چیزی رو که می خواستی بهت ندادم ؟! چرا رفتی دنبال تلکا ؟
 -اونم مثل تو زن داداشمه . اونم احساس داره . تمایل داره . من که نباید بین شما تفاوت قائل شم .
 -چه تفاوتی !  مگه ما خواستیم دو نفری به مهمونی بیاییم که تو بین ما تبعیض قائل نشی ؟ دریچه قلب و وجود من به روی تو باز شده بود ...
پارسا : تو خودت هم مقصری که رفتی همه چی رو به تلکا گفتی ..
-چی ؟! متوجه نمیشم .. یک بار دیگه بگو .
 تلکا که خودشو به اون جا رسونده بود این جملات آخر رد و بدل شده بین اونا رو به خوبی شنید و متوجه شد که هوا پسه ... تر جیح داد موضوع رو عوض کنه و خیلی هم شلوغش کنه ..
-ببینم بد نگذره توسکا خانوم . من که داشتم با پار سا جونم سکس می کردم جنابعالی تشریف نبردین و ما رو به حال خودمون نذاشتین . حالا چه راحت دو تایی تون میاین این طرف .. پارسا جونم دست شما هم درد نکنه ..
 پارسا : چی شده عزیزم ..
-هیچی  به کارتون برسین ..
تلکا با این که دوست نداشت شاهد سکس پارسا و توسکا باشه ولی ترجیح داد همون جا بمونه  که اگه موضوع رو به جاهای حساس کشوندن فوری بپره وسط ... اون اصلا دوست نداشت که پارسا متوجه شه که یکدستی خورده و توسکا اصلا از سکس اولش با پارسا چیزی به اون نگفته ..
پارسا و توسکا رفته بودن رو کاناپه یک نفره .. توسکا پاهاشو دو طرف قرار داده  و به طرف بالا گرفته و پارسا هم از روبرو کیرشو فرو کرد تا انتهای کس توسکا .. چشمان تلکا که به کیر پارسا افتاد حرصش گرفت . حس می کرد که این کیر حالا جون دار تر شده  و با شور و اشتیاق بیشتری داره توسکا رو می کنه .. سرشو به سمت دیگه ای بر گردوند . حالا فقط صدا ها رو می شنید ..
 توسکا : خیلی حریصی .. خوشم میاد که وقتی توسکای خودت رو می بینی با شور و حال بیشتری می تونی عشقبازی کنی .. بیا جلو تر تا بخورمت .. بیا بغلت بزنم . سر تا پاتو بلیسم ...
سرشو در همون حالت آورد جلو تر لباشو گذاشت رو سینه های پارسا و موهاشو به آرومی توی دهنش می جوید . توسکا با این کاراش پار سا رو سست سستش کرده بود  توسکا : یادت باشه که منم آبت رو می خوام . فراوون .. خیلی زیاد .. بیشتر از اون مقداری که توی کس تلکا  ریختی ..
 پارسا خودشو بیشتر و بیشتر به توسکا چسبوند ..
-آهههههههههههه آخخخخخخخخخ کسسسسسسسم کسسسسسسسم آتیشم زدی ..نهههههههه مههههههههه دارم می میرم ... سوختم .. سوختم .. آتیش گرفتم ...
تلکا : بس کنین دیگه ..چه خبره !
 توسکا : حواس عشقمو پرتش نکن بذار کارشو بکنه ..... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی