ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

از عشق تا ضربدری 40 (قسمت آخر )

پونه : آقا سیامک ! خسته نباشی . میگم تو و مامان سیما خیلی با هم حال کردین . خسته شدی .. بهتر نیست که یه تنوعی داشته باشی ؟ من و پرستو جون منتظر توهستیما ...  اگه کون مامان سیماتو آزادش کنی بد نیست . آقا پرویز هم از اون آدمای با حال و با شخصیته . قول میدم که هم حسابی به مادرت حال بده و هم این که خوب با کونش مدارا  کنه  و جنتلمنانه کونشو  بکنه ..
 پرستو لباشو گاز می گرفت که نخنده . سیامک یه نگاهی به پرستو انداخت و پرستو هم که دید پیمان از زیر بدن سیما داره نگاش می کنه عکس العملی نشون نداد . سیامک  هم خوشش میومد که با اون  دو زن باشه و هم از این که مادرشو بده به دست دو نفر دیگه ناراحت بود . ولی می دونست کاریه که انجام شده . مادرش که زیر کیر پیمان بوده .. حالا یه پرویز خان هم می خواد  با اون باشه . دیگه چاره چیه ؟ بخواد نخواد اون دیگه زیر کیر اون دو تا مرد رفته . در عوض اون با دو تا زن دیگه حال می کنه  . با پونه که قبلا سر کرده بود و پرستو می تونست واسه اون تازگی داشته باشه ...  پیمان : پرستو جون یه دقیقه میای این سمت ؟
 پرستو : چی می خوای بگی ؟
 پیمان : هیچی ..
اما پرستو منظورشو گرفته بود . می دونست که پیمان بی اندازه دوستش داره و اون هنوزم عاشق پیمان بود . با این حال فضا , فضایی نبود که  فقط به رمانتیک بودن و احساس عاشقانه داشتن فکر کرد ..
سیامک رفت به سمت پونه و پرستو ..
پیمان : پرویز جان  بیا جای من و از زیر کس بکن من میرم پشتش و کونشو می کنم ... پیمان یه دستی به کون و کپل سیما کشید ...
- پسرت حسابی سوراخت رو آماده کرده راهشو باز کرده ... خوب حال کن .. کیر که وارد کون میشه به کلفتی و لاغری و درازی و کوتاهی اون اهمیت نده . مهم اینه که اون طرف با کیرش چه جوری تو رو بکنه و چه احساسی بهت بده که از وجود کیر در بدنت لذت ببری ...
پرستو هم که در اون سمت حسادتش گل کرده بود گفت
-راست میگی آقا پیمان ؟ ببینیم و باور کنیم ...
پیمان : نوبت شما هم میشه که تشریف بیارید این طرف ..
پرویز : ببینم شما دو تا با هم کل کل دارین ؟
 پیمان : نه بابا داریم کری می خونیم ..
 سیما کیف می کرد از این که  کیر پیمان رو توی کون و کیر پرویز رو توی کسش حس می کرد . دو تایی قفلش کرده و از پایین و بالا اونو به رگبار کیر بسته بودند ... اون طرف هم پرستو در جا رفت رو کیر سیامک نشست ... سیامک هم دستشو دور کمر پرستو حلقه کرده و صورتشو به صورت خودش چسبوند و شروع کرد به بوسیدن لباش . حس کرد که سکس ضربدری خیلی با حاله . مادرشو داده و دو تا زن دیگه روداره می کنه . ارزششو داشت  . پرستو خوشش میومد ولی از ترس و به احترام پیمان چیزی نمی گفت . پیمان باز هم نگاهشو به شکاف کس پرستو و جایی که کیر  دو تا لبه رو باز و بسته می کرد .. دوخته بود و از این که می دید پرستو حسابی خیس کرده حرص می خورد ..
 سیما : جااااااااان دو تایی تون بکنین .. بکنین  .. آب هر دو تا تونو می خوام . باید به من حال بدین . بچه های با صفا .
سیما چشاشو بسته بود تا با تمرکز و حس گرفتن , حرکت و لمس دو تا کیر بهش لذت بیشتری بده .
 -آخخخخخخخخخ فدای شما دو نفر و جفت کیراتون بشم .. حالا آب ..آب .. سیما آب می خواد ... جااااااان ...
 پرویز و پیمان و سیما خیس عرق شده بودند .. صدای تلنبه زدنهای اونا فضای اون جا رو تحت الشعاع خود قرار داده بود.
 در سمت دیگه سیامک در همون حالت زمین به هوا آبشو توی کس پرستو ریخت و رفت سراغ پونه , همسر پرویز خان . اونو به صورت طاقباز می کرد ... در همین لحظه جفت کیر یعنی کیر های پرویز و پیمان به ترتیب ازکس و کون سیما بیرون کشیده شد  و سیامک شاهد  پس ریزی های منی از کس و کون مادرش  بوده که رو پا هاش می ریخت .. دیگه شش تایی شون حسابی با هم جیک شده بودند . طوری که سیامک مادر خودشو به اون دو مرد حواله می داد و مردا هم از سیامک می خواستند که به زناشون حال بده . بعد از دو ساعت دیگه سکسو تعطیل کرده و کنار هم دراز کشیدند ...
پرویز : خیلی خوش گذشت ..
 پیمان : به منم همین طور ..
سیما : ولی به هیشکی به اندازه من خوش نگذشته ..
 سیامک : راستش اول میانه خوشی با سکس ضربدری نداشتم ولی حالا که لذتشو چشیدم نظرم اینه که تضمین کننده تفاهم و صمیمیت بین زن و شوهره .
 پونه : خیلی عالی بود .. خوشم اومد ...
پرستو : پس با این حساب موافقید که اگر زوج های مناسب دیگه ای پیدا کردیم وارد گروهمون بکنیم ؟
 شش تایی شون کنار هم قرار گرفته و دست بغل دستی رو گرفته و یک آن تمام دستها رفت بالا و همه با هم یکدل و یکصدا این شعرو خوندن ... فرار کن از در به دری ..بیا تو سکس ضربدری ... پایان ... نویسنده .... ایرانی