ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خواهر .. مادر یا زن داداش ها ؟ 34

پارسا : اگه بدونی کونت چه شکلی پیدا کرده . دو طرف سوراخش عین یه ماری شده که یه موشی رو قورت داده باشه ..
 توسکا : آخخخخخخخخخ تو  داری جرم میدی ...
 پارسا : نگو خوشت نمیاد . دارم از حالت نگات می فهمم ..
 تلکا : ولی اون جوری که از کردن کون من لذت می بری توسکا بهت حال نمیده ... توسکا : پس حالا داره چیکار می کنه . تلکا : تو داری با اکراه بهش میدی .
پارسا : بس کنین دخترا . من که دارم با هر دو تاتون داوطلبانه حال می کنم ...
پارسا از قسمت وسط به بالای کیرشو هم کرم مالی کرد  تا وقتی که اونو بازم رو به جلو حرکتش میده با یه نرمی خاصی بره توی کون توسکا ..
 از طرفی پریسا  که کلید یدکی آپارتمان داداش پارساشو کش رفته بود اونو معلوم نبود کجا گذاشته و داشت دنبالش می گشت . چند دقیقه ای گشت و دلش طاقت نگرفت . رفت به سمت واحد پارسا ... به نظرش اومد که یه صداهای در هم و بر همی رو می شنوه .  انگاری برادرش تنها نبود . صدای رادیو و تلویزیون هم نباید بوده باشه . یعنی صدای یه زن میاد ؟ یه صدایی شبیه به ناله کردنه .  داداش دختر آورده خونه اش ؟ خدای من . برم به مامان بگم ؟ نه این درست نیست . دو تا زن داداشام هم که خونه نیستند یه جورایی با اونا مشورت کنم . نههههههه من نمی تونم تحمل کنم . کی ممکنه با اون رابطه داشته باشه . ممکنه اونو بیمارش کنن . پریسا از حسادت  به خود می لرزید . به شدت حرص می خورد . دوست داشت با مشت و لگد درو بشکنه وارد شه . ولی هنوز اطمینان نداشت و از طرفی می دونست اگه این کار رو انجام بده شاید اون تحقیر شه و پارسا بهش بگه چه ربطی به تو داشته ...
 بر گشت به خونه اش . دوست داشت کلید  رو پیدا کنه و بره توی خونه و یه گوشه ای مخفی شه . اون حدس زده بود که صدا از  اتاق خواب میاد . ..
حالا توسکا که یواش یواش خودشو به کون دادن عادت داده بود به تلکا گفت می تونی دیگه این قدر به من فشار نیاری ؟ منم می خوام راحت تر حال کنم ..
 تلکا : دو کلمه از مادر حوا ... من که اولشم بهت گفته بودم این کیر بر هر کونی که وارد شه در مان و شفاست .
 توسکا حالا دیگه از عقب کونشو به طرف بدن پارسا پرت می کرد و. با حرکات آروم چرخشی کیر رو توی کونش می گردوند . کف دست پارسا رفته بود روی کس توسکا  -اووووووووهههههه کسسسسسم کسسسسسسسم ... سوخخخخخخختم بمالوووووون ... وووووووووییییییییی ..
تلکا از این که می دید توسکا بالاخره تسلیم شده و داره لذت می بره کمی حسادتش شد . ولی می دونست پارسا طوری آتیشش تنده که از هر دو شون لذت می بره و امکان نداره یکی از اونا رو فراموش کنه .
پارسا کف دو تا دستاشو روی دو تا برش کون بر جسته توسکا گذاشته بود و اونا رو طوری می گردوند که در حرکتی رو به بالا تمام کیر و قسمتای بالایی اونو پوشش بده و داغش کنه .. و در همون حال کیرشو هم به طرف داخل کون حرکتش داده و می کشید عقب ...
 -وااااااییییییییی کیییییییرررررم  آتیش گرفتم .. آبم داره میاد ..
 توسکا : نهههههههه الان زوده زوده ... کونم تازه به کیر تو عادت  کرده .. هوس داره .. می خوام کونمو بکنی .. چاکم بدی .. پاره پاره ام کنی .. آخخخخخخخخ فشارش بده .. کاش این قدر بلند بود که نافمو پاره می کرد و از دهنم در میومد .. بکن بکن ..منم داره آبم میاد ...
پارسا سرشو خم کرد تا نوک سینه های توسکا رو میکش بزنه و تلکا هم با لب و دهنش افناد به جون کس توسکا ...
 هر سه تایی شون غرق لذت بودند و با کاراشون حال می کردند و تلکا هم از این لذت می برد که تونسته به اون دو تا حال بده  و می دونست بعد از جریان کون دادن توسکا نوبت حال کردن اونه . تلکا حس کرد که کس توسکا کمی رقیق تر به نظر میاد
 تلکا : جوووووووون خالیش کن رو سر و صورتم ..
توسکا هم احساس آرامش می کرد .. آبشو خالی کرده بود . و از این که کیر قلنبه برادر شوهرشو توی کونش حس می کرد لذت می برد .
-بکن ..منو بکن ..من کیر می خوام . می خوام . می خوام روده امو بترکونی ... بزنه از سوراخ کونم بیرون .... جونم ..جون ... حالا کونم آبتو می خواد .. آبتو می خواد ... آخخخخخخخخخ ...
 پارسا دیگه تاب نیاورد و توی کون توسکا خالی کرد .. کیرشو که کشید بیرون دو تا زن داداشا افتادن به جون کیرش و یه کیر قاپونی حسابی به راه انداختند ..
  اون طرف هم پریسا که کلیدو پیدا کرده وارد خونه پارسا شده بود  بدون این که توجه به کفشا بکنه رفت به سمت اتاق خواب .. شوکه شد  ..خودشو کنار کشید .. برای ثانیه هایی همه جا رو تیره و تار می دید . خشکش زده بود . هنوز نمی تونست باور کنه که تلکا و توسکا رفته باشن زیر کیر برادر شوهرشون یعنی زیر کیر داداشش ... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی