ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خواهر .. مادر یا زن داداش ها ؟ 26

 پیام بی توجه به توسکا , تلکا رو سخت در آغوش کشید و زن هم خیالش نبود از این که کنار جاری خودش به برادر شوهرش بچسبه .
تلکا : منو ببوس .. ببوس ... حالا فقط منم و تو .. این جوری بیشتر خوش می گذره ... منو ببوس .. لباتو به لبام بچسبون ...
 توسکا خونش به جوش اومده بود ... نمی خواست که از رقیبش عقب بمونه  و قافیه رو ببازه  و از قافله عقب بمونه ...  اون دیگه به ناگهان خودشو بر هنه کرد . تلکا زیر چشمی شاهد این صحنه بود  و از این که توسکا بدن تپلشو کاملا بر هنه کرده خیلی ناراحت بود . به کس گوشتی و سپید و تپلی و غنچه ای توسکا نگاه می کرد و حرص می خورد از این که ممکنه توجه پارسا رو به خودش جلب کنه و کاری کنه که حواس اون پرت شه . پارسا هم از این که توسکا  داره لجبازی و رقابت خاصی رو پیاده می کنه و متوجه حالت تلکا شده بود سوتینشو به آرومی باز کرد و دو تا دستاشو گذاشت داخل شورتش و  باسنشو به آرومی  چنگ می گرفت .
-تو مال خودمی .. حس خودمی ... نازو نیاز خودمی ... چه سینه های تازه ای داری !
 توسکا هم خودشو از سمت چپ پارسا به بدنش می مالوند . توسکا شورت پارسا رو به آرومی پایین کشید ... کیر مثل چله کمون صدا کرد و به بدن خود پارسا خورد ..
توسکا : اوووووفففففف چه کیفی داره ! فقط من می تونم بهت حال بدم ..
 پارسا : آخخخخخخخخ آههههههههه کیرم کیرم ...
و این جا بود که نلکا حرص خودشو نشون داد .
تلکا : ببینم نمی شد یهو نخود توی آش نشی ؟
 توسکا : فعلا نخود توی آش و خروس بی محل که تو هستی ...
-خانوما متوجه باشین که چی دارین میگین .
 تلکا : زیر گوش پارسا گفت من اصلا خوشم نمیاد از این که این بیاد  ..
 پارسا : عزیزم قرار مون از اول سکس سه نفره بود . حالا داره میاد بذار بیاد . می خوام که با هم تفاهم داشته باشین . این جوری به نفع هر سه مونه ..
 توسکا : بلند تر بگین که ما هم بشنویم .  اینو هم یادت باشه تلکا جون که من زود تر پارسا رو شکارش کردم ... پارسا : تند نرو خانومی . این من بودم که شما دو تا رو شکارش کردم ..
 تلکا : منم لذت می برم که پارسا جون باشه شکارچی من ..
 حالا هر سه بدن کاملا بر هنه بوده  و توسکا با هیجان و لذت و اشتیاق سرگرم ساک زدن کیر پارسا بود . تلکا لباشو از حرص گاز می گرفت ... پارسا چهار انگشت دست راستشو فرو کرد توی کس تلکا ... و به آرومی زیر گوشش گفت  عزیزم  قرار ما از اول همین بود این قدر حرص و جوش نزن ..
دستشو گذاشت رو سر توسکا و اونو محکم  به سمت کیرش فشار داد . نفس توسکا بند اومده چشاش داشت از حدقه در میومد . این جوری که پارسا داشت با دو تایی شون ور می رفت کمی براش سخت بود و بدنش درد گرفته بود .. پارسا : حالا دو تایی بیاین دو طرف من .. هر سه تا مون در یه خط و کنار هم قرار بگیریم . طوری که من کاملا وسط هر دو تاتون باشم ..
 لباشو گذاشت رو لبای تلکا و به آرومی کمر توسکا رو می مالوند ... تلکا هم با هوس و هیجان لبای پارسا رو می مکید . می خواست طوری با بوسه هاش به اون هیجان بده که دیگه به فکر لب گرفتن از توسکا نباشه ولی پارسا این طور فکر نمی کرد . دوست داشت در اون لحظات به هر دو شون فکر کنه و به هر دوشون لذت بده و از هر دوشون لذت ببره ..  لبای توسکا رو به لباش چسبوند و با دست راستش به آرومی با تلکا ور می رفت . .. توسکا داشت به این فکر می کرد که چرا پارسا باید در هر کاری اول توسکا رو در نظر داشته باشه . فقط به این خاطر که کمی بزرگتره ؟
-حالا شما دو تا خانومای خوشگل قمبل می کنین و من با هر دو تون ور میرم و با هم حال می کنیم ...
در این جا همزمان با کف دستش به کس هر دوشون می مالید . حسابی که خیسشون کردهمون طوری که هر دو زن حدس می زدند کیرشو به سمت کس تلکا هدف گرفت ... و توسکا هم  خودشو کمی به اونا نزدیک تر کرده تا بتونه خیلی آروم لباشو بذاره رو لبای پارسا ...
تلکا : آخخخخخخخخخ چه خوب زدی به هدف ... تا منو ارضام نکردی نباید بکشیش بیرون . یه کارو تموم کن برو رو یه کار دیگه . می دونم توسکا جونم همینو میگه .
 پارسا دیگه حرفی نزد . تا حدودی به تلکا حق می داد ... ولی اون می خواست یه جورایی حال کنه و از هر دو شون لذت ببره و بعد یکسره رو یکی کار کنه . واسه این که  سیاستشو نشون بده کیرشواز کس تلکا بیرون کشید و اونو در همون حالت قمبلی وارد کس  توسکا کرد ... توسکا خوشش اومد از این که پارسا تلکا رو خیطش کرده .... ادامه دارد .. نویسنده .... ایرانی