ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

از عشق تا ضربدری 38

سیامک ,  کس سیما را آماج ضربات موشکی کیر خود قرار داده بود و زن همچنان بدون توجه به این که این اطراف دو نفر دیگه هم هستند همچنان فریاد می کشید و می گفت بده .. بده ... طوری فرو کن که از دهنم در آد . زود باش می خوام می خوام ... باید آب فراوون به من بدی ..
-مامان یواش تر الان می شنون ... میان این جا ...
پیمان که پونه رو زیر کیر خود داشت و ول کنش نبود بالاخره صداش در اومد و گفت -سیا جون ما همین جا هستیم . خجالت نکشین . خیلی حال میده آدم سکس پسر و مادرشو ببینه . چه مزه ای داره . هیجان انگیزه ....
 سیما همچنان عشوه می کرد و موهاشو هم از این سمت به اون سمت افشون می کرد تا این جوری هوس انگیز تر به نظر برسه . سیامک از هر تر فندی استفاده می کرد تا مادرشو زود تر به ار گاسم برسونه  .
-همه بدنم داغ شده ... عزیز دلم ... چه کیفی داره آدم زیر کیر پسرش قرار می گیره . -حالا مامان پات که به  خونه باز شد واسه در و همسایه تعریف نکن که آبرو مون میره .ممکنه اون لذتی که تو می بری یکی دیگه نبره . همه آدما که یک جور نیستند .. -اووووووفففففففف من تجربه شو دارم .می دونم زنای دیگه اینو نمی دونن .
سیامک : حالا نظرت راجع به سکس ضربدری چیه ...
 -اگه تو خوشت بیاد منم خوشم میاد ...
سیامک خنده اش گرفته بود و با خودش گفت ای کلک . سیمای کلک .. خودت کم کیف نمی کنی از این که کیر های متنوع به بدنت برسه ولی شبا مال خودمی . توی خونه از این به بعد دو تایی مون کاملا لخت می خوابیم . توی بغل هم . بدون لباس . پوست تنمون به هم می خوره . به هر دو مون لذت میده .. غرق در این افکار بود که مادرش داد زد که پسر چرا شل شدی ...
 -الان .. الان تر تیبت رو میدم ..
 سیامک با سرعتی فوق العاده کیرشو توی کس مادرش حرکت می داد .. یه لحظه کیرشو کشید بیرون چون حس کرده بود که آب کس فواره مانند مادرش در حال خارج شدنه و لحظاتی بعد سیامک در حالی که لبای مادرشو می بوسید و دستاشو از پایین دور کمر سیما حلقه زده بود کیرشو به آرومی به سمت جلوی کس مادر می فرستاد و می کشید عقب و این کارو اون قدر انجام داد تا آب کیرش به نرمی  توی کس سیما خالی شد ..
 -آخخخخخخخخ مااااااماااااان سبک شدم
 سیما : اگه بدونی چقدر احساس آرامش می کنم ... چه حالی میده .. وااااااییییی .. دوست دارم بازم کیرت رو توی تنم حس کنم .. اگه دوست داری برو پشتم و بکن توی کونم ... اون کرم رو از رو میز آرایش بر دار و بمالون به سوراخ کونم . خیلی تنگه .. -اوووووووووخخخخخخ مااااااماااااان دلم نمیاد کونتو درد بیارم . من بی رحم نیستم . 
-هرچی می خوای باشی باش .. من واسه دل خودمم می کنم . من می خوام . من می خوام کیرت رو توی کونم حس کنم . این به من لذت میده . کیف داره . خوشم میاد یه چیز قلنبه رو توی کونم حس کنم ....
 سیامک همین کارو انجام داد ... کیرشو کرد توی کون تنگ  مادرش ...
-مامان خوشت میاد؟ .. میگن زنا نسبت به کون دادن دید خوبی ندارم ...
-بسته به اینه که به کی کون میدن . من دارم به پسر خودم میدم .
 سیامک چشاش گرد شده بود . چه کون ناب و بر جسته و بزرگی داشت مادرش !
-مامان به همین زودی برگشتم عقب
-یعنی چه ؟!
 -یعنی این که هوسم زیاد شده انگاری بازم می خوام ببارم ...
-عزیزم . پسرم . منم آبتو می خوام . بکن کونمو .. نمی خوام ضعیف شی . حال می کنی ؟  بگو می خوام بشنوم که کون من هوست رو زیاد می کنه .
 -آره .. مامان سیمای من . کون تو خیلی لطیف و سفیده ... تپل ... ..
پیمان : این جوری که این مادر و پسر دارن با هم حرف می زنن من هوس کردم که برم سراغشون . البته سراغ مادره ..
پونه : پسره عصبانی نشه ..
-به درک .. به اسفل السافلین . عوضش دو تایی میاییم تو رو می کنیم . بعد از این که ننه شو کردیم .
 پونه : چه هیجان انگیز ! این جوری که تو میگی خیلی حال میده ... فکر کنم قبلا طعمشو چشیدی ..
پیمان :  ولی این که جلوی چشم پسره کیرمو فرو کنم توی کس مادرش یا توی کونش , این خیلی حال میده . به آدم می چسبه ...
 پونه : ای بد جنس . من دعا می کنم که یه همچین بلایی هم سر مادر شوهرم بیاد ..
 در همین لحظه موبایل پونه زنگ خورد . پرستو بود ..
 -بی معرفت خبر ما رو نمی گیری ..
پونه : اتفاقا الان به فکر تو بودم ..  به فکر تو و پرویز .. میگم اگه پرویز اون دور و براست  می تونین دو نفری بیایین این جا ؟
 -چه خبر شده ؟!
-راستش یک مادر و پسر رو آوردیم توی خط ضربدری . جای شما خالی ..
-واقعا بی معرفتی . اگه من زنگ نمی زدم نمی خواستی زود تر منو در جریان بذاری -حالا که گفتم سعی کن زود تر خودت رو برسونی . پرویزو هم با خودت بیار که ما زنا کم نیاریم . .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی