ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خواهر .. مادر یا زن داداش ها ؟ 32

تلکا : حالا دیگه بسه . خوبه دیگه .. بقیه رو بذاریم برای شب ..  اینو گفت و توسکا رو از پارسا جدا کرد . ..از اون طرف پریسا با مادرش پروین خلوت کرده بود و هر جوری بود با یه تر فند هایی فهمید که باباش کلید های زاپاس خونه ها رو داره ... برای دقایقی که پروین رفت دوش بگیره اون با دلهره و ترس و لرز رفت و کشو ها و سوراخ سنبه های خونه رو گشت و اتفاقا کلید های یدکوپیداشون کرد . زحمت زیادی هم نکشید تا متوجه شه کدومش کلید اتاق پارساست . چون همه شون شماره گذاری شده بود .
 از این زرنگی خودش خوشحال شده بود..
منو ببخشید یکی از روش درست می کنم و می ذارم سر جاش . تازه فکر نکنم به این زودی ها کسی بره سراغ کلید ها ... حالا بهترین کار اینه که کشیک بکشم .. نه اصلا کشیک هم لازم نیست . میرم می خوابم و هر وقت دلم خواست میرم می بینم چه خبره . حالا اگه داداش و دوست دخترش نخوان سر و صدا کنن چی . خدا کنه خبری نباشه و تمام این ها یک توهم باشه . من نمی دونم چی به چیه ؟ اصلا نمی دونم .
شب هنگام توسکا و تلکا که قبلا به مادر و خواهر شوهر خودشون گفته بودن دارن میرن خونه پدر و مادرشون خیلی آروم و بی صدا رفتن به واحد پارسا .. پسر هم به خونواده اش گفته بود که فردا رو امتحان میان ترم داره و سخت مشغول درس خوندنه و اگه سری به اونا نزده نگران نباشن ..
 پریسا حال و حوصله کشیک وایسادن رو نداشت . ولی از این که برادرش گفت که فردا رو امتحان داره و شاید نتونه بیاد و بهشون سر بزنه تعجب کرد . چون براش سابقه نداشت که اون از این حرفا بزنه . حتما یه موضوعی براش اهمیت داشته که تاکید کرده ...
و در سمتی دیگه پارسا و توسکا و تلکا سه تایی شون کاملا بر هنه شده بودند ... پارسا اون وسط و دو تا جاری هم دو طرفش دو تایی کف دستشونو دور یه قسمتی از آلتش قفل کرده بودند ..
 -جووووووووون .. چقدر کیف داره که آدم در آن واحد با دو تا مه پری مه پیکر که با هم رقابت دارن کیف کنه و لذت ببره ...
توسکا : هیچم این جوری کیف نداره خود خواه . ببینم تو باشی راضی میشی که دو تا مرد یهویی بیان سراغ من ؟
 پارسا : ما مردا فرق می کنیم دیگه .. می تونیم در یک زمان به دو تا زن حال بدیم و با هر دو تا شون حال کنیم ... حالا این قدر اخم نکن ....
 پارسا به هر شکلی که بود دوست داشت کیرشو بکنه توی  سوراخ کون توسکا ... یه چشمکی به تلکا زد و اونم آروم دستاشو دور کمر توسکا حلقه زد و با یه حرکت لز لباشو گذاشت رو لبای اون ....
توسکا  هم خیلی خوشش اومده بود . با این که دوست داشت زود تر به کیر پار سا برسه می دونست تا صبح وقت زیادی دارن که هر کدومشون به اندازه کافی به شکلهای مختلف حال کنن ..
 لبای تلکا رو به آرومی می مکید .
-جووووووووون خانوما . من که شما رو این جوری می بینم بد جوری به هوس میفتم  تلکا : زورت رو نگه داشته باش که باید دو تایی مونو تا صبح سر حال سر حال کنی پارسا: پس خواب چی ؟
 تلکا: دو سه ساعت آخرو می خوابیم . اصلا صبح می گیریم می خوابیم ... چقدر کسم می خاره ...
توسکا : فکر خارش منم باشین ..
 تلکا : من خودم ردیفش می کنم .
 پارسا از این فرصت استفاده کرد و به کون برجسته توسکا چنگ انداخت .. دو تا قاچاشو به دو طرف باز می کرد و جفت سوراخاش به خوبی مشخص می شد . ولی در اون لحظات توجهش فقط به سوراخ کون بود .. خیلی ریز و تنگ و سوزنی نشون می داد . تصورشو می کرد که کیرشو خیلی آروم داره فشار میده به سوراخ کون و با یه لیز خوردن میره توی کون ... عضلات تنگ و چسبناک مقعد توسکا کیر کلفتشو حسابی حبسش می کنه .. داغ داغش می کنه .. اون اگه آبشو توی کون خالی کنه بازم کیرش اون قدر کلفته که اون ایستادگی و شقی رو برای لذت بردن و لذت دادن و حرکت توی کون داشته باشه .. ولی از جیغ و داد های توسکا کمی می ترسید .. انگشتشو خیلی آروم کرد توی کون توسکا .. هنوز یه بندشو فرو نکرده بود که توسکا یه حرکت رو به جلویی کرد ولی فایده ای نداشت ..
 پارسا تنگی سوراخ کون زن داداششو به خوبی حس می کرد . انگار این سوراخ دستاشو گاز گرفته بود .
-آخخخخخخخخ .. چقدر تنگه ...
هنوز توسکا متوجه نشده بود که چی در انتظارشه ...
پارسا تیوب کرم رو برداشت و به آرومی روی سوراخ کون و سر مقعد توسکا مالوند .. زن تازه دوزاریش افتاد و می خواست خودشو خلاص کنه ولی تلکا که زورش زیاد بود اونو محکم نگه داشت که در نره .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی