ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مردان مجرد , زنان متاهل 118 (قسمت آخر )

افشین : حواستون باشه دوست دختر توپی دارما .... مهرداد جان تو هم باید هواشو داشته باشی . کیرت رو واسه اونم باید نگه داشته باشی ....
 پری : چقدر خوشم میاد که شما دو تا رفقا حسابی هوای همو دارین ...
افشین دستشو گذاشت پشت سر مهرداد  و زیر گوشش به آرومی گفت هوای زنمو باید داشته باشی و به این خانوما نگی که اون زن منه . چون اونا با پسرای مجرد بیشتر حال می کنن ...
 فرزین و بنفشه تا وارد شدند لباساشونو در آوردند . انگار می دونستن که واسه چه کاری دارن میان . چون به اندازه کافی  از محفل همگانی کسب تجربه کرده بودند . فرزین در جا رفت سراغ مهوش که بیکار مونده بود  و مهوش هم دو دستی به کیرش چسبید . ..
مهرداد برای لحظه ای افشینو صداش کرد و اونو برد به اتاق دیگه ..
-ببینم راستی راستی تو می خوای زنت رو بکنم ؟ نکنه زده به سرت ؟ فردا پس فردا نگی که چی شده و چی نشده و من نامردی کردم و از این حرفا . اصلا دوست ندارم همچین شرایطی پیش بیاد .
-داداش کار من از این حرفا گذشته . من به این نتیجه رسیدم که مردایی که می خوان اهل حال باشن و تفریح کنن باید به زنشون هم آزادی بدن تا هر کاری که دلش می خواد انجام بده .... ببینم تو که عاشق کردن زنای شوهر دار بودی ...چی شد یه دفعه این جوری شدی ؟
-رفیق تو مرام ما نامردی نیست .
-وقتی که زن و شوهر هر دو راضی ان هیچ نا مردی هم وجود نداره .مگر این که تو خودت خوشت نیاد از این که بنفشه رو بکنی .. چون ازش به عنوان مادر فولاد زره یاد کردی ...
-آخخخخخخخخخ داداش افشین . من می میرم برای زنای کار درست  .
مهرداد چون دیده بود افشین خیلی جدی در این مورد با هاش حرف زده   شجاع شد و گفت خیلی توپه ... رفت طرف بنفشه .. افشین یه اشاره دیگه بهش زد که صداشو در نیاره که اون زنشه ..
دستای مهرداد اولین جایی رو که پیدا کرد کون بنفشه بود در همون حال بنفشه هم دستشو به طرف کیر مهرداد دراز کرد  انگشتای مهرداد به سوراخ کون بنفشه رسیده بود و از اون جا هم رفت پایین تر و شروع کرد به ور رفتن و بازی کردن با کسش ... بنفشه : اووووووویییییییی .. با اجازه دوست پسرم فرزین ..  
یه چشمکی هم به شوهرش افشین زد که یعنی اگه اسمتو نمیارم واسه اینه که سوتی نشه  مهرداد : تختش بزرگه .. شیش تایی مون روش جا میشیم ...
بنفشه  مهردادو خوابوند و در جا رفت رو کیرش  نشست .. عشوه گری رو شروع کرد ..
-افشین خان شما خوب زیارت کن که بعدش نوبت شمایت .
-بله صحیح می فرمایید . فعلا که با پری خوشگله دارم حال می کنم خانومی ...  با مهرداد جون که حال کردی من و اون جامونو عوض می کنیم . دوست پسرت فرزین که حالا حالا ها به این مهوش خانومی چسبیده ول کنش نیست . ..
 -می خوای حس حسادت منو تحریک کنی ؟  
بنفشه برای لحظاتی خودشو از کیر مهرداد جدا کرد و گفت
 -فرزین جان اجازه می فر مایید که با مهرداد خان سکس کنم ؟
 فرزین : تو که همین حالا تا دسته کیر مهرداد رو توی کست چپونده بودی ما رو دست میندازی ؟
 بنفشه که حسابی بور شده بود واسه این که کم نیاره گفت داشتم شوخی می کردم  ولی  از دست فرزین دلخور شده بود ...
مهرداد چند بار نزدیک بود سوتی بده و بگه که  زنت چه کون توپ و چه سینه های آبداری داره !فوری دهنشو جمع کرد ...
 پری : ببینم افشین تو که همش حواست به اون زن تازه وارده .. مگه دوستش داری .... پری کمی پکر بود تازه داشت به دو کیر خوری عادت می کرد .. ولی می دونست که در دقایق پیش رو سکس دومرد  و یک زن  هم خواهند داشت . مهرداد به بنفشه امون نمی داد . به اشکال مختلف با هاش سکس می کرد و حرفای حشر انگیز زیادی هم می زد . از این که زنی رو جلو شوهرش می کنه لذت می برد ...
 -واااااایییییی خیلی حال می کنم بنفشه ... خیلی دلم می خواد من و فرزین جامونو عوض کنیم و تو بشی دوست دختر من و مهوش هم بشه دوست دختر فرزین ...
بنفشه : من که راضیم کیر خیلی با حالی داری .
 سه سکس دو نفره شور و حال خاصی به جمع اونا بخشیده بود و هر یک با نگاه کردن به دو زوج دیگه هوسشون زیاد تر می شد .
افشین رو پری سوار شده و کیرشو می کرد توی کس پری طاقبازشده  ..
پری : سست شدم ... وووووووییییییی داره میاد ... میاد .. جوووووووووون بکش بیرون .. الان میاد میاد می خوام ریزش آبشو ببینم ..
افشین یه لحظه کیرشو کشید بیرون و در حالی که پری با کف دستش به روی کسش می زد افشین هم همین کارو انجام داد و قطرات بسیاری از آب کس پری رو تن و بدن بنفشه و فرزین ریخت
پری : اووووووههههههه باید ببخشید ..
 اون طرف هم بنفشه تا رفت ار گاسم شه مهرداد نتونست جلوشه بگیره همون سر بالایی آبشو توی کس خالی کرد طوری که افشین پس از بیرون کشیده شدن کیر مهرداد از کس زنش شاهد  پس ریزی منی در امتداد کس زنش و سپس روی باسنش بود ... فرزین هم مهوشو به جیغ و داد آورده بود ... و لحظاتی بعد اونا هم کارشونو تموم کردند .... .. در همین لحظه فریده رئیس مجلس و محفل سکس عمومی برای افشین زنگ زد ..
-بی وفا سراغ ما رو نمی گیری .. فقط به خاطر تو ست که می خوام این بار محفلمونو زود تر برگزار کنم . آماده باش ...
-فریده جون عضو جدید قبول می کنی ؟
 - با این که ظرفیت از تکمیل هم گذشته ولی به خاطر تو نه نمی تونم بگم . فقط طبق مقررات باشه ...
 -چرا می دونم پسران مجرد , زنان متاهل ....
 افشین وقتی گوشی رو قطع کرد مهرداد و پری و مهوش که نمی دونستن جریان چیه بعد از توضیح افشین از خوشحالی فریاد کشیدن ..
افشین :  خانوما این قدر خوشحالی نکنین .. باید از شوهرتون اجازه بگیرین .
 پری : غلط می کنه به من اجازه نده ...
مهوش : مثل موم توی دست خودمه . پته شو می ریزم روی آب اگه بخواد اذیتم کنه .... جااااااااااان چه کیفی داره کیرای رنگ و وارنگ ....
 فرزین : پس حله ...
شش تایی در حالی که کف دستشونو به کف دست بغل دستی می زدن با خوشحالی فریاد می زدند حل حله ..حله حله ...
 چند روز بعد این شش نفر برای شرکت در سکس عمومی ثبت نام کردند تا ماجراهای زنان متاهلی که عاشق سکس با پسران مجردند ادامه داشته باشه .  هر چند افشین خودشو قاچاقی به عنوان متاهل جا زده بود ولی به نظرش میومد  با همه اینایی که میگن مردا بیشتر اهل تفریح و خلاف و خیانت و قدم کج گذاشتنن اما یک مرد متاهل خیلی سخت می تونه با یک دخترمجرد سکس داشته باشه و این زنا هستند که بعد از از دواج آزاد و راحت میشن و از زندان دختری و بکارت در میان .... پایان ... نویسنده .... ایرانی