ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

از عشق تا ضربدری 26

پیمان  که دور و برش خالی شده بود پا های همسرش پونه رو انداخت رو شونه هاش و یه نگاهش هم متوجه پرستو بود که چه جوری داره رو کیر شوهرش بالا و پایین میره .
پونه : عشقم بازم که حواست به اوناست و اون حفره کس پرستو که رو کیر شوهرش حرکت می کنه ..
 دهنشو به گوش پیمان نزدیک کرد و خیلی آروم بهش گفت که این زن خیلی گشاده .. پیمان  در عین حرص خوردن خنده اش گرفته بود از این که زنش داره این جوری حرص می خوره  و به اون حسادت می کنه . اون البته به اینش دقت نکرده بود که پرستو کسش تا چه اندازه تنگ یا گشاده ...
پرویز : اگه می دونستم که توی سکس ضربدری واسه شوهرت از جون مایه می ذاری خیلی زود تر از اینا جور می کردم که  بر نامه رو پیاده اش کنیم ..
 پرستو : البته نمیشه که این بر نامه ها رو با هر زوجی پیاده کرد . حساب پیمان جون و پونه جدای از بقیه هست .
 پرستو یه دور دیگه خودشو دور کیر شوهرش گردوند و به نقطه اول رسید ...
 پرویز : خیلی حال میده که داری یکی رو می کنی و  اینو هم بدونی که بعد از این که کارت تموم شد یکی دیگه هم هست ..
پونه : یعنی میگی همه مون یکی زاپاس داریم ؟
پرستو : آره عزیزم گل گفتی . خیلی هم گل گفتی .. خیلی خوشم میاد ... خیلی ... خیلی حال میده .. دو تا دو تا .. وووووویییییی .. چه هیجانی !
پرویز : فدای تو پرستو که خیلی خوب می تونی شوهرت رو درک کنی ..
 پرستو یه لبخندی به پیمان زد که اون ندونست معناش چی می تونه باشه .. یعنی از آینده روابطشون گفته ؟ پیمان دوست نداشت که پرستو و زنش پونه رو در این شرایط ببینه ولی با همه اینا دیگه در یه حالت بده بستون مجبور بود که پیروی کنه .
 پرستو : عزیزم من خوشم اومد حال کردم .. ببینم آبتو روی من خالی می کنی یا رو پونه جون ؟
 راستش پرستو این سوالو از پونه کرده بود ولی پیمان رفته بود توی فکر و داشت با خودش سبک سنگین می کرد که خود اون دوست داره که پرویز توی کس زنش خالی کنه یا توی کس پرستو ؟ حس کرد که بیشتر در مورد پرستو حساس شده . پرستویی که پس از سالها بهش رسیده بود ...
 قرار گذاشتن که دو تا مرد رو سر دو تا زن وایسن و آبشونو به اشتراک بذارن . پرویز : این جوری خیلی حال میده .. در ضمن من توی این فکرم که اگه بتونیم یکی دو زوج مورد اطمینان دیگه رو هم وارد  جمعمون کنیم خیلی عالی میشه . این جوری حسابی هر وقت که دلمون خواست می تونیم حال کنیم .
 پیمان : چی داری میگی پرویز جون . پدر کیر و کمر ما در میاد . تازه مگه چقدر آب داریم که خالیش کنیم ..
 پرویز : مجبور که نیستی به هر کی که چسبیدی توی کس و کونش خالی کنی . فاکتور می گیری . از هر کی که خوشت اومد خالی می کنی توی تنش ... حواست باشه که خودت رو هم این قدر ضعیف نکنی ..
سگر مه های پیمان رفت توی هم ... با خودش فکر می کرد این مدلی  که پرویز داره پیش میره انگاری  این زنا رو می خواد مثل یه جنده نشون بده .
 زنا طوری روشونو به سمت مردا گرفته بودند که دو تایی شون بتونن آبرسانی رو به خوبی انجام بدن ...
 پیمان دوست داشت آبشو بیشتر روی پرستو خالی کنه و نشون بده که بیشتر از پرویز آب داره ...
مردا بالاخره آبشونو خالی کردند .  سر و صورت موی زنان سپید برفی شده بود .. . پونه به این فکر می کرد که حالا خیلی راحت تر می تونه خودشو در اختیار سیامک بذاره و تازه این دو زوج هم قصد دارن که افراد دیگه ای رو هم به گروه ضربدری خودشون اضافه کنن .
 پیمان داشت فکر می کرد که کیرشو توی دهن کدوم یک از این زنا فرو کنه .. بازم به پرستو اولویت داد . پرویز هم منی های پخش شده روی صورت پونه رو با سر کیرش حرکت داده و همراه با اون به دهن پونه فرستاد . دوزن ساک زدنو شروع کردن . پرویز حساسیت نشون نمی داد ولی نگاه پیمان به این بود که پرستو چه جوری و با چه لذتی داره کیرشو ساک می زنه ..لبخند رضایتی هم رو لباش نقش بسته بود چون می دید پرستو این کارو با هوس و شور و حال بیشتری روی کیر اون انجام میده . همین بهش اعتماد به نفس می داد . یعنی من باید پرستو رو با مردان دیگه هم ببینم و همچنین زن خودمو ؟ ..
 پونه نگاهش متوجه پرستو بود که با چه اشتهایی داره کیر پیمانو ساک می زنه ... حس کرد که این حرکاتش ادا در آوردن نیست و با تمام وجود و لذت داره این کارو انجام میده .
پرویز : من که هنوز سیر نشدم ..
پرستو : این یک دست گرمی خوبی بود برای دفعات بعد و جلسات دیگه ای که بتونیم افراد معتمد دیگه ای رو هم وارد گروهمون بکنیم .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی