ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 218 (قسمت آخر)

چه زوری داشت این پسره  .. سه سوته هم منو هم خودشو لخت کرد و منوبه شکمش چسبوند و در همون حالت رو هوا برد و انداخت روی تخت . عجب کیر کلفت و داغی داشت ! برام فرق نمی کرد که اندازه اش چقدر باشه من فقط هیجان می خواستم . یادم رفته بود که با خودم قرار گذاشته بودم که توجه کمتری به مردای دیگه داشته باشم و یواش یواش این کارو ترک منم . با سینه ها و کسم ور می رفت ولی کیرشو فشار می داد به سوراخ کونم . انگار دلش می خواست یه ضرب فرو کنه توی کونم ولی روش نمی شد که بدون حالی به حالی کردن من بذاره توکونم . دیگه نمی دونست که من  هر لحظه آماده کون دادنم و با دستمالی شدن سوراخ کونم حشری میشم ...
-نترس کمال خان .. کمالات خودت رو نشون بده .  هر کاری دوست داری انجام بده 
 -کرم داری ؟
 -همین جوری بکن توی کونم . خوشم میاد درد بکشم و کون بدم ..
 اینو واسه این گفتم که فکر نکنه که من گشادم . کیرشو با فشار کرد توی کونم . کمی دردم گرفته بود ... می دونستم که اگه از کیرش تعریف کنم خوشحال میشه وو تعریف هم داشت ..
-چه کلفته !
اینو که گفتم یه فشار دیگه به کیرش آورد و بیشتر از نصف کیرشوکرد توی کونم .. 
-اوخ جوووووووون ..
-فکر نکن کون گشادم من از اونایی ام که سوراخ کون درازی دارن . مثل یه تونل باریک با متراژ زیاده .. حرکتش بده .. بذار مزه ام بده خودت هم حال کن ...
 با کف دستش مرتب به کونم می زد و از حرکت ژله ای اون لذت می برد .. چرخش کیرشو توی کونم حس می کردم . کونمو داغ می کرد ..
-بچرخون کیرت رو ... چقدر داغه ... این داغی  منو آتیشم میده ...
کمال : اووووووفففففف .. این مدل کون تا حالا ندیده بودم . هر چی می گفتن راست بود ..
فوری جلو دهنشو گرفت و منم چیزی نپرسیدم . داشتم حالمو می کردم نمی خواستم گیر بدم . هم از نظر طولی و هم از نظر چرخشی کیرشو خیلی ملس و عالی وارد کونم می کرد و بهم حال می داد . دوست داشتم کیرش بره توی روده هام برسه به نافم  -فشار بده ..محکم تر ... آخخخخخخخخخ ....
 نگاهم به گوشی موبایل افتاد که گذاشته بودم رو سایلنت . عجب تلفن های بی پاسخی داشتم . جبار , سیاوش , شیرین , حتی پر هام هم  برام زنگ زده بود .... چه خبره ! گوشی رو خاموش کرده و پاسخ دادنو موکول کردم  به وقتی که تنها شدم . جفت رونای تپل و دو تا قاچای کونمو با هم می لرزوند .
 -بکن .. بکن ... حال بده ... حال بکن ... خواهش می کنم ..
 -تو از کون دادن لذت می بری ؟ خوشم میاد تو رو این جوری می بینم .
انگشتشو هم کرده بود توی کسم ... این یکی رو هم باید نگه  می داشتم واسه روز مبادا ... دوست داشتم همه اونایی که منو می کنن  به من توجه داشته باشند ..
 -کمال تو سر بازی رفتی ؟
 -بابام واسم معاف گرفت تا بتونم توی مغازه کار کنم . نگران نباش خودم دوست پسرت میشم هر وقت خواستی میام پیشت ...
 یه نهیبی به خودم زده و یه امان از دست آتنایی گفته و این بار کونمو  به سمت کیرش حرکت می دادم  . یک زن هر قدر بی خیال تر باشه و به شوهرش محبت کنه خیلی راحت تر می تونه فریبش بده . منتها وقتی داره به شوهرش حال میده باید به این فکر کنه که اصلا خیانت نمی کنه حتی اگه در اون لحظه به مردای دیگه ای که با هاشون سکس کرده فکر کنه .. نه کمال  از کردن کون من سیر می شد نه من از کون دادن . خسته اش کرده بودم ..  به شونه هام چنگ انداخته بود و با حرص و فشار کیرشو به سمت جلو فشار می داد ... تازه ماسازو شروع کرده بود که من  از حالتی که ماساژم بدن و کیر توی کونم باشه خیلی خوشم میومد ..
-اوووووففففففف پسر تو یک قهرمانی .. هم جلوگیری کردنت خوبه و هم حال دادن و داغ کردنت ....
داشتم به مردای دیگه فکر می کردم و کیر کمالو با لذت حسش می کردم که بالاخره داغی آب کیر ابن پسر حشری رو توی کون آتنای حشری عاشق آنال سکس حس کردم .. چه عشقی و حالی بود ! خستگی از تنم در رفته بود . وقتی اون رفت گوشی رو گرفتم و یکی یکی واسه اونایی که واسم زنگ زده بودند زنگ زدم . و با فاصله چند ساعت بهشون نوبت دادم ... کمال که خیلی بهم لذت داده بود ... با همه شیطنت هام رو سیاوش حساسیت خاصی داشتم دلم می خواست مراقب اون باشم که دست از پا خطا نکنه ...
 شب شده بود ... قرار بود سیاوش بیاد و تا صبح با من باشه .. از هیچی خبر نداره ..خیلی با لذت , هیجان و با عشق و تمام وجود و احساسش با من سکس می کنه ..از پنجره بیرونو نگاه می کردم و به دنیای بزرگی فکر می کردم که روی کون من و کیر بقیه می گشت ..هر یک از آدما یه حس و تفسیر خاصی از دنیا دارن .. دنیای من هم عشق به کون دادن و آنال سکسه .. آتنای خستگی ناپذیر , که هیچوقت نمی تونه این عشق و عادتشو ترک کنه . انگشتمو کردم توی کونم و در حال نگاه کردن به ستاره ها .. منتظر سیاوش و یک شب رویایی بودم .... پایان ... نویسنده .... ایرانی