ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 217

چقدر لذت می بردم از این که  حس می کردم با همه کارایی که کردم و رابطه ای که با مردای دیگه داشتم بازم پژمان دوستم داره . به هیجان اومده بودم .  وقتی کیر شوهرمو توی کونم حس کردم در من یه لذت و هیجان خاصی  به وجود اومد  . حس می کردم که تمام کیر هایی که تا به حال به من لذت دادن به ناگهان وارد بدنم شدن ... وقتی اون با عشق در آغوشم می گرفت و دوست داشت تمام لذتشو نثار من کنه حس کردم که دیگه از این بهتر نمیشه .
 -دوستت دارم عزیزم . تو فقط مال منی . فقط حواست باشه به خاطر این همه خوبی تو زنی گولت نزنه ...
 پژمان : تو هنوز منو نشناختی .. منم توی دلم گفتم تو هم هنوز منو نشناختی .. دوستت دارم .. ولی  انگار اون چیزی که توی کونم وول می خوره یه لذت و وابستگی در من به وجود آورده که هر روز باید یه حس تازه ای به من بده . بیشتر از صد مدل کیر گرم و گوشتی رو توی کونم لمس کرده بودم .. هر کدوم از اونا یه لذت خاصی داشت . شاید یه دلیلش هم این بود که می دونستم اونایی که دارن منو می کنن چه لذتی می برن ! و همینم بیشتر بهم لذت می داد . دوست داشتم کونموبیشتر بندازم توی دید . همه به دیدن اون لذت ببرن .
 -عزیزم .. عجب کونی داری ! ..
 بیشتر وقتا که با هم سکس می کردیم اون این حرفو بهم می زد .. منم خودمو واسش لوس می کردم و می گفتم عزیزم تو که خودت می دونی من جز تو به هیچ مرد دیگه ای توجه ندارم . فقط دوست دارم خودم از روفرم بودن خودم لذت ببرم . اگه یه وقتی ساپورت پوشیدن من  میون جمع ناراحتت می کنه به من  بگو ..
-عشقم  .. این حرفا چیه که داری می زنی . مهم اینه که بین زن و شوهرا اعتماد باشه . بذار بقیه هر تصوری که می کنن بکنن . مهم اینه که تو فقط مال منی و به من توجه داری . اتفاقا مرد هرچی در مورد زن سختگیری نکنه خیلی بهتره .  زن هم بیشتر قدرشو می دونه و کاری می کنه که زندگی اونا سراسر خوشی و لذت و آرامش باشه .... راستش با این طرز لباس پوشیدنم دل همه رو می بردم ... نگاهها همه متوجه باسنم بود .. حتی توی یکی از مهمونی ها وقتی نگاهمو به لاپای چند تا از جوونا دوختم دیدم همه شون واسه کون من ,. کیر شق کردن . ..
-بگردون .. بگردون پژمان جونم . حسابی بگردون . می خوام چرخش کیرت رو حس کنم ..
چشامو بسته بودم و چند تا از کیرایی رو که توی کونم رفته بود رو تصور می کردم . کیر کلفت و دراز و بادمجونی جبار , کیر عشقم سیاوش که بهم لذتی در حد بی نهایت می داد .. وای که چه تصمیمی داشتم . دلم نمی خواست بهش خیانت کنم ولی نشد که نشد .
-عشقم ! کونم آب می خواد .. آب می خواد .. جووووووووووون ... زود باش ..زود باش عزیزم .. عشقم ...
 گرمای آب کیر پژمان جون دوباره ای به من داد و اصلا نفهمیدم کی خوابم برد ... جالب این جا بود که توی خواب می دیدم که مردای زیادی که همه شونم کاملا لخت بودن دارن میان طرف من و منم با آغوش و کون باز دارم ازشون پذیرایی می کنم .... چند روز بعد یه کاری واسه پژمان پیش اومد که رفت سفر و بازم برای دو سه روزی منو تنها گذاشت . داشتم به این فکر می کردم که یواش یواش باید از فعالیتم کم کنم یه جای کار ممکنه که گندش در بیاد .. ولی انگاری وسوسه های شیطانی نمی ذاشت که من این حس و اشتیاق کون دادنو ول کنم . عادت کرده بودم که یه حس تازه از رو یه کیر تازه به مغز و سوراخ کونم بشینه . حتی گاه از درد کشیدن هم خوشم میومد و اون در مواردی بود که هوسم به اوجش می رسید و از طرف هم خوشم میومد . با این که از برادر شوهرم پر هام خوشم نمیومد ولی اون قدر هوس کون دادن داشتم که دلم می خواست  اون بیاد و منو بکنه ولی از شانس بد من اونم برای دو سه روزی این دور و برا نبود . معلوم نبود این کیه داره در می زنه .... سوپری سر کوچه بود ... دوست پرهام بود ... یه جوون بیست ساله خوش ترکیبی که یه نگاههای خریدارانه ای به من می کرد و راستش من تحویلش نمی گرفتم . هم سنشو کم می دونستم و هم می ترسیدم که گزارش منو به پر هام بده ...
 -ببخشید خواستم ببینم اگه چیزی لازم دارین من در خد مت شمام . ..
 یه چند تا جمله دیگه هم گفت که من فهمیدم پر هام اونو کوک کرده ... راستش با اون تر کیبی که جلوش ظاهر شده بودم همون چند دقیقه ای که مقاومت کرد و بهم حمله نکرد تعجب کردم . چشاش سرخ شده بود و از شهوت برق می زد .. منم تا حدودی ذهنشو آماده کردم و احتمالا یه شناختی هم باید از من می داشت که به خودش این اجازه رو داد که بالاخره دستاشو بذاره دور کمرم و بیاد رو باسنم ....... ادامه دارد نویسنده .... ایرانی