ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

عاشقتم هوو3

اجازه هست کمکتون کنم ؟/؟
-تو چه کاری ؟فکر نمی کنین این جوری که اومدین جلوم وایستادین بد باشه ؟
-چه بدی داره ؟آدم اگه زیباییها و چیزای نابو ببینه گناه داره ؟مگه تو خودتو خوشگل نمی کنی تا از این قشنگیت لذت ببری و لذت بدی ؟
-این دومیشو از کجا میدونی ؟
-از تو چشات می خونم ؟
رامین خودشو چسبوند به تن تارا..
-نه من نون و نمک سمیرا جونو خوردم بهش خیانت نمی کنم
 -من که می شناسمت تارا تو که به این چیزا کار نداری .تازه سمیرا تا فردا بر نمی گرده .می تونیم با هم خوش باشیم
-به نظرت من معرفت ندارم ؟/؟
رامین دیگه از خود بیخود شده بود .دستشو گذاشته بود رو کون تارا .مثل آدمای گوشت ندیده و نخورده و قحطی زده ها افتاده بود به جون کون تارا .این چرا این جوری می کنه .اگه دختره ندونه فکر می کنه من اصلا بهش نمی رسم .آبرومونو پیش تارا برد .هر چند می دونستم تارا الان به این چیزا فکر نمی کنه و تنها چیزی که واسش مهمه اینه که خودشو با تمام وجود دراختیار شوهرم بذاره .
از من کوس خل تر کجا می خواست گیر بیاره که شوهرشو دو دستی تقدیمش کنه
-بیا تارا جون بریم اتاق خواب .بریم
-ببخش آقا رامین یا این جا یا هیچ جای دیگه .من همین جا راحت ترم .اصولا تو فضای بسته دلم می گیره همین جا راحت ترم
-قربون تن و بدن خوشگلت برم این جا تنت در د نیاد .
-پس تو چیکاره ای نرمم کن .
رامین با این که خیلی خوش تیپ و خوش اندام بود ولی نمیدونم چرا مثل ندید بدید ها شده بود ..
تارا اون روی خودشو یواش یواش نشون داد .شلوار رامینو از پاش در آورد .حالا دیگه نوبت شورت شوهرم بود که شلوار تارا رو از پاش درآره  .
خیلی هیجان زده شده بودم .مدام می خواستم کاری کنم که دچار وسوسه و حسادت بشم که بیشتر حال کنم .شورت رامینو کشید پایین .واییییییی به نظرم اومد کیر رامین کلفت تر و دراز تر و هوس انگیز تر از دفعات قبل شده .حالا که از چنگ من خارج شده بود بیشتر قدرشو می دونستم .حالا که از یه دید دیگه ای بهش نگاه می کردم بیشتر آتیشم می زد .به خودم گفتم سمیرا کوهنوز .این تازه اول راهه ..
رامین دگمه های پیرهنشو باز کرد و کاملا لخت شده بود .ولی هنوز شورت و سوتین تو تن تا را خود نمایی می کرد .کون دوستم تپل تر و بر جسته تر و شکیل تر از کون من بود .تارا کیر رامینو دوستی چسبید .اون جلوی رامین به یه حالت زانو زدگی در اومده بود و کیر شوهرمو محکم میزد به سینه های بیرون زده از سوتین  و شکمش .از این کارش که خسته شد کیرو همبنطوری که دو دستی از ته داشت گذاشت تو دهنش
-نهههههه ..نههههههه تارا .
عین هنر پیشه های در جه یک فیلمای سکسی واسه رامین ساک می زد .حرکات تارا شبیه به یه آدم گرسنه ای بود که داره یه ساندویچو با لذت گاز می زنه .
-بخور عزیزم بخور کیرم این قدر بهت مزه میده .چقدر این سمیرا بخوردتش .یه خورده هم سهم تو
 -تارا همراه با ساک زدن از درون آهنگ می زد رامین یه دستشو رسوند پشت سر دوستم و سرشو محکم به دهنش فشار می داد تادهن تارا و کیر اون تماس بیشتری داشته باشن ..
شوهر جونم با دست چپش سوتین تارا رو باز کرد .خیلی هیجان زده شده بودم .دوست داشتم برم جلو رامین اول منو بگاد ولی درست نبود .در حق تارا نامردی می شد و شایدم رامین می ترسید و از ترس آبش می خشکید .ترجیح دادم که حالا حالا ها حداقل تا ارگاسم تارا بیننده باشم ..
چه با لذت و هوس کیر رامینو ساک می زد .گاهی از هوس چشای تارا خمار می شد و گاهی هم انگار از حدقه می خواست در بیاد .رامین احساساتی و حشری من که در اثر شهوت و لذه زیاد چشاش باز نمی شد
 -آخ آخ آخ آخ عزیزم داره می ریزه واییییییی تارا گازو زیاد کرد یه دستشو گذاشت رو کون رامین و از دو طرف اصطکاک هنشو باکیر زیاد کرد
-واییییییییی آخ جاااااان تو هر پرش منی , رامین به شونه های تارا متخصص چنگ مینداخت .
-سمیرا کجایی ببینی یاد بگیری ..
خاک تو سرت احمق! نوکه اومد به بازار کهنه شده دل آزار ؟حتما تا را فکر می کنه من چقدر دست و پا چلفتی ام که نمی تونم به شوهرم برسم ..نمک نشناس من کم واست ساک زدم .حالا یه خورده فتنه گری و حرکات اضافی تارا بیشتره .بشکنه این دستم که نمک نداره .ولی از حق نگذریم تا را خیلی استادانه تر عمل می کرد .طوری هم صحنه رو توی دید انداخته بود که راحت می تونستم تمام جریانو خیلی واضح ببینم .
رامین آب کیرشو تمام و کمال ریخته بود تو دهن تارا اونم می تونست همه رو بخوره ولی یه خورده اشو واسه این که صحنه رو جذاب تر کنه و منم به خوبی ببینم از دهنش آورد بیرون و اطراف لب و دهنش گردوند .خیلی هوسی شده بودم .شورتمو پایین کشیده و با انگشتام رو چوچوله هام می کشیدم .من کیر رامینو می خواستم .دوست داشتم تارا زودتر قال قضیه رو بکنه .شوهر خودم بود ولی می ترسیدم برم طرفش .خیلی حال می کردم .لذت بخش تر از تماشای فیلمای سکسی بود .
تارا لباشو گذاشته بود رو سینه شوهرم و اونو میک می زد .کیر رامینو می دیدم که با این حرکتش هر لحظه داره بلند تر میشه و به حداکثر شقیت می رسه .این کارو دیگه بلد نبودم انجام بدم .هرچی باشه تارا خیلی با تجربه تر از منه .نوک سینه های رامینو می ذاشت تو دهنش و می مکید .با دستاش رو سینه هاش می کشید و اونو به اوج هوس می رسوند .منم چشام به کیر تیز شده رامینم بود ویه دستم رو کوسم ..آه آه آه .. ادامه دارد ..نویسنده ..ایرانی