ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 137

سمیه که کیر منو در انتهای کسش احساس کرد زبونش بند اومده بود ...
 -اووووووففففف شیدا شیدا تو چیکار کردی . بازم که یه گلوله آتیشو فرستادی تا به اون انتها ....
-هنوز کجاشو دیدی .. راستی راستی گرم افتاده بودم و هرچی رو که پیش روی خودم داشتم درو می کردم و می رفتم و این جور تشویق کردنای بقیه هم تاثیر زیادی در من داشت . ولی راستش از این که مهران داشت می رفت به سمت لاله دچار حسادت خاصی هم شده بودم . ولی می دونستم که همه این حسادتها در آغاز  عملیات جنسیه و همین که چند دقیقه ای بگذره و من چند بار ضربات کیر و حرکات رفت و بر گشتی اون در بدن لاله رو ببینم تا حدودی با این وضع عادت می کنم و سمیه پشت به مهران و لاله قرار داشت . ولی من به خوبی می تونستم اون دو نفر رو ببینم . انگاری که از هم خجالت می کشیدند . البته این شرم در مهران وجود داشت . شاید این به این خاطر بود که مهران یک مرد کونی و گی بود و ممکن بود از کونی بودنش شرم داشته باشه . بیشتر زنا نسبت به کونی بودن مردان حساسن و اینو نقطه ضعف و ضعف قدرت اونا می دونن . ولی حس می کردم که لاله در این لحظات  به این مسائل فکر نمی کنه .  لاله و مهران به هم نزدیک شدند . دو تایی شون با سینه هم بازی می کردند . سمیه دیگه خیالش نبود که شوهرش مهران چیکار می کنه . این من بودم که خیلی حساس تر نشون می دادم . کیر من بازم داغ شده بود و بی اندازه حال می کرد . دستامو دور کمر سمیه حلقه کرده و اونو محکم به طرف خودم می کشیدم ... جوووووون ...چه کس داغ و نرمی داشت ...  لاله دستشو به طرف کیر مهران دراز کرده مهران هم با کسش بازی می کرد ... لاله چشاش خمار شده بود . کاملا متوجه بودم که چقدر خوشش میاد .. داشتم به این فکر می کردم که آیا لاله با من بیشتر حال می کرده  یا حالا از حرکات مهران بیشتر خوشش میاد ... نههههه نهههههههه اون نباید خیلی لذت ببره . ولی به خودم که فکر می کردم می دیدم  منم که داشتم با مهران حال می کردم . حالا من مهرانو از کون می کردم ولی لاله  نمی تونست اون مرد رو از کون بکنه . اما می دونستم مهران از اوناییه که اگه لاله بخواد به اون اجازه میده که لاله با دیلدو فرو کنه توی کونش ..
 -آخخخخخخخخ چه کس نرمی داشت این سمیه خیلی به من حال می داد . و من حالا به مهران و لاله توجه داشتم که چه جوری با هم کنار میان .. کاملا قرینه هم کار می کردند . نگاهشونو به نگاه هم دوخته بودند . دست مهران روی کس لاله و دست لاله روی کیر مهران قرار داشت . سمیه هم از بس داشت حال می کرد دیگه به این توجهی نداشت که شوهرش داره چیکار می کنه .
 سمیه : بکن بکن تا ته بکن .. بکن ...
 مهران یه نگاهش به کیر من هم بود . انگاری اون مرد با کون دادن لذت بیشتری می برد تا این که یکی رو بکنه ...  لحظاتی بعد لاله قمبل کرد و کونشو رو به صورت مهران گرفت ...
 مهران : لاله جون تو که می دونی من چقدر از کون و تماشاش لذت می برم . خوب بلدی منو وسوسه کنی . می دونی که چه حسی دارم و چقدر خوشم میاد ...
-منظورت کون آقایونه یا کون ما خانوما ...
 مهران : زدی به خال . ولی کون کونه دیگه . اون حالت و استیلی که داره .. اون سوراخش .. اون حس قشنگ حرکت کیر و شکافته شدن و باز شدن اون سوراخ . چه قشنگ و شاعرانه هست جرکت این کیر به دوراون کون .. لاله : و چه درد ناک !
مهران : کون دادن خیلی درد ناکه .. مخصوصا ما آقایون که می خوایم کون بدیم ...
 -ولی مقاومت شما مردا خیلی زیاده
 مهران : اما مثل شما خانوما که عادت نداریم .
 لاله : واااااااااا ... همچین میگی که انگار ما خانوما عادت زیادی به کون دادن داشته باشیم . من  جز شیدا جون با هیچ کسی ار تباط جنسی نداشتم
 مهران : پس باعث افتخار منه  که با من ار تباط دارید . اونا طوری گرم صحبت شده بودند که صدای سمیه رو هم در آوردند
 -شما دو تا چقدر حرف می زنین . با هم حال کنین دیگه .
 مهران : چه عجب خانوم خانوما . رضایت دادن که ما هم می تونیم یه عشق و حالی بکنیم . مثل این که اون جوری که معلومه کیر شیدا جون  خیلی بهت ساخته ..
سمیه : چی میگی شوهر کونی من . کیر شیدا به تو هم ساخته که این جور بلبل زبون شدی .. 
لاله کونشو به حالتی در آورده و دستشو گذاشته بود دو طرف لبه های کسش که از مهران می خواست فعلا به سوراخ کونش کاری نداشته باشه .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی