ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 183

مراد منو گرفته بود میون دستای خودش من دست و پا می زدم . به زور داشتن شلوارمو پایین می کشیدن .. به سرو صورت مسعود و محمود لگد انداختم . ولی  اونا حسابی منو خسته کرده بودند . می دونستم هر طوری که شده می خوان به هدفشون برسن . نههههه نههههههه ..من نباید بذارم .  نمی دونم یادم نمیومد چهره مسعود و محمود رو که کی به اونا کون داده باشم . واسه این که لباسام از ریخت و حالت نیفته زیاد مقاومت نکردم .. انگاری باید تسلیم اونا می شدم ولی نباید کاری می کردم که اونا لذت ببرن .  منو  لختم کرده سوتین منو هم در آورده فقط یه شورت فانتزی پام بود . مراد : بچه ها شما این کونو به چی تشبیه می کنین ....
مسعود : هندوانه ..  هندوانه ای که با چاقو بهش اشاره شه پوست باز می کنه . خیلی کیف میده خوردن همچین هندوانه ای .
نمی ذاشتم شورتمو در بیارن . دیدم که دارن به زور از پام می کشن کسم دردش گرفته بود مجبور شدم این جا رو هم تسلیم شم . شورت منو هم پایین کشیدن  ..
مراد : جوووووووون هر چی شما می گفتین راست می گفتین . این کون بیست بیسته . حرف نداره .  انگار داره با آدم حرف می زنه.
محمود : نوش جونت رفیق ..
مسعود : گوارای وجودت .
مراد : آدم برای این مدل کس و کونها هر قدر پول خرج کنه می ارزه ..
 انگشت درازشو می کرد توی کونم و درش می آورد می ذاشت توی دهنش و میکش می زد و چه صدایی هم می داد . با این که کیر های کلفت استثنایی و فوق العاده ای رفته بود توی کونم ولی از تماس انگشتای اون احساس درد می کردم . نمی خواستم که حس بدی بهم دست بده . نمی خواستم که لذت ببرم و لذت بدم . خیلی ناراحت بودم . مراد یه انگشتشو هم کرده بود توی کسم  .. هم به صورت  مستقیم اونو فرو کرده بود توی کسم و هم به صورت دایره ای اونو توی کس می گردوند .. فکرمو همش می بردم به جای دیگه ... نمی خواستم لذت ببرم . جیغ می کشیدم . ولی می دونستم صدام راه به جایی نمی بره .  
 مسعود و محمود هر کدوم یه طرف سینه منو گرفته و میکش می زدند . انگار تمام نقاط بدن من حساس شده بود . .. هر چی می خواستم از این حالت و وضعیت در برم نمی شد . یعنی حالتی که حتی یه ذره هم خوشم نیاد . ولی اجتناب نا پذیر بود ..
مراد : من دیگه طاقت ندارم ...
مسعود : داداش کیرت رو در بیار و یه ضرب بکنش توی کون .. ببین چه ملسیه . یه حالی به آدم میده که نگو و نپرس . ما که  دفعه پیش کردیمش یه دو سالی میشه . هم کون به ما حال داد هم صاحب کون .. اگه بدونی چه جوری کونشو می گردوند . چه ادا هایی در می آورد . هر قدر هم انزال می شدیم انگار کیر و کمر ما بازم آب داشت . مراد : داداشای گلم زشته جلو شما کیرمو بکشم بیرون . این به شما بی احترامی میشه .  محمود : خواهش می کنم این حرفا چیه . ما همه حکم برادر همو داریم ..
مراد : خشکه اشکال نداره ? محمود : این خانوم خوشگله خشک و تر حالیش نیست . خوراکشه . حسابی تحویل می گیره .
بی انصاف مراد کیرشو طوری به کونم فشار داد که دردم گرفت . کیر های  کلفت تر و دراز تر از اینو تحمل کرده بودم هم این که اشتیاق داشتم هم این که کیر و کون روغن مالی می شد گاه ازمحلول بی حس کننده هم استفاده می کردم ...
-آیییییییی یواش تر .. یواش تر ..
مسعود : محکم بزن مراد جون . از آخ گفتن هاش نترس اون داره ناز می کنه . بکنش .. اون که هر چی بیشتر آخ میگه من هوسم بیشتر میشه و بیشتر دوست دارم اونو بکنم .  جووووووووون . سوراخ کونش یه جوریه که به آدم می چسبه . چه حالی میده ..نه مثل کون های گشاد دروازه غاره .. نه مثل اون کونای تنگ که انگاری داری دیوار بتنی رو می شکنی می خوای بری داخل .  این نرمی خیلی میزانی داره . خیلی خوشم میاد لذت بخشه .
مسعود هم از جلو اومد منو بغلم زد . چندشم می شد . می خواست لبای منو ببوسه . کاش همون اول از دست اونا فرار می کردم و به این مصیبت دچار نمی شدم . مسعود اومد جلوی من زانو زد . به زور لاپامو باز کرد . دو تا لبه های کسمو با انگشتای شستش گرفت و به دو طرف باز کرد . زبون عین سگشو در آورد و اونو کشید روی کس ..
 -داری چیکار می کنی ..
 مسعود : الان بهت نشون می دم .
 از جاش پا شد و کیرشو از پایین به سمت بالا فرستاد . حالا داشتم دو کیره می خوردم  . دو تایی شون تند و تند کیرشونو فرو میکردند توی کس وکونم  . این محمود هم چهار پایه آورد و رفت بالاش و کیرشو گرفت طرف دهن من .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی