ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 184

هنوز اون دو تا کیری رو که توی بدنم بود و در حال حال کردن با کس و کونم بود هضمش نکرده بودم که  محمود بی شرم کیرشو همچنان به دهنم می مالوند . لبامو به هم بسته بودم و دندونامو به هم چسبونده بودم . ولی ول کنم نبود ... محمود رو عصبی اش کرده بودم ..
 -با زکن دهنتو .. جنده دهنتو باز کن ..
زدم زیر گوشش ..
-آشغال به زور منو آوردی این جا بهم میگی جنده ؟  جنده خواهرته ..مادرته .. این چه طرز حرف زدنه ... من اگه یه اشتباهاتی در گذشته داشتم مربوط به دوران مجردی  من بود که شما عوضی هایی رو که من یادمم نمیاد اون موقع مجرد بودین . پس بین ما به  عنوان یک انسان تفاوتی وجود نداره . یک بار دیگه این حرفو گفتی نگفتی ... کثافت بی شعور!
محمود خان بد جوری جا رفته بود . مسعود و مراد که به تر تیب کرده بودن توی کس و کون من بیشتر تلاش می کردند تا من بهتر حال کنم . با این حال دوست داشتم همچنان سیاست برم ولی محمود عین موش مرده ها ی مظلوم طوری ژست گرفته بود که دلم واسش سوخت و دهنمو باز کرده بهش اجازه دادم که   کیرشو فرو کنه توی دهنم ... اونم به آرومی کیرشو  می کرد توی دهنم و می کشید بیرون و منم هر چند لحظه در میون یه مزه ای می گرفتم ... کیرش بدک نبود . کلفت بود ولی درازی نداشت .. طعم گرم و دلچسبی داشت .. ولی دلم بود پیش سیاوش و مونا که اونا دارن چیکار می کنن . یعنی  اون پسر داره با مونا حال می کنه ؟ من باید خودمو زود تر از دست اونا نجات می دادم شاید یه دلیلی که منو وادار کرد که کمی کوتاه بیام این بوده باشه زود تر از دست اونا در رم  و یه کاری بکنم که سیاوش و مونا با هم نباشن ...  افکار مختلفی به ذهنم راه یافته بود .. یکی این که از شیرین کمک بخوام . و اونو یه جورایی بفرستم وسط سیا و مونا .. نذارم که اونا با هم خلوت کنن . یا این که خودم برم به اون مجلس به یه بهونه ای ... یا بگم که مثلا من هم اومدم لواسون خونه یکی از فامیلام ببینم مزه دهنش چیه ...  ولی  اگه این سه تا هوسباز طوری آش و لاشم کنن که مشخص شه اون وقت چیکار می تونم بکنم ؟  چشامو بستم و حالا دیگه به زور سعی داشتم که هر طوری شده خودمو قانع کنم که دارم لذت می برم تا از این وضعیت نجات پیدا کنم . ولی راستی راستی رگه های لذت رو در قلب کس و کونم حس می کردم .. اصلا حواسم نبود و در این عالم نبودم ولی  برای یه لحظه  متوجه شدم که محمود کیرشو از توی دهنم بیرون کشیده و دهنم پر شده از آب بد طعمش که یه مقداریش خود به خود رفته به سمت گلوم .. واسه این که به سر فه نیفتم قسمتی از اون آبو خوردم و با عصبانیت سرمحمود داد کشیدم
-کثافت .. این چه کاری بود؟!
 محمود : دست من نبود .. خودش اومد ..
 قسمتی از آب کیر محمود از کناره های لبم زد بیرون و صورت و چونه مو خیس خیسش کرد . محمود با دستش اون آبا رو روی صورتم پخش کرد ...
مسعود و مراد هم که منو برده بودند وسط اتاق و در همون حالت ایستاده منو رو هوا می کردن .  دوست داشتم زود تر آبشون میومد و من هر طوری بود از اون جا در می رفتم ...
 -آخخخخخخخ پسرا ... پسرا .. دو تایی تون خوب می  دونین چه جوری آتی رو سر حالش کنین . مراد جون با این که اولین بارته خوب واردی که چه جوری خارش کون آتنا رو بگیری . این پسرا راست میگن هر چی رو که در مورد من گفتن . من قبل از از دواج کون می دادم ... مردا هم عاشق کون .. ولی حالا بعد از از دواجم شما اولین موردی  هستین که دارین با هام حال می کنین . ..
 نگاهم با نگاه مسعود که داشت کسمو می کرد تلاقی کرد . یه جوری نگام می کرد که حس کردم که حرفامو باور نمی کنه . یا تردید داره ...
 -آخخخخخخ مراد مراد ...  خیلی نرم  و با حال داری کونمو می کنی .. واااااایییییی روی کسمو هم بمال ببین آتی کسوی شما چه جوری داره حال می کنه ... مراد با کف دستاش داشت به کونم چنگ مینداخت .. کونمو دور  کس و کیرشون طوری می گردوندم که آبشون زود تر بیاد و سست و بی حال شن . مراد : مسعود . به جون تو به جون خودم از این به بعد هر شب خواب این کونو می بینم ...
 -عزیزم حالا که داری توی بیداری می بینیش خوب حال کن که ممکنه دیگه قسمتت نشه ...
مراد یه فریادی کشید و  با جهشهای بلند آب داغ کیرشو  خالی کرد توی کون من .... 
- : اووووووفففففف مسعود من ار ضا شدم خالی کن توی کسم . آماده ام ....مسعود : کیر مسعود آماده به خد مته ..  ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی