ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

دریا همون دریا بود 24

صدای امواج دریا آرومم می کرد و هوسمو زیاد . داغی کیر لحظه به لحظه بیشتر منو می سوزوند ... به اینم فکر می کردم که ای کاش کسم تازه تر و جوون تر می بود و اون لذت بیشتری می برد . کیر آروم آروم راهشو پیدا کرد و به سمت داخل رفت . هر قدر بیشتر توی کس فرو می رفت بیشتر آتیشم می داد تا این که تا به انتها توی کس جا گرفت ..
 -آخخخخخخخخخخ .. چقدر کلفته ..
 -من دیگه واسه خودم مردی شدم . چقدر مال تو تنگه ..
 این حرفش خوشحال و آرومم کرد ولی بازم حس حسادت منو تحریک کرد از این نظر که داشتم با خودم فکر می کردم اون چه جوری تفاوت بین کس تنگ و گشادو می دونه .  شاید همین جوری از رو یه غریزه گفته باشه . شایدم تو فیلمها دیده باشه و یا این که خواسته یه چیزی گفته باشه که منو خوشحالم کنه . نمی دونم ... ولی بذاراز لحظه هام لذت ببرم . دیگه نمی خوام به هیچی فکر کنم . بذار حس کنم که یه زن آزادم .. مال اونم ... اسیر دستای اون و زیر کیر اون . جووووووون .. چه قشنگ کیرشو توی کس من حرکت می داد . یه حس طراوت و تازگی به کسم بخشیده بود و. لذتی که می بردم . طوری که تمام سکس های زندگیمو که با فرزین داشتم از یاد برده بودم و حس می کردم برای بار اولمه که دارم سکس می کنم ..
-آخخخخخخخخخ ... یه کمی تند تر . می خوام داغی کیرت منو بسوزونه .. بسوزونه ... حالا زیر نور اندکی که از بیرون به درون اتاق می تابید می تونستم تا حدودی چشای فرشادو ببینم . چشاش خمار شده بود . از حالت چشاش خوشم میومد ... پاهامو تا اون جایی که می تونستم باز ترش کردم . وقتی کیرشو می کشید بیرون و دوباره می کرد توی کسم اون تماسی رو که موهای کسم  با کیرش داشت اونوبی اندازه حشری کرده ومنو هم به اوج می رسوند ... حالا دیگه نمی تونستم صورتشو ببینم . چون یکبار دیگه صورتشو به صورتم چسبونده شروع کرد به بوسیدن لبام ..
 نوک سینه هام تیز شده بود و با انگشتان اونا رو می مالوندم . اونم اینو به خوبی حس کرده بود و واسه همین لباشو آروم آروم رسوند به نوک سینه هام . مکیدنو شروع کرد . گردنشو طوری کج کرده بود که کیرش از توی کسم بیرون نیاد . منم کف دستمو رو کمرش می کشیدم و خودمو به سمت بالا طوری فشار می دادم که از تماس با کیرش لذت بیشتری ببرم ..
 یه پامو انداخت رو شونه هاش ..
 دیگه هر کاری دوست داشت رو من پیاده می کرد ... منو به دمر خوابوند ..  می تونستم به خوبی از پشت پنجره ساحل و دریا رو ببینم و نور نور افکن هایی رو که اون فضا رو روشن کرده بود ...
 یه چند نفری هم دررفت و آمد بودند و من در نهایت آرامش فقط به آلتی فکر می کردم که از پشت رفته بود توی کسم و وقتی به انتها می رسید و  ضربه شدیدشو حس می کردم , حس می کردم که دارم به اوج لذت و ار گاسم می رسم . اونم می دونست چه جوری ادامه بده ضرباتشو تند تر و تند تر کرد . حس کردم خیلی راحت تر از اون وقتایی که با شوهرم سکس می کردم ار گاسم شدم  .. آروم گرفته بودم ...
-حواست هست ؟ نمی خوام توی کسم خیس کنی ..
 دستشو مالوند به خیسی های کسم و اونو به طرف سوراخ کون فرستاد .. انگشتشو کرد توی کونم و دیگه دونستم که می خواد بکنه توی کونم .
 -اوووووووووووفففففففف .... نههههههههه ....
 شونه هامو گرفت و خودشو به طرف جلو کشوند . درد شدیدی تمام بدنمو آزارداد که اوجش توی همون قسمت کونم بود ...
 ولی یواش یواش به کیرش عادت کردم . حتی از این که کیرشو توی کون من حرکت می داد لذت می بردم و خوشم میومد . صورتمو , گونه هامو پشت گردنمو , کمرمو می بوسید . حس کردم که می خواد آبشو توی کونم خالی کنه ولی اون این کارو نکرد و کیرشو بیرون کشید و یک بار دیگه طاقبازم کرد .. کیرشو رو مو های کسم می کشید .. چقدر از این کارش خوشم میومد و لی انگاری خودش از این کار لذت می برد .. آبشو روی مو های کسم خالی کرد ... موهای سیاه شبیه درختی شده بود که روش برف نشسته باشه .. دلم می خواست دستمو می ذاشتم و اون برفا اون منی ها رو می گرفتم و می خوردم . اول توی دهنم مزه مزه می کردم و بعد نوشش می کردم  
-خیلی دلم می خواست توی کست خالی می کردم ..
 -خب می ریختی توی کونم ...
کیرشو سریع گذاشتم توی  دهنم ...
 -نهههههه ..نهههههه دریا .. هنوزم هوس دارم . هنوزم آب دارم .. خالی میشه توی دهنتا ...
منم سرمو تکون می دادم به علامت این که بذار بشه و ایرادی نداره . .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی