ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خواهر .. مادر یا زن داداش ها ؟ 44

پریسا داشت به این فکر می کرد که  این دو تا زن دیگه طوری پارسا رو به محاصره خودشون در آوردن که دیگه جایی واسه اون نمونده بود که ناخنک بزنه . تلکا از پهلو واز پشت لباشو گذاشت رو لبای پارسا و توسکا هم کیرشو گذاشت توی دهنش .. پریسا با خشم اونا رو نگاه می کرد و به این فکر می کرد که دو سه ساعت پیش این دو تا جاری با چه التماسی نگاش می کردند و انتظار بخششو داشتند . حالا دیگه کار به جایی رسیده بود که  اونو انداخته بودند پشت خط . پریسا هم با چه حسرت و عصبانیتی داشت اونا رو وراندازمی کرد
 . پارسا  به سختی و زیر چشمی و در حالی که لباش رو لبای تلکا بود یه نگاهی به خواهرش انداخت و کف دستشو گذاشت لای پاش و چنگی به کسش انداخت . لباشو از رو لبای تلکا بر داشت و زیر گوش خواهرش گفت عیبی نداره باید ساخت ..
خواهر با خشم برادرشو نگاه می کرد و توی دلش گفت آره جون خودت قبل از منم داشتی با اونا می ساختی حالا که دیگه بد تر,  خوب بهونه ای دستت افتاد .
پارسا کیف می کرد از این که در آن واحد داره با سه تا زن حال می کنه . خواهر و دو تا زن داداشاش . لذت می برد از این که هر سه تا شونو در اختیار داشت و می تونست هر کاری که دلش می خواست با اونا انجام بده ... دیگه یواش یواش حس کرد که باید  بر این زنا مسلط شه و به اصطلاح عنان اختیارو در دست بگیره . دستور داد سه تایی شون قمبل کرد یه استیل سگی به خودشون بگیرن ...
-این جوری خیلی حال میده . یکی از یکی خوش کون تر ...
 ولی از استیل کون خواهرش که تازه تر با برجستگی تو دل برو تری نشون می داد خیلی خوشش میومد . کف دستشو از پشت و به نوبت می ذاشت لای پای یکی از اونا . -می بینم که هر سه تا کس کاملا خیس خیسه ... انتخاب این که کیرمو اول توی کدومشون فرو کنم کمی سخته .ولی اگه شما دو تا خانوم خوب اجازه میدین اول بکنم توی حفره کوچولوی پریسا جونم ....
توسکا : هرچی آقامون بگه دیگه گاهی باید گذشت داشته باشیم . همین یه دونه خواهر شوهرو داریم .
پارسا دستاشو گذاشت رو دو طرف کون خواهرش و اونو بازش کرد ...
 تلکا : من که به اندام پریسا جون حسادت می کنم
توسکا : خوشا به حال شوهرش ...
 پریسا که دیگه واقعا جوش آورده بود گفت ..
-من مثل شما نیستم که اگه شوهرکردم به شوهرم خیانت کنم . من ترجیح میدم شرایطم به همین صورت بمونه ..
تلکا : در عوض شوهرت بهت خیانت می کنه . یعنی همین داداش پارسات اون وقت میشه شوهرت . دیگه چی می خوای ؟
 پارسا خنده اش گرفته بود . ولی از این که اونا داشتن کل کل می کردند و هر لحظه امکان داشت پریسا از کوره در ره فوری دخالت کرد و گفت حالا خانوما بس کنین بذارین وقتی کیرم  به سراغ کس و کون شما میاد یه حس و حالی داشته باشه ...
 توسکا : پارسا جون اگه اذیت میشی و کمک می خوای ما هستیما تعارف نکن ..  پارسا دستاشو از رو کون خواهرش برداشت و یه چشمکی به توسکا زد و اونم دو تا کف دستاشو گذاشت رو قاچای کون خواهر شوهرش و اونو به دو سمت بازشون کرد . تلکا : ووووووووییییییی چه کاری کردی توسکا !  چه سوراخ کون خوشگل و تنگ و تاریکی داره . من که همین حالا دلم می خواد یه چیزی بگیرم و فرو کنم داخلش .. پارسا تو رو جون من ..جون شوهرامون , جون بابا مامانت و جون همین پریسا خوشگله .. من و توسکا دوست داریم ببینیم اون صحنه ای رو که کیر تو رفته توی کون خواهرت و داره حسابی بازش می کنه و یه ورزش درست و  حسابی هم به عضلات مقعدش میده .
 توسکا : حالا به اونشم می رسیم . نگاه کن که کیر پارسا جون چقدر با حال شق شده  و میره تا ته کس پریسا جون ...
زبونشو در آورد و درست در محل حرکت کیر پارسا به کس پریسا قرار داد ...
-زن داداش داری چیکار می کنی ..الان آبم خالی میشه توی کس خواهر خوشگلم .. 
-خب بذار بشه .. آخ که چه بچه خوشگلی به دنیا میاد .. وای چه کس نازی داری پریسا جون ... تازه و شکیل .خیلی هم آبداره . جون میده که همین جور یه ضرب لیسش بزنم .. خیلی نازه . با این که کیر کلفت پارسا جون میره تا ته و بر می گرده ولی شکافش خیلی کوچولو نشون میده .
پریسا : داداش تو کاریت نباشه به کارت ادامه بده .. شما دو تا چقدر حرف می زنین ... تلکا : عیبی نداره نوبت ما که شد تو هم می تونی زیاد حرف بزنی . این جوری دسته جمعی حال کردن خیلی حال میده ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی