ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خواهر .. مادر یا زن داداش ها ؟ 40

پریسا با کف دستش محکم به روی کس و بالاش می کوبید ... ورم خاصی رو روی کسش حس می کرد . دوست داشت اون کیری که توی کونش حرکت می کنه و درد رو با لذت توی تمام تنش پخش می کنه وارد کسش شه . براش مهم نبود که خون بکارتشو ببینه . اون می خواست از لحظه هاش لذت ببره . همون جوری که تلکا و توسکا با وجود داشتن شوهرلذت می بردند . با این حال از حس کلفتی کیر توی کونش کیف می کرد .
 پارسا هم با کف دستش با قسمت جلوی بدن خواهرش ور می رفت .
پریسا :  بخارونش .. بکنش ...
 پارسا می دونست که خواهرش چی می خواد اما نمی خواست که پریسا به این موضوع فکر کنه . اون دوست نداشت پرده خواهرشو بزنه ... دستاشو گذاشت رو دو تا برشای کون پریسا وقسمت بیرونی   کیرشو لای اون دو تیکه طوری چسبوند که مکمل داغی و حرارت قسمتی از کیرشد که توی کون خواهرش بود ..
 پرش های داغ و ریزش منی توی کون پریسا شروع شده بود .
پارسا : آخخخخخخخ پریسا .. عاشق کونت شدم ..
پریسا : چه کیفی داره داداش این جوری داره از آبجیش لذت می بره !
یه حرکتی به کونش داد و کیر پارسا اومد بیرون . پریسا کیر پارسا رو گذاشت توی دهش .. با این که بوی کونشوروی کیر حس می کرد ولی با لذت ساک  می زد. این کارو هم با اشتهای هر چه تمام تر انجام می داد و اون چیزایی رو که توی فیلمهای سکسی دیده بود به نحو احسن پیاده می کرد ....
 پارسا : خیلی واردی ها ...
 پریسا اول از این حرف داداشش خوشش اومد ولی لحظاتی بعد که خوب فکرکرد بهش بر خورد .. یه لحظه دهنشو از رو کیر بر داشت و گفت نخوردیم نون گندم ولی دیدیم که دست مردم ... یعنی فیلمشو هم نمی دیدم ؟ ..
 برای دقایقی به ساک زدن ادامه داد و بعدش پارسا خواست کس لیسی کنه که خواهره گفت .
-من یه چیز دیگه می خوام . همونی که قولشو دادی 
-من که قولی ندادم ..
-حالا میدی
-نه امکان نداره
-دوست داری همه چی رو اعتراف کنم ؟
پارسا : داری تهدیدم می کنی ؟
 پریسا : اگه این کارو نکنی خودم پاره اش می کنم . تا تو بی خیال تر شی ..
-نمی بخشمت پریسا ..
 -بخشیدن یا نبخشیدن تو چه دردی رو دوا می کنه ؟! داداش نترس .. من که دارم می بینم چقدر هوس منو داری .. دارم می سوزم .. توی کسم آتیشه .. بریز ون خون منو . آتیشم بده .. دارم می سوزم ..
پارسا که کیرش یه بار دیگه شق شده بود و هیجان پاره کردن بکارت خواهرش .. داشت اونو دیوونه می کرد هنوز دلش نمی کشید که این کارو انجام بده .
پریسا رفت سر یخچال و با به  هویج سفت و دراز و کلفت بر گشت ... در حالی که یه دستشو دور کیر پارسا لول کرده بود گفت خیلی دلم می خواد اینو آغشته به خون کنم . داغه .. خیلی می چسبه .. ولی این جور که معلومه تو دلت نمی خواد ...
پریسا دستشو از رو کیر بر داشت و در حالی که سر هویجو گذاشته بود روی کسش ,  پارسا با کف دستش مچ دست خواهرشو گرفت و هویجو به گوشه ای پرت کرد و قبل از این که لباشو بذاره رو لبای خواهرش و دو تایی به هم بچسبن گفت
 -خجالت بکش دختر ..
پریسا : کاری کن که خجالت نکشم ..
پارسا تصمیمشو گرفته بود . می خواست همون کاری رو انجام بده که خواهرش می خواست و پریسا هم اینو کاملا فهمیده بود . حرکات پارسا اینو به خوبی نشون می داد . کیر داغ به کس داغ چسبیده بود ..
 -آههههههههه نههههههههه دارم می سوزم . پارسا سوختم .. سوختم ..  دارم خاکستر میشم .. بذارش .. بکن توش .. بذارش توش .. وووووووویییییییی .. دارم می سوزم .. آخخخخخخخخخ کسسسسسسسم .. جوووووووووون .. داغه داغه ..
 پارسا دلش واسه پریسا می سوخت که تا این سن اومده و هنوز سکسی نداشته . لذت دنیا رو نچشیده ...
-دوستت دارم پریسا .. خودم نوکرتم .. می خوامت . جووووووووووون ...
-آخخخخخخخخخخ .. فرستادیش تو ...
 -آره عشقم .. سرکیرم توی کسته .. هنوز از خون خبری نیست ..
-معطل چی هستی داداش . زود باش این کارو انجام بده . نکنه فکر می کنی پشیمون شم و واسه همینه که داری معطل می کنی .
-اصلا این طور نیست ..
 -من تو رو می شناسم ..
 دستای پریسا رو باسن پارسا قرار گرفت .. و همزمان با فشار روی کون پارسا خودشو هم به سمت بالا کشید تا کیر داداشش حرکت رو به جلوی بیشتری داشته باشه و بیشتر وارد غلاف کس شه
-آهههههههه پارسا حرکت کن .. شاید حالا پاره شده باشه .. من هنوز درد و سوزشی حس نمی کنم . زود باش ..  من منتظرم ..
 پارسا حس کرد که کیرش توی کس تنگ و قشنگ وداغ خواهرش گیر کرده داره آتیش می گیره .. حالا نصف کیرشو کرده بود توی کس پریسا
-آخخخخخخ سوختم .. فکر کنم موفق شدی پارسا .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی