ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

دریا همون دریا بود 5

-زود باش عوضی .. پست فطرت .. حالا که ولم نمی کنی کارت رو بکن و زود تر خلاصم کن .. نامرد .. نامرد ..
کیرشو گذاشت روی سوراخ کونم .. نهههههه نههههههه به خودم فشار می آوردم . اون می خواست بکنه توی کونم .. اوووووووههههههه نهههههههه هنوز فرزاد منو از کون نکرده بود . یعنی نمی خواست که اذیتم کنه . دردم بیاره ..
 -نه خواهش می کنم . من می ترسم .
 کف دستشو گذاشت جلو دهنم . من به خودم و به کف پلاژ و اون نی و چوب فشار می آوردم . تمام بدنم می لرزید . درد رو می شد تحمل کرد ولی اگه مویرگ مقعدم پاره می شد .. اگه از درد کون نمی تونستم بشینم .. فرزین حتما تعجب می کرد که من چرا این جوری شدم ؟ اونا اگه بر گردن .. حتما از این که منو نمی بینن تعجب می کنن . آخه من که این جا کسی رو نمی شناسم . سوراخ کون من واسش شده بود مث یه سد بتنی . بیشتر از سه چهار سانت نتونست کیرشو بکنه توی کون من .. همونجا نگهش داشت نه این که نخواسته باشه که ادامه بده . کیرش دیگه جلو نمی رفت . به نظرم اومد که کیرش درد گرفته باشه .  هر چه بیرحمانه کیرشو به طرف جلو فشار می آورد تاثیری نداشت ..
-اووووووهههههه چه کون گرد و دخترونه ای داری . خیلی نازه .. ببینم بچه تهرونی ؟ منم مال همونجام اگه آدرس بدی من میام بهت سر می زنم ..
 طوری کونمو درد آورده  بود که وقتی آب داغشو ریخت توی سوراخ کونم حس می کردم که آروم گرفته دردم کمی خوابیده .. ولی اون ول کنم نبود . کیرشو کشید بیرون و اونو فروش کرد توی کسم ... فقط به حفظ آبروم فکر می کردم و این که از این مهلکه نجات پیدا کنم . کسی نفهمه که چه بر سرم اومده . چه عذابی می کشیدم من . باید به خیلی چیزا فکر نمی کردم .. به این که  مردان دیگه ای غیر شوهرم بهم تعرض کردند . به این که حس یک زن بد و گناهکارو دارم .. به این که نباید از کیری که حالا خیلی نرم داره توی کسم حرکت می کنه لذت می برم . هرچه تخم کینه و نفرتو نسبت به امید در دلم می کاشتم اونم به نسبت کمتری تخم لذتو درون کسم می کاشت .دستامو از پشت به قسمتی از بدنش ر سونده وبا ناخنام خراشش دادم . اونم با پنجه  هاش به شونه هام چنگ انداخت و محکم فشارم گرفت تا دیگه نتونم کاری بکنم . کیرشو خیلی راحت می کرد تا ته کسم و برش می گردوند .. دستش که رسید نزدیک دهنم چند تا از انگشتاشو گاز گرفتم . باورم نمی شد خیلی راحت منو تسلیم کرده باشه . کاش نمی ترسیدم . کاش ..از اولش یه رفتار دیگه ای در پیش می گرفتم . همش می خواستم به چیزای دیگه ای فکر کنم .. اونم خوشش میومد از این که هر چی از دهنش در میادو به من بگه ..
آروم به من می گفت جنده .. جنده .. دست و پا بزن .. اگه جراتشو داری داد بزن . من میگم تو خودت خواستی بری زیر کیر ما .. آخه تو خودت اومدی این جا . با پای خودت .. حالا داری واسه ما ناز می کنی ؟
-من اشتباهی اومدم . فکر کردم این جا  پلاژماست . خواهش می کنم ولم کن ..
-چی رو ولت کنم . نشنیدی رفیقمون چی گفت ؟ اونو خوب سیرش نکردی . اگه زیر دوش بهش حال می دادی الان راحت بودی . نگران نباش .. اگه دختر خوبی باشی هیچ خطری تو رو تهدید نمی کنه ..
-عوضی آشغال ..پست  فطرت .. چوبشو می خوری . من تازه عروسم . من شوهر دارم .  تازه هیجده سالمه .
 -اگه سیزده ساله هم بودی بهمون مزه می داد . آخه گناه ما چیه که نمی تونیم حالا حالا ها زن بگیریم .
  -هر غلطی که می خوای بکنی زود باش پست فطرت ..
اونم با چند ضربه آبشو خالی کرد توی کسم .. امید رفت من خودمو کنار کشیدم تا وقتی پرده رو از جلو کنار میده من مشخص نشم . فرزاد اومد و گفت ساکت .. الان جلوی هر یک از این سه تا پلاژ یکی نشسته .. بقیه هم دارن دنبال تو می گردن . دلواپست شدن ..
-آبرومو بردین .. خدا ازم نمی گذره .. من چه گناهی کردم ؟!
فرزاد همونی که زیر دوش تر تیب منو داده بود یک بار دیگه کارشو شروع کرد . امید رفت بیرون .  فرزاد طاقبازم کرد .. یه لحظه که نگام به صورتش افتاد با این که خیلی خوش قیافه بود و چشای سبز و روشنش زیبایی اونو بیشتر نشون می داد ولی  اون لحظه واسه من زشت ترین آدم روی زمین بود .. با این حال طوری به هیجان اومده بود که کس منو با دستمال خشک کرد . و لباشو گذاشت روش .. هنوز فرزین تا حالا کسمو نخورده بود ..  با این کارش تمام تنم می لرزید  دوست نداشتم خوشم بیاد . نمی خواستم که اون فکر کنه من دارم لذت می برم . حواسمو می بردم پیش فرزین .. شوهر خوبم که در چند متری من بود و نگران من و نمی دونست که من حالا کجام و دارم چیکار می کنم . ... ادامه دارد ...نویسنده .... ایرانی