ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خواهر .. مادر یا زن داداش ها ؟ 48

پروین : ببینم دخترم حواست به داداشت هست ؟ این روزا با این کمبود شوهری که هست دخترا همین جور دندون تیزکرده آماده باشن تا یه لقمه درست و حسابی و چرب و چیلی به تورشون بخوره و یه ضرب ببلعنش؟ ..
پریسا : واااااااا مااااااامااااااان چی داری میگی ؟ مگه شهر شهر هرته اون که دیگه بچه نیست ..
-نمی دونم عزیزم . از روزی که اون به دنیا اومده یه حس دیگه ای راجع بهش دارم . نمی دونم چرا اون عکس داداشای دیگه ات خیلی مظلومه ..
 پریسا : مامان این جورا هم که میگی نیست . شاید واسه اینه که ته تغاریه .. و تو میون بچه هات هم از همه مون خوشگل تره و به تو شباهت داره ..
پروین : عزیز دلم من همه بچه هامو دوست دارم . تازه تو دختر یکی یه دونه من هستی . عزیزمی گل منی ... -مامان من که حسودیم نمیشه . اتفاقا خودمم داداشمو دوست دارم ...
 پروین : بد نیست من برم داخل ببینم اگه کمکی می خواد کاری از دستم بر میاد انجام بدم .
 -مامان اون بچه نیست . سختشه . تازه تو که چند ساله اونو به حال خودش ول کردی ... شاید سختش باشه . اگه دوست داری من این کارو بکنم .
  -اتفاقا یه پسر با مامانش خیلی راحت تره .
 -خلاصه به هر  کلکی بود پروین با لباس زیرش رفت داخل ..  لباس زیرش هم که تقریبا شبیه لباس خوابی بود که تا بالای زانوش می رسید .
-مامان این کارا چیه . پیش دخترا آبرومون رفت .
-عزیز دلم پسر که از مامانش خجالت نمی کشه . من دوست دارم تو تمیز و مرتب باشی وهمیشه خوشبو و با طراوت .
-مگه من الان نیستم . خب هستم دیگه . اون وقت دوست داری یه جوری باشم که بقیه دخترا خوششون بیاد و لذت ببرن ؟
-در اون مورد هم با تو کلی حرف دارم . به موقعش ...
پارسا که قبل از اومدن مادرش کاملا بر هنه بود حالا مجبور شده بود که شورت فانتزی شو پاش کنه .. و اون قسمت مربوط به کیرش یه ورم خاصی کرده بود که پروین خیره به اون قسمت نگاه می کرد ...
 پارسا پشت به مادرش رو زمین نشسته پروین با یه دستش پشت پارسا رو لیف می زد و با دست دیگه اش با کسش بازی می کرد ..
 -مامان حالت خوبه ؟ چرا نفس نفس می زنی ..
 پروین سریع دستشو از رو کسش بر داشت تا سوتی نداده باشه ...
 اون طرف توسکا یه چشمکی به تلکا زد که یعنی باهاش همراهی کنه می خواد حال پریسا رو بگیره .
توسکا : میگم اصلا چه معنی داره که پسر به این بزرگی , مادرش اونو لیف بزنه و همراهیش کنه .. من جات بودم پریسا جون یه سری می زدم اون داخل ببینم چه خبره . اصلا لخت می شدم می رفتم داخل . تو که محرمشی . اون می تونه همه جاتو دید بزنه .
تلکا : این قدر بد بین نباش جاری خوشگلم ... به نظرت اونا الان دارن چیکار می کنن ؟
 توسکا : تا اون جایی که می دونم پارسا عاشق کون گنده هست و مادر شوهرحشری منم از کیر کلفت خوشش میاد . اون الان خودشو انداخته رو کیر پارسا . کیر تا ته رفته توی کس مامان پروینش . آخ که چه صحنه با حالی شده ووووووووییییییییی فکرش داره منو حالی به حالی می کنه . دلم می خواد این صحنه رو ببینم .. بعد پارسا کیرشو از توی کس مامانش در بیاره یکی یکی فرو کنه توی کس و کون ما ... هر کی دوست نداره می تونه اعلام کنه من به تنهایی جور اون دو نفر رو بکشم .
تلکا : من دلشو ندارم تو خسته شی توسکا جون من تازه به تو عادت کردم .
پریسا : احترام خودتونو نگه داشته باشین . این جور راجع به مادر من حرف نزنین . نا سلامتی اون مادر شوهر شماست جای مادرتون ...
توسکا : اینو که راست گفتی . با این حساب پارسا جونم که برادر شوهرمونه جای شوهرمون حساب میشه ..
 توسکا و تلکا شروع کردن به خندیدن و پریسا فقط حرص می خورد . از بس اون دو نفر در این مورد که مادرش با پارسا رابطه داره حرف زده بودند که یواش یواش داشتند پریسا رو هم به شک مینداختن  ..
و در حمام مادر ول کن پسر نبود . واسه لحظاتی از پشت دستاشو دور کمر و شکم پارسا حلقه کرد و با مو های خیس سینه پسرش بازی می کرد . لباشو هم گذاشته بود رو شونه های اون ... پارسا یواش یواش داشت حس می کرد که کیرش که در شرایطی عادی بوده داره یه حرکت رو به جلویی می کنه و هر لحظه شق و شق تر میشه .... نهههههههه بر شیطون لعنت ... حالا نه .. این جا نه ... اصلا نه ... اون نه .. نه .. هیچ عذری پذیرفته نیست من باید فکر اونو از سر بیرون کنم . پروین هم متوجه شده بود که کیر پسرش حرکتی رو به جلو داشته ورم داخل شورت حجیم تر نشون میده . ولی می دونست امکات تسلیم شدن در این جا نیست . و از طرفی باید ذهن پارسا رو هم آماده می کرد .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی