ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مردان مجرد , زنان متاهل 104

بنفشه : یعنی هایده جون نکنه می خوای بگی که زیر آبی یه کارایی انجام میدی و مثلا دوست پسر می گیری ؟
هایده : حالا چرا زیر آبی ؟ ! ما رو آبیش هم خیلی کارا صورت میدیم . دیگه باید زندگی کرد . با اعصابی راحت . نمیشه که این قدر به خودم سخت بگیرم . می تونم ؟ تو چیکار می کنی بنفشه ؟ اون وقتا اصلا یه حالتی داشتی که دلمون واست می سوخت ولی شوهرت خیلی خوش تیپه . فکر کنم تو یکی دیگه مثل ما از آب در نیومده باشی  . یه زن مومن مسجد ندیده ..
-هنوز همون جور شوخ و شیطون هستی ..
 -چیکار کنم . شوهرم اهل حاله و نمی ذاره بهم سخت بگذره . من که به کارش کاری ندارم . اونم بهم اعتماد داره . هر چند می دونم شاید بدونه که من دارم چیکار می کنم . ولی معمولا به روش نمیاره .  یعنی دو تایی مون با هم خوب کنار مییاییم . الان همین جا رو نگاه کن .. می تونم با یه اشاره چند تا پسر خوش تیپو بکشونم طرف خودم .. بنفشه : به منم یاد بده باید چیکار کنم ..
هایده : خودمونیم تو هم خیلی معرکه شدی . اصلا نشون نمیده که یک زن متاهل باشی . خیلی تو دل برو شدی . این قرمز بهت خیلی میاد . حالا به خاطر فرم باسنته یا  چه علتی داره خیلی کیپ نشون میده . داره می ترکه . منو که یک زن هستم به هوس آورده وای به حال  پسرا .  یادمه اون وقتا هم باسنت خیلی بر جسته و تو چش بود . راستش یکی از دوست پسرام خیلی طالبش بود . همش چش چرونی می کرد . پدر سوخته تو رو واسه خودش می خواست  و می گفت که دوستش گلوش پیشت  گیر کرده . بگذریم چه دورانی داشتیم و اون موقع چه زود گذشت !
 بنفشه : نمی دونم شاید تو هم راست بگی . من الان مدتیه که حس می کنم افشین با خیلی از دخترا و زنا راه داره . حتی به زنای شوهر دار هم رحم نمی کنه .
هایده : چی داری میگی عزیزم . در واقع باید گفت که این زنای متاهل هستند که به افشین تو رحم نمی کنند . هوس که فقط مال مردا نیست . راستشو بخوای اگه پای تو در میون نبود خیلی دلم می خواست شوهرت رو تور می کردم .
 -ولی اون خیلی های دیگه رو زیر سرش داره
 -باشه بنفشه . تو تجربه ات زیاد نیست . مرد هر چند تا دوست زن یا دختر داشته باشه و با همه هم حال کنه همین که چشمش به یک تیکه جدید میفته دلش می خواد اونو تصاحب کنه . آب از لب و لوچه اش آویزون میشه . خوشم میاد لذت می برم وقتی می بینم یه مرد به این حالت می رسه و من می تونم به اون حال بدم . خیلی کیف داره و حال میده ..
 بنفشه : اگه دوست داری من حرفی ندارم . می تونی شوهر منو تور کنی . فقط یک شرط داره . منو با یکی از این پسرای اهل و حال و با کلاس آشنا کنی . البته من که مثل تو قصد کارای اون جوری رو ندارم . فقط می خوام گپ بزنم .
هایده : مثل این که تو هم اون جات می خاره ها . گپ زدن دیگه چیه . اون جوری که حالتت نشون میده تو خودت داری غش و ضعف میری .. ولی گیریم تو بخوای گپ بزنی اون طرفی که باهات دوست میشه نمی خواد همچین کاری بکنه . ببین نگاه کن حالا یکی از اون با حالاش داره میاد طرف من . تو نخ منه . ولی باشه مال تو . شما رو با هم آشنا می کنم  خودم میرم دنبال شوهرت و کاری هم می کنم که اون این ورا پیداش نشه و تو و اون بتونین با هم بیشتر آشنا شین یا به قول خودت بیشتر گپ بزنین . اینو که گفت یه لبخند ملیح و نیشداری رو تحویل بنفشه داد و رفت .. اون طرف انوشه و افشین همچنان در حال اختلاط بو دند و عروس خانوم اصلا در این فکر نبود که چشای زیادی در حال پائیدن اونان .. انوشه دلش می خواست یه کاری انجام می داد که این افشین باشه که دختری اونو بگیره و بکارتشو بزنه ...
 -عزیزم افشین جون می تونم یه جوری ردیفش کنم یه جوری خوابش کنم . میای ؟ اون وقت همش دلم می مونه که چرا قبل از از دواجم خودمو به طور کامل در اختیارت نذاشتم ..
افشین : بذار باشه بعدا در موردش حرف می زنیم . الان شوهرت هم داره میاد این طرف درست نیست که  زیاده از حد با هم بپلکیم .
 هایده خودشو به افشین رسوند . انوشه عصبانی شد .. چون در همین مدت کوتاه به خوبی متوجه شده بود که هایده چه روحیه ای داره و چطور دوست داره که مردای دیگه رو تور کنه .. هایده برای لحظاتی به این فکر کرد که قرار بود بنفشه بیاد و اونو به شوهرش معرفی کنه ولی حالا خودش مجبوره یه جوری سر صحبتو باز کنه .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی