ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 151

مهران خیلی خالصانه کونشو در اختیار مایکل قرار داده بود . و این بقیه رو هم شگفت زده کرده بود . چون زن و مرد همه چشماشون گرد شده بود ..
 مهران : لاله جون اگه میشه یه چند دقیقه ای بیکار باشی و این جری رو بفرستی سراغ زنم خیلی عالیه . تا وقتی که من در حالت  دو کیفه به سر می برم سمیه به من حسادت می کنه و نمی ذاره که آب خوش از گلوم بره پایین ..  سمیه : آب خوش نگو بگو کیر خوش .. چون می بینم حالا کیر استیو رو از دهنت بیرون کشیدی داری حرف می زنی .
- مهران جون اگه کیر من توی کون استیو نبود می فرستادم اونو سراغ سمیه جون ..
سمیه : وااااااااادو تا مرد با هم بیان منو بکنن . این از عقل به دوره .
 مهران : نیست که تو خیلی عاقلی  ..
 سمیه : کاری نکن که وقتی پا مون باز شد به ایران من کاری کنم که تو حتی با شیدا هم نباشی .
-من دارم کاری می کنم که همین جا بمونیم البته پس از  بازگشت به ایران و سری بعد که اومدیم . لاله یه اشاره ای به جری زد ... ظاهرا دوای سمیه همین بود که دو تا مرد در آن واحد اونو بکنن . لذت می برد از این که دو تا کیر رو با هم حس می کرد توی بدن خودش .  منم با لذت چند ضربه دیگه به کون استیو زده و کیرمو تا وسطای کونش ا حرکت داده می کشیدمش بیرون و بالاخره توش خالی کردم . و رفتم سراغ  لاله .  حالا من و لاله با هم بودیم  .. جری و جیم و سمیه با هم .. مایکل و مری و استیو  هم سه تایی داشتن با هم حال می کردن . چه صحنه ای شده بود  -لاله جون خوبی ؟  میگم دیگه حالی داری که با عشقت شیدا حال کنی ؟
لاله : تو اولینی تو آخرینی ..
-فدات شم . دستمو رسوندم به سینه های لاله و در حالی که اونا رو به جهت های مختلف می گردوندم گفتم امان از دست این مردا و حرص زدنای اونا .  اگه ببینم فرم سینه هاتو دارن خرابش می کنم بهشون میگم که این قدر به اونا فشار نیارن . اینا صاحب داره .
لاله : هر چی تو بگی شیدا جون .  
 رفتیم یه گوشه ای رو زمین ... چه حالی می داد . هوای تقریبا گرم و دلپذیری بر اون جا حاکم بود .  البته اون جور گرم هم نبود ولی من و لاله حس می کردیم که می تونیم به دور از اون فضا و جو اون جا در کنار هم خوش باشیم . ما آدمای مرد ندیده ای نبودیم . لاله وقتی دهنشو گذاشت ر و سینه های من یه لحظه به یاد بچگی هام افتادم . حس کردم بر گشتم به اون دوران .  بچگی منظورم به همون زمانه که تازه به سن بلوغ رسیده بودیم .  یه نگاه به دور و برم انداختم . به راستی چه چیزایی نسبت به اون وقتا تغییر کرده ؟
 دیگه یواش یواش  بر و بچه های خارجی نشون می دادن که خسته شدن ولی ایرونی ها دست از حرص زدن خودشون ور نمی داشتن .
 یک آن کیر مایکل رو دیدم که از کون مهران بیرون کشیده شد . مهران هم کیرشو از توی کون مری بیرون کشید .. چه حالی می داد تماشای بر گشت آب از توی کون مهران و مری ... استیو هم که کیرشو فرو کرده بود توی دهن مهران و یک ریز می کرد توی دهنش و می کشید بیرون . جیم و جری هم همزمان توی کس و کون سمیه خالی کردند ... استیو هم سر مهران رو دو دستی داشت و کیرشو به انتهای حلق مهران می فشرد تا توش خالی کرد . من مونده بودم و لاله دو تایی مون در یه  حس و حال عاشقونه همراه با اشتیاقی خالصانه با هم ور می رفتیم تا این که در حالی که دستامونو دور کمر هم حلقه زده بودیم توی کسش خالی کردم . چه صحنه ای شده بود .. همه افتاده بودن رو هم . .  سمیه دهن شوهرشو که دید پر شده از منی استیو از جاش پاشد و کبر تک تک مردا رو ساک زد و یه پاکسازی درست و حسابی انجام داد. .. می خواست سراغ منم بیاد که دید کیر من توی دهن لاله قرار داره و اون داره واسه من پاکسازی می کنه . دیگه همه مون خسته و هلاک بر گشتیم خونه . احساس آرامش می کردیم . من و لاله که با هم مشکلی نداشتیم . ظاهرا سمیه و مهران هم به نوعی با هم کنار اومده بودند . چون می دونستن این جوری لذت بیشتری از زندگی می برن .  دیگه اون شب همه با هم از این می گفتیم که خیلی بهمون خوش گذشت ... و من لذت می بردم از این که می دیدم که مهران و سمیه هم رابطه اشون با هم خیلی خوب و حسنه شده خیلی خوشحال بودم . این جوری خیلی راحت تر می تونستیم به حال کردنمون ادامه بدیم و بریم دنبال بر نامه های دیگه .  تخت دو نفره اش طوری بود که چهار تایی مون می تونستیم به خوبی کنار هم بخوابیم ..
مهران :  لاله جون تو بیا کنار من که  شیدا جون هم بتونه بره یه حالی به سمیه جون بده ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی