ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

از عشق تا ضربدری 18

پیمان و پرستو رفتن که بخوابن ... پونه و پرویز توی هال نشستند .. پونه با تعجب به این فکر می کرد که چطور شد که شوهرش و پرستو رفتن تو اتاق تا کنار هم بخوابن . یعنی راستی راستی می خوان کاری بکنن ؟ پرویز هم که خیالش نبود و به تنها چیزی که فکر می کرد این بود که زود تر پونه رو بیاره توی خط . .. . فیلم رسیده بود به جایی که زن  متاهل با دوست پسرش خلوت کرده بود .. پونه با این که سختش نبود کنار پرویز از این فیلمها ببینه و با توجه به بر خورد  و رابطه ای که با سیامک داشت تا حدودی تونسته بود این کنار هم نشینی رو حلش کنه ولی برای حفظ سیاست گفت من تعجب می کنم از کار بعضی از زنا که چطور زندگی خودشونو این طور به بازی می گیرن ..
پرویز : تعجب نداره .  اتفاقا من از شنیدن این حرف شما تعجب می کنم . چون به این صورت حرف زدن شما نوعی حمایت از مرداست . اگه دقت کرده باشید بیشتر , این مردا هستند که به زناشون خیانت می کنند و اونا رو حرص میدن و از طرفی میان از برابری حقوق زن و مرد حرف می زنند  .. اگه واقعا این برابری وجود داره پس زنا هم باید کاری بکنن .
پونه : ولی در این فیلم من که تا حالا ندیدم مرد خیانتی بکنه ..
 پرویز : اما  در ذات تمام مردا این وجود داره که بخوان با زنی غیر از همسرشون باشن ..
 پونه : منظورت فقط صحبت کردنه ؟
پرویز : نه .. همه کار .. دیگه اونو فعلا نمیشه بازش کرد .. یعنی شما هم از ما مردا حمایت می کنین ؟
 پونه بازم فکرش رفته بود پیش سیامک .. که چی شد که از دسش گریخت .. اگه برای یکی دو دقیقه ادامه می داد بی شک کیر اون پسر تا به انتهای کسش رفته بود .. الان این جا رو چیکار کنه . بازم دچار شرم خاصی شده بود . حالا پیمان و پرستو چیکار می کنن . یعنی راستی راستی اونا برای کاری رفتن پیش هم خوابیدن ؟ پیمان عادت نداشت  قبل از نیمه شب بخوابه . و خیلی کم پیش میومد ... تازه الان هم خسته و خواب آلود  نشون نمی داد . حسادت زنونه اون گل کرده بود که بره ببینه چه خبره . ولی از پرویز خجالت می کشید ... می خواست از اونم بپرسه که ایرادی نداشته که پیمان و پرستو بدون اونا رفتند که بخوابن بازم روش نمی شد ..  
فیلم رسیده بود به قسمتی که پسر در حال بر هنه کردن اون زن متاهل بود ... یه لحظه پونه یه لرزش خاصی رو در خودش حس کرد که سعی کرد بر خودش مسلط شه . بی اختیار یاد سیامک افتاد . اگه من به اون اجازه می دادم که تا آخر کارشو پیش ببره شاید  امشب راحت تر بودم .. ولی حالا امشبه رو باید کاری کنم که این بار سیامکو دیدم راحت تر باشم .. نههههههه .. من نمی تونم . نمی تونم با هیشکدومشون باشم . امکان نداره  پیمان بخواد غیر من با زن دیگه ای باشه . همه اینا یک شوخیه .. شاید اونا صمیمانه رفتند تا کنار هم بخوابند ....
پرویز : البته این موضوعی رو که الان می خوام بگم خیلی وقته توی کشور های پیشرفته امریکایی و اروپایی و تا حدودی هم در کشور های شرق دور رایجه  و تو ایران خودمون میره که چشمه هایی از اونو ببینیم . مخالفان و موافقانی داره که هر کدوم دلایل خاص خودشونو دارن .
  پونه : منظور شما روابط ضربدریه ؟
 پرویز : آفرین شما از کجا می دونین که من می خواستم در این مورد حرف بزنم ؟
-از بس این روزا پرستو در موردش با من حرف زد و پیمان هم یه اشاره هایی کرد . نمی دونم برام سخته که بخوام در این مورد  با شما حرف بزنم ..
 راستی راستی پونه سختش بود ولی از اون جایی که زن و مرد فیلم کاملا بر هنه شده در حال سکس بودند و برای این که حواس پرویزو پرت کنه  صحبتو به این جا کشونده بود .. دیگه پونه طوری حرص می خورد که اصلا حرفاش خیلی خودمونی و ساده شده بود ..
-یعنی تو خیالت نیست که  پرستو با یه مردی غیر از تو سر کنه ؟
 پرویز : شاید یه چند دقیقه ای سختم باشه ولی وقتی که می بیننم زن اون مرد هم در اختیار من قرار می گیره دیگه واسه چی سختم باشه . از طرفی با این کارمون می تونیم یه سری مسائلو بین خودمون حل کنیم . دیگه اون تمایلات و آتیشای خفته و زیر خاکستر وجودمون در غیاب هم روشن نمیشه و این نشون دهنده اوج صمیمیت و تفاهم و درک متقابله .
 و در اتاق خواب , پیمان و پرستو دو عاشق و معشوق قدیم که به این شکل همدیگه رو پیدا کرده کاملا بر هنه و در آغوش هم خفته بودن ..
پیمان : به نظرت اونا الان دارن چیکار می کنن ؟
پرستو : هیچی دارن حرف می زنن . مگه صدای اونا رو نمی شنوی ؟ فقط پرویز منتطر ماست .. که مشغول شیم .. بعد دست زنت رو بگیره و بیاره کنار در ما رو نشونمون بده .. این حساس ترین قسمت کاره ... پرویز نباید بذاره گه پونه مثلا بخواد بیاد سمت ما و شلوغش کنه .. همون جا باید ردیفش کنه ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی