ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خارتو , گل دیگران 174

لیدا :  ببین میلاد . من برابری حقوق زن و مرد رو رعایت می کنم . یعنی اصلا نمیگم که من بیشتر از تو بخوام از یه چیزی بهره ببرم . دیدی چقدر هواتو دارم . حالا تو بیا و تنهایی بخور . اصلا زن و مرد از دواج می کنن برای چی ؟ برای این که شریک غم و شادیهای هم بشن .. شریک دار و ندار هم ..
 معین و مهران دو تایی شون دیگه حوصله شون سر رفته بود از پر حرفی ها و لجبازی و حرص خوردن های لیدا . برای همین تصمیم گرفتند که زود تر دست به کار شده و حسابی حالشو جا بیارن .
مهران که این بار رفته بود زیر لیدا دراز کشیده و می خواست بکنه توی کسش و معین هم می خواست فرو کنه توی کونش .. دو تایی کمر و پهلو ها شو گرفته و کیرشونو به سوراخای مورد نظر فشار دادند . کیر مهران که راحت رفت تا به انتهای کس لیدا ولی معین نتونست کیرشو فرو کنه توی کون ..
-آخخخخخخخخ  وحشی چیکار می کنی آروم تر  ..
داد میلاد در اومد ...  
-نهههه من نمی ذارم زنمو تیکه پاره کنین ..
 ولی ویدا و ماندانا دو تایی شون افتادن سر میلاد و به اون فرصت فکر کردن ندادن . ماندانا : بشین روش ویدا ..
 -نه ماندانا تو بشین . من اون طرف به اندازه کافی حال کرده بودم ..
-منم همین طور .. میلاد جان این قدر جوش نیار ... دیگه کار از کار گذشته .تموم شده .... رفته .... کیر یکی دیگه از مرز کس زنت گذشته ....
 در این جا ماندانا تیوب کرمی رو داد به دست ویدا و گفت :
 یه دقیقه  برو اینو به کون لیدا بمال ... این مهران بد کیر ممکنه کون زن میلادو جرش بده واسش درد سر شه ...
 در این جا یه تیکه هم به میلاد انداخت .
 -عوضش میلاد خان ! راه کونش باز میشه خونه که با هم خلوت کردین خیلی راحت تر می تونی کون زنتو بکنی . هر کاری برای بار اولش سخته . این قدر نق نزن . غر نزن . دیگه همه چی عادی میشه برات ...
ویدا مقداری کرم  رو انگشتاش ریخت و اونو به آرومی توی کون لیدا فرو کرد ..
 ویدا : ناراحت نباش لیدا جان . خصلت بیشتر مردا همینه که بکنن توی کون ما زنا . این یه قسمتو خیلی دوست دارن . کاریش نمیشه کرد .. چند بار که بدی راهش کمی باز تر میشه ..  ولی هیچوقت بدون درد نمیشه ....
 لیدا از تماس انگشتای دست ویدا با سوراخ کونش خوشش میومد . ویدا یه دستی رو کیر معین هم کشید و گفت
-پسر کمی مدارا کن . هر چی باشه شوهرش دوستته و احترام اون واجبه ...
میلاد همچنان حرص می خورد از این که همه داشتن بهش تیکه مینداختن و مهم تر از اون هم زنش زیر کیر دوستاش دست و پا می زد و حال می کرد .
 لیدا که پس از دقایقی به فضای سکسی با غیر عادت کرده بود حالا خودشو راحت تر از بار قبل می تونست به این تحول جدید عادت بده . دو مرد و یک زن ... چشاشو به روبرو دوخته بود . به درختایی با سایه ها و منظره ای سیاه که انگار دل آسمان روشن تررو شکافته بودند . به ستاره ها نگاه می کرد . هر چه  به دنبال ماه می گشت پیداش نکرد . رو کیر مهران نشسته بود .. طوری قفلش کرده بود که اون پسر نمی تونست تکون بخوره . کمی خودشو بالاتر کشید تا مهران بتونه کیرشو توی کس اون حرکت بده .  معین هم که کون لیدا رو آماده دیده بود یه فشاری به سر مقعد لیدا آورده و خیلی آروم قسمتی از کیرشو توی کون لیدا جا داد ... لیدا احساس درد می کرد ولی نه به اندازه دفعه قبل که معین سریع می خواست کارو تموم کنه .
اون طرف دو تا زن امون میلادو بریده بودن . دیگه بهش فرصت ندادن که فکر کنه و تصمیم بگیره .  ماندانا که خودشو مرتب روی کیر میلاد حرکت می داد و ویدا هم رفته بود رو سر میلاد و کسشو به سر و صورت و دهن میلاد می مالوند .
  ویدا : زبونش بزن زود باش .. زود باش ... دیگه به هیچی فکر نکن .. .. خیلی اخمویی . کاش روزی ملت ها به این نتیجه برسند که از دواج با برده داری فرق می کنه . از دواج سند مالکیت کسی بر کسی نیست . اونم مالکیت یک طرفه . منتها در بیشتر جوامع از دواج طوری قلمداد میشه که انگار مرد مالک زن میشه . حتی در جوامع پیشرفته با این که از دموکراسی و برابری حقوق زن و مرد حرف می زنن باز در عمل این طور نیست و به نوعی سلطه مرد مشخصه ... ولی تازگی ها با تغییر فر هنگ  در روابط زناشویی و حل بعضی مسائل این فاصله ها و تضاد از میان بر داشته شده ...
  با این دو تا کوسی که روی دهن و کیر میلاد قرار داشت اون دیگه حرف بزن و جواب بده نبود . فقط می دونست که سرش داره از حرفای ویدا سوت می کشه . و اگه قرار بر این بود که فعلا بی خیال شه این پر حرفی های ویدا دوباره همه چی رو به یادش مینداخت . ... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی