ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

از عشق تا ضربدری 16

پونه به این فکر می کرد که چیکار باید بکنه . چطور می تونه خودشو در مقابل یه مرد غریبه فانتزی نشون بده . تمام حسش رفته بود پیش سیامک .. و از طرفی حس می کرد که هنوز هیچی نشده از شوهرش پیشدستی کرده ...
 وقتی پیمان اومد خونه اونو خیلی پریشون دید ..
 -عزیزم چی شده پونه جون ..
-هیچی پرستو زنگ زده که  یادت نره دعوتی امشبو و تو اگه می تونی زود تر بیا . منم گفتم باشه .  البته قبلا هم قرار بود بریم . ولی نمی دونم چیکار کنم .
 -چی رو چیکار کنی اونا که غریبه نیستن .  
- نمی دونم چه لباسی بپوشم که مناسب این دور هم نشینی باشه ..
-هر چی دلت خواست می تونی تنت کنی .. حتی تنگ و چسبون ...
 -یعنی تو ناراحت نمیشی ؟ سخت نمی گیری و حسادت نمی کنی ؟ یادم میاد یه وقتایی برات مهم بود و با هام دعوا میفتادی سر این موضوع  .. حتی از این که روسریم رفته بود عقب و یه عده از پسر پر رو های هیز داشتن چش چرونی می کردن خیلی ناراحت بودی و راستش منم خیلی خوشحال می شدم که تو رو این جوری غیرتی می دیدم ..
-عزیزم هنوزم هستم . باید دید که آدم با چه کسایی نشست و بر خاست داره . فر هنگ طرفو باید ببینه . تو خودت میگی بچه پرروی پر توقع بی فر هنگ  .. ولی پرویز و پرستو حسابشون جداست . از طرفی اگه زن و مرد  همو درک کنند و به هم سخت نگیرن راحت تر می تونن با هم کنار اومده و سر هیچ و پوچ با هم کلنجار نرن . خوشبختی و رفاه واقعی یک زن و شوهر در اینه که به یک تفاهم و درک متقابلی برسند که با حسادتها و سختگیریهای بیجا زندگی رو واسه هم زهر نکنن .  تو می تونی لباسای بدن نما و چسبون و بلوز یقه باز و هر چی دوست داشتی بپوشی ..  راحت باش عزیزم .
- نمی دونم ... باید دید پرستو چه جوری می پوشه ... نمی دونم ..
 -تا اون جا که می دونم اونم به خودش سخت نمی گیره و شوهرش و اون خیلی وقته که این مسائلو حلش کردن .
 -تو اینو از کجا می دونی .
 -من و پرویز که تو مهمونی چند شب پیش با هم حرف می زدیم متوجه این مسائل شدم   -برات خیلی اهمیت داره ؟ ..
 -ببین پونه من اگه جات بودم یه چند ساعت زود تر می رفتم خونه پرستو ... اون اتفاقا می تونه به موهات مدل هم بده . آرایشگر قهاری هم هست .. ولی خب کار نمی کنه . نیاز نداره . می تونین با هم هماهنگی کنین . اون شوهرشو بیشتر می شناسه ..
 پونه : یعنی تمام فکر و ذکر ما واسه رفتن به این مهمونی باید همین باشه که چی بپوشیم و چی نپوشیم ؟
 پیمان : از دستت دارم دیوونه میشم زن . من که این قدر حساسیت ندارم . تو داری حساسیت نشون میدی .
پونه  اوایل بعد از ظهر با چند تا از لباساش رفت پیش پرستو ... پرستو از دیدنش خیلی خوشحال شد ...
-ببینم به خواب بعد از ظهر که عادت نداری ..
-نه .. می تونم بخوابم ولی عادت ندارم ...
 -بیا خودم خوشگلت کنم ...
از اون جایی که پرستو عشق پیمان بود و می دونست سلیقه اونو زیاد واسش سخت نبود که چی بپوشه و با چه فرم و حالتی  در مهمونی چهار نفره شون باشه ولی با این حال واسه این که  ذهن پونه رو آماده کنه و از طرفی اون مشکوک نشه و به صورت طبیعی در فضای سکس ضربدری قرارر بگیره گفت خب پیمان جون از چه مدل مویی خوشش میاد یا لباسی .. ببینم تو چه لباسایی با خودت آوردی ... .. این بلوز جیگری یقه باز خیلی بهت میاد .. جین آبی هم خوبه .. ولی پرویز از ساپورت بیشتر خوشش میاد . نرم و نازک و کیپ .. طوری که تمام زوایای باسنو نشون بده . یه هیجان خاصی درش به وجود میاره . بد جوری تحریکش می کنه ..
 چشای پونه گرد شده بود ... انتظار نداشت که همون اول کار و هیچی نشده پرستو این قدر صریح بخواد از این مسائل حرف بزنه ... ولی یه لحظه فکرش رفت پیش سیامک .. این که چه جوری تا یک قدمی این پیش رفته بود که کیرشو توی بدنش حس کنه ... اما نتونست ...
پرستو حالت منگی پونه رو دید .. اون فکر نمی کرد که ذهن زن رفته باشه پیش پسر همسایه . فقط همینو حس می کرد که می تونه پونه رو تحریکش کنه و اون این آمادگی رو داره که بتونه در این سکس ضربدری شرکت کنه ...
 پونه : پرستو هدفت چیه ..
 پرستو : چه هدفی ! می خوایم دور هم خوش باشیم . دیگه این سنت های مسخره رو که این جوری بپوش و اون جوری نپوش زن تحریک میشه .. مرد تحریک میشه رو بذاریم کنار ..ما که در عصر حجر زندگی نمی کنیم . تازه اون موقع هم فکر نکنم حجابی در کار بوده باشه . ... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی